جمعه, ۱۰ اسفند, ۱۴۰۳ / 28 February, 2025
نگاهی به مستند "بچه ها" : تقابل میان فرهنگ و طبیعت

نام فیلم: بچه ها (Kids)، کارگردان: توماس بالمز (Thomas Balmes)، محصول سال 2010، زمان فیلم: 1 ساعت و 18 دقیقه
فیلم "بچه ها"، مستند ارزنده ای است که سال نخست زندگی 4 کودک آفریقایی، مغولی، آمریکایی و ژاپنی را به تصویر می کشاند. با رویکردی محیط شناسی فرهنگی، می توان گفت که این مستند رابطه ی میان فرهنگ و طبیعت را نشان می دهد؛ اینکه طبیعت و محیط زیست پیرامون، چگونه فرهنگ را می سازند و به آن شکل می دهند؛چگونه طبیعت بر روی فرهنگ و از سوی دیگر فرهنگ بر روی طبیعت تاثیر می گذارد. البته در اینجا تاثیر طبیعت بر روی فرهنگ مورد نظر ما ست.
در این مستند دو گونه از زندگی بررسی می شود. زندگی صنعتی که شامل حال کودک ژاپنی و کودک آمریکایی می شود. به نظر می رسد که این گونه از زندگی، تصویری عمودی دارد چرا که لحظات آن اکثرا در آپارتمان ها سپری می شوند. در مقابل، زندگی غیر صنعتی را داریم که در طبیعت و در فضایی افقی شکل می گیرد. کودک آفریقایی در محیطی قبیله ای و کودک مغولی در محیطی عشایری و دامپرور زندگی می کنند؛ این بار کودکان دیگر نه در برج ها و آسمان خراش های بلند، که در دشت و جنگل زندگی می کنند. تجربیات دو کودکی که در سان فرانسیسکو و در توکیو بزرگ می شوند از تجربیات دو کودک دیگر که نه در شهر بلکه در دامن طبیعت رشد می کنند متفاوت می شود. به نظر می رسد که رشد کودکان آمریکایی و ژاپنی تحت تاثیر عناصر فرهنگی بیشتری ( از جمله کتاب، فیلم، کلاس های آموزشی، مهد کودک و غیره) قرار گرفته است و این در مقابل رشد دو کودک مغولی و آفریقایی قرار می گیرد که از این امکانات بی بهره و در عوض در ارتباط مستقیم تری با محیط طبیعی قرار دارند.
فیلم با تصویری از طبیعت آفریقا آغاز می شود. کودک خردسال افریقایی (حدودا یک ساله) به شیوه ی مادر خود، دانه هایی را به کمک سنگی بر روی سنگ دیگر می ساید. سپس فیلم به گذشته باز می گردد. یعنی به حدود یک سال پیش. زمانی که کودک مورد نظر فیلم هنوز متولد نشده بود. مادر آفریقایی باردار در حال آماده کردن رنگی است که با آن پوست خود را تزئین می کند. سپس کودک افریقایی با نام پونیجائو (Ponijao) متولد می شود. دومین کودک، بایانچاندمانی (Bayanchandmani) نام دارد واهل مغولستان است. زن مغولی پیش از وضع حمل نشان داده می شود که حرکات نرمشی را زیر نظر مربیان بومی انجام می دهد. کودک به دنیا می آید و آن را در پارچه ای و به شکلی محکم قنداق می کنند. و پدر خانواده سوار بر موتور همراه با پسر اولش به استقبال مادر و نوزاد می آید. آنها بر موتور سوار می شوند و در دشتی سبز راه خانه را پیش می گیرند. کودک سوم ماری است و در خانواده ای ژاپنی و در شهر توکیو متولد می شود. بر روی پای نوزاد به شیوه ای سنتی با ماژیک قرمز، کلماتی که شاید نام او باشد نوشته می شود. کودک چهارم با نام هتی (Hatti )، در آمریکا و در یکی از بیمارستان های سانفرانسیسکو متولد می شود.
تفاوت میان زندگی کودکان، دست کم در چگونگی متولد شدن آنها و در همان 11 دقیقه ی نخست فیلم به روشنی نشان داده می شود. سپس فیلم روند رشد کودکان را دنبال می کند. کودک مغولی در کلبه ای عشایری که کف آن از گلیم های رنگارنگ پوشیده شده است بزرگ می شود؛ گو اینکه طبیعت بیرون در فضای خانه بازنمایی شده است. کودک آفریقایی در آغوش مادر مشغول شیر خوردن است. مادر بر روی زمینی خاکی و در فضایی پر از حشرات موذی در حالیکه با زن همسایه مشغول گفتگو ست، کودک را شیر می دهد.از سوی دیگر زن آمریکایی برای کودک 2 یا 3 ماهه اش کتاب می خواند. کودک ژاپنی به پارک برده می شود. صورت کودک مغولی با شیر مادر شسته می شود. کودک آمریکایی زیر دوش حمام شسته می شود و ... . این ها همگی نمونه هایی از شیوه های گوناگون زندگی این چهار کودک است که در محیط های گوناگون شکل می گیرند.
دراین فیلم هیچ روایت کننده ای در کار نیست و کلامی جز لالایی ها و یا زمزمه هایی به زبان محلی و بومی شنیده نمی شود. صدا ها و تصاویر تنها از زاویه ی دید و دریچه ی فهم کودکان به نمایش در می آیند. تجربیات این کودکان، بیننده را به طور مستقیم در رابطه با روند رشد فیزیکی و فرهنگ پذیری آنها قرار می دهند. علاوه بر تفاوت های فرهنگی بارزی که از همان صحنه های نخست فیلم بر آن تاکید می شود، تفاوت های شخصیتی کودکان نیز نمایش داده می شود.
نکته ی قابل توجهی که باید در رابطه با این مستند بر آن تاکید کرد آن است که پونیجا –کودک آفریقایی- حتی در مقایسه با کودک مغولی هم ، در محیط طبیعی تر بزرگ می شود؛ اینکه چگونه انسان هر چه از فرهنگ، دورتر و به طبیعت نزدیک تر شود، از زندگی ای انسانی دورتر و به حیاتی حیوانی نزدیک تر می شود. زندگی پونیجا، در تقابل کامل با زندگی هتی، دختر بچه ی امریکایی قرار می گیرد. پسر بچه ی مغولی چیزی میان فرهنگ و طبیعت قرار می گیرد زیرا از یک سو خانه ی او در میان دشتی سرسبز در مغولستان است، خروسی در اتاق او در کنار تختش راه می رود، بزی از تشت آب او، آب می نوشد و از سوی دیگر در کنار چادر او، بشقاب ماهواره ای نصب شده است، تلویزیونی او را سرگرم می کند و موتور سیکلتی وسیله ی حمل و نقل آنهاست.
سرانجام نباید فراموش کرد که در کنار تمام تفاوت های فرهنگی و شخصیتی میان این کودکان، یک چیز میان همه ی آنها مشترک است؛ کنجکاوی کودکانه؛ میل به کشف و فهمیدن. فیلم "بچه ها" در عین سادگی، سرشار از تصاویری بکر است که بیننده را با پیچیده گی های رفتاری گونه ی انسان آشنا می کند.
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست