یکشنبه ۱ مهر ۱۳۹۷ / Sunday, 23 September, 2018

عصمت فاطمه زهرا (س)


عصمت فاطمه زهرا (س)
و ما كان المؤمنون لینفروا كافّهٔ فلولا نفر من كلّ فرقهٔ منهم طائفهٔ لیتفقّهوا فی الدّین ولینذروا قومهم إذا رجعوا إلیهم لعلّهم یحذرون.۱
نباید مؤمنان همگی بیرون رفته و رسول را تنها بگذارند بلكه چرا از هر طائفه‌ای گروهی برای جنگ و گروهی نزد رسول برای آموختن علم مهیا نباشند؟ تا آن علمی كه آموخته‌اند به قوم خود بیاموزند كه قومشان هم شاید خداترس شده و از نافرمانی حذر كنند.
صاحب معالم(ره) فقه را اینگونه تعریف می‌كند: «علم به احكام شرعی فرعی به وسیلهٔ ادّلهٔ تفصیلی آنها». اما این تعریف، تعریف جامعی نیست، چرا كه قرآن و سنّت قطعی، فقه را در این چارچوب منحصر نكرده‌اند، این یك بحثی است بسیار مهم و جدی كه نیاز به تحقیقات زیادی در مباحث اجتهاد و تقلید به شكلی ویژه دارد، و همچنین در مباحث ولایت فقیه، امر به معروف و نهی از منكر، وجوب تعلیم جاهل و ارشاد او، حجیت خبر و حجیت فتوی.
امّا كلمهٔ «لولا» در آیه، حرف تحضیض است؛ یعنی تشویق به فقه و درك دین. تفقه در دین، فقط تفقه در احكام طهارت نیست، طهارت بخش كوچكی از دین است، برخی از یك شی، تمام آن شی نیست. فقهی كه هم اكنون معروف است به چهار قسمت تقسیم می‌شود؛ ایقاعات، عقود، احكام و عبادات، هركدام از اینها قسمت كوچكی از فقه است، حوزهٔ فقه بسیار وسیع‌تر از آنهاست. از دیدگاه امام صادق(ع) فقیه، فقط كسی كه علم اصول فقه و مبانی اصول را از مباحث وضع الفاظ تا آخر مبحث تعادل و تراجیح می‌خواند نیست، كسی كه علم فقه را از بحث طهارت تا احكام عاقله می‌خواند نیست، خداوند متعال می‌فرماید: «لیتفقّهوا فی الدین و لینذروا قومهم» یعنی فقیه كسی است كه مردم را از تمام دین انذار می‌كند، پس فقیه باید تمام دین را درك كرده باشد. برای كسانی مثل شما كه در این راه قدم برداشته باید این جمله كاملاً واضح باشد، فقیهی كه بخشی از فقه را درك كند و به همان اكتفا كند همانند بنّایی است كه ساختمانش را نصف و نیمه رها كرده است. چنین فقیهی امكان ندارد مشكلات دینی مردم را حل كند.
مراد خداوند از «كسانی كه در دین تفقه كنند»، فقیهانی است كه برگزیدهٔ قومشان هستند، كسانی كه صلاحیت تفقه در دین و انذار را داشته باشند تا اینكه بتوانند مشكلات دینی مردم را حل كنند.
در «لیتفقّهوا فی الدین ...» مراد كدام دین است؟ همان دینی كه حضرت ابراهیم و یعقوب به آن سفارش كردند:
و وصّی بها إبراهیم بنیه و یعقوب یا بنیّ إنّ الله اصطفی لكم الدّین فلا تموتنّ إلاّ و أنتم مسلمون.۲
ابراهیم و یعقوب به فرزندان خود راجع به تسلیم بودن در فرمان خدا سفارش و توصیه نمودند. ای فرزندان! خدا شما را به آیین پاك برگزید، پیوسته از آن پیروی كنید و تا پای جان سپردن الاّ تسلیم رضای خدا نباشید.
و همان دینی كه خداوند تعالی می‌فرماید:
إنّ الدّین عند الله الاسلام و ما اختلف الّذین أوتوا الكتاب إلّامن بعد ماجاءهم العلم بغیاً بینهم و من یكفر بآیات الله فإنّ الله سریع الحساب.۳
همانا دین پسندیده نزد خدا آئین اسلام است و اهل كتاب در آن راه مخالفت نپیمودند مگر پس از آنكه به حقانیت آن آگاه شدند و این خلاف را از راه رشك و حسد در میان آوردند و هركس به آیات خداوند كافر شود بترسد كه محاسبه خدا زود خواهد بود.
پس منظور از تفقّه مطلوب، تفقه در اسلام است. كه لازمه‌اش وجود فقیهی مطلوب است كه در این آیه كریمه به صفات آن اشاره شده است، آن فقیه همان اكسیر اعظم است.
به عنوان مثال در احكام فقهی آمده است كه: «ملعون است كسی كه نمازش را به تأخیر بیاندازد تا اینكه ستارگان ظاهر شوند» و همچنین داریم كه «ملعون است كسی كه ریاست را دوست داشته باشد». چرا اولین حدیث را حكمی فقهی می‌دانیم و دومین حدیث را نه؟ از طرفی علاوه بر اینكه بحث می‌كنیم كه معنای «لعن» چیست؟ آیا دلالت بر حرمت دارد یا كراهت؟ موضوع و محمولش چیست؟ باید بحث كنیم كه چرا كسی كه ریاست را دوست دارد لعن می‌شود، دوست داشتن ریاست به چه معناست، آیا لعن در اینجا لعن تمحیضی است یا تحریمی؟ اینها مسائل مهمی است كه الحمدلله شما در سطحی از علوم هستید كه با آنها آشنایید.
یا اینكه مبحث وجوب «تولّی» و «تبّری». كه در آنجا از این بحث می‌شود كه آیا بر ما واجب است تا از هركسی كه ولی خدا و حجّت خدا را به غضب در می‌آورد برائت جوییم، آیا این فقه است یا نه؟ آیا برائت واجب است یا نه؟ اگر واجب است كدام موضوع است و كدام محمول؟ نسبت بین این دو فرض چیست؟ یا اینكه آیا واجب است كه تبّری و تولّی در هر سطحی مساوی با هم باشند. تا زمانی كه این مسائل در دین وجود دارد ناچاریم كه در آنها تفقه كنیم، و با این تفقه است كه مشمول این بخش از آیه می‌شویم كه «لیتفقهوا فی الدین» و پس از تفقه، انذار مردم و «لینذروا قومهم».
مقام صدیقه كبری فاطمه زهرا(س) مقام بسیار بزرگی است، ایشان بر گردن مسلمانان حق بزرگی دارند، ولی متأسفانه آنگونه كه مستحق است این حق را ادا نكرده‌ایم، از آن می‌ترسم كه محكمه‌ای در دنیا كه قاضی آن حضرت صاحب الزمان، ارواحنا له الفداء، و یا در آخرت كه قاضی آن خداوند تبارك و تعالی باشد تشكیل شود و ما را مورد سؤال قرار دهند كه آیا برای ادای حقتان نسبت به حضرت فاطمه زهرا(س) كاری انجام داده‌اید؟ حتی به مقدار اعتراف یك فقیه سنی؟ می‌ترسم كه آن زمان جوابی نداشته باشیم.
باید آنچه را كه صحیح بخاری دربارهٔ حقوق حضرت فاطمه(س) آورده است را ببینیم و لو غیر عامدانه؟ متعصب‌ترین و نقادترین فقهای اهل سنّت، بخاری را صحیح و معتبر می‌دانند، در این كتاب از ابی ولید از ابن عیینه، از عمرو بن دینار، از ابن ابی ملیكه از موربن مخرمه روایت شده است كه رسول الله(ص) فرمود:
فاطمهٔ بضعهٔ منّی، من اغضبها فقد أغضبنی
فاطمه(س) پارهٔ تن من است، هر آنكس او را غضبناك كند مرا خشمگین كرده است.
می‌خواهیم در مورد این حدیث بحث و بررسی كنیم، حدیثی كه یك فقیه سنی آن‌را روایت می‌كند و در میان فقهای اهل سنّت، سند این حدیث صحیح و از درجهٔ بالایی برخوردار است، چرا كه بخاری ـ كسی كه در صحت احادیث بسیار محتاط است ـ آن را از امام جعفر صادق(ع) نقل كرده است و از طرفی ذهبی ـ كه از نقادترین افراد نسبت به احادیث است ـ این حدیث را صحیح و معتبر دانسته و آن را به گونه‌ای دیگر روایت می‌كند:
إنّ الرّب یرضی لرضا فاطمهٔ و یغضب لغضب فاطمهٔ.۴
همان خداوند با خوشنودی فاطمه خشنود و با ناراحتی فاطمه ناراحت می‌شود.
پس در نزد آنها این حدیث از لحاظ سند در حد قطعی الصدور از پیامبر اكرم(ص) نقل شده است. ما حدیث بخاری را مفّسر و مؤیدی برحدیث ذهبی می‌دانیم. حال می‌گوییم این حدیث بر چه چیزی دلالت می‌كند؟ خشنودی و غضب در انواع مردم از كجا ناشی می‌شود؟ حیات نباتات به دو عامل بستگی دارد؛ عامل اول قوت جذب و عامل دوم قوت دفع است، این دو قوت در حیات حیوان به صورت دو قوهٔ خشنودی و خشم ظاهر می‌شود، كه هر دو ناشی از طبع و غریزه‌اند، امّا در حیات انسانی چه؟ معنای حیات انسانی آن است كه هریك از ما به درجهٔ انسانیتی برسد كه ركن و پشتیبان وجودش، عقلش باشد، «دعامهٔ الإنسان عقله»۵ اینجاست كه عقل منشأ تمام خشنودی‌ها و خشم‌ها در وجود انسان می‌گردد، امّا قبل از آن، منشأ آن دو طبع و غریزه بود.
آیا من به مرحلهٔ انسانیتی كه منشأ خشنودی و خشمش، عقل است رسیده‌ام؟ می‌گویم: هرگز، اصلاً، هر عاقلی در اولین درجات تعقلش باید بداند كه به درجهٔ انسانف عاقل نرسیده است، این اعتراف خیلی مهم است.
آیا ما تاكنون نفهمیده‌ایم كه محك انسانیت‌مان و میزان آن چیست و به چه مقدار است؟ خوشحالی و خشم ما به خاطر حاجات بدنی ما است، هركدام از ما در وجود خود بنگرد، هنگامی كه شخصی كه به او اطمینان و اعتقاد دارد او را ترك كند، آیا ناراحت می‌شود یا نه؟ این ناراحتی خود یك گناه است، به درجهٔ انسانیت نرسیده است، هیچ‌كدام از ما به درجهٔ انسانیت نرسیده است مگر اینكه منشأ خشم و خشنودی او عقلانی باشد نه غریزی.
پس هرگاه در زندگی‌مان، منشأ خشنودی و خشم‌مان را، حتی برای یك بار از عقل دیدیم، آن موقع است كه برای یك بار انسان شده‌ایم، امّا اگر خشنودی و غضبمان ناشی از بطن و فرج بود مطمئناً از حیوانات خواهیم بود ولی در شكل انسان.
امّا انسان عقلانی كسی است كه برای همیشه با خشنودی عقل، خشنود می‌شود و با خشم عقل، خشمگین می‌گردد. پس اگر كسی را در روی كرهٔ زمین پیدا كردید كه به این درجه از شخصیت رسیده بود مرا خبر كنید تا پیش او بروم و نه تنها دستش را ببوسم، بلكه گرد وغبار گام‌هایش را نیز ببوسم.بالاتر از این مرتبه مقامی است كه ممكن است انسان به آنجا برسد، و آن زمانی است كه ارادهٔ انسان، در ارادهٔ خداوند تبارك و تعالی فانی گردد، دیگر او اراده‌ای ندارد و ارادهٔ او عین ارادهٔ خداست. و این همان درجه‌ای است كه تمام كارهایش «یرضی لرضا الله و یغضب لغضب ربّه» می‌شود. یعنی اگر فرزندش را كشتند، خشم او به خاطرخشم پروردگار است نه خشم نفسش و اگر فرزندش را زنده كردند به‌خاطر رضای خداوند خشنود می‌گردد، نه رضای نفسش، تصور این درجه بسیار مشكل است چه رسد به تحقق این امر!
این همان مقام عصمت خاتم‌الانبیاء(ص) است. عصمت آن مخلوقی كه نظیرش در میان تمام مخلوقات وجود ندارد، كسی كه حب و بغضش در حب و بغض خداوند فانی شده است. چیزی را دوست نمی‌دارد مگر اینكه خداوند آن را دوست بدارد و از چیزی خشمگین نمی‌شود مگر اینكه خداوند را از آن چیز خشمگین ببیند.
و این همان بشری است كه به مقام «و ماینطق عن الهوی إن هو إلاّ وحی یوحی»۶ رسیده است. و این همان درجه‌ای است كه از آن به عصمت خاتمیه تعبیر می‌شود، عصمتی كه غیر از عصمت ابراهیمیه است، عصمت ابراهیمیه نیز با عصمت یونسیه متفاوت است.
عصمت حضرت یونس(ع) هم عصمت است اما:
وذا النّون إذ ذهب مغاضباً فظنّ أن لن نقدر علیه فنادی فی الظّلمات أن لا إله إلا أنت سبحانك إنّی كنت من الظّالمین.۷
و یاد آر حال یونس را هنگامی‌كه از میان قوم خود غضبناك بیرون رفت و چنین پنداشت كه ما هرگز او را در مضیقه و سختی نمی‌‌افكنیم آنگاه در آن ظلمت‌ها فریاد كرد كه الهی، خدایی به جز ذات یكتای تو نیست تو از شرك و شریك پاك و منزهی و من از ستمكارانم.
او پیامبر خدا و معصوم است . اما خودش را محتاج می‌بیند كه به مقامی بالاتر برسد «سبحانك إنّی كنت من الظّالمین». كه آن حضرت، قبل از آنكه وارد شكم ماهی شود به آن مقام نرسیده بود.
همچنین یوسف(ع) نیز پیامبر خدا و معصوم است. و برهانی كه خداوند به او نشان داد، همان عصمتش بود:
و لقد همّت به وهمّ بها لولا أن رأی برهان ربّه كذلك لنصرف عنه السّوء و الفحشاء إنّه من عبادنا المخلصین.۸
آن زن باز اصرار كرد و اگر لطف خاص خدا وبرهان روشن حق نگهبان یوسف نبود او هم به میل طبیعی اهتمام می‌كرد اینچنین عمل زشت و فحشا را از او دور كردیم كه همانا او از بندگان معصوم ماست.
اما ایشان در یك درجه عصمت داشتند كه:
و قال للّذی ظنّ أنّه ناج منهما اذكرنی عند ربّك فأنساه الشّیطان ذكر ربّه فلبث فی السّجن بضع سنین.۹
آنگاه یوسف از رفیقی كه او را اهل نجات یافت درخواست كرد كه مرا نزد پادشاه یاد كن در آن حال شیطان یاد خدا را از نظرش ببرد بدین سبب در زندان چند سال محبوس ماند.
اما تسلیم مطلق نسبت به حب و بغض، خشنودی و غضب خداوند، مقامی خاص است كه این مقام مخصوص برترین مخلوقات و خاتم پیامبران و آقای رسولان است، این مقامی است كه می‌توان گفت: اوست كه از خشنودی خدا خشنود و از غضب خدا خشمگین می‌شود، و از طرفی دیگر خداوند تبارك و تعالی نیز از خشنودی او خشنود و از غضب او خشمگین می‌شود.
آیا بخاری و ذهبی فهمیده‌اند كه چه چیزی را روایت كرده‌اند:
إنّ الرّب یرضی لرضا فاطمهٔ و یغضب لغضب فاطمهٔ.
و آیا فهمیده‌اند كه اگر پیامبر اكرم(ص) فرمودند: «همانا فاطمه(س) با خشنودی خدا خشنود و با غضب خدا غضبناك می‌شود».
این كلام دال بر این مطلب است كه منشأ خشنودی و خشم حضرت فاطمه(س) نفس ایشان نیست بلكه منشأ آن خداوند تبارك و تعالی است. معنای این همان درجه عصمت كبری است كه رسول الله(ص) دارد. بالاتر از آن، كلام پیامبر اكرم(ص) است كه می‌فرمایند:
إنّ الرّب یرضی لرضا فاطمه و یغضب لغضب فاطمهٔ.
همانا خداوند از خشنودی فاطمه(س) خشنود و از غضب او غضبناك می‌شود.
این به چه معناست كه به درجه‌ای برسد كه «لام» خشنودی از طرف فاطمه(س) باشد (یعنی خداوند از خشنودی فاطمه(س) خشنود شود و این مقام بالاتر است از اینكه فاطمه(س) از خشنودی خدا خشنود گردد.)
اینجاست كه معنای این سؤال فهمیده می‌شود كه فاطمه(س) را چه كسی می‌شناسد، این فاطمه(س) چه كسی است؟ و در جواب می‌گوییم: امام جعفر صادق(ع) كسی است كه می‌داند فاطمه كیست، ایشان می‌فرمایند:
إنّما سمّیت فاطمهٔ فاطمهٔ لإنّ النّاس فطموا عن معرفتها.۱۰
همانا فاطمه، فاطمه نامیده شد، چرا كه مردم از شناخت ایشان ناتوانند.
پس با دلیل ثابت كردیم كه از معرفت و درك مقام حضرت فاطمه(س) عاجز هستیم، ما از معرفت آن درجهٔ بالایی كه خداوند متعال رضایش را در رضایت او و غضبش را در غضب او گذارده است عاجز هستیم، عاجز هستیم از معرفت این مخلوق ربانی و حورای انسانی، او كیست؟...
امیرمؤمنان حضرت علی(ع) در شب دفن پیكر مبارك حضرت فاطمه(س) می‌فرمایند:
أمّا حزنی فسرمد و أمّا لیلی فمسهّد۱۱
حزن و اندوهم همیشگی شد و خواب بر من حرام گشت.
بهتر است بدانیم كسی كه این جمله را بیان می‌‌كند دنیا و آخرت را شناخته و هر دو آن‌ها را زیر پایش گذاشته است! چرا كه اوست كه فاطمه(س) را می‌شناسد. ملاحظه كنید هنگامی كه برجنازهٔ حضرت نماز می‌خواند چه می‌فرماید. آنچه برای او در كنار پیكر همسرش اتفاق افتاد، هیچ كجا رخ نداده است، نمی‌توانیم بیشتر از این بگوییم. از مصباح الأنوار در بحارالانوار حدیثی از ابی عبدالله الحسین(ع) نقل شده است. كه حضرت فرمودند:
إنّ أمیرالمؤمنین(ع) غسل فاطمهٔ(س) ثلاثاً و خمساً، و جعل فی الغسلهٔ الخامسهٔ الآخرهٔ شیئاً من الكافور، و أشعرها مئزراً سابغا دون الكفن، و كان هو الذی یلی ذلك منها، و هو یقول: أللّهمّ إنّها أمتك، و بنت رسولك، وصفیّك و خیرتك من خلقك، أللهّمّ لقنها حجتّها، و أعظم برهانها، و أعل درجتها، و اجمع بینها و بین أبیها محمد(ص). فلمّا جنّ اللیل غسّلها علیّ، ووضعها علی السریر، و قال للحسن: أدع لی أباذر فدعاه، فحملا إلی المصلّی، فصلّی علیها ثم صلّی ركعتین، و رفع یدیه إلی السماء فنادی: هذه بنت نبیك فاطمهٔ ، أخرجتها من الظّلمات إلی النور، فأضاءت الارض میلا فی میل!۱۲
امیرالمؤمنین(ع)، فاطمه(س) را سه بار و پنج بار غسل دادند، در آخر غسل پنجم مقداری از كافور استفاده كردند و مئزری بر بدن آن حضرت پوشاندند و سپس فرمودند: خدایا، فاطمه از آنف تو و دختر رسول توست، صفی و برگزیدهٔ خلق توست، حجتش را به او نشان ده و مقام او را عالی گردان و بین او و پدرش جمع كن... و آن هنگام كه شب شد، علی(ع) او را غسل داد و بر تختی خوابانید و رو به حسن كرد و گفت: اباذر را بیاور، و او آمد. حضرت فاطمه(س) را به سوی محراب حمل كرد و دوباره دو ركعت نماز به جا آورد، سپس دستانش را به سوی آسمان بلند كرد و فرمود: این دختر پیامبرت فاطمه است، او را از ظلمات خارج و به سوی نور هدایت فرما. در آن هنگام منطقه‌ای از زمین نورانی شد.
جملهٔ آخر حضرت به چه معناست؟ ملاحظه بفرمایید، این جمله مجمل بیان شد، ممكن نیست جز برای غیرخدا این جمله گفته شود، می‌فرماید: خداوندا! فاطمه(س) را از این دنیای تاریكی‌ها گرفتی و به سوی نور، نور آسمان‌ها و زمین فرستادی.
ملاحظه بفرمایید كه خداوند متعال دعای امیرالمؤمنین را اجابت فرمود. مثل اینكه خداوند به حضرت فرمود: بله، همان‌گونه كه روح او را از نور پروردگارش خلق كردم او را به سوی نور فرستادم. و هنوز سخنان حضرت امیر(ع) تمام نشده بود كه خداوند او را تصدیق نمود و نقطهٔ نوری از بدن طاهر حضرت فاطمه(س) قسمتی از زمین را نورانی كرد.
این چه معنایی می‌دهد؟ به این معناست كه «إنّالله و إنّا إلیه راجعون» برای همه است، ولی فاطمه(س) به نور خدا پیوست، نوری كه از آن خلق شده بود.
این مقام فاطمه است... روحش به نور خداوندی پیوست و اینگونه آن جهان از بدن طاهری كه از عالم ظلمانی به عالم روحانی شتافت استقبال نمود.
این فاطمه است كه به آن مقام رسید. كه «إنّ الربّ لیغضب لغضب فاطمهٔ و یرضی لرضاها.» بهتر است كه در اینجا به مناسبت اشاره‌ای كنیم به آنچه كه بخاری در روایت صحیحه‌ای از عایشه آورده است كه او گفت:
فاطمه(س) دختر رسول الله غضبناك شد و [یكی از صحابه] روی برگرداند، بعد از آن طولی نكشید كه درگذشت.۱۳
و از دیگری روایت كرده است كه:
حضرت فاطمه(س) به علی(ع) وصیت كرده بود كه او را مخفیانه دفن كند و آنها را از محل دفن او آگاه نسازد.
از این اعترافات می‌شود به نتیجه‌ای رسید كه دو مقدمه دارد. مقدمهٔ اول همان است كه اهل سنت می‌گویند كه إنّ الله لیغضب لغضبها و همچنین می‌گویند كه فاطمه(س) از آن صحابه غضبناك شد و از او روی برگرداند و در حالی كه از او غضبناك بود درگذشت پس غضب خدا بر او حلال گشت و مقدمهٔ دوم این است كه خداوند می‌فرماید:
و من یحلل علیه غضبی فقد هوی.۱۴
و هركس مستوجب خشم من گردید همانا خوار و هلاك خواهد شد.

پی‌نوشت‌ها:
?برگرفته از كتاب: الحق المبین فی معرفهٔ المعصومین(ع)، این سخنرانی در تاریخ (۹ جمادی الاول ۱۴۱۱ برابر با ۷/۹/۱۳۶۹) ایراد شده است.
۱. سورهٔ توبه (۹)، آیهٔ ۱۲۲.
۲. سورهٔ بقره (۲)، آیهٔ ۱۳۲.
۳. سورهٔ آل عمران(۳)، آیهٔ ۱۹.
۴. مستدرك الحاكم، جلد ۳، ص ۱۵۴.
۵. علل الشرایع، جلد ۱، ص ۱۰۳.
۶. از روی هوا و هوس حرفی را نمی‌زند و هرچه كه می‌فرماید چیزی جز وحی خداوندی كه به او نازل شده نیست. سورهٔ نجم (۵۳) ، آیهٔ ۳ و ۴.
۷. سورهٔ انبیاء (۲۱)، آیهٔ ۸۷.
۸. سورهٔ یوسف (۱۲)، آیهٔ ۲۴.
۹. سورهٔ یوسف (۱۲)، آیهٔ ۴۲.
۱۰. تفسیر فرات، ص ۵۸۱.
۱۱. امالی المفید، ص ۲۸۱.
۱۲. مقتل حسین خوارزمی، ج۱، ص ۸۶ ؛ بحارالأنوار، جلد ۴۳، ص ۲۱۴.
۱۳. صحیح بخاری، ج ۴، ص ۴۱.
۱۴. سورهٔ طه (۲۰)، آیهٔ ۸۱.
۱۵. سورهٔ جمعه (۶۲)، آیهٔ ۵.
منبع:ماهنامه موعود، شماره ۵۴
نویسنده:وحید خراسانی

منبع : خبرگزاری فارس

مطالب مرتبط

منجی ادیان

منجی ادیان
اشاره به مصلح جهانی و ظهور منجی یکی از مسایل و اعتقادات بنیادین مکتب‌های فکری در طول تاریخ بشریت بوده است. این امر در ادیان الهی فروغ و جلوه بارزتری دارد و نویدها و بشارت ظهور مبارک وی در کتب مذهبی اهل ادیان مختلف آمده است. بررسی کتبی مانند: کتاب زند، کتاب شاکمونی، کتاب دید براهمه، کتاب باسک، کتاب پاتیکل، کتاب دادنگ، کتاب ضفینای نبی، کتاب اشعیاء، کتاب حکی نبی، کتاب مکاشفات یوحنای لاهوتی، کتاب دانیال نبی، انجیل متی، انجیل لوقا، انجیل مرقس و ... نشان می‌دهد که همگی اصالت و حقیقت ظهور منجی الهی را تأیید می‌کنند.
اگر چه غیر از قرآن مجید همه کتابهای آسمانی مورد دستبرد و تحریف قرار گرفته است، ولی باز هم مطالبی در آنها دیده می‌شود که از دستبرد دگران مصون مانده و شگفت آور آنکه در برخی از این کتابها، القاب و اسامی مبارک حضرت مهدی(عج) و حتی سلسله نسبی آن حضرت و اینکه وی از سلالة پاک پیغمبر آخرالزمان و از فرزندان دختر آن پیغمبر و آخرین جانشین آن حضرت است و برخی جزئیات ظهور (که در روایات اسلامی هم ذکر گردیده) نیز مشخص شده است.
اینک برای اثبات این مدعا قسمتی از نویدها و بشارتهای ظهور مهدی موعود را که در کتب مذهبی اهل ادیان مختلف آمده است از کتب مقدسة هندیان، یهودیان، مسیحیان و زرتشتیان و ... نقل می‌نماییم: (قابل ذکر است که به دلیل تحریفاتی که بعضاً ریشه های حماسی و غیره نیز ممکن است داشته باشد، استناد به برخی توضیحات از جمله زمان و نحوه ظهور و مرکب و اسلحه حضرت و .. چندان فابل اطمینان نیست، لیکن آنچه که به طور مسلم از این متون بر می آید، همانا اعتقاد تمامی ادیان به منجی واحدی است که همگان منتظر ظهور حجتش می باشند.)
۱) بشارت ظهور حضرت مهدی (عج) در کتاب اوپانیشاد
در کتاب «اوپانیشاد» که از کتب معتبر و از منابع هندوها به شمار می‌رود آمده است:
«این مُظهر ویشنو (= نجات دهنده، منجی) در انقضای کلّی یا عصر آهن، سوار بر اسب سفیدی، در حالیکه شمشیر برهنه درخشانی به صورت ستاره دنباله‌دار در دست دارد ظاهر می‌شود و شریران را تماماً هلاک می‌سازد و خلقت را از نو تجدید، و پاکی را رجعت خواهد داد ... این مُظهر منجی در انقضای عالم ظهور خواهد کرد.»[۱]
۲) بشارت ظهور حضرت مهدی (عج) در کتاب «باسک»
در کتاب «باسک» که از کتب مقدسة آسمانی هندوهاست، بشارت ظهور حضرت ولی عصر چنین آمده است:
«دور دنیا تمام شود به پادشاه عادلی در آخر الزمان، که پیشوای ملائکه و پریان و آدمیان باشد و حق و راستی با او باشد و آنچه در دریا و زمین‌ها و کوه‌ها پنهان باشد، همه را بدست آورد، و از آسمان‌ها و زمین و آنچه باشد خبر دهد، و از او بزرگتر کسی به دنیا نیاید.»[۲]
۳) بشارت ظهور حضرت مهدی (عج) در کتاب «پاتیکل» از کتب مقدسه هندیان:
«چون مدت روز تمام شود، دنیای کهنه نو شود و زنده گردد، صاحب ملک تازه پیدا شود از فرزندان دو پیشوای بزرگ جهان که یکی «ناموس آخرالزمان» و دیگری «صدیق اکبر» یعنی وصی بزرگتر وی که «پشن» نام دارد. و نام آن صاحب ملک تازه، «راهنما» است، به حق، پادشاه شود، و خلیفه «رام» باشد. و حکم براند و او را معجزه بسیار باشد. هر که پناه به او برد و دین پدران او اختیار کند، سرخ روی باشد در نزد «رام» و دولت او بسیار کشیده شود، و عمر او از فرزندان «ناموس اکبر» زیاده باشد و آخر دنیا به او تمام شود و از ساحل دریای محیط و جزایر سراندیب و قبر بابا آدم و از حبال القمر تا شمال هیکل زهره، تا سیف البحر و اقیانوس را مسخر گرداند، و بتخانه «سومنات» را خراب کند. و «جگرنات» به فرمان او به سخن آید و به خاک افتد، پس آن را بشکند و به دریای اعظم اندازد، و هر بتی که در هر جا باشد بشکند.»[۳]
درک معانی تعابیر و الفاظ این بشارت، این نوید را روشن تر خواهد کرد.
▪ مقصود از «ناموس آخر الزمان»، ناموس اعظم الهی، پیامبر اکرم است.
▪ پشن، نام هندی حضرت علی بن ابیطالب (ع) است.
▪ صاحب ملک تازه، آخرین حجت خداوند حضرت ولی عصر (عج) است و راهنما، نام مبارک حضرت مهدی (عج) است که بزرگترین نمایندة راهنمایان الهی و نام مقدس وی نیز، هادی و مهدی و قائم به حق است.
▪ کلمة «رام» به لغت «سانسکریتی» نام اقدس حضرت احدیت (خدا) است.
▪ این جمله «هر که به او پناه برد، و دین پدران او اختیار کند، در نزد رام، سرخ روی باشد» صریح است در این که، حضرت مهدی (عج) جهانیان را به دین اجداد بزرگوارش اسلام، دعوت می‌کند.
▪ سومنات ـ در کتاب لغت‌نامه بتخانه‌ای بوده در «گجرات»
▪ «جگرنات» به لغت سانسکریتی، نام بتی است که هندوها آن را مظهر خدا می‌دانند.
۴) بشارت ظهور حضرت بقیه الله (عج) در کتاب «وشن جوک»
در کتاب «جوک» که رهبر جوکیان هندو است و او را پیامبر می‌دانند، دربارة بشارت ظهور حضرت «بقیه الله» (عج) و رجعت گروهی از اموات در دوران حکومت عدالت گستر آن حضرت، چنین آمده است:
«آخر دنیا به کسی برگردد که خدا را دوست می‌دارد و از بندگان خاص او باشد و نام او «خجسته» و «فرخنده» باشد. خلق را که در دین‌ها اختراع کرده و حق خدا و پیامبر را پایمال کرده‌اند، همه را زنده گرداند و بسوزاند و عالم را نو گرداند، و هر بدی را سزا دهد، و یک «کرور» دولت او باشد که عبارت از چهار هزار سال است، خود او و اقوامش پادشاهی کنند.»[۴]
دو کلمة «فرخنده» و «خجسته» در عربی (محمد و محمود) ترجمه می‌شود و این هر دو اسم، نام مبارک حضرت مهدی (عج) می‌باشد و شاید هم اشاره به «محمد» و «احمد» باشد. زیرا در روایات اسلامی وارد شده است که حضرت مهدی (عج) دو نام دارد، یکی مخفی و دیگری ظاهر است، نامی که مخفی است «احمد» و آن که ظاهر است «محمد» می‌باشد.
۵) بشارت ظهور حضرت ولی عصر (عج) در کتاب «دید»
در کتاب «دید» که از کتب مقدسة هندیان است بشارت ظهور مبارک حضرت ولی عصر (عج) چنین آمده است:
«پس از خرابی دنیا، پادشاهی در آخر الزمان پیدا شود که پیشوای خلایق باشد، و نام او «منصور» باشد. و تمام عالم را بگیرد، و به دین خود درآورد، و همه کس را از مؤمن و کافر بشناسد، و هر چه از خدا بخواهد برآید.»[۵]
در برخی روایات اسلامی، ائمه معصومین، «منصور» را یکی از اسامی مبارک حضرت خوانده‌اند، و آیه شریفه: «و مَن قُتِلَ مَظلوما فَقَد جَعَلناهُ لِوَلیِّهِ سُلطاناً فَلا یُسرِف فی القَتلِ اِنَّهُ کانَ مَنصورا» را به آن حضرت تفسیر نموده‌اند که آن امام همان ولیّ خون مظلومان و منصور و مؤید مِن عِندِ الله است.
۶) بشارت ظهور حضرت قائم (عج) در کتاب «دادتگ»
در کتاب «دادتگ» که از کتب مقدسة برهمائیان هند است، بشارت ظهور مبارک حضرت «قائم(ع)» چنین آمده است:
«بعد از آنکه مسلمانی به هم رسد، در آخر الزمان، و اسلام در میان مسلمانان از ظلم ظالمان و فسق عالمان و تعدّی حاکمان و ریای زاهدان و بی دیانتی امینان و حسد حاسدان برطرف شود و به جز نام از آن چیزی نماند و دنیا مملو از ظلم و ستم شود، و پادشاهان ظالم و بی‌رحم شوند و رعیت بی‌انصال گردند و در خرابی یکدیگر کوشند و عالم را کفر و ظلالت و فساد بگیرد، دست حق به در آید و جانشین آخر «ممتاطا»[۶] ظهور کند و مشرق و مغرب عالم را بگیرد و بگردد همه جا (همة جهان را) و بسیار کسان را بکشد، و خلایق را هدایت کند، آن در حالتی باشد که ترکان، امیر مسلمانان باشند و [او] غیر از حق و راستی از کسی قبول نکند.»[۷]
۷) بشارت ظهور حضرت حجه الله (ع‍ج) در کتاب «ریگ ودا»
در کتاب «ریگ ودا» که یکی از کتب مقدسه هند است، بشارت ظهور حضرت حجه الله (عج) چنین آمده است:
«ویشنو، در میان مردم ظاهر می‌گردد ... و از همه کس قوی‌تر و نیرومندتر است ... در یک دست «ویشنو» (= نجات‌دهنده) شمشیری به مانند ستاره دنباله‌دار و دست دیگر انگشتری درخشنده دارد هنگام ظهور وی، خورشید و ماه تاریک می‌شود و زمین خواهد لرزید.»[۸]
در این بشارت، از ظهور انسانی ممتاز و با عظمت و برخی از نشانه‌های ظهور وی سخن رفته است که در وقت ظهور با شمشیر آتشبار که به سان ستارة دنباله‌دار است، قیام می‌کند و این تعبیر (یعنی قیام با شمشیر تعبیر دقیق و لطیفی است که مظمون آن در رابطه با ظهور حضرت ولی عصر (عج) در احادیث اسلامی نیز آمده است.)
۸) بشارت ظهور آخرین حجت خدا در کتاب «شاکمونی»
در کتاب «شاکمونی» که از کتب مقدسه هندیان می‌باشد و به اعتقاد کفرة هند، پیغمبر صاحب کتاب است و می‌گویند: وی بر اهل خطا و ختن مبعوث بوده است، بشارت ظهور آخرین حجت خدا حضرت ولی عصر (عج) چنین آمده است:
«پادشاهی و دولت دنیا به فرزند سید خلایق دو جهان «گشن» بزرگوار تمام شود، و او کسی باشد که بر کوه‌های مشرق و مغرب دنیا حکم براند و فرمان کند، و بر ابرها سوار شود، و فرشتگان کارکنان او باشند، و جن و انس در خدمت او شوند، و از «سودان» که زیر خط «استوا» است تا سرزمین «تسعین» که زیر قطب شمالی است و ماورای بحار و ماورای اقلیم هفتم و گلستان ارم تا باغ شداد را صاحب شود، و دین خدا یک دین شود و دین خدا زنده گردد و نام او «ایستاده» باشد و خداشناس باشد.»[۹]
«گشن» در لغت هندی نام پیامبر اکرم (ص) است که در این بشارت، فوق فرزند برومند وی را به نام «ایستاده» و «خداشناس» نامیده، چنان که شیعیان او را «قائم(عج)» و حضرت مهدی (عج) می‌خوانند.
۹) بشارت ظهور حضرت مهدی علیه السلام در«زبور داود»
در زبور حضرت داود علیه السلام که تحت عنوان «مزامیر» در لابلای کتب «عهد عتیق» آمده، نویدهایی دربارة ظهور حضرت مهدی علیه السلام به بیانهای گوناگون داده شده است و می‌توان گفت: در هر بخشی از «زبور» اشاره‌ای به ظهور مبارک آن حضرت، و نویدی از پیروزی صالحان بر شریران و تشکیل حکومت واحد جهانی و تبدیل ادیان و مذاهب مختلف به یک دین محکم و آیین جاوید و مستقیم، موجود است.
و جالب توجه این که، مطالبی که قرآن کریم دربارة ظهور حضرت مهدی علیه السلام از «زبور» نقل کرده است عیناً در زبور فعلی موجود و از دست برد تحریف و تفسیر مصون مانده است.
قرآن کریم چنین می‌فرماید:
«وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبور مِنْ بَعْدَ الذِّکرِ أنَّ الأرضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّالِحُونَ).[۱۰]
«ما علاوه بر ذکر (تورات) در «زبور» نوشتیم که [در آینده] بندگان صالح من وارث زمین خواهند شد».
مقصود از «ذکر» در این آیة شریفه، تورات موسی علیه السلام است که زبور داود علیه السلام پیرو شریعت تورات بوده است.
این آیة مبارکه از آیندة درخشانی بشارت می‌دهد که شرّ و فساد به کلی از عالم انسانی رخت بربسته، و اشرار و ستمکاران نابود گشته‌اند، و وراثت زمین به افراد پاک و شایسته منتقل گردیده است. زیرا کلمة «وراثت و میراث» در لغت، در مواردی استعمال می‌شود که شخص و یا گروهی منقرض شوند و مال و مقام و همة هستی آنها به گروهی دیگر به وراثت منتقل شود.
به هر حال، طبق روایات متواتره اسلامی ـ از طریق شیعه و سنی ـ این آیة شریفه مربوط به ظهور مبارک حضرت مهدی علیه السلام می‌باشد، و قرآن کریم این مطلب را از زبور حضرت داود علیه السلام نقل می‌کند، و عین همین عبارت در زبور موجود است. و اینک متن زبور:
«(۹) زیرا که شریران منقطع می‌شوند. اما متوکّلان به خداوند، وارث زمین خواهند شد. (۱۰) و حال اندکست که شریر نیست می‌شود که هر چند مکانش را جستجو نمایی ناپیدا خواهد بود (۱۱) اما متواضعان وارث زمین شده از کثرت سلامتی متلذذ خواهند شد (۱۲) شریر به خلاف صادق افکار مذمومه می‌نماید، و دندانهایش خویش را بر او می‌فشارد (۱۳) خداوند به او متبسم است چون که می‌بیند که روز او می‌آید (۱۴) شریران شمشیر را کشیدند و کمان را چلّه کردند تا آن که مظلوم و مسکین را بیندازند، و کمانهای ایشان شکسته خواهد شد (۱۶) کمی صدّیق از فراوانی شریران بسیار بهتر است. (۱۷) چون که بازوهای شریران شکسته می‌شود و خداوند صدیقان را تکیه‌گاه است (۱۸).خداوند روزهای صالحان را می‌داند و میراث ایشان ابدی خواهد بود (۱۹) در زمان «بلا» خجل نخواهند شد و در ایام قحطی سیر خواهند بود (۲۰) لکن شریران هلاک خواهند شد، و دشمنان خداوند، مثل پیه برّه‌ها فانی بلکه مثل دود تلف خواهند شد؛ (۲۲) زیرا متبرکان خداوند، وارث زمین خواهند شد، اما ملعونان وی منقطع خواهند شد (۲۹) صدیقان وارث زمین شده ابداً در آن ساکن خواهند شد (۳۴) به خداوند پناه برده، راهش را نگاهدار که تو را به وراثت زمین بلند خواهند کرد و در وقت منقطع شدن شریران این را خواهید دید (۳۸) اما عاصیان، عاقبت مستأصل، و عاقبت شریران منقطع خواهند شد».[۱۱]
در فصل دیگر می‌فرماید:
« ... قومها را به انصاف داوری خواهند کرد. آسمان شادی کند و زمین مسرور گردد. دریا و پری آن غرش نمایند. صحرا و هر چه در آن است به وجد آید. آنگاه تمام درختان جنگل ترنّم خواهند نمود به حضور خداوند . زیرا که می‌آید، که برای داوری جهان می‌آید: ربع مسکون را به انصاف داوری خواهد کرد. و قومها ره به امانت خود».[۱۲]
و از جمله در مزمور ۷۲ در مورد پیامبر بزرگوار اسلام و فرزند دادگسترش حضرت مهدی علیه السلام، چنین می‌فرماید:
«(۱) ای خدا ! شرع و احکام خود را به «ملک» و عدالت خود را به «ملک زاده» عطا فرما (۲) تا این که قوم تو را به عدالت و فقرای تو را به انصاف حکم نماید (۳) به قوم کوهها سلامت و کویرها عدالت برساند (۴) فقیران قوم را حکم نماید، و پسران مسکینان را نجات دهد، و ظالم را بکشند (۵) تا باقی ماندن ماه و آفتاب دور به دور از تو بترسند (۶) بر گیاه بریده شده مثل باران و مانند امطار- که زمین را سیراب می‌گرداند ـ خواهد بارید (۷)و در روزهایش صدیقان شکوفه خواهد نمود، و زیادتی سلامتی تا باقی ماندن ماه خواهد بود (۸) از دریا تا به دریا و از نهر تا به اقصی زمین سلطنت خواهد نمود (۹) صحرانشینان در حضورش خم خواهند شد و دشمنانش خاک را خواهند بوسید (۱۰)ملوک طرشیش و جزیره‌ها، هدیه‌ها خواهند آورد، و پادشاهان شبا و سبا پیشکشها تقریب خواهند نمود (۱۱) بلکه تمامی ملوک با او کرنش خواهند نمود، و تمامی امم او را بندگی خواهند کرد (۱۲) زیرا فقیر را وقتی که فریاد می‌کند و مسکینان را نجات خواهد داد (۱۴) جان ایشان را از ظلم و ستم نجات خواهد داد، و هم در نظرش خون ایشان قیمتی خواهد بود (۱۵) و زنده مانده از شبا به او بخشیده خواهد شد (۱۶) در زمین به سر کوهها مشت غلّه کاشته می‌شود که محصول آن مثل اسنان متحرّک شده، اهل شهرها، مثل گیاه زمین شکوفه خواهند نمود (۱۷)اسم او ابداً بماند، مثل آفتاب باقی بماند، در او مردمان برکت خواهند یافت، و تمامی قبایل او را خجسته خواهند گفت (۱۹) بلکه اسم ذوالجلال او ابداً مبارک باد، و تمامی زمین از جلالش پر شود (۲۰) دعای داود پسر یسّی تمام شد».[۱۳]
۱۰) بشارت ظهور حضرت مهدی علیه السلام در کتاب «حزقیال نبی»
در این کتاب در مورد ظهور حضرت حجت بن الحسن العسکری علیهما السلام و سرنوشت رژیم اسلائیل و جهانی شدن آیین توحید، و اجرای احکام و حدود الهی در آن عصر درخشان، چنین آمده است:
« ... و اما تو ای پسر انسان! خداوند یَهْوَهَ چنین می‌فرماید: که به هر جنس مرغان و به همه حیوانات صحرا بگو: جمع شوید و بیایید و نزد قربانی من که آن را برای شما ذبح می‌نمایم فراهم آیید: قربانی عظیمی که بر کوههای اسرائیل، تا گوشت بخورید و خون بنوشید.
و خداوند یَهْوَه می‌گوید: که سر سفره من از اسبان و سواران و جبّاران و همه مردان جنگی سیر خواهید شد. و من جلال خود را در میان اُمتها قرار خواهم داد و جمیع اُمتها داوری مرا که آن را اجرا خواهم داشت و دست مرا که برایشان فرود خواهد آورد، مشاهده خواهند نمود. و خاندان اسرائیل از آن روز و بعد، خواهند دانست که یَهوَه خدای ایشان، من هستم. و اُمّتها خواهند دانست که خاندان اسرائیل به سبب گناهان خودشان جلای وطن گردیدند؛ زیرا که به من خیانت ورزیدند».[۱۴]
۱۱) بشارت ظهور حضرت مهدی علیه السلام در کتاب «دانیال نبی»
در کتاب دانیال نبی نیز بشارت ظهور حضرت مهدی علیه السلام مطابق بشارات انبیای گذشته، چنین آمده است:
« ... امیر عظیمی که برای پسران قوم تو ایستاده (قائم) است، خواهد برخاست. و چنان زمان تنگی خواهد شد که از حینی که امّتی به وجود آمده است تا امروز نبوده، و در آن زمان هر یک از قوم تو، که در دفتر مکتوب یافت شود رستگار خواهد شد. و بسیاری از آنانی که در خاک زمین خوابیده‌اند بیدار خواهند شد، اما اینان به جهت حیات جاودانی و آنان به جهت خجالت و حقارت جاودانی و حکیمان مثل روشنایی افلاک خواهند درخشید، و آنانی که بسیاری را به راه عدالت رهبری می‌نمایند مانند ستارگان خواهند بود تا ابد الآباد.
اما تو ای دانیال! کلام را مخفی دار و کتاب را تا زمان آخر مهر کن. بسیاری به سرعت تردّد خواهند نمود و علم افزوده خواهد گردید ... خوشا به حال آن که انتظار کشد».[۱۵]
۱۲) بشارت ظهور حضرت مهدی علیه السلام در کتاب «انجیل»
براساس بشارات فراوانی که در کتاب انجیل آمده است، حضرت مسیح علیه السلام به دنبال قیام حضرت قائم «عجل الله تعالی فرجه الشریف» در «فلسطین» آشکار خواهد شد و به یاری آن حضرت خواهد شتافت، و پشت سر حضرتش نماز خواهد گزارد، تا یهودیان و مسیحیان و پیروان وی تکلیف خویش را بدانند و به اسلام بگروند و حامی حضرت مهدی علیه السلام گردند. از این رو، در آخرین روزهای زندگی ـ و شاید در طول دوران حیات ـ به یاران و شاگردان خود توصیه‌ها و سفارشهای اکیدی دربارة بازگشت خود به زمین نموده و آنان را در انتظار گذارده و امر به بیداری و هوشیاری و آمادگی فرموده است.
اینک به جهت اثبات این مدّعا و بیداری مسلمانان متن برخی از آن بشارات که در انجیل آمده است را بیان می کنیم:
▪ انجیل مرقس
«و چون او ـ عیسی ـ از هیکل بیرون می‌رفت یکی از شاگردانش بدو گفت: ای استاد! ملاحظه فرما چه نوع سنگ‌ها و چه عمارتها است!
عیسی در جواب وی گفت: آیا این عمارتهای عظیمه را می‌نگری. بدان که سنگی بر سنگی گذارده نخواهد شد مگر آن که به زیر افکنده شود.
و چون او بر کوه زیتون مقابل هیکل نشسته بود ... از وی پرسیدند: ما را خبر ده که این امور کسی واقع می‌شود؟ و علامت نزدیک شدن این امور چیست؟
آن گاه عیسی در جواب ایشان سخن آغاز کرد که: زنهار کسی شما را گمراه نکند. زیرا که بسیاری به نام من آمده خواهند گفت که: من [مسیح] هستم، و بسیاری را گمراه خواهند نمود. اما چون جنگها و اخبار جنگها را بشنوید مضطرب مشوید؛ زیرا که وقوع این حوادث ضروری است. لیکن انتها هنوز نیست. زیرا که اُمّتی بر اُمّتی و مملکتی بر مملکتی خواهند برخاست، و زلزله‌ها در جایها حادث خواهد شد و قحطی‌ها و اغتشاشها پدید می‌آید، و اینها ابتدای دردهای زه می‌باشد. لیکن شما از برای خود احتیاط کنید ....
ولی از آن روز و ساعت غیر از پدر هیچ کس اطلاع ندارد. پس بر حذر و بیدار شده دعا کنید، زیرا نمی‌دانید که آن وقت کی می‌شود.
مثل کسی که عازم سفر شده خانه خود را واگذارد و خادمان خود را قدرت داده هر یکی را به شغلی خاصّ مقرر نماید و دربان را امر فرماید که بیدار بماند. پس بیدار باشید! زیرا نمی‌دانید که در چه وقت صاحب خانه می‌آید. در شما یا نصب شب یا بانگ خروس یا صبح. مبادا ناگهان آمده شما را خفته یابد.
اما آنچه به شما می‌گویم به همه می‌گویم بیدار باشید!»[۱۶]
▪ انجیل لوقا
«کمرهای خود را بسته، چراغهای خود را افروخته بدارید. و شما مانند کسانی باشید که انتظار آقای خود را می‌کشند، که چه وقت از عروسی مراجعت کند، تا هر وقت آید و در را بکوبد بی‌درنگ برای او باز کنند. خوشا به حال آن غلامان که آقای ایشان چون آید ایشان را بیدار یابد ... پس شما نیز مستعد باشید؛ زیرا در ساعتی که گمان نمی‌برید پسر انسان می‌آید».[۱۷]
آنچه در فوق ذکر شد فقط گوشه ای از حقیقت بزرگی است که جهان امروز سعی در کتمان و یا فراموش کردن آن دارد، لیکن گذر زمان، پاره کردن پرده های غفلت را اراده کرده و اینک جهان تشنه معنویت در حال رجعتی بزرگ به سوی ادیان الهی می باشند.
به امید روزی که تشنگی انسانها، فرج حضرتش را رقم بزند.
منابع:
ظهور حضرت مهدی (ع) از دیدگاهخ اسلام و مذاهب جهان،سید اسد الله هاشمی شهیدی.
پیشگوییها و آخر الزمان،رسول نیمروزی،نشر موعود.
جهان بعد از ظهور یا فروغ بینهایت،محمد خادمی شیرازی.
به نقل از ‹موعود تاریخ›،بسیج دانشجویی دانشگاه هنر اصفهان.

وبگردی
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص - کاش در این میان یکی به ما بگوید که بالاخره بی حجاب بد است، خوب است؟ چه زمانی بد است؟ چه زمانی خوب است؟
پاییز بازار ثانویه
پاییز بازار ثانویه - اگر ما نتوانیم تفاوت فاحش قیمت ارز در بازار آزاد و ثانویه را جبران کنیم و نتوانیم به بازار ثانویه عمق کافی ببخشیم عملا بازار ثانویه از دور خارج خواهد شد. قرار بود بازار ثانویه و آزاد یک تفاوت حداقلی داشته باشند. قرار بود نهایتا اختلاف قیمت در این دو بازار ۲۰۰ یا ۳۰۰ تومان باشد نه هفت هزار تومان!
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی - حمید رسایی عضو جبهه پایداری در صفحه شخصی خود در شبکه توییتر نسبت به اهانت زشت امیر تتلو به امام حسین (ع) و 72 تن از یاران باوفایش واکنش تندی نشان داد.
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+)
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+) - پزشکان هنگامی که یک نوزاد دختر اندونزیایی را در یکی از بیمارستان های این کشور به دنیا آوردند بسیار وحشت زده شدند. نوزاد تازه متولد شده با یک چشم بزرگ روی پیشانی اش متولد شد و پس از هفت ساعت درگذشت.
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای !
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای ! - فردی به نام علی‌اکبر رائفی‌پور كه رسانه‌‌های اصولگرا از او به عنوان «استاد، محقق و پژوهشگر» یاد می‌كنند! در تاریخ 29 اردیبهشت 96 (در كوران انتخابات ریاست‌جمهوری) در نامه‌ای سرگشاده به امیرحسین مقصودلو (تتلو) نوشت: «امیر جان بخوان، تو باید بخوانی، عیبی ندارد! سرت را بالا بگیر و خدا را شکر کن که به واسطه تو این همه نفاق را آشکار کرد! دلت محکم باشد پهلوان! تو فقط بخوان، بخوان
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی - انتشار عکس‌های نشستن احمد خمینی زیر کولر در بخش وی‌آی‌پی هیات که پوششی شیشه‌ای دارد و از سینه‌زنان جداست، پس از توضیح او که گفت آن جایگاه مربوط به «روحانیون درجه یک و دو قم» است و «اون بالا معممین میشینن که لباسشون چون زیاده باعث گرمازدگی نشه»، با واکنش‌های تندتری هم همراه بود.
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن!
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن! - واکنش جالب مقام معظم رهبری به روبوسی کیارستمی با خانم داور جشنواره کن از زبان عزت الله ضرغامی
لحظه هولناک در چاه انداختن دختر بچه توسط پسرعمویش
لحظه هولناک در چاه انداختن دختر بچه توسط پسرعمویش - این فیلم که توسط دوربین های امنیتی گرفته شده لحظه به چاه انداختن دختر 5 ساله ای در اصفهان توسط پسر بچه ای کوچک را به تصویر کشیده است.
آشنایی با لامبورگینی! کاملا ایرانی
آشنایی با لامبورگینی! کاملا ایرانی - جوان خوش ذوق ایرانی لامبورگینی! تماما ایرانی را طراحی و تولید کرده است.
سلطان سکه
سلطان سکه - اولین جلسه دادگاه "وحید مظلومین" معروف به سلطان سکه به همراه ۱۴ نفر از همدستانش امروز در شعبه دو دادگاه ویژه مفاسد اقتصادی به ریاست قاضی زرگر و به صورت علنی برگزار شد.
ریحانه یا لیلا؟! / حاشیه سازی ریحانه پارسا بازیگر سریال پدر
ریحانه یا لیلا؟! / حاشیه سازی ریحانه پارسا بازیگر سریال پدر - با وجود اینکه چند روزی است سریال پر حاشیه "پدر" به پایان رسیده است، اما انتشار تصاویر ریحانه پارسا بازیگر نقش اول زن این سریال جنجال تازه‌ای به پا کرده است. این جنجال در حالی ایجاد شده که سازندگان سریال "پدر" به دنبال تولید فصل دوم آن هستند.
لیلای سریال "پدر" مدل شد / عکس‌ها
لیلای سریال "پدر" مدل شد / عکس‌ها - ریحانه پارسا، بازیگر نقش لیلا در سریال "پدر" فعالیت خودش را به عنوان مدل تبلیغاتی آغاز کرد. این بازیگر متولد سال 1377 است.