پنج شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶ / Thursday, 22 February, 2018

اینگرید برگمن


اینگرید برگمن
بازیگر سوئدی الاصل و فوق ستاره دهه چهل هالیوود در ۲۹ آگوست ۱۹۱۸ از پدری سوئدی و مادری آلمانی به دنیا آمد. در کودکی مادرش را از دست داد و پس از تحصیل در آکادمی هنرهای دراماتیک استکهلم بازی در فیلم های سوئدی را آغاز کرد و در عرض یکسال به ستاره اول سینمای سوئد تبدیل شد. آخرین فیلم او اینترمتسو Intermezzo (میان پرده) مورد توجه دیوید سلزنیک فیلم ساز معروف هالیوود (سازنده فیلم بر باد رفته) قرار گرفت و از او برای بازسازی دوباره این فیلم در آمریکا دعوت کرد.
موفقیت دوباره این فیلم در آمریکا زمینه آغاز حضور برگمن در آمریکا بود. پس از ورود به هالیوود تیپ منحصر به فرد او که با تمام بازیگران زن آن زمان متفاوت بود به خصوص ویژگی طبیعی بودن ( به دلیل عدم نیاز به گریم صورت) در کنار زیبایی مسحور کننده و بازی های هنرمندانه او مورد توجه و استقبال بسیار قرار گرفت به طوری که روزنامه ها در وصف او نوشتند خانم برگمن نه تنها بازیگری واقعا هنرمند است بلکه این قدر زیباست که خود نیز یک شاهکار هنری به شمار می آید .
استعدادی که او در فیلم هایش به نمایش گذاشت باعث شد که در عرض سه سال به ستاره زن اول سینمای آمریکا مبدل شود. . پس از بازی درخشان در فیلم دکتر جکیل و آقای هاید برای ایفاینقش مقابل همفری بوگارت در فیلم معروف کازابلانکا انتخاب شد که امروزه از آن به عنوان محبوب ترین فیلم تاریخ سینمای آمریکا نام می برند .
سپس در فیلم معروف زنگها برای که به صدا در می آید در مقابل گری کوپر بازی کرد تا اینکه بازی عالی او در فیلم چراغ گاز به کارگردانی کیوکر اولین جایزه اسکار را برایش به ارمغان آورد یکسال بعد فیلم طلسم شده Spellbound را با کارگردان معروف آلفرد هیچکاک و بازی گریگوری پک ساخت که موفقیت زیاد فیلم باعث شد که سلزنیک بلافاصله فیلم معروف بدنام ( Notorious) را پیشنهاد بدهد . اینبار هم بازی درخشان او در برابر کری گرانت و کارگردانی عالی هیچکاک شاهکاری جدید آفرید .
محبوبیت روز افزون او با بازی در فیلم ناقوس های سنت ماری به نقش یک راهبه پر جنب و جوش و فروش عالی فیلم افزایش یافت و عموم مردم آمریکا نه تنها او را بازیگر محبوب خود بلکه الگویی از یک زن نجیب و نیمه مقدس می دانستند.
این الگوی مقدس با بازی او در فیلم ژاندارک به کارگردانی ویکتور فلمینگ (کارگردان بر باد رفته) به اوج رسید. طی سه سال پیاپی او قهرمان مسابقات محبوبیت در آمریکاشده بود چیزی که قبل از آن سابقه نداشت. شور و شوقی که او در اواسط دهه چهل در میان تماشاگران بوجود آورد تا به امروز نظیر نداشته است. اما روزگار هم بازی های خطرناکی برای او در نظر گرفته بود تا شمایل بت گونه اش را بشکند.
پس از بازی در فیلم در برج جدی هیچکاک و طاق نصرت او تصمیم گرفت تا شروع به بازی در فیلم های هنری از نوعی متفاوت کند. چیزیکه از آن به عنوان طغیان او علیه نظام استودیویی آن زمان هالیوود و سیستم ستاره سازی مرسوم آن تعبیر می شد . بدین ترتیب برگمن پس از مشاهده فیلم رم شهر بی دفاع (روبرتو روسلینی ایتالیایی) طی نامه ای پیشنهاد همکاری با روسلینی را داد و برای بازی در فیلم استرومبولی به ایتالیا رفت.
در جریان فیلم برداری با اینکه شوهر و دخترش در آمریکا بودند عشق کارگردان و بازیگر به یکدیگر رسوایی عجیبی در آمریکا به پا کرد و مطبوعات آمریکا بر سر این جریان جنجال عجیبی به راه انداختند چرا که او را فقط به عنوان یک بازیگر مقدس و الگویی نمونه برای مردم آمریکا می خواستند حتی در مجلس سنای ایالات متحده او را تهدید کردند که حق ندارد دیگر به آمریکا باز گردد علاوه بر این فیلم استرومبولی روسلینی هم بایکوت شد و از نظر تجاری شکست خورد. بدین ترتیب اینگرید برگمن هفت سال به دور از هالیوود به همراه روبرتو روسلینی ( بنیانگذار سبک نئورآلیسم در سینما) شروع به ساخت یک سری فیلم های هنری کرد فیلمهایی همچون اروپا ۵۱ – سفر به ایتالیا که امروزه در نوع خود فیلمهایی با ارزش و هنری به حساب می آیند.
اما در سال ۱۹۵۶ بالاخره ابرها کنار رفت و بازی درخشان برگمن در فیلم آناستازیا در برابر یول براینر باعث شد که هالیوود اسکار بهترین بازیگر زن را به او بدهد و دوباره فرزند خاطی را بپذیرد. پس از ورود مجدد به آمریکا او بیشتر در فیلمهای خاصی که خود انتخاب می کرد و اکثرا هنری بودند بازی می کرد.
بازی های درخشان او در فیلمهایی مانند مهمانخانه ششمین خوشبختی – و سونات پاییزی ( به کارگردانی هموطن و هم نامش اینگمار برگمان ) بارها نامزدی اسکار (هفت بار ) را برایش رقم زد تا اینکه برای بازی در فیلم قتل در قطار سریع السیر شرق سومین اسکارش را بدست آورد. اینگرید برگمن بالاخره در سن ۶۷ سالگی بر اثر بیماری سرطان که هشت سال با آن در ستیز بود در همان سالروز تولدلش در لندن در گذشت.
در تاریخ سینما شاید کمتر بازیگر زنی را بتوان یافت که در طی حیات خود با چنین طیف وسیعی از معروفترین شخصیت های تاریخ سینما همکاری کرده باشد .
▪ کارگردانانی همچون:
ویکتور فلمینگ – آلفرد هیچکاک – جرج کیوکر - مایکل کورتیز – ژان رنوار – آناتول لیتواک – سیدنی لومت – اینگمار برگمان – روبرتو روسلینی – دیوید سلزنیک.
▪ بازیگرانی همچون :
لسلی هاوارد – همفری بوگارت – کری گرانت – گری کوپر – جوزف کاتن - گریگوری پک – یول براینر – آنتونی پرکینر – آنتونی کویین – لیو اولمان – عمر شریف – لورن باکال - ایو مونتان - شارل بوایه .
چهره ای که اغلب برگمن در فیلم هایش بازی می کرد نشان دهنده زنی بود که انگار برای زجر کشیدن آفریده شده بود زنی که تحمل بالایی داشت و به جای اینکه گلایه ای داشته باشد فقط با نگاه هایش حرف می زد. اغلب در جدال عشق در برابر مرد مورد علاقه ای شکست می خورد و قربانی می شد. او اوج این بازی ها را در فیلم های کازابلانکا و بدنام به نمایش گذاشت که هر دو فیلم جزء با ارزش ترین دارایی های عاشقانه تاریخ سینما به حساب می آیند.


منبع : ایران کلاسیک

مطالب مرتبط

برگی‌ از دفتر زندگی‌ مارلون‌ براندو


برگی‌ از دفتر زندگی‌ مارلون‌ براندو
از زمانی‌ که‌ اضافه‌ وزن‌ پیدا کرده‌، نتوانسته‌ درخشش‌ پیشین‌ را تکرار کند .
شروع‌ پروژه‌ و اینک‌ آخرالزمان‌ بسیار دوستانه‌ بود: در سال‌ ۱۹۷۹ قرار شد مارلون‌ براندو در نقش‌ کلنل‌ کورتز در فیلم‌ حماسی‌ و شکوهمند فرانسیس‌ فورد کاپولا بازی‌ کند و در ازای‌ چهار هفته‌ کار مبلغ‌ ۳/۵ میلیون‌ دلار دستمزد دریافت‌ کند.
چون‌ کورتز تنها در انتهای‌ فیلم‌ نقش‌ داشت‌ و می‌شد بیشتر صحنه‌ های‌ حضور او را در ط‌ول‌ یک‌ هفته‌ فیلمبرداری‌ کرد و کاپولا پیش‌ بینی‌ کرده‌ بود که‌ فیلم‌ به‌ راحتی‌ به‌ پایان‌ برسد. ولی‌ به‌ یکباره‌ همه‌ پیش‌بینی‌ها اشتباه‌ از آب‌ درآمد. هاروی‌ کایتل‌ جای‌ خود را به‌ مارتین‌ شین‌ داد و به‌ دلیل‌ تغییرات‌ جوی‌ استوایی‌، صحنه‌های‌ فیلمبرداری‌ به‌ هم‌ ریخت‌.
محل‌ ضبط‌ فیلم‌ در کشور فیلیپین‌ بود که‌ در آن‌ همه‌ امور روندی‌ کند، گران‌ و دشوار داشت‌. در نتیجه‌ کاپولا که‌ خود مسئول‌ امور مالی‌ فیلم‌ بود، دچار مشکلات‌ عدیده‌ای‌ شد، بودجه‌ ۵ میلیون‌ دلاری‌ به‌ مبلغ‌ ۲۵ میلیون‌ دلار افزایش‌ یافت‌ و کارگردان‌ مجبور شد تمامی‌ هزینه‌ها و فشارهای‌ مالی‌ را خود جبران‌ کند و تا آستانه‌ ورشکستگی‌ هم‌ پیش‌ برود.
به‌ همین‌ دلیل‌ پیش‌ از آمدن‌ براندو، کاپولا با این‌ دوست‌ قدیمی‌ خود تلفنی‌ مذاکراتی‌ درباره‌ تغییر شرایط‌ کار کرد. براندو تا بیشترین‌ حد ممکن‌ با او کنار آمد و قرار شد در ازای‌ پنج‌ هفته‌ کار تنها مبلغ‌ یک‌ میلیون‌ دلار به‌ اضافه‌ ۱۱ درصد از سود ناخالص‌ دریافت‌ کند.
قرارداد اصلی‌ دوبند دیگر نیز داشت‌: اول‌ اینکه‌ براندو سعی‌ کند وزن‌ خود را کاهش‌ دهد و دوم‌ کتاب‌ قلب‌ تاریکی‌ نوشته‌ جوزف‌ کنراد را که‌ فیلمنامه‌ بر اساس‌ آن‌ نوشته‌ شده‌ بود بخواند تا خود را برای‌ نقش‌ کورتز آماده‌تر کند. براندو در حالی‌ به‌ فیلیپین‌ رفت‌ که‌ حداقل‌ ۱۱۰ کیلوگرم‌ وزن‌ داشت‌ و حتی‌ نگاهی‌ هم‌ به‌ کتاب‌ مذکور نینداخته‌ بود.
این‌ درست‌ که‌ متنهای‌ مربوط‌ به‌ کورتز در فیلمنامه‌ توسط‌ کاپولا تنظ‌یم‌ شده‌ و پیوستگی‌ و وضوح‌ لازم‌ را نداشت‌، ولی‌ خط‌ سیر فیلم‌ با توجه‌ به‌ وضع‌ ناامیدانه‌ای‌ که‌ کاپولا در آن‌ به‌ سر می‌برد، بیشترین‌ یکدستی‌ ممکن‌ را داشت‌. کاپولا به‌ کمک‌ و همیاری‌ یک‌ ستاره‌ بزرگ‌ نیاز داشت‌، ولی‌ براندو بیشتر سرگرم‌ کلنجار رفتن‌ و بگو مگوهایی‌ بود که‌ به‌ صورت‌ حماسی‌ اغراق‌آمیزی‌ در فیلمنامه‌ آمده‌ و به‌ کل‌ فیلمنامه‌ حالت‌ راکدی‌ داده‌ بود.
به‌ همین‌ جهت‌ روز به‌ روز تاخیر بیشتری‌ رخ‌ می‌داد و روند فیلمبرداری‌ به‌ کابوسی‌ هولناک‌ بدل‌ شد. نهایتا همانند نقش‌ براندو در فیلم‌، در یکی‌ از صحنه‌ها او را با استفاده‌ از ترفندهای‌ ویژه‌ به‌ صورت‌ سایه‌ای‌ در تاریکی‌ می‌بینیم‌ و با وجودی‌ که‌ قسمتهای‌ بازی‌ کورتز کیفیت‌ خارق‌العادده‌ای‌ دارند ولی‌ دارای‌ جذابیت‌ و گیرایی‌ لازم‌ نیستند.
در گذشته‌ تماشاگر با دیدن‌ فیلمهای‌ براندو می‌توانست‌ خود را در بازی‌ نرم‌ و شفاف‌ او غرق‌ کند ولی‌ در حال‌ حاضربه‌ دلیل‌ فاصله‌گرفتن‌ از روزهای‌ اوج‌، تماشاگر از دیدن‌ فیلمهای‌ براندو احساس‌ وحشت‌ می‌کند. اما به‌ نظ‌ر این‌ ستاره‌ کم‌نظ‌یر هالیوودی‌، بدون‌ شک‌ هر کسی‌ تمایل‌ دارد با مشکلات‌ خود دست‌ و پنجه‌ نرم‌ کند: من‌ به‌ خوبی‌ می‌توانستم‌ با کاپولا کنار بیایم‌، دیدگاه‌ او را با خودم‌ همسو کنم‌ و توافق‌ او را به‌ دست‌ آورم‌. او هم‌ نظ‌ر من‌ را می‌پذیرفت‌. ولی‌ از ابتدای‌ کار من‌ به‌ دنبال‌ راهی‌ بودم‌ تا زمان‌ بازی‌ نقش‌ خودم‌ را کوتاهتر کنم‌ و مجبور به‌ تحمل‌ سنگینی‌ کار نباشم‌.
از و اینک‌ آخرالزمان‌ به‌ بعد، براندو عادت‌ کرده‌ است‌ که‌ گهگاه‌ کار کند. آن‌ هم‌ در صورت‌ داشتن‌ نقش‌ در بهترین‌ برنامه‌ زمانی‌ ممکن‌ و بیشترین‌ دستمزد و هیچ‌ چیز به‌ جز معیارهای‌ خود او برایش‌ اهمیت‌ ندارد. پس‌ از تماشای‌ یک‌ برنامه‌ موفق‌ تلویزیونی‌ در سال‌ ۱۹۷۷، براندو موافقت‌ کرد نقش‌ جرج‌ لینکلن‌ راکول‌ را در برنامه‌ نسل‌ بعدی‌ در سالهای‌ ۱۹۷۹-۸۰ بازی‌ کند و در ازای‌ یک‌ روز کار در هفته‌ ۲۵ هزار دلار دریافت‌ کند. او کل‌ این‌ مبلغ‌ را صرفا خرج‌ امور خیریه‌ کرد و در حالی‌ که‌ بازی‌اش‌ چندان‌ تعریفی‌ هم‌ نداشت‌، به‌ صورت‌ تامل‌برانگیزی‌ جایزه‌ هنرپیشه‌ سال‌ تلویزیون‌ را به‌ خود اختصاص‌ داد. بعد از ۹ سال‌ خانه‌نشینی‌، مارلون‌ براندو در سال‌ ۱۹۸۹ در فیلم‌ یک‌ فصل‌ سرد سفید نقش‌ یک‌ وکیل‌ را ایفا کرد که‌ سعی‌ داشت‌ با جدایی‌ میان‌ سفیدپوستان‌ و سیاهپوستان‌ مقابله‌ کند. او این‌ کار را با هدف‌ قبلی‌ که‌ اختصاص‌ درآمدی‌ به‌ امور خیریه‌ بود انجام‌ داد.
آخرین‌ فیلم‌ جذاب‌ و باکیفیت‌ براندو The Freshman نام‌ دارد که‌ در سال‌ ۱۹۹۰ ساخته‌ شد. او برای‌ بازی‌ در این‌ فیلم‌ ۳/۳ میلیون‌ دلار به‌ اضافه‌ ۱۱ درصد سود ناخالص‌ دستمزد گرفت‌. در صورتی‌ که‌ سه‌ میلیون‌ دلار رقم‌ چندانی‌ برای‌ یک‌ ستاره‌ بزرگ‌ هالیوودی‌ محسوب‌ نمی‌شود. او در یک‌ قسمت‌ فیلم‌ بازی‌ نسبتا خوبی‌ داشت‌. براندو در نقش‌ یک‌ پدرخوانده‌ مهربان‌ و دلرحم‌ مافیایی‌ که‌ تقلیدی‌ از شخصیت‌ ویتو کورلیونه‌ در فیلم‌ پدرخوانده‌ است‌، ظ‌اهر شد و بازی‌ دلپذیرش‌ ارزش‌ این‌ دستمزد را داشت‌.
فیلم‌ کریستف‌ کلمب‌ که‌ یک‌ برنامه‌ اکتشافی‌ بود نیز در سال‌ ۱۹۹۲ واقعا مایه‌ رسوایی‌ شد. براندو رقم‌ ۵ میلیون‌ دلار تنها برای‌ ۱۰ دقیقه‌ حضور در این‌ فیلم‌ دریافت‌ کرد که‌ تصورات‌ قدیمی‌ وسترن‌ درباره‌ مکان‌ ظ‌هور فرهنگ‌ سرخپوستان‌ را تایید می‌کرد.
او توسط‌ بسیاری‌ از سرخپوستانی‌ که‌ در فیلم‌ از آنها دفاع‌ کرده‌ بود، ملامت‌ شد. ولی‌ به‌ عقیده‌ خودش‌ در مورد این‌ نقش‌ انتخاب‌ دیگری‌ نداشته‌ است‌ و نهایتا به‌ دلیل‌ گرفتاری‌ خانوادگی‌ براندو، پروژه‌ این‌ برنامه‌ متوقف‌ شد.
گرچه‌ پروژه‌ دن‌ خوان‌ دومارکو (۱۹۹۵) با حضور براندو قابل‌ چشم‌پوشی‌ است‌، اما جزیره‌ دکتر مورو (۱۹۹۶) کاری‌ مضحک‌ و متناقض‌ از آب‌ درآمد. فیلمهای‌ بعدی‌ او نیز به‌ سختی‌ در گیشه‌ دوام‌ آوردند و امتیاز (۲۰۰۱) با بازی‌ ستارگانی‌ چون‌ رابرت‌ دنیرو و ادوارد نورتن‌ فیلمی‌ بود که‌ براندو در آن‌ دمادم‌ افسوس‌ می‌خورد و آه‌ می‌کشید و به‌ سختی‌ حرکت‌ می‌کرد. چون‌ چیزی‌ در حدود ۱۵۰ کیلوگرم‌ وزن‌ داشت‌ و به‌ نظ‌ر می‌رسید نمی‌تواند حواس‌ خود را متمرکز کند و خویشتندار باشد.
گویی‌ او اصلا سر صحنه‌ حضور نداشت‌.
با وجود همه‌ مسایل‌ شخصی‌ براندو، پیشامدهایی‌ در زندگی‌ خانوادگی‌ او رخ‌ داد که‌ اصلا با عدالت‌ جور درنمی‌آید. تنها راه‌ توجیه‌ این‌ مسایل‌ آن‌ است‌ که‌ فرض‌ کنیم‌ در زندگی‌ هنرپیشه‌ها، اتفاقاتی‌ دراماتیک‌ رخ‌ می‌دهد که‌ به‌ نمایش‌های‌ تئاتر شبیه‌ است‌. در بعد از ظ‌هر روز ۱۶ مه‌ سال‌ ۱۹۹۰، پسر براندو به‌ نام‌ کریستیان‌ در سن‌ ۳۲ سالگی‌ به‌ منزل‌ پدرش‌ در مولهالند رفت‌ و شوهر خواهرخوانده‌ خود را به‌ ضرب‌ گلوله‌ کشت‌. تمامی‌ این‌ اتفاقات‌ در حالی‌ به‌ وقوع‌ پیوست‌ که‌ براندوی‌ پدر در منزل‌ بود. او به‌ پلیس‌ و وکیل‌ خانوادگی‌شان‌ تلفن‌ زد و ماجرا را به‌ اط‌لاع‌ آنان‌ رساند. نوه‌ براندو، یعنی‌ فرزند مقتول‌ در ماه‌ ژوئن‌ به‌ دنیا آمد و به‌ دلیل‌ وجود مواد مخدر در خون‌ تحت‌ مراقبت‌ قرار گرفت‌ و چون‌ مادرش‌ از نظ‌ر روانی‌ تعادل‌ لازم‌ را نداشت‌، سرپرستی‌ نوزاد به‌ دولت‌ سپرده‌ شد.
براندو خانه‌ خود را به‌ عنوان‌ وثیقه‌ آزادی‌ پسرش‌ گرو گذاشت‌ و بنا به‌ نیازهای‌ مالی‌ قراردادی‌ ۴ میلیونی‌ برای‌ نوشتن‌ زندگینامه‌ خود با یک‌ ناشر تنظ‌یم‌ کرد. کریستیان‌ پس‌ از یک‌ محاکمه‌ ط‌ولانی‌ و جنجال‌آمیز که‌ براندو به‌ عنوان‌ شاهدی‌ مغموم‌ و اشکبار در آن‌ حضور داشت‌، مجرم‌ شناخته‌ و به‌ ۱۰ سال‌ حبس‌ محکوم‌ شد. این‌ در حالی‌ است‌ که‌ مردم‌ نمی‌دانستند براندو واقعا گریه‌ می‌کند یا فقط‌ در حال‌ ایفای‌ نقش‌ است‌. چهار سال‌ بعد، دختر براندو که‌ دچار بیماری‌ روانی‌ شدیدی‌ شده‌ بود و اضافه‌ وزن‌ زیادی‌ داشت‌، خود را در املاک‌ براندو در تاریتا حلق‌آویز کرد.
مارلون‌ براندو همچنان‌ در مولهالند و جزیره‌ تاریتا زندگی‌ می‌کند. او آوریل‌ گذشته‌ ۷۹ ساله‌ شد و با پشت‌ سر گذاشتن‌ چندین‌ تراژدی‌ که‌ در زندگی‌ او رخ‌ داد، دیگر نیازی‌ به‌ بازی‌ در فیلم‌ احساس‌ نمی‌کند. تراژدی‌ که‌ همه‌ ما را تحت‌ تاثیر عواط‌فی‌ چون‌ همدردی‌ و بی‌پناهی‌ قرار می‌دهد. درخشانترین‌ ستاره‌ سینما در نسل‌ گذشته‌ کنج‌ عزلت‌ گرفته‌ و بار سنگین‌ تظ‌اهر به‌ خوب‌ بودن‌، به‌ این‌ سکوت‌ غمناک‌ اضافه‌ شده‌ است‌.
در پائیز ۲۰۰۱، براندو تصمیم‌ به‌ ایجاد یک‌ کلاس‌ بازیگری‌ در خانه‌ خود گرفت‌. او در حالیکه‌ با لباس‌ راحتی‌ خاکستری‌ و دستمال‌ گردن‌ صورتی‌ روی‌ یک‌ صندلی‌ راحتی‌ مجلل‌ می‌نشیند، شگردهای‌ هنر خود را برملا می‌کند. این‌ جلسات‌ با ژرف‌نگری‌ و بدبینی‌ خاصی‌ همراه‌ است‌. او هدفی‌ غیر از بهره‌مندی‌ مالی‌ از برگزاری‌ این‌ کلاسها دارد و می‌خواهد با تلاشی‌ که‌ دوباره‌ از سر گرفته‌، از مجموعه‌ جلسات‌ کلاس‌ یک‌ DVD سفارش‌ دهد و آنرا در سط‌ح‌ دنیا منتشر کند. او این‌ جلسات‌ را دروغگویی‌ برای‌ پول‌ درآوردن‌ می‌نامد و به‌ نظ‌ر می‌رسد چیزی‌ عمیق‌ و درونی‌ مانع‌ از این‌ می‌شود که‌ استعداد واقعی‌اش‌ را جدی‌ بگیرد. براندو به‌ شاگردان‌ خود در مورد موشکی‌ که‌ قصد سوارشدن‌ به‌ آن‌ را دارند، هشدار می‌دهد و در عین‌ حال‌ به‌ آنها می‌گوید که‌ حرف‌ او را جدی‌ بگیرند.
بسیاری‌ از هنرپیشگان‌ سرشناس‌ در کلاس‌ بازیگری‌ او حضور دارند و تونی‌ کی‌ کارگردان‌ بریتانیایی‌ فیلم‌ تاریخ‌ مجهول‌ آمریکا مسئولیت‌ تصویربرداری‌ از کلاس‌ را بر عهده‌ دارد.
آنچه‌ ذکر شد، قسمتی‌ از زندگی‌ جذاب‌ و پیشرفت‌ روزافزون‌ و تراژدی‌ مارلون‌ براندو است‌. موفقیت‌ فردی‌ براندو تنها به‌ ایفای‌ نقش‌های‌ متفاوت‌ محدود نمی‌شود. با بررسی‌ زندگی‌ او با چند سئوال‌ اساسی‌ مواجه‌ می‌شویم‌: ماهیت‌ بازیگر در واقع‌ چیست‌؟ و چرا مردم‌ آنها را به‌ افراد واقعی‌ ترجیح‌ می‌دهند؟ براندو نابغه‌ای‌ است‌ که‌ یکی‌ از بنیان‌ گذاران‌ مکتب‌ بازیگری‌ به‌ شمار می‌آید.


وبگردی
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری - دگرديسي‌هاي فراواني در ايران صورت گرفته‌است؛ اصولگرايان اصلاح‌طلب شده‌اند، تحول‌طلبان محافظه‌كار شده‌اند، مسئولان پاسخ ناكارآمدي‌هاي خود را از مردم مي‌خواهند و در تازه‌ترين نوع اين استحاله‌ها فردي كه بسياري مدعي هستند او برآمده از مهندسي انتخابات است با ارسال نامه به رهبرمعظم انقلاب درخواست برگزاري انتخاباتي آزاد، زودهنگام و به دور از مهندسي كرده‌است! محموداحمدي‌نژاد همان پديده خانمان براندازي كه براي…
سیف و بازی تکراری غیر مجازها !
سیف و بازی تکراری غیر مجازها ! - حرفهای تکرای بانک مرکزی در مورد صرافی ها و موسسات مالی غیر مجاز با یک جستجوی ساده در اینترنت.
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز - فیلم - زهرا خوش نواز در گفتوگو با یورونیوز از مراحلی که برای آماده سازی ظاهرش طی کرد تا با چهره‌ای متفاوت وارد استادیوم شود گفت. او می‌گوید: «زمانی که از تونل گذر کردم و وارد ورزشگاه شدم و چشمانم به چمن ورزشگاه افتاد گریه‌ام گرفت.»
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش - باز هم زیر گرفتن ماموران امنیتی و نیروی انتظامی توسط یک ماشین دیگر سواری توسط اراذل خیابان گلستان هفتم
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای - به دنبال سقوط هواپیمای تهران-یاسوج ویدیو لحظه مواجه خانواده های جانباختگان را با وزیر مشاهده می کنید.
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو - تصاویری دردناک از حمله مرد موتور سوار با چاقو به یک مرد راننده در حضور همسر و فرزندش در شهرستان داراب استان فارس را در ویدئوی زیر می بینید. به نظر میرسد این اتفاق در پی جرو بحثی بر سر پارک کردن وسایل نقلیه روی داده است!
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟ - آنچه مشخص است جمهوری اسلامی ایران باید تصمیم مشخص و درستی درباره سیاست عدم رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی بگیرد. دیگر نمی‌توان با این روش تعقیب و گریزی با این مسئله برخورد کرد. دیگر نمی‌توان ورزشکاران را از مقابله با کشتی‌گیران اسرائیلی باز داشت و در برابر رسانه‌های جهانی گفت به خاطر مصدومیت در میدان حاضر نمی‌شویم و در داخل جشن بگیریم که ما عزت‌مان را حفظ کردیم و...
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
    غذاها و دسرهای ویژه شب یلدا
    امشب، بلندترین شب سال است و همه آن را به نام یلدا می شناسیم. این یلدای گرم در اوج سرمای زمستان مهمان همه خانه ها است و همه را دور هم جمع می کند تا با شادی و کنار هم بودن، بر تاریکی شب و نیروهای اهریمنی غلبه کنند.