یکشنبه ۳ تیر ۱۳۹۷ / Sunday, 24 June, 2018

گفتند زندگانی عاشق گناه اوست


گفتند زندگانی عاشق گناه اوست
جراید اقلیت را توقیف می‌كنید، گلوله به ما تحویل می‌دهید، اجازه نطق هم به ما نمی‌دهید، پس خوب است برویم به ولایت‌های خودمان!
ملك‌الشعرای بهار این را گفت و با اعتراض از صحن مجلس خارج شد. اكثریت مجلس با طرفداران سردار سپه بود. می‌دانستند كه اگر بهار یا یكی از وكلای اقلیت سخن بگوید، پشت صحنه ترورهای سیاسی برملا می‌شود. پس جنجال راه انداختند و اجازه نطق ندادند. آنها یادشان مانده بود كه چند روز قبل‌تر همین اقلیت اندك اما كاركشته و از جان گذشته، طرح جمهوری رضا خانی را به نطق‌های آتشین خود به بایگانی فرستادند و رضاخان مجبور شد از ریاست الوزرایی استعفا دهد و به حالت قهر به رودهن برود. عده‌ای رفتند، او را برگرداندند و دلجویی‌اش كردند، اما دیكتاتور فهمید كه با این نمایش‌های شبه قانونی نمی‌شود كار را از پیش برد. پس پرده از چهره خویش برگرفت و دست به خشونت برد.
عشقی یكی از اولین‌ها بود. درباره جمهوری گفته بود: «جمهوری عجیبی است كه دهاتیان قروه هوادارانند اما عشقی با یك من فكل و كراوات با آن مخالف است!»
او چندی پیش از ترور، روزنامه كاریكاتور قرن بیستم را انتشار داد تا بازی‌های تهران به تحریك اجنبی را افشا كند اما بازیگر چنین چیزی را برنمی‌تافت و بی‌درنگ فرمان داد كه عشقی را ساكت كنند؛ همان‌طور كه بعدها مدرس و فرخی و دیگران را ساكت كردند. عشقی جوان اما چشم بسته به این میدان پرآشوب قدم نگذارده بود و از آخر و عاقبت كار خبر داشت. خودش یك زمان سروده بود:
من نیم به مرگ طبیعی شوم هلاك
وین كاسه خون به بستر راحت هدر كنم
حتی خواب‌هایش نیز این را گواهی می‌داد. دو سه روز پیش از مرگ در جمع دوستان گفت: «دیشب خواب دیدم كه زنی به من رولور خالی كرد و تیر خوردم. سپس مرا در یك زیرزمین بردند كه پنجره‌هایی به خارج داشت و به تدریج خاك ریختند تا پنجره‌ها مسدود شد. كلوخ بزرگی افتاد؛ راهرو نیز مسدود گشت و من آنجا دفن شدم».
دل دوستان عشقی خالی شد، چه كسی بود كه نداند او در تیررس دیكتاتور قرار دارد؟ اما به روی خود نیاوردند و شاعر جوان را دلداری دادند. دو روزی گذشت و خیال همه اندكی راحت شد. روز ۱۲ تیر ۱۳۰۳ خورشیدی، ملك‌الشعرای بهار به مجلس رفته بود و حسابی گرفتار بعضی اعتبارنامه‌ها بود، اما به یك باره خبر آوردند كه عشقی را تیر زده‌اند!
- طوری هم شده؟
- بله، به سختی جراحت برداشته.
- الان كجاست؟
- مریضخانه شهربانی.
و مریضخانه شهربانی یعنی خانه ضارب، خانه قاتل! همان موقع از مریضخانه تلفن زدند كه عشقی شما را می‌خواهد. بهار نفهمید كه فاصله مجلس تا مریضخانه را چطور رفت اما همین كه آنجا رسید، پایش سست شد. سرهنگ درگاهی را دید كه با ابوالقاسم پسر ضیاءالسلطان بیرون می‌آیند و فهمید كه كار عشقی تمام است.
داخل اتاق، عشقی را استنطاق می‌كردند كه به اصطلاح بفهمند چه كسی او را تیر زده. عشقی از درد به خود می‌پیچید و پرت و پلا می‌گفت. بهار را كه دید، خنده بر لبانش نشست.
- آمدی؟
- بله، همین كه خبردار شدم راه افتادم. تعریف كن چه شد؟
- ابوالقاسم و حبیب همدانی صبح زود آمدند منزل كه توصیه‌ای برای یكی از آنها به خوانین همدان بنویسم. برگشتم كه كاغذ بردارم، مرا با تیر زدند.... و گریختند.... دویدم به خانه همسایه...... زمین خوردم.
آرنجش زخم شده بود و از سرما به خود می‌لرزید. بهار خم شد. لبانش را روی گونه‌های كبود عشقی گذارد و بوسیدش.
- غصه نخور، ان‌شاءالله خوب می‌شوی.
- بقیه رفقا كجا هستند؟
- حتما در راهند. الان می‌رسند.
- تو می‌روی؟
- در مجلس یك كار ضروری دارم، می‌روم و یك ساعت دیگر برمی‌گردم.
و یك ساعت بعد، عشقی مرده بود ! پیكرش را به خانه‌اش در سه راه ژاله بردند و شستند و سپس در مدرسه سپهسالار به امانت گذاشتند. بهار سپرد كه نگذارند پیراهن خونی‌اش از بین برود. بعد، یك ورقه كوچك برداشتند و رویش نوشتند: «عشقی مرد. هركس بخواهد جنازه این سید شهید را مشایعت كند، فردا صبح بیاید به
مجلس سپهسالار».
فردا همه شهر آمدند. حتی آنها كه عشقی جوان و پرشور، گاه در نوشته‌ها و سروده‌هایش هجوشان كرده بود و به نیش قلم نواخته بود. جنازه، بالای دست مردم به حركت درآمد. از شاه آباد و لاله‌زار و توپخانه و بازار و مسجد جامع و سر قبر آقا گذر كرد و از دروازه حضرت عبدالعظیم بیرون رفت. یكسر جمعیت كنار دروازه بود و سر دیگرش ابن بابویه. آنجا در خاك آرمید و حالا درست ۸۳ سال است كه آرمیده است.
باری از این عمر سفله سیر شدم سیر
تازه جوانم ز غصه پیر شدم پیر
پیر پسند‌ای عروس مرگ چرایی
من كه جوانم چه عیب دارم بی پیر
در مسجد جامع اهالی چالمیدان نمی‌گذاشتند جنازه را از زمین بردارند. می‌گفتند تا قاتل را تحویل ندهند، نمی‌گذاریم جنازه را دفن كنند. راستی چه كسی باید بود قاتل را تحویل دهد؟ مگر نه آنكه قاتل همان تحویل دهنده بود؟! وقتی عشقی تیر خورد، محمد نامی كه آن حوالی بود، ضاربان را تعقیب كرد و یكی‌شان را گرفت و تحویل پاسبان داد. ظاهرا او را در مریضخانه با عشقی روبه‌رو كردند. عشقی جلوی چشم همه به او گفت: تو بودی كه تیر زدی ابوالقاسم! با این همه ابوالقاسم را زیر سبیلی رد كردند و در عوض همان محمد نام را گرفتند و به محبس انداختند. گفتند قتل عشقی كار او بوده !
روز ۱۷ تیرماه، پنج روز پس از قتل عشقی و دو روز پس از آن كه نگذاشتند ملك‌الشعرای بهار در مجلس نطق كند، اقلیت دوباره سر و صدا راه انداختند و بالاخره اجازه نطق گرفتند. ماجرای قتل شرح داده شد و از معایب آدم‌كشی سخن‌ها رفت. در نتیجه اكثریت هم برای آنكه از قافله عقب نمانند، نزد رضاخان رئیس‌الوزرا رفتند و اظهار داشتند كه این قبیل كارها باعث تزلزل امنیت است و مردم ناراضی‌تر خواهند شد.
دیكتاتور اما، شانه بالا انداخت و گفت: «چه اهمیت دارد قتل یك نفر. چرا در جنگ‌های ما كه آن قدر كشته می‌شوند اظهار تاسف نمی‌كنید؟»
حتی لازم نمی‌دید كه حفظ ظاهر كند و جمله‌ای در تقبیح ترور بگوید. به قول بهار:
او پادشاه كشور حسن است و ما اسیر
وان زلف پرخم و صف مژگان سپاه اوست
گفتم به قتل من چه بود عذر آن نگار؟
گفتند خوی سركش او عذرخواه اوست
گفتم به غیر عشق چه باشد گناه من؟
گفتند زندگانی عاشق گناه اوست
جانا بهار صید زبان بسته است، لیك
چیزی كه مایه نگرانی است آه اوست!


منبع : روزنامه تهران امروز

مطالب مرتبط

زندگی نامه کاظم سادات اشکوری

کاظم سادات اشکوری در ۱۷ خرداد سال ۱۳۱۷ در اشکور (یکی از توابع گیلان) به دنیا آمد. وی تحصیلات خود را تا مقطع لیسانس در دانشگاه تهران ادامه داد. از او مجموعه اشعار «شبها» ۱۳۴۱، «از دم صبح» ۱۳۵۵، «با ماسه های ساحل» ۱۳۵۶، «آن سوی چشم انداز»۱۳۵۰، «از برکه ها به آینه» ۱۳۵۳،« رگبار آفتاب» ۱۳۵۷، «ماهتاب اسفند» ۱۳۶۷، «چهار فصل» ۱۳۶۸، «در کنار جاده پاییزی» ۱۳۷۰، و مجموعه های داستانی «یک ساعت از ۲۴ ساعت» و «برگ ها می ریزند» انتشار یافته است. همچنین چند کتاب نقد و بررسی شعر معاصر و ترجمه از وی منتشر شده است.
با ماسه های ساحل
این صوفیان صاف
که راه زندگی را
تا وادی فنا
پیموده اند
محشور بوده ام.
ای دوست، ای مسافر کوهستان
با سنگها بگو!
کاظم سادات اشکوری از شاعران مطرح معاصر است که از ابتدای کار شاعری پیوسته در جهت تکامل شعر خویش و یافتن زبانی مستقل و مشخص کوشیده است. شعرهای اولیه او چهار پاره های پیوسته ای است با مضامین و تصاویری از طبیعت. شعر اشکوری لحنی مهربان و صمیمی دارد که با زبانی ساده و آشکار سروده شده است. اشکوری با تیزبینی شاعرانه، طبیعت زادگاهش را موشکافانه و دقیق در تصاویری بدیع منعکس می سازد و انسان را به تماشای طبیعت با نگاهی دیگرگونه دعوت می کند . در اشعار او طبیعت و حالات متنوع آن، در قالب ترکیبات ساده و خوش آهنگ وصف شده و عمدتا با مضامین اجتماعی در متن شعر همراه است، شعر اشکوری گویای نوعی عرفان نیز هست که همراه با تفکر اجتماعی و بازتاب آن در تصاویر و حالات طبیعت، به مشخصه های شعری او بدل گشته اند. با نگاهی ژرف به اشعار اشکوری ، نوعی نومیدی و اندوه تلخ را می توان مشاهده نمود. کاظم سادات اشکوری شاعری است پرمایه، با زبانی شاعرانه و لطیف، که همواره طبیعت و انسان، و ارتباط ناگسستنی آن دو در اشعارش، بازتابی زیبا و گسترده داشته است.

وبگردی
قیمتهای روانی  / این آقایان عاقل / بیجاره مردم
قیمتهای روانی / این آقایان عاقل / بیجاره مردم - افاضات امروز معاون اول رییس جمهور، البته قبلتر نیز از زبان دیگر مقامات اقتصادی دولت از جمله نهاوندیان و نوبخت شنیده شده بود. یک اظهارنظر کلی و تاکید بر «عدم نگرانی مردم درباره وضعیت معیشتی» ! عجیب است این جملات شگفت انگیز از زبان جهانگیری که خود از منتقدان وضعیت مشابه در دوران احمدی نژاد بود. او حالا همان جملات را با همان ادبیات تکرار می کند! اما آقای جهانگیری! حقیقتاً این دلار و آن سکه و و قیمت های…
لادن طباطبایی در شبکه من و تو / فیلم
لادن طباطبایی در شبکه من و تو / فیلم - لادن طباطبایی، بازیگر شناخته شده سینما و تلویزیون ایران که برای درمان بیماری فرزندش مدتی است در خارج از ایران به سر می برد امروز مهمان شبکه «من و تو» بود و بدون حجاب مقابل دوربین این شبکه حاضر شد.
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی - مردم تهران برای اولین بار و برای تماشای مسابقه‌ی فوتبال ایران و اسپانیا در جام جهانی ۲۰۱۸ بهمراه خانواده‌های خود به ورزشگاه صدهزار نفری آزادی رفتند
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال - جواد یساری پس از ۴۰ سال با خواندن در فیلم «دشمن زن» دوباره به عرصه هنر بازگشت.این گزارش توسط تماشا تهیه و منتشر شده است. منبع
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!