یکشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۷ / Sunday, 18 November, 2018

حافظ مشرقی


حافظ مشرقی
زان یار دلنوازم شکریست با شکایت
زان یار دلنوازم شکریست با شکایت
گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم
یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت
رندان تشنه لب را آبی نمی هد کس
گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت
در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کان جا
سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت
چشمت به غمزه ما را خون خورد و می پسندی
جانا روا نباشد خون ریز را حمایت
در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایت
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود
زنهار از این بیابان وین راه بی نهایت
ای آفتاب خوبان می جوشد اندرونم
یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت
این راه را نهایت صورت کجا توان بست
کش صد هزار منزل بیش است در بدایت
هر چند بردی آبم روی از درت نتابم
جور از حبیب خوشتر کز مدعی رعایت
عشقت رسد به فریاد از خود به سان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت
صبحدم از عرش می آمد خروشی عقل گفت
قدسیان گویی که شعر حافظ از بر می کنند
چکیده: نگارنده در این سطور به جایگاه و اندیشه جهانی و افکار بلند حافظ پرداخته و ایشان را نه به عنوان شاعر ایرانی بلکه به عنوان شاعر پیام آور صلح بدون هیچ گونه حیله و ریا مطرح می کند. اشعار حافظ در سرزمین های غرب و شرق، آمریکا و اروپا و حتی سرزمین های پیش پاافتاده اثر گذاشته و به تحول آثار ادبی بزرگان این سرزمین ها پرداخته است.
اگر بخواهیم راز ماندگاری شعر حافظ را بدانیم بهتر است که بگوییم شعر حافظ از روح بزرگ، فکر توانا و حس لطیفی تاثیر پذیرفته که در مکتب اصالت انسان، از اندیشه صلح مددجسته است. و در بازار حیله و ریا تحمل جاهل را ندارد. بلکه با کنایه هایش از هر چیزی که رنگ ریا داشته باشد پرهیز می کند. راز دیگر این ماندگاری در تعقل حافظ است که در طرح رندانه غزلش در محور افقی، از لایه به عمق و برعکس قابل تغییر و تفسیر است به طوری که مفاهیم اساسی شعر حافظ مانند ساقی، پیر، مکیده، معشوق، صبا در شگرد ایهام و استعاره و کنایه و تشبیه در طول سال های گذشته در بین جوامع مختلف معرکه افکار و نظرات مختلف بوده است. اما جریان سیال تفکر و ذهن حافظ موضوع دیگری است که شرق برای حافظ تعبیرات عرفانی قائل است و غرب از دریچه واقع بینی به اشعار حافظ می نگرد. امروزه شرق تا حدی به تفکر غربی و غرب به سوی تفکر شرقی رو کرده است.» (تاریخ ادبیات ایران، بان ریپکا، ص ۳۷) به هر حال هم دل ترین، هم دم ترین و محرم ترین هنرمندی که از این سرزمین برخاسته و در کنار دل یکایک ما نشسته است، کسی نیست جز حافظ.
عشقی که در دیوان حافظ وجود دارد عشق کلیشه ای نیست بلکه حسب حال اوست، او با تمام طبعش و با تمام دلش شعر می سراید. تمام این عوامل دست در دست هم داده است تا امروز در شرق و غرب از شعر حافظ سخن بگویند .در آلمان گوته از مریدان حافظ است . او می گوید: «از زمانی که این یگانه مرد یعنی حافظ وارد زندگی من شد چنان مرا از خود بی خود ساخت که اگر هر آینه دست به کاری نزنم دیوانه خواهم شد؛ گوته با هدف دست یابی به ادب جهانی (Weltitcrotury) دیوان غربی- شرقی را به وجود می آورد. یوهان کریستف بورگل، دیوان غربی- شرقی گوته را جذاب ترین اثر گوته به شمار می آورد۱ او در این دیوان در مورد شعر حافظ می گوید: «سطور شعر حافظ نشانی جاودانه از حقیقت است»۲ و این چنین بود که اروپا برای اولین بار در سال ۱۶۵۰ از ساختار خاص زبان آلمانی به انعکاس بهتر افکار حافظ پرداخت. گوته شاعر قرن ۱۹ و حافظ قرن ۱۴ م و شاعر اتریشی یعنی سکلیاتوس در قرن ۲۰ زندگی می کردند اما اشعار این شاعر اتریشی با اشعار حافظ رابطه ای معنوی برقرار کرد. حافظ در شعرش در مورد طلوع خورشید و انسانیت انسان و سحرخیزی سخن می گوید. سکلیاتوس هم می گوید: در تمام اعضایم برقی می زند و یک طلوع پنهانی در من شکل می گیرد، آن گاه در سحر و با دست های باز عروج می کنم.
گوته در مورد حافظ می گوید: ای حافظ، سخن تو همچون ابدیت بزرگ است، زیرا آن را آغاز و انجامی نیست.
یان ریپکا در «تاریخ ادبیات فارسی» که به زبان انگلیسی نوشته، می گوید: هر چند گاه نابغه ای متولد می شود که در مقام شارح اوضاع زمان حال و بشارت دهنده آینده، جایگاهی والا در یکی از انواع شعر می یابد که به زمان خودش اختصاص ندارد و به آیندگان در قرن های بعد پیوند می خورد حافظ از آن جمله است و هنوز هم سرمشق و نمونه شعر تغزلی به حساب می آید. حافظ در فرانسه به بزرگانی چون ویکتور هوگو، آرمان رنو، آندره ژید و دیگران نیز راه یافته است.
حافظ در اشعارش به جهانی سازی فرهنگ ها پرداخته است که براساس تعلیمات معنوی انبیاءالهی و در راستای یک اخلاق الهی و انسانی برتر صورت می گیرد هدف اولیه ادیان بزرگ الهی و پیامبران، زندگی در سایه عدالت و صلح بدون تعرض به حقوق هم نوعان است. حافظ بسیاری از این مفاهیم و ارزش ها را در شعر خود حفظ کرده است. یکی از محققین در مورد ویژگی های شعری شکسپیر با حافظ به مقایسه پرداخته و گفته که: غزلیات حافظ در مضامینی چون عشق، معشوق و زیبایی هیچ کم و کاستی نسبت به (sonnets) شکسپیر ندارد.
به قد و چهره هر آن کس که شاه خوبان شد
جهان بگیرد اگر دادگستری داند
مباش در پی آزار و هرچه خواهی کن
که در شریعت ما غیر از این گناهی نیست
آندره ژید آن قدر تحت تأثیر حافظ قرار گرفته که کتاب معروف مائده های زمینی را با این بیت حافظ آغاز کرده است:
بخت خواب آلود ما بیدار خواهد شد مگر
زان که زد بر دیده آبی روی رخشان شما
«برای آندره ژید مطالعه دیوان شرقی گوته به منزله فرمان حرکتی است به سوی ادبیات فارسی۳». به هر حال تأثیر حافظ را در ادبیات غرب نمی توان نادیده گرفت او مراد و استاد شده و ادیبان غرب مرید نادیده او شده اند سخن حافظ را با جان و دل می پذیرند. «ارمان رنو، شاعر فرانسوی کتاب «شب های ایرانی» خود را به نشانه شب هایی که در مطالعه ادبیات ایران گذرانده به رشته ی تحریر درآورده و مضامین شعر حافظ مانند گل، بلبل، ساقی و مطرب را در اشعارش به کار برده است۴».
از جلودار و پیشرو سبک سمبولیسم در شعر اروپای قرن ۲۰ بگوییم که کتاب «گل های اهریمنی» خود را با بهره گیری از حافظ نوشت:
در راه عشق وسوسه ی اهرمن بسی است
پیش آی و گوش دل به پیام سروش کن
«از نظر بودلر، پیشرو مکتب سمبولیسم، اهریمن فرزندانی دارد که در درون ما وسوسه برانگیز هستند.۵»
کدام شاعر و نویسنده را می توانیم در اروپا سراغ داشته باشیم که بدون تأثیرپذیری از حافظ فعالیت خود را آغاز کرده باشد «ویکتور هوگو »سفینه شرقیات را تحت تأثیر از حافظ سرود۶». و اگر با دقت بیشتری جست وجو کنیم ژان لاهور در اروپای قرن ۱۹ مجموعه اشعار پندار را از حافظ الهام می گیرد و از عشق زمینی به وحدت وجود روی می آورد.
اروپا در موفقیت بزرگان ادب و هنر وام دار حافظ است. کلیگسور نقاش تحت تاثیر حافظ است، کنتس دو نوآی آرزوی تولد دوباره در شهر شیراز را در سر پروراند، بانوآناد و نوآی کتاب «باغ دلگشای» خود را تأثیر گرفته است.
با این نظریات چهره هایی که در طول تاریخ و نیز دوران معاصر برای نزدیکی روحی و معنوی و اخلاقی انسان ها به یکدیگر، تلاش کرده اند از جایگاه ویژه ای برخوردارند و حافظ در این میان می درخشد.
ادبیات فارسی پس از این که جامعه فرهنگی اروپا را دگرگون می سازد از اواخر قرن ۱۸ به تدریج جای خود را در نشریات آمریکایی باز می کند .امرسن و همفکران او، در ساختن بنیان های مکتب فکری- عرفانی خود از فرهنگ و ادبیات به ویژه شعر حافظ مدد گرفتند:
عراق و فارس گرفتی به شعر خوش حافظ
بیا که نوبت بغداد و وقت تبریز است
«امرسن حافظ را مرد هزار چشم و تیزبین نامیده است که دوستدار آزادی و استقلال بشر است.» و یادآور این سخن آنه ماری شیمل است که می گوید: شعر جهانی شعر آشتی است و ما را بر این باور می رساند که در سامان جهان هر کجا شمیم گلزار تفکرات وطنی چون ترانه ی ابدی، از حقیقتی در شرق به مشام جهان می رسد، بدون تردید بلبل غزل خوان آن کسی جز حافظ نخواهد بود.
در شرق، شبه قاره هند، چین و ژاپن نیز جایگاه ویژه حافظ به چشم می خورد از مردم سرزمین چین می گوییم که حافظ را با دو شاعر معروفشان، «دوفو» و «لی بوی» مقایسه می کنند آنان نیز مانند حافظ باریا مقابله می کنند مضمون سخنان حافظ را بیان می کنند:
آتش زرق و ریا خرمن دین خواهد سوخت
حافظ این خرقه ی پشمینه بینداز و برو
چقدر زیباست که انسان ها را به دوری از ریا دعوت کرد!
در ژاپن کتاب گوته، دیوان شرقی مغربی، به زبان ژاپنی چاپ شد و باب آشنایی مردم را با حافظ گشود، باز در همین دوران اندیشه حافظ آن قدر متعالی و انسان ساز است که پروفسور گامو در کتاب خود «تاریخ و فرهنگ ایران» به معرفی حافظ و اندیشه های جهان سازش می پردازد و پروفسور کی کوچی پارافراتر می گذارد حتی به مقایسه اندیشه ها و نظرات گوته و حافظ می پردازد به هر حال با این جمله می توانیم دریابیم که حافظ در شرق و غرب تاثیر نهاده است ابتدا گوته تحت تاثیر قرار می گیرد و سپس کی کوچی در شرق به مقایسه حافظ و گوته می پردازد و این چهره برجسته و جهانی حافظ است.
اشعار حافظ به زبان های محلی پاکستان مانند بلوچی، پشتو، سندی و پنجابی صورت گرفته است. در قرن ۱۹ در بنگاله ی غربی رهبر هندی به نام «راجه رام موهن» کتاب فارسی خود را با تأثیرپذیری از حافظ زینت داد و کتابش را با شعری از حافظ آغاز کرد. «رابیند رانات تا گور پسر نیز مانند پدر تحت تأثیر افکار و اندیشه های جهان ساز حافظ بود و کتاب «گیتابخلی» را با همین افکار نوشت۸». با همه این اثرپذیری ها نمی توان منکر جایگاه حافظ در پهنه بزرگ ادبیات جهانی شد زیرا پیام های انسانی او از دروازه های ممالک گذشته، دل های مردم را تسخیر کرده و پژوهش بزرگان، سند ادعای راستین ماست.
خوش تر آن باشد که سر دلبران
گفته آید در حدیث دیگران

محمدرضا پاشایی
پی نوشت و منابع:
۱-صفوی، کوروش، حافظ و گوته، کریستف بورگل، نشر مرکز، ج ۱، ۱۳۶۷
۲-دیوان شرقی- غربی، ولفگانک فون گوته، نشر مرکز، ج ۱، ۱۳۶۷
۳-هنرمندی، حسن، آندره ژید و ادبیات فارسی، انتشارات زوار، ۱۳۴۹
۴-حدیدی، جواد، برخورد اندیشه ها، انتشارات توس، ۱۳۵۶
۵-همان
۶-حدیدی، جواد، از سعدی تا آراگون، مرکز نشر دانشگاهی، ج۱، ۱۳۷۳
۷-کمیسیون ملی یونسکو، مجموعه مقالات حافظ شناسی، سخن اهل دل، ج ۱، ۱۳۷۱
۸-منابع موجود در سایت های خبری و اطلاع رسانی.

منبع : روزنامه کیهان

مطالب مرتبط

نگاهی به نخستین دفتر شعر سید ابوالفضل صمدی

نگاهی به نخستین دفتر شعر سید ابوالفضل صمدی
اولین دفتر غزل سید ابوالفضل صمدی با نام «خیابان حصار» شاید می‌توانست یکی دو سال پیش هم به زیور طبع آراسته گردد.
چرا که قریب به اکثریت این کارها آن زمان نیز بودند اما هنوز هم دیر نیست چرا که شعر اگر شعر باشد تاریخ مصرف‌پذیر نیست و به رودخانه دائمی می‌ماند که در تمامی فصول جریان دارد و آواز رفتنش زندگی را به دیگران یادآوری می‌کند.
کتاب ۱۰۰۰ نسخه‌ای «خیابان حصار» که انتشارات سخن گستر به زیور طبعش آراسته از نام و طرح جلد و صفحه آرایی، بهره‌ای میانه برده و به‌جای آن، این مجموعه‌ ۸۰ صفحه‌ای از غلط‌های تایپی بی‌بهره نمانده است؛ گویا ناشر محترم نخواسته به خویش، قدری زحمت دهد.
از این نکته که بگذریم چینش شعرها و ترتیب چیدمان در حقیقت نحوه‌ ترتیبی اشعار و انتخاب آن‌هاست که نشان از آن دارد که گویا انتخاب در چیدمان اشعار عجولانه بوده و از اصل خاصی پیروی نمی‌کند این در حالی است که شاعر می‌‌توانست از لحاظ تاریخ سرایش کارها را با ذکر تاریخ در پایان هر شعری بیاورد و یا... به هر صورت در این دفتر هستند غزل‌های مناسب‌تری که می‌توانستند صفحه اول را به خویش اختصاص دهند، هر چند غزل اول، غزلی بایسته است اما شاعر می‌توانست با انتخابی آگاهانه غزلی مانند غزل‌های ۱۴ و یا ۲۱ تا ۲۵ را در آغاز دفتر بیاورد که هم برای مخاطبانش آشناترند و هم اینکه جذابیت و شاکله‌ این اشعار سبب جذب خواننده برای جذب دیگر اشعار مجموعه می‌شد.
جدای از همه این‌ها که تنها شاکله‌ ظاهری اثرند اگر مجموعه را تورقی بکنید می‌فهمید که شاعر مجموعه ارتباطی عمیق و ناگسستنی با ادبیات کهن ایران زمین دارد و به خوبی از گذشته خویش و داشته‌هایش آگاه است و می‌داند که چه می‌گوید و باید چه بگوید اما نکته‌ای که غیرقابل چشم‌پوشی است سهل انگاری و بهتر است گفته شود، آسان پذیری و کم‌حوصلگی شاعر است که در برخی از بیت‌ها، مصرع‌ها و ترکیب‌ها و استفاده غیرمتعارف از حروف ربط و اضافه و... خود را نشان می‌دهد.
این اتفاق بیشتر در بیت‌های میانی خود نمایی می‌کند و انگار این سهل انگاری در شاعر نهادینه شده باشد، مثلاً در مصراعی می‌گوید: «دق کرد آن قناری و افتاد از نفس...» درصورتی که باید از نفس افتادن پیش از دق کردن می‌آمد هر چند ضرورت‌های وزنی را هم در نظر بگیریم. یا در جایی دیگر: «آواز او حواس تو را پرت کرده بود/ از درد بی‌توجهی اما عذاب شد» که ارتباط معنایی و افقی بیت کمرنگ می‌نماید و در حقیقت نبودن این بیت به غزل لطمه‌ای نمی‌زند و در غزلی دیگر در بیت دوم، مصراع دوم: «... آغاز، آن آغاز دیرینش به جا مانده ست »؛ انتظار خواننده از این بیت این است که مصراع دوم با اما شروع شود و این تکرار که برای تأکید آمده چندان خوش ننشسته و یا در غزل ۹ بیت سوم: «به خاطر تو به یک تکه نان شدم محتاج/برای شاخه گل از بس شکست قلک من».
اگرچه شاعر به‌دنبال کشف فضایی امروزی و طرحی نو در انداختن بوده اما نحوه‌ بیان، بیتی طنز ساخته است که با ساختار کلی فضای این غزل متفاوت می‌نمایاند و از همین دست سهل انگاری‌ها و آسان‌گیری‌ها در گویش و سرایش این مجموعه می‌توان به بیت‌ها و مصراع‌های زیر اشاره کرد:
از این به بعد جوان کسی نمی‌میرد/شکفته برسر هر شاخه نوش‌داروها(بیان بیت).
دوای پستی انسان هنوز هم عشق است/نهفته باشد اگر سال‌ها به پستوها...(نحو جمله).
شهر در شهر، خیابان به خیابان پی تو... (استفاده از در به جای به).
دل خوش باور ما را به فریبی ببرند/کی می‌آیی دل بی‌صاحب ما را ببری (نداشتن ارتباط افقی).
گو همه عمر از آن دوری و پرهیز شود...(استعمال گو به جای دگر).
این گل به دستانت می‌آید... (که معمولاً برای این موارد می‌گویند فلان چیز به رنگ لباست می‌آید یا به رنگ پوستت و از این دست).
پاره‌ سنگی بزن بگذار در هم بشکند...(استفاده از کلمه‌ پاره‌ به جای تکه، آن هم به گونه‌ای که «ای» پاره‌‌ کشیده تلفظ می‌شود تا وزن رعایت شده باشد).
و همین گونه‌اند بیت‌هایی از غزل‌های ۱۸، ۲۵، ۲۶، ۲۸، ۲۹ که همه و همه‌ سهل انگاری‌های خاص شاعر را دارا هستند و همه‌ این سهل‌انگاری‌ها از ساده‌گویی‌های شاعر نشأت می‌گیرند و اگر یقیناً شاعر جوان دیگری می‌بود بسیار بسیار بیش از اینها با این زبان روایت پر اشتباه روایت می‌کرد و می‌سرود و چه بسا که بیراهه می‌رفت.
سرودن شعر ساده‌ اما پر مغز و زیبا و همه پسند کار هر کس نیست و علاوه بر نبوغ ذاتی، پشتوانه‌ مطالعاتی و علمی می‌خواهد که این هر ۲ در صمدی جمع‌اند و اگر از این سهل‌انگاری‌ها بگذریم شعرهایی بی‌نقص می‌بینیم که هر کدامشان برای یک نمونه ماندگار، شاعری جوان را بس است. از این دست غزل‌ها می‌توان به غزل‌های شماره ۱ تا۳، ۵، ۶، ۸، ۱۱تا ۱۸، ۲۱ تا ۲۶، ۳۱، ۳۴، ۳۷ اشاره کرد که غزل‌هایی بی‌نقص‌اند و از این دست غزل‌ها می‌توان به شاعرانگی‌اش پی برد.
و از آنجا که گفته‌اند: عیب می‌جمله بگفتی هنرش نیز بگو، باید گفت شعر صمدی فرزند زمان خویش است.
می‌توان گفت که نگاه عمیق اجتماعی شاعر در این شعرها نشان از نگاهی حافظانه دارد و بیانگر رندی شاعر است و از حسن اتفاق در همین شعرها به حکمت سعدیانه و عرفان عطاری، نیز بر‌می‌خوریم؛ البته نه آشکارا و تقلیدگون و متناقض با شخصیت شعری و زبانی شاعر که همه‌ اینها نشان از شناخت شاعر و پشتوانه‌ غنی او دارد که توانسته همه داشته‌ها و آموخته‌هایش را در زبانی نو به شعرهای‌تر و تازه‌ای بدل کند .
نگاه ریز بین و موشکافانه دقیقش را چونان دریچه تماشا برای مخاطبان ساخته تا آنها را به دیدن جهانی دیدنی وادارد. در همین بیت‌هاست که شاعر به روایت درد مشترک آدمی می‌پردازد، انسان تنها و سردر گریبان، رانده شده‌ای از ملکوت که تنهایی‌اش را در هبوط به دوش می‌کشد و کویر خشکسال گمراهی‌اش را بی‌هدف، به‌دنبال باران رحمت قدم می‌زند: «بگو کجا ببرم پاره‌های روحم را / کجاست آنکه بخواهد مرا بدن باشد.» یا «خدای من مگر این آرزوی من کفر است / که با بهار در این کوچه هم قدم باشم»، دیگری: «کبوتری و چه میدانی از اسارت من/ چه حسرتی است که دور از تو و حرم باشم»، یا آنجا که می‌گوید: «باران به رود، موج به دریا، صدا به کوه/انسان سرشکسته تنها کجا رسید؟» و یا «دوری حصار، عاشقی و دوستی حصار، انبوهی از حصار مرا درمیان گرفت».
همه این روایت‌ها، جامع و جامعه نگر و برون گرا است که سبب ارتباط بیشتر با مخاطب می‌شود و مخاطب را وامی‌دارد تا برخی بیت‌ها و مصراع‌ها را برای چند لحظه چند بار زیرلب زمزمه کند. در کنار این موارد لطیفه دیگری وجود دارد ؛ شاعر در موارد بسیاری از نمادها استفاده کرده و در پاره‌ای از آنها به یک تصویر از چند بعد نگریسته است.
یعنی در هر شعر زاویه دید خویش را تغییر داده و از زاویه‌ای متفاوت نگریسته است. اگرچه این گونه‌گون‌نگری‌ها سبب تکرار نشده و همین موجب جذابیت بیت‌ها و شعرهای قرین و قرینه اش شده‌اند. چه بسیارند این بیت‌ها که مجال آوردنشان در این مقال نیست.در پایان غزلی از این دفتر را با هم مرور می‌کنیم، باشد که شاهد دفترهای دیگری از هنر این جوان شاعر باشیم.
● گره وانشدنی
هرگز گرهت از غزلم واشدنی نیست
این غنچه دلتنگ شکوفا شدنی نیست
شاید تو که از کوه روانی بتوانی
این برکه دلتنگ که دریاشدنی نیست
هر ماه که می‌آید از این خانه فراریست
این خانه ویران شده زیباشدنی نیست
افتاده به بن بستم ودر پیش ندارم
راهی به جز آغوش تو اما شدنی نیست
عشق تو بزرگ است برای دل تنگم
اندوه تو در سینه من جاشدنی نیست
امروز جهان هیچ، که انگار به تاریخ
خوش نقش‌تر از چشم تو پیداشدنی نیست

وبگردی
(+18) اولین تصاویر از لحظه تکه تکه کردن جسد جمال خاشقجی
(+18) اولین تصاویر از لحظه تکه تکه کردن جسد جمال خاشقجی - با اینکه عوامل اطلاعاتی عربستان، پیش از آغاز عملیات بازداشت و قتل خاشقجی، دوربین‌های امنیتی را از کار انداختند، اما روز گذشته تصاویر زیر در شبکه‌های اجتماعی و همچنین برخی سایت‌های عربی مخالف رژیم سعودی منتشر شده است. هنوز مشخص نیست که این تصاویر، واقعاً مربوط به این جنایت است، یا اینکه آن را شبیه‌سازی و صحنه‌سازی کرده‌اند. و همینطور هیچ مرجع رسمی این تصاویر را تایید نکرده است.
فیلم/تغییر محسوس و عجیب ورزشگاه آزادی نسبت به بازی فینال آسیا!
فیلم/تغییر محسوس و عجیب ورزشگاه آزادی نسبت به بازی فینال آسیا! - پس از دیدار پرسپولیس و کاشیما، در اولین بازی برگزار شده در ورزشگاه آزادی تغییرات محسوس و عجیبی نسبت به دیدار فینال آسیا دیده می‌شود.
آتش فشان خاموش / خودروهای گران و بی‌کیفیتی که تحویل نخواهند شد
آتش فشان خاموش / خودروهای گران و بی‌کیفیتی که تحویل نخواهند شد - چرا خودرو سازان با وجود مشکلات عرضه بازهم پیش فروش می کنند؟
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران - سه نفر کنار هم حوالی میدان مادر ایستاده‌اند. زنی قد بلند که موهایش زمینه نسکافه‌ای دارد به هر ماشینی که بلندتر بوق می‌زند نزدیک می‌شود و قیمت را آرام و به سرعت بیان می‌کند. او می‌گوید: «... صد هزار تومان، تو ماشین ۷۰ هزار تومان، گروپ ۳۰۰ هزار تومان و جا هم داریم»، جملات کوتاه و بی‌تفاوت بیان می‌شود. جلوتر دختر کم سن و سالی که شاید ۱۶ سال هم نداشته باشد، ایستاده و از سرما نوک بینی‌اش قرمز شده است، با…
اشراف متواضع!
اشراف متواضع! - افرادی هستند که در دروس زندگی میکنند اما ماشین زیر پایشان پراید است. افرادی که چند ده میلیون از جوجه‌مایه‌دارهای پدرریشو میگیرند که خوب تربیتشان کنند برای مدیر شدن در جمهوری اسلامی و بعد چند هفته در سال هم آنها را می‌برند اردوی جهادی تا از نزدیک ببینند فردا که به لطف جیب پدر در کنکور ترکاندند و مدرک معتبر گرفتند و مدیر شدند قرار است به چه بدبختهای مستضعفی که بخاطر پول نداشتن در آموزش و پرورش رایگان…
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»!
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»! - روز پنجشنبه تصویری در فضای مجازی منتشر شد که قابل تامل بود. زهرا تخشید نوه آیت‌ا... یزدی است که با انتشار تصویری که از دانشگاهش در نیویورک منتشر کرده بود، نوشت: «عکسی که دیروز عصر از دانشگاهم گرفتم با چراغ‌های همیشه روشنش».
روایت تجاوز عجیب به بازیگر لبنانی سریال «حوالی پاییز»
روایت تجاوز عجیب به بازیگر لبنانی سریال «حوالی پاییز» - ماجرای تجاوز به آن ماری سلامه، بازیگر زن عرب سریال تلویزیونی صدا و سیمای ایران.
عکس | همسر جدید نماینده سابق اردبیل در آمریکا
عکس | همسر جدید نماینده سابق اردبیل در آمریکا - «نورالدین پیرموذن» نماینده سابق اردبیل در مجلس شورای اسلامی که سالهاست در آمریکا زندگی می‌کند چند عکس از خود و همسر جدیدش را در اینستاگرام منتشر کرده است.