چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶ / Wednesday, 21 February, 2018

حافظ مشرقی


حافظ مشرقی
زان یار دلنوازم شکریست با شکایت
زان یار دلنوازم شکریست با شکایت
گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم
یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت
رندان تشنه لب را آبی نمی هد کس
گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت
در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کان جا
سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت
چشمت به غمزه ما را خون خورد و می پسندی
جانا روا نباشد خون ریز را حمایت
در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایت
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود
زنهار از این بیابان وین راه بی نهایت
ای آفتاب خوبان می جوشد اندرونم
یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت
این راه را نهایت صورت کجا توان بست
کش صد هزار منزل بیش است در بدایت
هر چند بردی آبم روی از درت نتابم
جور از حبیب خوشتر کز مدعی رعایت
عشقت رسد به فریاد از خود به سان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت
صبحدم از عرش می آمد خروشی عقل گفت
قدسیان گویی که شعر حافظ از بر می کنند
چکیده: نگارنده در این سطور به جایگاه و اندیشه جهانی و افکار بلند حافظ پرداخته و ایشان را نه به عنوان شاعر ایرانی بلکه به عنوان شاعر پیام آور صلح بدون هیچ گونه حیله و ریا مطرح می کند. اشعار حافظ در سرزمین های غرب و شرق، آمریکا و اروپا و حتی سرزمین های پیش پاافتاده اثر گذاشته و به تحول آثار ادبی بزرگان این سرزمین ها پرداخته است.
اگر بخواهیم راز ماندگاری شعر حافظ را بدانیم بهتر است که بگوییم شعر حافظ از روح بزرگ، فکر توانا و حس لطیفی تاثیر پذیرفته که در مکتب اصالت انسان، از اندیشه صلح مددجسته است. و در بازار حیله و ریا تحمل جاهل را ندارد. بلکه با کنایه هایش از هر چیزی که رنگ ریا داشته باشد پرهیز می کند. راز دیگر این ماندگاری در تعقل حافظ است که در طرح رندانه غزلش در محور افقی، از لایه به عمق و برعکس قابل تغییر و تفسیر است به طوری که مفاهیم اساسی شعر حافظ مانند ساقی، پیر، مکیده، معشوق، صبا در شگرد ایهام و استعاره و کنایه و تشبیه در طول سال های گذشته در بین جوامع مختلف معرکه افکار و نظرات مختلف بوده است. اما جریان سیال تفکر و ذهن حافظ موضوع دیگری است که شرق برای حافظ تعبیرات عرفانی قائل است و غرب از دریچه واقع بینی به اشعار حافظ می نگرد. امروزه شرق تا حدی به تفکر غربی و غرب به سوی تفکر شرقی رو کرده است.» (تاریخ ادبیات ایران، بان ریپکا، ص ۳۷) به هر حال هم دل ترین، هم دم ترین و محرم ترین هنرمندی که از این سرزمین برخاسته و در کنار دل یکایک ما نشسته است، کسی نیست جز حافظ.
عشقی که در دیوان حافظ وجود دارد عشق کلیشه ای نیست بلکه حسب حال اوست، او با تمام طبعش و با تمام دلش شعر می سراید. تمام این عوامل دست در دست هم داده است تا امروز در شرق و غرب از شعر حافظ سخن بگویند .در آلمان گوته از مریدان حافظ است . او می گوید: «از زمانی که این یگانه مرد یعنی حافظ وارد زندگی من شد چنان مرا از خود بی خود ساخت که اگر هر آینه دست به کاری نزنم دیوانه خواهم شد؛ گوته با هدف دست یابی به ادب جهانی (Weltitcrotury) دیوان غربی- شرقی را به وجود می آورد. یوهان کریستف بورگل، دیوان غربی- شرقی گوته را جذاب ترین اثر گوته به شمار می آورد۱ او در این دیوان در مورد شعر حافظ می گوید: «سطور شعر حافظ نشانی جاودانه از حقیقت است»۲ و این چنین بود که اروپا برای اولین بار در سال ۱۶۵۰ از ساختار خاص زبان آلمانی به انعکاس بهتر افکار حافظ پرداخت. گوته شاعر قرن ۱۹ و حافظ قرن ۱۴ م و شاعر اتریشی یعنی سکلیاتوس در قرن ۲۰ زندگی می کردند اما اشعار این شاعر اتریشی با اشعار حافظ رابطه ای معنوی برقرار کرد. حافظ در شعرش در مورد طلوع خورشید و انسانیت انسان و سحرخیزی سخن می گوید. سکلیاتوس هم می گوید: در تمام اعضایم برقی می زند و یک طلوع پنهانی در من شکل می گیرد، آن گاه در سحر و با دست های باز عروج می کنم.
گوته در مورد حافظ می گوید: ای حافظ، سخن تو همچون ابدیت بزرگ است، زیرا آن را آغاز و انجامی نیست.
یان ریپکا در «تاریخ ادبیات فارسی» که به زبان انگلیسی نوشته، می گوید: هر چند گاه نابغه ای متولد می شود که در مقام شارح اوضاع زمان حال و بشارت دهنده آینده، جایگاهی والا در یکی از انواع شعر می یابد که به زمان خودش اختصاص ندارد و به آیندگان در قرن های بعد پیوند می خورد حافظ از آن جمله است و هنوز هم سرمشق و نمونه شعر تغزلی به حساب می آید. حافظ در فرانسه به بزرگانی چون ویکتور هوگو، آرمان رنو، آندره ژید و دیگران نیز راه یافته است.
حافظ در اشعارش به جهانی سازی فرهنگ ها پرداخته است که براساس تعلیمات معنوی انبیاءالهی و در راستای یک اخلاق الهی و انسانی برتر صورت می گیرد هدف اولیه ادیان بزرگ الهی و پیامبران، زندگی در سایه عدالت و صلح بدون تعرض به حقوق هم نوعان است. حافظ بسیاری از این مفاهیم و ارزش ها را در شعر خود حفظ کرده است. یکی از محققین در مورد ویژگی های شعری شکسپیر با حافظ به مقایسه پرداخته و گفته که: غزلیات حافظ در مضامینی چون عشق، معشوق و زیبایی هیچ کم و کاستی نسبت به (sonnets) شکسپیر ندارد.
به قد و چهره هر آن کس که شاه خوبان شد
جهان بگیرد اگر دادگستری داند
مباش در پی آزار و هرچه خواهی کن
که در شریعت ما غیر از این گناهی نیست
آندره ژید آن قدر تحت تأثیر حافظ قرار گرفته که کتاب معروف مائده های زمینی را با این بیت حافظ آغاز کرده است:
بخت خواب آلود ما بیدار خواهد شد مگر
زان که زد بر دیده آبی روی رخشان شما
«برای آندره ژید مطالعه دیوان شرقی گوته به منزله فرمان حرکتی است به سوی ادبیات فارسی۳». به هر حال تأثیر حافظ را در ادبیات غرب نمی توان نادیده گرفت او مراد و استاد شده و ادیبان غرب مرید نادیده او شده اند سخن حافظ را با جان و دل می پذیرند. «ارمان رنو، شاعر فرانسوی کتاب «شب های ایرانی» خود را به نشانه شب هایی که در مطالعه ادبیات ایران گذرانده به رشته ی تحریر درآورده و مضامین شعر حافظ مانند گل، بلبل، ساقی و مطرب را در اشعارش به کار برده است۴».
از جلودار و پیشرو سبک سمبولیسم در شعر اروپای قرن ۲۰ بگوییم که کتاب «گل های اهریمنی» خود را با بهره گیری از حافظ نوشت:
در راه عشق وسوسه ی اهرمن بسی است
پیش آی و گوش دل به پیام سروش کن
«از نظر بودلر، پیشرو مکتب سمبولیسم، اهریمن فرزندانی دارد که در درون ما وسوسه برانگیز هستند.۵»
کدام شاعر و نویسنده را می توانیم در اروپا سراغ داشته باشیم که بدون تأثیرپذیری از حافظ فعالیت خود را آغاز کرده باشد «ویکتور هوگو »سفینه شرقیات را تحت تأثیر از حافظ سرود۶». و اگر با دقت بیشتری جست وجو کنیم ژان لاهور در اروپای قرن ۱۹ مجموعه اشعار پندار را از حافظ الهام می گیرد و از عشق زمینی به وحدت وجود روی می آورد.
اروپا در موفقیت بزرگان ادب و هنر وام دار حافظ است. کلیگسور نقاش تحت تاثیر حافظ است، کنتس دو نوآی آرزوی تولد دوباره در شهر شیراز را در سر پروراند، بانوآناد و نوآی کتاب «باغ دلگشای» خود را تأثیر گرفته است.
با این نظریات چهره هایی که در طول تاریخ و نیز دوران معاصر برای نزدیکی روحی و معنوی و اخلاقی انسان ها به یکدیگر، تلاش کرده اند از جایگاه ویژه ای برخوردارند و حافظ در این میان می درخشد.
ادبیات فارسی پس از این که جامعه فرهنگی اروپا را دگرگون می سازد از اواخر قرن ۱۸ به تدریج جای خود را در نشریات آمریکایی باز می کند .امرسن و همفکران او، در ساختن بنیان های مکتب فکری- عرفانی خود از فرهنگ و ادبیات به ویژه شعر حافظ مدد گرفتند:
عراق و فارس گرفتی به شعر خوش حافظ
بیا که نوبت بغداد و وقت تبریز است
«امرسن حافظ را مرد هزار چشم و تیزبین نامیده است که دوستدار آزادی و استقلال بشر است.» و یادآور این سخن آنه ماری شیمل است که می گوید: شعر جهانی شعر آشتی است و ما را بر این باور می رساند که در سامان جهان هر کجا شمیم گلزار تفکرات وطنی چون ترانه ی ابدی، از حقیقتی در شرق به مشام جهان می رسد، بدون تردید بلبل غزل خوان آن کسی جز حافظ نخواهد بود.
در شرق، شبه قاره هند، چین و ژاپن نیز جایگاه ویژه حافظ به چشم می خورد از مردم سرزمین چین می گوییم که حافظ را با دو شاعر معروفشان، «دوفو» و «لی بوی» مقایسه می کنند آنان نیز مانند حافظ باریا مقابله می کنند مضمون سخنان حافظ را بیان می کنند:
آتش زرق و ریا خرمن دین خواهد سوخت
حافظ این خرقه ی پشمینه بینداز و برو
چقدر زیباست که انسان ها را به دوری از ریا دعوت کرد!
در ژاپن کتاب گوته، دیوان شرقی مغربی، به زبان ژاپنی چاپ شد و باب آشنایی مردم را با حافظ گشود، باز در همین دوران اندیشه حافظ آن قدر متعالی و انسان ساز است که پروفسور گامو در کتاب خود «تاریخ و فرهنگ ایران» به معرفی حافظ و اندیشه های جهان سازش می پردازد و پروفسور کی کوچی پارافراتر می گذارد حتی به مقایسه اندیشه ها و نظرات گوته و حافظ می پردازد به هر حال با این جمله می توانیم دریابیم که حافظ در شرق و غرب تاثیر نهاده است ابتدا گوته تحت تاثیر قرار می گیرد و سپس کی کوچی در شرق به مقایسه حافظ و گوته می پردازد و این چهره برجسته و جهانی حافظ است.
اشعار حافظ به زبان های محلی پاکستان مانند بلوچی، پشتو، سندی و پنجابی صورت گرفته است. در قرن ۱۹ در بنگاله ی غربی رهبر هندی به نام «راجه رام موهن» کتاب فارسی خود را با تأثیرپذیری از حافظ زینت داد و کتابش را با شعری از حافظ آغاز کرد. «رابیند رانات تا گور پسر نیز مانند پدر تحت تأثیر افکار و اندیشه های جهان ساز حافظ بود و کتاب «گیتابخلی» را با همین افکار نوشت۸». با همه این اثرپذیری ها نمی توان منکر جایگاه حافظ در پهنه بزرگ ادبیات جهانی شد زیرا پیام های انسانی او از دروازه های ممالک گذشته، دل های مردم را تسخیر کرده و پژوهش بزرگان، سند ادعای راستین ماست.
خوش تر آن باشد که سر دلبران
گفته آید در حدیث دیگران

محمدرضا پاشایی
پی نوشت و منابع:
۱-صفوی، کوروش، حافظ و گوته، کریستف بورگل، نشر مرکز، ج ۱، ۱۳۶۷
۲-دیوان شرقی- غربی، ولفگانک فون گوته، نشر مرکز، ج ۱، ۱۳۶۷
۳-هنرمندی، حسن، آندره ژید و ادبیات فارسی، انتشارات زوار، ۱۳۴۹
۴-حدیدی، جواد، برخورد اندیشه ها، انتشارات توس، ۱۳۵۶
۵-همان
۶-حدیدی، جواد، از سعدی تا آراگون، مرکز نشر دانشگاهی، ج۱، ۱۳۷۳
۷-کمیسیون ملی یونسکو، مجموعه مقالات حافظ شناسی، سخن اهل دل، ج ۱، ۱۳۷۱
۸-منابع موجود در سایت های خبری و اطلاع رسانی.

منبع : روزنامه کیهان

مطالب مرتبط

سهراب سپهری


سهراب سپهری
سهراب سپهری در ۱۵ مهر ماه ۱۳۰۷ در شهر کاشان به دنیا آمد. پدرش اسدالله سپهری کارمند اداره پست و تلگراف بود و هنگامی که سهراب نوجوان بود پدرش از دو پا فلج شد. با این حال به هنر و ادب علاقه ای وافر داشت. نقاشی می کرد، تار می ساخت و خط خوبی هم داشت.
سپهری در سال های نوجوانی پدرش را از دست داد و در یکی از شعرهای دوره جوانی از پدرش یاد کرده است (خیال پدر) یکسال بعد از مرگ او سروده است:
در عالم خیال به چشم آمدم پدر
کز رنج چون کمان قد سروش خمیده بود
دستی کشیده بر سر رویم به لطف و مهر
یک سال می گذشت، پسر را ندیده بود
مادر سپهری فروغ ایران سپهری بود. او بعد از فوت شوهرش، سرپرستی سهراب را به عهده گرفت و سپهری او را بسیار دوست می داشت.
دوره کودکی سپهری در کاشان گذشت. سهراب دوره شش ساله ابتدایی را در دبستان خیام این شهر گذرانید.
سپهری دانش آموزی منظم و درس خوان بود و درس ادبیات را دوست داشت و به خوش نویسی علاقه مند بود.
سپهری در سال های کودکی شعر هم می گفت، یک روز که به علت بیماری در خانه مانده و به مدرسه نرفته بود با ذهن کودکانه اش نوشت:
ز جمعه تا سه شنبه خفته نالان
نکردم هیچ یادی از دبستان
ز درد دل شب و روزم گرفتار
ندارم من دمی از درد آرام
در مهرماه ۱۳۱۹ سپهری به دوره دبیرستان قدم گذارد و در خرداد ماه ۱۳۲۶ آن را به پایان رساند.
سهراب از سال چهارم دبیرستان به دانش سرا رفت و در آذر ماه ۱۳۲۵ یعنی اندکی بیش از یک سال بعد از به پایان رساندن دوره دو ساله دانش سرای مقدماتی به استخدام اداره فرهنگ کاشان (اداره آموزش و پرورش) در آمد و تا شهریور ۱۳۲۷ در این اداره ماند.
در این هنگام در امتحانات ادبیات شرکت کرد و دیپلم کامل دوره دبیرستان را نیز گرفت.
سال بعد او به دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران رفت. وقتی که در این دانشکده بود، نخستین دفتر شعرهایش را چاپ کرد و مشفق کاشانی با دیدن شعرهای سپهری پیش بینی کرد که او در آینده آثار ارزشمندی به ادبیات ایران هدیه خواهد داد.
اولین کتاب سپهری با نام "مرگ رنگ" در تهران منتشر شد که به سبک نیما یوشیج بود.
سپهری دومین مجموعه شعر خود را با نام "زندگی خواب ها" در سال ۱۳۳۲ سرود و در همین سال بود که دوره لیسانس نقاشی را در دانشکده هنرهای زیبا با رتبه اول و دریافت نشان اول علمی به پایان رساند.
از سال ۱۳۳۲ به بعد، زندگی سپهری در گشت و گذار و مطالعه نقاشی و حکاکی در پاریس، رم و هند و شرکت در نمایشگاه ها و آموختن و تدریس نقاشی گذشت، تا جایی که بعضی او را "شاعری نقاش" خوانده اند و بعضی دیگر "نقاشی شاعر".
سهراب در سال ۱۳۳۷ دو کتاب "آوار آفتاب" و "شرق انده" را آماده چاپ کرد ولی موفق به چاپ آنها نشد و سرانجام در سال ۱۳۴۰ این دو کتاب به انضمام "زندگی خواب ها" زیر عنوان "آوار کتاب" منتشر شد.
در این کتاب می توان به جلوه های زبان خاص سپهری برخورد کرد و همچنین شور و شوق آمیختگی با طبیعت را- که در شعرهای بعدی کاملاً واضح می شود- بیشتر دید.
در "شرق اندوه" سپهری از هر نظر تحت تاثیر غزلیات مولوی است و شعرهای این مجموعه همه شادمانه و شورانگیزند.
دو شعر بلند "صدای پای آب" و "مسافر" پنجمین و ششمین کتاب های او هستند.
شهرت سپهری از سال ۱۳۴۴ و با انتشار شعر بلند "صدای پای آب" آغاز شد. در "صدای پای آب" است که محتوای ویژه ی شعر سپهری فرمش را می یابد. فرم و محتوای شعر سپهری، از "صدای پای آب" به بعد به هماهنگی می رسند.
"صدای پای آب"، کنایه از صدای پای مسافری در سفر زندگی است.
این شعر که روز به روز بر شهرت و محبوبیت او افزود، اولین بار در فصلنامه ی آرش در آبان همان سال منتشر شد.
سپهری که تمام عمرش را به دور از جنجال روزنامه ها و مجلات و فقط با دوستان اندک و تنهایی خود می زیست و بدین سبب از طرف نشریات جدی گرفته نشده بود، در سال ۱۳۴۵ با انتشار شعر بلند "مسافر" که یکی از درخشان ترین شعرهای فارسی است، بزرگی و شاعری اش را بر نشریات تحمیل کرد.
"مسافر" تأمل و سیر و سفر شاعر است در فلسفه ی زندگی.
"جحم سبز" هفتمین مجموعه شعری سپهری و کامل ترین آنها است.
"حجم سبز" پایان آخرین جستجوی های سپهری در شعر "مسافر" اوست. گویی پاسخ همه پرسش ها را یافته و به همه حقایق رسیده است.
شاعر دیگر منتظر مژده دهندگان نمی ماند بلکه خود قصد می کند که بیاید و پیام آورد: روزی خواهم آمد و پیامی خواهم آورد ...
هشتمین و آخرین مجموعه شعری سهراب سپهری "ما هیچ، ما نگاه" است.
در این کتاب بر خلاف مجموعه"حجم سبز" و دو شعر بلند "صدای پای آب" و "مسافر" شاعر روی به یأس دارد. اما یأسی که جز از حوزه ذهن رنگین سپهری بیرون نمی تراود.
سپهری در سال ۱۳۵۵ تمام هشت دفتر و منظومه خود را در "هشت کتاب" گرد آورد.
"هشت کتاب" نموداری تمام از سیر معنوی شاعر جویای حقیقت است، از اعتراضات سیاسی تا شور جست و جو و ره سپردن در عرفانی زمینی.
"هشت کتاب" یکی از اثر گذارترین و محبوب ترین مچموعه ها، در تاریخ شعر نو ایران است.
سپهری در سال ۱۳۵۷ به بیماری سرطان خون مبتلا شد و در سال ۱۳۵۸ برای درمان به انگلستان رفت، اما بیماری بسیار پیشرفت کرده بود و سرانجام در اول اردیبهشت ماه ۱۳۵۹ ، سهراب سپهری به ابدیت پیوست.
نخست قرار بود که طبق خواست خودش او را در روستای"گلستانه" به خاک بسپارند، اما به پیشنهاد یکی از دوستانش برای اینکه طغیان رود، مزارش را از بین نبرد او را در صحن "امامزاده سلطان علی" دهستان مشهد اردهال به خاک سپردند.
● نمونه ای از شعر سهراب سپهری از مجموعه "حجم سبز"
(به باغ هم‌سفران )
صدا کن مرا
صدای تو خوب است.
صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است
که در انتهای صمیمیت حزن می‌روید.
□□□
کسی نیست،
بیا زندگی را بدزدیم، آن وقت
میان دو دیدار قسمت کنیم.
بیا با هم از حالت سنگ چیزی بفهمیم.
بیا زودتر چیزها را ببینیم.
ببین، عقربک‌های فواره در صفحه ساعت حوض
زمان را به گردی بدل می‌کنند.
بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی‌ام.
بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را.
□□□
مرا گرم کن
(و یک‌بار هم در بیابان کاشان هوا ابر شد
و باران تندی گرفت
و سردم شد، آن وقت در پشت یک سنگ،
اجاق شقایق مرا گرم کرد.)
□□□
در این کوچه‌هایی که تاریک هستند
من از حاصل ضرب تردید و کبریت می‌ترسم.
من از سطح سیمانی قرن می‌ترسم.
بیا تا نترسم من از شهرهایی که خاک سیاشان چراگاه جرثقیل است.
مرا باز کن مثل یک در به روی هبوط گلابی در این عصر معراج پولاد.
مرا خواب کن زیر یک شاخه دور از شب اصطکاک فلزات.
اگر کاشف معدن صبح آمد، صدا کن مرا.
و من، در طلوع گل یاسی از پشت انگشت‌های تو، بیدار خواهم شد.
و آن وقت
حکایت کن از بمب‌هایی که من خواب بودم، و افتاد.
حکایت کن از گونه‌هایی که من خواب بودم، و تر شد.
بگو چند مرغابی از روی دریا پریدند.
در آن گیروداری که چرخ زره‌پوش از روی رویای کودک گذر داشت
قناری نخ زرد آواز خود را به پای چه احساس آسایشی بست.
بگو در بنادر چه اجناس معصومی از راه وارد شد.
چه علمی به موسیقی مثبت بوی باروت پی برد.
چه ادراکی از طعم مجهول نان در مذاق رسالت تراوید.
□□□
و آن وقت من، مثل ایمانی از تابش "استوا" گرم،
تو را در سرآغاز یک باغ خواهم نشانید.


وبگردی
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش - باز هم زیر گرفتن ماموران امنیتی و نیروی انتظامی توسط یک ماشین دیگر سواری توسط اراذل خیابان گلستان هفتم
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای - به دنبال سقوط هواپیمای تهران-یاسوج ویدیو لحظه مواجه خانواده های جانباختگان را با وزیر مشاهده می کنید.
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو - تصاویری دردناک از حمله مرد موتور سوار با چاقو به یک مرد راننده در حضور همسر و فرزندش در شهرستان داراب استان فارس را در ویدئوی زیر می بینید. به نظر میرسد این اتفاق در پی جرو بحثی بر سر پارک کردن وسایل نقلیه روی داده است!
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟ - آنچه مشخص است جمهوری اسلامی ایران باید تصمیم مشخص و درستی درباره سیاست عدم رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی بگیرد. دیگر نمی‌توان با این روش تعقیب و گریزی با این مسئله برخورد کرد. دیگر نمی‌توان ورزشکاران را از مقابله با کشتی‌گیران اسرائیلی باز داشت و در برابر رسانه‌های جهانی گفت به خاطر مصدومیت در میدان حاضر نمی‌شویم و در داخل جشن بگیریم که ما عزت‌مان را حفظ کردیم و...
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
    پاستا گوجه، زیتون و اسفناج
    گوجه های انگوری برای این پاستا خوشمزه بسیار مناسب هستند، اما اگر این نوع گوجه فرنگی در دسترستان قرار نداشت می توانید همان گوجه رنگی عادی را به صورت مکعبی ببرید و استفاده کنید پاستا سبزیجات با اینکه گوشت ندارد ولی شما را به طعمی لذیذ و خاص دعوت می کند