یکشنبه, ۲۷ خرداد, ۱۴۰۳ / 16 June, 2024
مجله ویستا


زدن چند نشان با یک تیر


زدن چند نشان با یک تیر
فیلم تلویزیونی جاده آسمان که یکشنبه دوم دی ماه از شبکه دو پخش شد، به دلیل نگاه سهل کارگردان به کلیات و جزئیات، چیزی فراتر از یک داستانی یک خطی نیست و کامبیز کاشفی تلاش کرده به جای دو نشان زدن با یک تیر، چند نشانه را با هم هدف بگیرد.
به گزارش مهر، از رویکرد تازه تلویزیون در تولید فیلم تلویزیونی بسیار گفته ایم و گفته اند.
رویکردی که با فراهم شدن شرایط آسان برای تولید در کمترین زمان ممکن به نظر وسوسه کننده هم می آید. وقتی این وسوسه شامل حال فیلمسازان حرفه ای سینما می شود و پای آنها را به تلویزیون باز می کند، چرا یک بازیگر و فیلمساز جوان را جلب نکند؟
کاشفی سابقه ساخت چند تله فیلم درباره مناسبت هایی مثل روز مادر را در پرونده دارد و این بار با سوژه ای غیرمناسبتی به ساخت فیلم روی آورده است. «جاده آسمان» از حضور بازیگران حرفه ای و شناخته شده چون نیکو خردمند و اکبر عبدی در کنار حضور همیشگی کاشفی در فیلم های خودش، بابک حمیدیان و. . . بهره می برد که این ترکیب توجه ها را بیشتر به خود جلب می کند. طبعا این پرسش در ذهن مخاطب شکل می گیرد که این حضور باید تاثیر ویژه خود را در کلیت کار بگذارد. اما این اتفاق می افتد؟
«جاده آسمان» داستانی یک خطی دارد که از هنگام تولید در شناسنامه کار منعکس شد و عبارت بود از اینکه پسری به نام سیاوش که آرزوی قهرمانی در مسابقات اتومبیلرانی را دارد و به تازگی نامزد کرده، به دلیل مشکلات مالی تصمیم می گیرد قالیچه ای را که زنی مسن می خواهد به آستان قدس رضوی اهدا کند بدزدد. کاشفی برای بسط و دراماتیزه کردن این یک خط در فیلم چه کرده است؟
واقعیت این است که فیلم برای پهن کردن تور قصه خود که شرایط پیرامون سیاوش را برای رسیدن به تصمیم دزدی ترسیم می کند، به وجه دراماتیزه کردن کمتر توجه کرده و آنچه مورد توجه خاص قرار گرفته پهن شدن این تور در کمترین زمان ممکن است. به این ترتیب شرایط خاص پیش روی او هم بیش از هر چیز در رد و بدل شدن دیالوگ ها و موقعیت سازی منعکس شده که به نظر می آید از اولین انتخاب ها بوده است.
وقتی در نیمه پایانی فیلم سیاوش نزد قفل ساز مجبور به اعتراف به حقیقت می شود تا او را راضی به دزدی از گاوصندوق مالخر کند، در واقع کلیت فیلم و یک ساعت داستان پردازی و تصویرسازی را موجز و کامل بیان می کند و اینجاست که این پرسش مطرح می شود که چه چیز ورای خلاصه یک خطی فیلم که در قالب یک دیالوگ کوتاه از زبان شخصیت اصلی ادا می شود، در این تصویرسازی مورد توجه قرار گرفته و به مخاطب تحویل داده شده است؟
حضور نیکو خردمند و اکبر عبدی که قرار است نقطه قوت کار باشند هم در ادامه انتظارات را پاسخ نمی دهد. خردمند در نقشی مشابه مجموعه «دزدان مادربزرگ» قرار است حضوری خاص و تاثیرگذار بر سیاوش و مخاطب داشته باشد که بیش از هر چیز یادآور حضور قبلی اوست. همان طور که عبدی نمی تواند حضوری تاثیرگذار از یک لمپن و خلافکار دیروز ارائه دهد که قرار است آینه سیاوش شود. بخصوص که شکل گیری رابطه این دو می توانست بدل به نقطه برجسته و تاثیرگذار فیلم شود.
در واقعیت اهمیت حضور این بازیگران و رسیدن به ترکیبی از تجربه آنها در کنار خلق کاراکترهای پردازش شده، این گونه زیر سوال می رود. همان طور که حمیدیان هم با همه نقش های متفاوت که تا به حال در سینما و تلویزیون ایفا کرده، نتوانسته چهره ای ملموس از یک جوان خلاف امروزی که سیاوش را هم وادار به دزدی می کند، ارائه دهد.
در «جاده آسمان» همان طور که تور قصه به هر ترتیب پهن می شود، رسیدن به معجزه و شفای پایانی هم به هر ترتیب ممکن طراحی و اجرا می شود. بیماری نابهنگام نامزد سیاوش که به یکباره او را گرفتار بستر می کند و حرف های کلیشه ای پرستار که (ما هر کاری از دستمون بربیاد براش انجام می دیم) همان قدر سطحی و پرداخت نشده است که ندامت سیاوش از دزدی، تصمیم او به دزدیدن قالیچه از گاوصندوق مالخر، مرگ پیرزنی که قالیچه را از او دزدیده و. . . سفر به مشهد برای دو نشان زدن با یک تیر. سیاوش همراه نامزدش برای گرفتن شفای او و اهدای قالیچه به آستان قدس رضوی روانه مشهد می شود، غافل از اینکه شفای همسرش را نرفته گرفته است. تصویری که کاشفی از این سیر و روند تغییر و تحولات ارائه می دهد به قدری سهل الوصول است که همه این اتفاقات را فقط از نظر مخاطب می گذراند بدون آنکه بتواند با زبان تصویر تاثیرگذاری ایجاد کند.
فیلمساز حتی نمی تواند نظر شخصی خود را در باب دزدی و فلسفه انجام آن در موقعیت خاص فیلم به درستی ترسیم و منطق آن را ایجاد کند. وقتی سیاوش از بازپس گرفتن قالیچه به شیوه قانونمند از مالخر ناامید می شود، به سرعت به فکر دزدی از گاوصندوق مغازه او می افتد. راهی میانبر با توجیه خاص او که چون خود مال هم دزدی بوده، دزدی محسوب نمی شود. این منطق شخصی و البته ضعیف نمی تواند در همان موقعیت هم اندکی تعمیق پیدا کند و رسیدن به چنین تصمیمی را باورپذیر جلوه دهد. اما انگار فقط این مخاطب است که نمی تواند با این روند ارتباط برقرارکند و کاراکتر مقابل سیاوش (قفل ساز) مشکلی با آن ندارد.
همین نگاه سهل کاشفی به کلیات و جزئیات فیلم است که نمی تواند فیلم را به چیزی فراتر از همان خلاصه یک خطی ارتقاء دهد. در واقع او با انگیز ه هایی ویژه تلاش کرده به جای دو نشان زدن با یک تیر چند نشانه را هدف بگیرد و یک فیلم اخلاقی، اجتماعی، معنایی، جوانانه، خانوادگی و. . . بسازد اما در عمل نتوانسته تیر را به یک نشانه هم بزند.
فیلم تلویزیونی »جاده آسمان» به کارگردانی کامبیز کاشفی و تهیه کنندگی مهدی گلی زاده با بازی اکبر عبدی، نیکو خردمند، کاظم بلوچی، زویا امامی، فاطمه طاهری، کامبیز کاشفی، کاظم هژیرآزاد و بابک حمیدیان یکشنبه اول دی ماه ساعت ۲۱ از شبکه دو سیما پخش شد.
منبع : روزنامه جوان