یکشنبه, ۳۱ تیر, ۱۴۰۳ / 21 July, 2024
مجله ویستا


چهارشنبه پر سر و صدای آخر سال و احزاب


چهارشنبه پر سر و صدای آخر سال و احزاب
۸۸ چهارشنبه آخر سال دیده باز هم هر سال دلش فقط برای آن که چهل پنجاه بار آن تنگ می شود. آن که ۴۰ چهارشنبه آخر سال را دیده برای ده، دوازده بار آن و آن که فقط ده چهارشنبه آخر سال را شنیده نه تنها دلش برای هیچ چهارشنبه آخر سالی تنگ نمی شود بلکه از آ ن می ترسد. اگر توی دل آدم های سی و چند ساله به بالا، آخرهای سال یک جوری می شود، یک خوشحالی دسته جمعی و یک شادی، توی دل بچه های این دوره هیچ اتفاقی نمی افتد. مرگ یک سنت غیر از این است؟
خوب یا بد مال ما یا مال دیگری کمتر کسی است که آخرهای سال به فکر چهارشنبه سوری نباشد. این چهارشنبه آخر سال با اینکه هیچ وقت در تقویم رسمی کشور وارد نشد اما هرگز هم فراموش نشده و فقط شکل آن عوض شده است.
حرف بر سر فقط ۲۸ چهارشنبه آخر سال است. یعنی از ده هزار و ۲۲ روز دوره جدید تاریخ ایران پس از انقلاب اسلامی ما درباره ۲۸ روز آن حرف می زنیم. مردم در این دوره ۲۸ چهارشنبه آخر سال متفاوت را تجربه کرده اند. اوایل و همچنان بگیر و ببند از طرف نیروی انتظامی و اکنون رفتار های خشن از طرف مردم.
محور اصلی مراسم این روز که آتش افروختن با بوته است تقریباً منتفی شده است. هیچ جای تهران یک مشت بوته برای فروش پیدا نمی شود اما از سوپری، قنادی، بقالی و سبزی فروشی گرفته تا دوره گردهای سرچهارراه ها همه فروشنده انواع و اقسام مواد انفجاری هستند. وقتی آتشی نیست که از روی آن بپریم و بگوییم «زردی من از تو سرخی تو از من» لابد باید موقع انفجار ترقه ها، موشک ها و سیگارت ها بگوییم؛ «سکوت من از تو ، انفجار تو از من.» یا طبق نظر کارشناسانی که رفتارهای خشن را نشانه اعتراض می دانند بگوییم؛ «سکوت من از تو ، فریاد تو از من.»
در مقایسه با نحوه برگزاری اعیاد و مراسم مذهبی که با برنامه ریزی و صرف هزینه هایی در زمان خاص خود به طور گسترده برگزار می شود شاید بتوان این توقع را داشت که اگر به این اندازه هم برای اعیاد و مراسم سنتی برنامه و صرف هزینه بشود هم به ماندگاری آن کمک می شود و هم به قول امروزی ها ساماندهی می شود، بگذریم که در خیلی موارد هم دل خوشی از «ساماندهی»ها وجود ندارد.
اما بعضی معتقدند آنچه امروز بر سر چهارشنبه سوری آمده اینطور است که با هدایت نادرست آن خواسته یا ناخواسته آن را به سمت افراط سوق داده ایم. این عده معتقدند بی توجهی در کنار برخورد انتظامی و خشن برای برگزاری یک سنت بهترین راه حذف یک سنت است. روندی که با ایجاد نارضایتی در مردم به دست خود مردم اتفاق می افتد یعنی حذف یک سنت به دلیل نارضایتی مردم.
اما اینکه چهارشنبه آخر سال در صفحه احزاب چه می کند باید گفت این روز آ نقدر مرتبط با همه مردم از هر قشر، طیف و سن است که فکر کردیم نظر احزاب سیاسی را هم درباره این روز بپرسیم. اتفاقی که به نظر می رسد بی سابقه است اینکه احزاب درباره چهارشنبه سوری نظر بدهند از آنجایی بی سابقه و کمی عجیب است که تقریباً تمام آنها با شنیدن موضوع مورد بحث کمی جا خوردند و حتی برخی از آنها نیز تمایلی به صحبت در این باره نداشتند چون بنابر گفته آنها مسائل مهم تری برای اظهارنظر دارند. چهارشنبه پرسروصدای آخر سال آنقدر مردمی است و با زندگی مردم سروکار دارد که مصاحبه شوندگان بیشتر فی البداهه درباره این موضوع صحبت کردند.
اگر خواسته باشیم درباره آن روزهای چهارشنبه سوری در کنار آنچه درباره آن گفتیم با جست وجوی نه چندان عمیقی حرف زده باشیم به این مطالب برمی خوریم:
▪ بوته افروزی:
پیش از غروب آفتاب هر خانواده بوته های خار و گزنی را که از پیش فراهم کرده از روی بام یا زمین حیاط خانه یا در گذرگاه در سه یا پنج یا هفت گله کïپه می کنند. با غروب آفتاب و به قول معروف زمان آفتاب زردی بوته ها را آتش می زنند و زن و مرد و پیر و جوان از روی آتش می پرند. هر کس سه بار از روی آتش می پرد تا ضعف و زردی ناشی از بیماری و غم را از خود دور کند و سلامت و سرخی و شادی به زندگی خود بیاورد.
در کتاب ها آمده که خاکستر چهارشنبه سوری نحس است چون مردم زمان پریدن از روی آن زردی و بیماری خود را به آتش می دهند. در قدیم رسم بود در هر خانه زنی خاکستر را جمع می کرد و آن را از خانه بیرون می برد. در سر چهارراه یا در آب روان می ریخت. در بازگشت به خانه در خانه را می کوبید و به ساکنان خانه می گفت تندرستی و شادی را به خانه آورده است.
▪ مراسم کوزه شکنی:
مردم پس از آتش افروزی مقداری زغال به نشانه سیاه بختی کمی نمک به نشانه شورچشمی و یک سکه دهشاهی به نشانه تنگدستی در کوزه یی سفالی می انداختند و هر یک از افراد خانواده یک بار کوزه را دور سر خود می چرخاند و آخرین نفر کوزه را از بام خانه به کوچه پرتاب می کرد و می گفت؛ «درد و بلای خانه را ریختم توی کوچه.» مردم باور داشتند که با این کار تیره بختی، شوربختی و تنگدستی را از خانه و خانواده ها دور می کنند.
▪ فال گوش نشینی:
کسانی که آرزوی ازدواج، زیارت و مسافرت داشتند، نیت می کردند از خانه بیرون می رفتند، سرگذر یا چهارسوق می ایستادند و گوش به صحبت رهگذران می سپردند. و به نیک و بد گفتن و تلخ و شیرین صحبت کردن رهگذران فال خود را می گرفتند. اگر سخنان دلنشین از رهگذران می شنیدند آرزوی خود را برآورده می دانستند ولی اگر سخنان تلخ می شنیدند رسیدن به آرزوی خود را در سال نو ناممکن پیش بینی می کردند.
▪ قاشق زنی:
زنان و دختران آرزومند قاشقی با کاسه یی مسی برمی داشتند و بعد از آتش افروزی در کوچه راه می افتادند و در برابر هفت خانه می ایستادند و بی آنکه حرفی بزنند قاشق خود را بر کاسه می زدند. صاحب خانه که می دانست قاشق زنان نذر و حاجتی دارند شیرینی یا آجیل، برنج یا حبوبات یا سکه یی در کاسه های آنان می گذاشت. اگر قاشق زنان چیزی به دست نمی آوردند، از برآمدن آرزوی خود ناامید می شدند. بعضی وقت ها پسران جوان هم چادری بر سر می گذاشتند و برای شوخی به در خانه های همسایه های خود می رفتند.
▪ آش چهارشنبه سوری:
خانواده هایی که بیمار یا حاجتی داشتند برای بهبود حال بیمار خود نذر می کردند و در شب چهارشنبه آخر سال «آش ابودردا» یا «آش بیمار» می پختند و کمی به بیمار می دادند بقیه را بین فقرا پخش می کردند.
▪ آجیل چهارشنبه سوری:
کسانی که نذر و نیازی می کردند در شب چهارشنبه آخر سال آجیل هفت مغز به نام آجیل چهارشنبه سوری از دکان رو به قبله می خریدند و میان دوستان پخش می کردند. به هنگام پاک کردن آجیل، قصه مخصوص آجیل چهارشنبه معروف به قصه خارکن را تعریف می کردند.
شیوا زرآبادی
منبع : روزنامه اعتماد