پنجشنبه, ۴ مرداد, ۱۴۰۳ / 25 July, 2024
مجله ویستا

کودکم! چرا افسرده‌ای؟


کودکم! چرا افسرده‌ای؟
برخلاف افسردگی بزرگسالی، افسردگی در کودکی تشخیص واضح و روشنی ندارد. هنوز هیچ تست مشخص برای تشخیص این اختلال در کودکی ساخته نشده است. تقریباً ۸/۱ کودکان و نوجوانان دچار افسردگی شدید می‌باشند افسردگی گاهی به شکل ناگهانی بروز می‌کند و یک دوره مشخص دارد که به آن افسردگی عمده می‌گویند و یا به‌صورت خلق افسرده و افسرده خوئی تعریف می‌شود که حالت مداومی از خلق و خوی افسرده در تمام دوران زندگی شخص است.
%۲ کودکان و ۶% نوجوانان دچار افسردگی شدید و ۱% کودکان و ۵% نوجوانان مبتلا به افسرده خوئی می‌باشند. علل بسیاری برای این اختلال مطرح شده است از جمله: علل ژنتیکی، شیمیائی، روانی، اجتماعی و محیطی. ممکن است این اختلاف در کودکان با اختلال بیش فعالی همراه با نقص توجه، اختلال وسواس فکری عملی و اختلال سلوک اشتباه گرفته شود. نشانه‌های کلی شامل: غمگینی، خلق تحریک‌پذیر و بی‌علاقگی به تمام فعالیت‌هاست. تمام این علایم بر روش اشتهای کودک و خواب او تأثیر می‌گذارند. ممکن است کودک افسرده دچار مشکلاتی در زمینه عمل‌کرد ضعیف درسی یا ترک تحصیل، کاهش تمرکز و کناره‌گیری از دوستان شود. احساس بی‌ارزشی کردن و اینکه کودک دائماً بگوید: ”من خیلی بدم“ یا ”هیچ‌کس من را دوست ندارد“ می‌تواند حالات روانی او را به شدت تحت تأثیر خود قرار داده و موجب تشدید افسردگی شود. افکار خودکشی شکایات جسمانی و ناامیدی فراوانی از نشانه‌های دیگر افسردگی محسوب می‌شود.
هر بار که یک کودک دچار حمله افسردگی می‌شود، خطر عود بیماری او ظرف ۵ سال آینده آن بسیار افزایش می‌یابد. و همچنین خطر بروز رفتارهای خودکشی گرایانه او را بیشتر می‌کند.
عامل محیط یکی از علل عمده افسردگی است. کودکانی که دائماً تحت فشارند و فقدان یا مرگ عزیزی را تجربه کرده‌اند، یا در سال‌های اولیه زندگی شاهد طلاق و جدائی والدین خود بوده‌اند، احتمال بروز افسردگی‌شان به مراتب بیشتر می‌شود. کودکان دختر نیز بیشتر از پسران مبتلا به این اختلال می‌شوند. در مطالعه گسترده‌ای که در این زمینه در آمریکا انجام شده، نتایجی به‌دست آمد: ۵۸۳۸ شرکت کننده، که از نظر تنبیه بدنی و سوء استفاده جنسی در کودکی با یکدیگر تفاوت داشتند، به دقت بررسی شدند: در رگوه‌هائی که تنبیه بدنی و سوء استفاده جنسی از کودک وجود داشت، میزان بورز افسردگی بسیار بالا بود و ارتباط معنی‌داری بین تنبیه بدنی و داشتن یک یا چند اختلال روانی در کودکی وجود داشت. البته در خانواده‌هائی که روابط گرم و صمیمی است، تنبیه بدنی و سوء استفاده جنسی منجر به اختلالات روانی نمی‌شود.
همچنین یکی از عوامل عمده افسردگی در کودکی وجود ی یا چند بیماری مزمن در کودک شناخته شده است. کودکانی که مبتلا به بیماری مزمن‌اند، نسبت به بزرگسالانی که این مشکل را دارند، بسیار بیشتر افسرده می‌شوند و به‌خاطر شناخت تحکیم نایافته و آسیب‌پذیری روحی بیشتر، نسبت به بیماری مزمن واکنش افسردگی نشان می‌دهند.
بیماری‌هائی مثل صرع، آسم، بیماری قلبی، ایدز، سرطان، دیابت و... هر یک نشانه‌هائی دارند که خود می‌تواند منبع دسترسی سریعی برای کودک باشند. درمان داروئی و مؤظف بودن کودک به مصرف قرض در هر روز ممکن استعزت نفس او را پائین آورد و اعتماد به خود را در او کاهش دهد و گاهی به‌خاطر دستور داروئی سخت، کودک مجبور است روش زندگی خود را تغییر دهد و روابط اجتماعی خود را با دیگران محدود کند و حتی به‌خاطر این بیماری از گروه همسالان خود نیز طرد شود. دلسوزی‌های بیش از حد پدر و مادر در مورد کودک با بیماری مزمن و غصه‌دار شدن آنها برای بیماری فرزندشان، همه و همه می‌توانند باعث پیدایش احساس گناه، خود کم بینی، انزوای اجتماعی، غمگینی و ناراحتی در کودکان شوند و در نهایت احتمال بروز افسردگی شدید را در او افزایش دهد. در درمان اختلال افسردگی کودک انواع و اقسام روش‌ها به کار گرفته می‌شود. روش‌های درمان داروئی، درمان‌های شناختی، رفتاری، درمان روان‌کاوی و....، نمونه‌هائی از آن می‌باشند، البته اگر احتمال خودکشی در کودک وجود داشته باشد، سریعاً بیاد بستری شود.
تجویز داروئی برای کودکان دارای افسردگی نه چندان شدید، توصیه نمی‌شود. عوارض ناخوشایند این داروها سبب شده است که سازمان غذا و داروی ایالت متحده آمریکا، در مورد تجویز این داروها به پزشکان هشدار دهد. بنابراین درمان‌های روانشناختی یا به اصطلاح روان درمانی‌ها اولویت بیشتری دارند. در یکی از این درمان‌ها که درمان شناختی رفتاری نام دارد، دو هدف عمده وجود دارد؛ یکی تغییر دادن نحوه تفکر در مورد یک مسئله خاص (بعد شناختی) و دیگری تغییر دادن عملکرد و پاسخدهی به محیط در کودک است (بعد رفتاری). یک نوع دیگر، درمان میان فردی است که بر روی روابط بین فردی و اجتماعی کودک و بازسازی آن تأکید و تمرکز می‌کند. گروه درمانی و خانواده درمانی نیز می‌توانند بسیار کمک کننده باشند.
عامل محیط و خانواده و تأثیر مهم آن در حالات روانی و هیجانی کودک اثبات شده است و این وظیفه پدران و مادران را حساس‌تر می‌کند. ایجاد یک فضای گرم و صمیمی در خانواده، وجود یک جو حمایت کننده و یاری رساننده به کودک، و فراهم کردن اسباب شادی و نشاط و بازی برای کودکان می‌توانند از عوامل پیشگیری کننده مهمی باشند. پدران و مادران باید بدانند که رفتار کودک آنها تنها نشأت گرفته از وجود خود او نیست بلکه بازتاب رفتارها و نگرش‌های تک‌تک اعضاء خانواده، دوستان و هم‌سالان او نیز هست. اما اگر کودکی دچار این اختلال گردید باز هم پدر ومادر باید با تشخیص سریع و عمل‌کرد سریع خویش او را در جهت رسیدن به بهزیستی و سلامت روانی کامل یاری کنند و در همه لحظه‌ها در کنار فرزند خود باشند. و سعی کنند در جهت بالا بردن کیفیت زندگی کودک خویش، ابتدا رفتارهای مخرب خود را اصلاح کنند و یک فضای گرم و صمیمی برای او به‌وجود آورند.
فاطمه فیّاض
دانشجوی روانشناسی بالینی دانشگاه تهران
منبع : ماهنامه کودک