جمعه, ۲۹ تیر, ۱۴۰۳ / 19 July, 2024
مجله ویستا

بعضی از عزاداری ها مریدپرور است


بعضی از عزاداری ها مریدپرور است
● اشاره:
این جمله معروف امام خمینی رحما...علیه را شنیده ایم که می فرماید: محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است. ولی تا به حال از خود سوال کرده ایم چه عاملی خود محرم و صفر را پس از گذشت بیش از سیزده قرن زنده نگه داشته است؟
بی شک یکی از مهم ترین عوامل در این امر مراسم عزاداری بوده است. از طرفی وقتی دشمنان نتوانستند این عامل موثر در زنده نگه داشتن پیام عاشورا را از صحنه حذف کنند راه جدیدی اتخاذ کردند، در این راه جدید نه تنها اصراری بر حذف کردن این گونه مراسم ها نیست بلکه تکیه و اصرار بر برگزار شدن آن است اما نه مجالسی که عالم پرور و شهیدپرور باشد بلکه مجالسی که شرکت کنندگان خود را از اهداف عاشورا و قیام امام حسین(ع) دور کنند. حال اگر بخواهیم از برگزاری این گونه مجالس جلوگیری کنیم اولا باید با ویژگی های این مجالس عزاداری آشنا باشیم ثانیا لازم است ویژگی های عزاداری موثر را بدانیم تا به این وسیله بر غنای مجالس خود بیفزاییم. به همین دلیل گفت وگویی داشتیم با حجت الاسلام سیدمهدی واعظ موسوی که با حذف سوالات از نظر شما می گذرد.
● ابعاد عزاداری
نیمی از وجود انسان استدلال، منطق و عقل و نیم دیگر آن احساس است بنابراین انسان یک موجود استدلالی - عاطفی است. واقعه عاشورا تأثیر عمیق تاریخی در تمام مسلمانان - نه فقط شیعیان - داشته و حتی وقتی که مستشرقان (شرق شناسان غیرمسلمان) به واقعه عاشورا می رسند به عنوان یک غیرمسلمان از آنچه که رخ داده متأثر می شوند؛ لذا احساسات و عواطف یک انسان در مواجهه با این رخداد تحریک می شود و این باید به شکلی بروز کند و در گریه کردن و یا حداقل تباکی خودش را به شکلی نشان دهد، روان شناسان معتقدند که انسان نباید از احساسات خود فاصله بگیرد؛ درست مثل انسانی که خنده اش می آید و جلوی خنده خود را نمی گیرد و این علامت سلامت روح است بنابراین یک جنبه عزاداری تخلیه روحی و روانی است.
علاوه بر این وقتی که به واقعه کربلا نگاه می کنیم دو جبهه می بینیم یک طرف، جبهه ظلم و جهالت و بی رحمی و طرف دیگر جبهه حق گرایی، رحمت، مهربانی و اصول گرایی است. به عنوان یک مسلمان آگاه و اندیشه مدار که مایل نیستیم در تاریخ اسلام دوباره واقعه ای مثل واقعه عاشورا اتفاق بیفتد باید روی این وقایع و این نمادهای حق و باطل سرمایه گذاری کنیم نمادهای مثبت را توسعه و رشد بدهیم و آثار مخرب نمادهای منفی را بیان کنیم. نوشتن، سخنرانی، شعر، نقاشی و غیره راه هایی هستند که ما را به این هدف می رساند. یک راه موثر هم سوگواری و عزاداری است. یعنی به صورت علنی و دسته جمعی به سر و سینه می زنیم و اشک می ریزیم.
بنابراین از دو منظر می توان به عزاداری نگاه کرد اول این که ما هم مثل تمام انسان های باعاطفه که از این واقعه متأثر هستند عواطف و احساسات خود را نشان می دهیم و تخلیه روانی می شویم و دوم این که چون این کار را به صورت علنی و جمعی انجام می دهیم به نوعی تظاهرات می کنیم و لبه تیز مبارزه را علیه آن نمادهای منفی - یزیدیان زمان - نشانه می رویم، یزیدیان امروز اسرائیل و کاخ سفید هستند باید توجه داشت که این ها کافر نیستند منافق اند هیچ فکر نکنید که آقای بوش کافر است اگر او کافر بود اصلا با او مشکل نداشتیم امروز ما با منافقین روبه رو هستیم امروز روز مقابله اسلام با نفاق است نه اسلام با کفر، به قول شهید مطهری هر وقت اسلام با نفاق روبه رو بود کمتر پیروز شده است. (الان آن ملعونی که باید لعن بشود آمریکاست ولی متأسفانه بعضی ها این را نمی فهمند و به جای آن عواطف مذهبی هم را تحریک می کنند، لبه تیز اشک باید به سمت بنی امیه های زمان برود).
از طرف دیگر این کار ما باعث می شود که حسینی ها و رزمندگان اسلام در هر لباس و مقام و هر کشوری که هستند نیرو بگیرند و یزیدیان در کاخ های خود بلرزند بنابراین این عزاداری را از هر طرف نگاه کنید کارآمد است.
● عزاداری را باید نگه داشت و توسعه و تکامل داد
بعد از انقلاب اسلامی سمت و سوی مجالس حسینی بیشتر از قبل جنبه معرفتی پیدا کرد و این هم به دلیل این است که انقلاب اسلامی را فرهنگ محرم و صفر به پیروزی رساند و الا سال ها بعضی از روشنفکران به طرق مختلف مبارزه می کردند ولی موفق نشدند و یکی دیگر از آثار این رویکرد ٨ سال دفاع مقدس بود که جانانه با فرهنگ حسینی در مقابل دشمن ایستادیم، پیشانی بندهای بسیجیان و اسامی گردان ها از قبیل گردان عاشورا و راهیان کربلا نشان دهنده همین فرهنگ بود.
ولی گاهی دیده می شود که مراسم محرم و صفر در شکل های بی خاصیت برگزار می شود و روح عاشورا را آن چنان که باید بیان نمی کنند، البته این نکته را باید گفت که به دلیل ناکارآمدی بعضی از عزاداری ها نباید این مراسم ها را تعطیل و یا حذف کرد مثلا شما نگاه کنید قرآن آمده برای فهم و درک ولی بسیاری از مردم قرآن را بدون تفکر و فهم می خوانند در این حالت درست است که به کارکرد اصلی قرآن نمی رسند ولی همین خواندن باعث ماندگاری قرآن می شود، مجالس عزاداری هم این گونه است لذا باید این مجالس را نگه داشت و توسعه و تکامل داد.
● سرچشمه، شعرا هستند
در مورد شعرهایی که مداحان می خوانند باید گفت اگر بخواهیم اصلاح را اساسی تر آغاز کنیم باید به سراغ شعرا برویم، شاعرانی تربیت کنیم که با قرآن، احادیث و سیره معصومان آشنا باشند از این راه است که شعرهایشان پیام خواهد داشت، چرا غزلیات حافظ پس از گذشت ٧٠٠ سال بر تارک ادبیات جهان می درخشد؟ چون او با قرآن انس داشت ولی امروز شاعر ما می گوید: بی امتحان مرا به غلامی قبول کن / رسوا شود این دل اگر امتحان دهد، معلوم می شود که شاعر محترم قرآن نخوانده چون که فرهنگ امتحان و امتحان جزو ضروری ترین فرهنگ های مطرح در قرآن است و خداوند بهترین بندگان خود را امتحان می کند.
همچنین باید به شاعرانمان ارزش لازم را بدهیم وقتی که دعبل خزاعی در محضر مبارک امام رضا(ع) شعر می خواند امام علاوه بر پرداخت هزار دینار لباس مخصوص خود را نیز به او می دهند و کلی از او تعریف می کنند. ولی متأسفانه ما تا این اندازه از شاعرانمان تجلیل نمی کنیم و به آن ها بها نمی دهیم.
مرحوم ثابت در همین مشهد چگونه زندگی می کرد؟ وضعیت زندگی شعرای اهل بیت چگونه است؟ نیازهای مادی شان تأمین نمی شود درحالی که سیره اهل بیت این گونه نیست. چنان که وقتی که فرزدق زندانی می شود امام سجاد(ع) برای او پول می فرستند.
● ملاک های انتخاب مجلس عزاداری
کتاب خوب، تئاتر خوب، فیلم خوب، سخنرانی خوب و مجلس عزاداری خوب باید در درجه اول انسان را به فکر وادارد. یعنی از درب حسینیه که خارج می شویم ده تا علامت سوال در ذهنمان ایجاد شده باشد ولی متأسفانه مجلس عزاداری ما تفکربرانگیز نیست و به جای تربیت متفکر، مرید پرورش می دهد. جوان پیش من می آید عکسش را نشان می دهد که مثلا ٢ سال پیش در کربلا قمه زده ولی حالا می گوید اصلا دین ندارم و منکر همه چیز هستم. علت این است که هیچ وقت به او یاد نداده اند که فکر کند، بنابراین مجالس ما باید مستمعین را بیشتر به فکر وادارد.
من می بینم که در مجالس عزاداری خواب و کرامت تعریف می کنند کراماتی که معلوم نیست سند آن را از کجا آورده اند کسی که مبنای سخنرانی خود را خواب می گذارد معلوم است که به من نمی تواند کمک کند. ویژگی سوم یک عزاداری مفید این است که تناسب منطقی بین هیجان ها و استدلال ها وجود داشته باشد، مجلسی که سخنرانی آن ١٥ دقیقه است ولی ٤٥ دقیقه مداحی می کنند معلوم است که تعادلی بین این دو وجود ندارد حالا چون ایام تاسوعا و عاشورا است و مردم آمادگی بیشتری برای شنیدن دارند می توان یک ساعت سخنرانی استدلالی و اخلاقی که موجب تغییر رفتار مردم شود داشت و نیم ساعت هم عزاداری کرد نه بالعکس. البته اینجا ممکن است گفته شود سخنرانی طولانی موجب خسته شدن مردم می شود. این امر به سخنران مربوط می شود و این که ما به اندازه کافی خطیب موثر نداریم به این دلیل که حوزه های علمیه، دفتر تبلیغات و سازمان تبلیغات که وظیفه اصلی شان تبلیغ است برای تربیت مبلغ و خطیب تأثیرگذار آن چنان که باید سرمایه گذاری نکرده اند.خوب حالا اگر یکی دو شب مجلسی رفتیم که این چنین نبود آیا باید دیگر مجلس عزاداری نرویم و در خانه تنها و یا همراه تلویزیون عزاداری کنیم؟ نه این اشتباه است. همان طور که گفتیم عزاداری یک بعد اجتماعی و تظاهراتی دارد و حضور ما باعث پررنگ شدن این جنبه مهم از عزاداری می شود؛ بنابراین نفس حضور، دشمن برانداز است و خلوتی و شلوغی این مجالس مثل راهپیمایی روز قدس و بیست و دوم بهمن تأثیر خود را دارد بنابراین نباید به این بهانه مجلس عزاداری را ترک کرد و باید گشت و سخنران مطلوب را پیدا کرد و مطالعه هم داشت.
● ویژگی های مداح و خطیب کارآمد
▪ این که یک سخنران باید عاشق کار خود باشد اگر عاشق نیست از این عرصه کناره گیری کند.
▪ روزانه باید مطالعه داشته باشد و این گونه نباشد که در روز آن قدر مجلس برود که وقت مطالعه نداشته باشد
▪ این که باید از مسائل جهانی در تمام زمینه ها مخصوصا علوم انسانی آگاه باشد در غیر این صورت خطیبی قرآن و حدیث را خوب می شناسد ولی به گونه ای تفسیر می کند که به درد صد سال پیش می خورد.
▪ یک خطیب کارآمدی آن است که باید با ادبیات مخاطبان خود آشنا باشد، نبود این آشنایی از آگاهی نداشتن به زمان ناشی می شود لذا ادبیات مخاطب عصر خود را نمی شناسد
▪ یک واعظ باید دارای عزت نفس بالایی باشد یعنی احساس کرامت بکند و منزلت خود را بداند در غیر این صورت مثلا می بینید برای خوش آمد صاحب مجلس و یا مردم هر حرفی را می زند، شهید مطهری به این مسئله اشاره می کند و می گوید: «بسیاری از ما روحانیون با جهل مردم کنار می آییم و با آن ستیزه نمی کنیم درحالی که ما باید مردم را از جهل نجات بدهیم» و من ریشه این را در سطح عزت نفس پیدا کردم.
مداح هم یک سری اشتراکاتی با واعظ دارد، دارا بودن عزت نفس بالا و داشتن مطالعه - حالا نه به اندازه خطیب - از اشتراکات این دو می باشد. مداح باید در زمینه ادبیات فارسی کار کرده باشد. اخلاق و منش یک مداح هم کمی به سطح عزت نفس او و مقداری هم به آشنا بودن با سیره معصومین برمی گردد اما چون سیره را نخوانده می خواهد با مردم رفیق بشود ولی کاری می کند که مردم دیگر برای او شأن و منزلتی قائل نمی شوند یا می خواهد شأن و منزلت خود را حفظ کند تکبرآمیز رفتار می کند.
● موارد نامطلوب در عزاداری ها
یکی از موارد بسیار نامطلوب درمجالس عزاداری تحریک عواطف برادران اهل سنت است و این کار به اعتقاد من حرام است. مورد بعدی تکیه به خواب است. باتوجه به این که این همه آیه و روایت و سیره و ناگفتنی داریم تعریف کردن خواب وجهی ندارد مگر بعد از ذکر آیات و روایات برای شاهد رویای صادق ذکر شود آن هم در سطح خیلی نازل نه این که آن را به عنوان یک حجت پررنگ کنیم. مطلب بعدی ذکر کرامت از اهل بیت است باتوجه به این که کرامت های مستند زیادی از اهل بیت داریم نوبت به بیان کراماتی که سند مناسبی ندارد نمی رسد.در روضه خوانی ها نباید برای جاری کردن اشک مردم اهل بیت را خوار و زبون نشان داد می توان عظمت روحی آن ها را بیان کرد و اشک مردم را هم جاری کرد البته این هنر است.
شهید مطهری می فرماید: جنبه های تراژدی عاشورا را زیاد پررنگ نکنید جنبه های حماسی آن را پررنگ کنید.
در بعضی موارد هم زیاده روی کردیم مثلا سابق دستجات زنجیرزنی داشتیم که سنج هم می زدند مراجع هم اعتراضی نداشتند ولی بعدا عده ای آمدند و سر زنجیرها را تیغ گذاشتند یا ارگ وارد مجالس عزاداری کردند درحالی که این ساز متعلق به مراسم جشن و شادی است، یا خود را به زمین مالیدن و سینه خیز رفتن!
● امر به معروف و نهی از منکر
اگر در مجلسی حضور داریم که مداح و یا سخنران آن مجلس وارد این قبیل مسائل شد مثلا مداح شعری از قبیل من زینب اللهی ام و امثالهم را خواند بر مستمعین واجب است که همانجا تذکر بدهند و بگویند از نظر مراجع این کار حرام دانسته شده است.
حجت الاسلام سیدمهدی واعظ موسوی
منبع : روزنامه خراسان