چهارشنبه, ۲۷ تیر, ۱۴۰۳ / 17 July, 2024
مجله ویستا

روابط عمومی جنگ


روابط عمومی جنگ
● پیروزی در جنگ های مدرن در گرو سرمقاله ها
دولت های غربی از این پس باید روابط عمومی را مانند یک بخش الحاق شده به استراتژی هایشان در نظر بگیرند. حتی در مسئله ای مانند مسئله دستیابی به سلاح های اتمی توسط ایران نیز عنصر کلیدی، افکار عمومی غرب است نه انبار تسلیحاتی اش. چنانچه آمریکایی ها و اروپایی ها متحد شوند می توانند ایرانی ها را از دنبال کردن برنامه تسلیحات هسته ای منصرف کنند و بر عکس اگر متحد نباشند ایرانی ها را به جلو رفتن و پیشرفت در این برنامه ترغیب می کنند.
پیش از این سربازان نیروهای زمینی، دریایی و هوایی نتیجه نبردها را تعیین می کردند ولی اکنون زمان تغییر کرده است. امروز نقش حیاتی در جریان مبارزات غرب برعهده تهیه کنندگان، نویسندگان، سخنرانان و سیاستمداران است و این مسئله پیامدهای عمیقی را به دنبال دارد.
در یک نبرد متعارف مانند جنگ جهانی دوم رویارویی ها براساس دو مقدمه بسیار اساسی آغاز می شود که تقریبا نادیده گرفته شده اند:
۱) فرض اول:
نیروهای مسلح متعارف برای پیروزی وارد یک جنگ تمام عیار می شوند؛ طرفین درگیر صفوف تنگاتنگ سربازان، ستون های زرهی، ناوگان هایی از کشتیهای بزرگ و اسکادران های هوایی رادر مقابل یکدیگر مستقر میکنند؛ میلیون ها سرباز جوان در نبرد شرکت میکنند درحالیکه غیر نظامیان متحمل محرومیت های زیادی می شوند. استراتژی و اطلاعات اهمیت دارد، اما میزان جمعیت، وضعیت اقتصادی و زرادخانه های تسلیحاتی اهمیت بیشتری دارند. یک ناظر می تواند با توجه به فاکتورهای عینی مانند میزان تولید فولاد، ذخایر نفتی،ساخت ناوها و نیز نحوه کنترل کشور بر پیشرفت نبرد، قضاوت و ارزیابی داشته باشد.
۲) فرض دوم:
مردم هر جبهه به رهبرانشان وفادارهستند؛ حتما باید نقاب از چهره مخالفین و جنایتکاران برداشته شود اما دولتمردان از یک حمایت گسترده توافقی نفع می برند. این رفتار به ویژه در شوروی سابق بارز بود، جائیکه حتی کشتارهای دسته جمعی غیرقابل تصور استالین مانع از آن نمی شد که مردم هرچه دارند برای مام میهن (روسیه) فدا کنند.
دو بعد این پارادایم امروز دیگر در غرب وجود ندارد:
▪ اولاً جنگ طولانی با هدف شکست نیروهای دشمن متعارف تقریبا از بین رفته و جای خود را به یک چالش عمدتاً غیر مستقیم متشکل از عملیاتهای جنگ چریکی، شورش ها، انتفاضه ها و تروریسم داده است. این تصویر جدید در مورد فرانسوی ها در الجزایر، آمریکایی ها در ویتنام و شوروی ها در افغانستان کاربرد دارد و در حال حاضر نیز برای اسرائیلی هاعلیه فلسطینی ها و برای نیروهای ائتلاف در عراق و در چارچوب جنگ علیه تروریسم صدق می کند.
این تفسیر به معنای این است که آنچه نظامیان آن را bean counting ( شمار سربازان و تسلیحات) می خوانند دیگر هیچ معنایی ندارد، همانگونه که پیش بینی های اقتصادی و کنترل سرزمین نیز بی معنا شده است. جنگ های نامتقارن بیشتر به عملیات های پلیس شباهت دارند تا به نبرد های قدیم، همانطور که در مبارزه علیه جرم طرف برتر ملزم به رعایت یک دسته بایدهای متعدد است حال آنکه طرف ضعیف تر در تعقیب سرسختانه قدرت همه قوانین و تابوها را زیر پا می گذارد.
▪ ثانیا اتحاد و اجماع سابق تضعیف شده است. این روند دقیقا از یک قرن پیش – از جبهه جنگ انگلستان در جنگ بوئرها (۱۹۰۲-۱۸۹۹)- آغاز شده و بدین شکل مفهوم وفاداری دچار یک تحول بنیادی شده است.
به صورت سنتی مفروض بوده که مردم به تشکل (جامعه) اصلی خود وفادار باشند. یک اسپانیایی یا یک سوئدی به پادشاه خود، یک فرانسوی به جمهوری اش، و یک آمریکایی به قانون اساسی اش وفادار بودند. اما این احساس امروز منسوخ شده و به وسیله احساس وفاداری در قبال به عنوان مثال یک تشکل سیاسی- اجتماعی لیبرال محافظه کار و یا اسلامی جایگزین شده است. پیوندهای جغرافیایی و اجتماعی بسیار کم اهمیت تر از قبل شده اند.
امروز با در نظر گرفتن وفاداری، نتیجه جنگ ها بیشتر در صفحات سرمقاله ها تعیین می شود تا در میادین نبرد. نیروی استدلال، بلاغت کلام،ظرافت اظهارات، و روشنی نتایج نظر سنجی ها بیشتر از تصرف یک تپه و یا عبور از یک رودخانه اهمیت دارد.
اتحاد اخلاقیات و وفاداری درک و فهم، آدمیرال ها و ژنرال های امروز هستند. همچنین دولت های غربی از این پس باید روابط عمومی را مانند یک بخش الحاق شده به استراتژی هایشان در نظر بگیرند. حتی در مسئله ای مانند مسئله دستیابی به سلاح های اتمی توسط ایران نیز عنصر کلیدی، افکار عمومی غرب است نه انبار تسلیحاتی اش. چنانچه آمریکایی ها و اروپایی ها متحد شوند می توانند ایرانی ها را از دنبال کردن برنامه تسلیحات هسته ای منصرف کنند و بر عکس اگر متحد نباشند ایرانی ها را به جلو رفتن و پیشرفت در این برنامه ترغیب می کنند.
آنچه را که" کارل فون کلاوزوتیس " مرکز ثقل جنگ می خواند، از نیروی تسلیحات به قلب و جان شهروندان تغییر یافته است. آیا ایرانیان عواقب تسلیحات اتمی را خواهند پذیرفت؟ آیا عراقی ها از نیروی ائتلاف به عنوان ناجی استقبال خواهند کرد؟ آیا فلسطینی ها زندگیشان را در سوء قصدهای انتحاری فدا خواهند نمود؟ آیا اروپایی ها و کانادایی ها یک نیروی نظامی قابل اعتماد خواهند ساخت؟ آیا آمریکایی ها اسلام را به عنوان یک خطر مرگبار تلقی خواهند کرد؟ استراتژیست های غیر غربی متوجه برتری سیاست شده اند و تلاش های خود را در این زمینه متمرکز کرده اند. پیروزی هایی مانند الجزایر در سال ۱۹۶۲، ویتنام در سال، ۱۹۷۵ و افغانستان درسال ۱۹۸۵ بر تضعیف عزم سیاسی استوار است. مرد شماره ۲ القاعده (ایمن الظواهری) این ایده را با مطالعه این مسئله که بیش از نصف نبرد های اسلام گرایان «در یک میدان نبرد رسانه ای» جریان دارند، تشریح می کند.
غرب در صحنه نظامی و اقتصادی برتری دارد اما این دیگر کافی نیست. او نیز باید مانند دشمنانش به روابط عمومی جنگ توجه لازم داشته باشند.
مترجم: علی - سجادی
منبع: سایت - باشگاه اندیشه - به نقل از نیویورک سان، ۱۷ اکتبر ۲۰۰۶
منبع : باشگاه اندیشه