چهارشنبه, ۳ مرداد, ۱۴۰۳ / 24 July, 2024
مجله ویستا

تغذیه معرفتی انقلاب‌اسلامی ایران ازانقلاب فلسفی ملاصدرا


تغذیه معرفتی انقلاب‌اسلامی ایران ازانقلاب فلسفی ملاصدرا
انقلاب‌اسلامی ایران، مظهر تام فلسفه صدرایی بود وآن رادر قالب یک ساختار به جهان ارائه داد در پی این انقلاب ، انقلاب‌های معرفتی - ساختاری در جهان رخ داد واکنون هرروز این انقلاب ، پارادایم ‌های مسلط جهانی رامی شکند وجهان را به طرف یک پارادایم معنا بخش جهانی پیش می برد که نجات بخش جهانی دراین قرن است.
تاریخ ایران را می‌توان تاریخ بشریت دانست ؛ چراکه این تاریخ ،‌تاریخ بشری را در بسیاری از نقاط مهم رقم زده است . فهم این تاریخ می‌تواند، هم به ایرانی‌ها وهم به جهانیان راه‌های آینده بشری را بنمایاند و به عنوان یک فرهنگ جهانی درعصر جهانی شدن رسانه‌ها (‌نه جهانی شدن ارتباطات) الگویی برای جهانیان باشدوایرانیان نیز دراین جام جم ، وضعیت خود را در جهان آینده ترسیم کنند . ایران از همان آغاز تاریخ یک فرهنگ انسانی یا یک فلسفه انسانی را برای بشریت ترسیم کردچون تاریخ ایران ، تاریخ همزیستی صلح آمیز ملل ونحل مختلف بود . دولت‌های تشکیل شده در ایران ازهمان آغاز، دولت‌های بین قوس وبین‌المللی بوده است ؛ مثل حکومت مادها که ا زمادها ، پارت‌ها و پارس‌ها تشکیل گردید. آنچه جان مایه این حکومت‌ها را تشکیل می‌دهد اخلاق انسانی حاکم بر تمامی ملل واقوام است . چون ایرانیان ملتی مهاجرودامدار بوده یک جانشین نبوده‌اند ، پس این حرکت ییلاق وقشلاق از کوهپایه‌ها به دشت‌ها وبه عکس ، وحرکت‌های فصلی ، ازآنان ملتی با سعه صدر و تسامح وتساهل طلب ساخته بود که دیگران راتحمل کرده ، آنها را مهمان خوددانسته و سعی کرده‌اند از مهمانان خود چیزها یاد بیگیرند ورمز مهمان دوستی ایرانی‌ها و هضم فرهنگ جهانی وفرهنگ‌سازی جهانی نیز درنوع ومعیشت نهفته است . مذهب ایرانیان پیش از اسلام برمحور توحید پاک بیابانی بوده است ، نه مذهب‌های شرک‌آلود شهری ویک‌جانشینی، مهرپرستی واهورامزدا ، همه وهمه توحیدگرایی ایران بوده است ، به همین دلیل تاریخ مذهب در ایران تاریخ خدای واحد بوه وموجب یک انقلاب مذهبی شده ومذهب را از طبیعت گرایی شرقی (مثل هندوئیسم) به طرف مذاهب خدای واحد هدایت کرده است . بنابراین، توحید گرایی را ایرانی‌ها درسطح جهان گسترش دادند، ولی چون ایرانیان پیش ازاسلام مذهب عظیمی نداشته، نمی توانستند جهان یونان را در خود هضم کنند وهمیشه جنگ میان آنها جنگ میان فرهنگ( ایران ) وتمدن ( یونان) بوده است . یونانی‌ها که شهر محور )polic( بودندبه تولیدمعرفت وفلسفه پرداختند با مذهب توحید گرایی ایرانی درگیر شدند ، ولی تعامل معرفتی بین آنها رخ نداده است‌. جنگ وجودداشته ولی تعامل معرفتی درمیان نبوده است . ایران پس از اسلام، چون مذهب اسلام را دریافت وبا جهان بینی اسلامی، جهان را در گستره عظیمی مشاهده کرد به انقلاب بعدی که یک انقلاب جهانی معرفتی و هضم میراث یونان باستان در فرهنگ خود بود ، دست یافت. فلسفه شرک آلود ایرانی به توحید ناب ایرانی ، در سایه اسلامی آمیخت واین فلسفه از شرک زدوده شده به فلسفه توحیدی تبدیل شده است به فلسفه ‌ای که تا اندازه ‌ زیادی به عرفان نزدیک شده بود (مثل اشارات بوعلی سینا)‌واین یک انقلاب دیگر معرفتی فلسفی بوده که جهان را ازیک مرحله به مرحله دیگر وارد می‌کرد . به طوری که غربی‌ها ازاین مرحله به عنوان مرحله انتقال فرهنگ یونانی به غرب جدید یاد می‌کنند ولی ازنظر محتوایی به سادگی از آن می گذرند ) این فلسفه یونانی ایرانی وتوحیدی شده در طی فرآیند خود به فلسفه اشراقی سهروردی می‌رسد و با آتش عشق‌گرایی اوهمراه می‌شود تا در دوره بعدبه فلسفه ملاصدرا تبدیل شود ، فلسفه عرفانی وفلسفه احساسی که درآن عقل واحساس به عنوان دورهیافت ، سنتز وترکیب شده‌اند واین سنتز درپناه مذهب تشیع ایرانی رخ می‌دهد واین انقلاب عظیم معرفتی است که مشرق زمین را می‌سازد . این فلسفه که سنتزی عظیم از جهان ، ایران ، اسلام و تشیع است ، نقطه عظیمی از شروع است که فرهنگ ایرانی رادرآینده ترسیم می‌کنند. این فلسفه شرق معرفتی وغرب معرفتی، جهان را به هم پیوند می‌دهد ویک فلسفه میان فرهنگی را در یک نظام عظیم ترسیم می‌کند و صلح آینده جهان بشری را طرح ریزی می‌کند واگر مشرقی‌ها باهم جمع شوند، می‌توانند جهانی آرام وسراسر دوستی وهمراه با صلح به وجود آورند وانسان را از خود بیگانگی رها سازند.این فلسفه در یک بسط تاریخی واقع می‌شود ودر تاروپود تاریخ ، نهضت‌های فرهنگی- سیاسی ایجاد میکند ولی چون هنوز چارچوب معرفتی متناسب پیدا نکرده است، این نهضت‌هابه ظاهر شکست می خورند ، ولی درواقع این فلسفه خود را در این وقایع تاریخ پاک‌تر و دقیق‌تر می‌کند تا حاملان آن بتوانند براساساین معرفت فلسفی ،ساختاری سیاسی وفرهنگی به‌وجود آورند . انقلاب‌اسلامی ایران، مظهر تام فلسفه صدرایی بود وآن رادر قالب یک ساختار به جهان ارائه داد. در پی این انقلاب ، انقلاب‌های معرفتی - ساختاری در جهان رخ داد واکنون هرروز این انقلاب ، پارادایم ‌های مسلط جهانی رامی شکند وجهان را به طرف یک پارادایم معنا بخش جهانی پیش می برد که نجات بخش جهانی دراین قرن است . این انقلاب براساس نظریه انسان کامل یا اسوه حسنه به‌وجود آمدکه دربعد ساختاری به نظریه ولایت فقیه تبدیل شد و جمهوری اسلامی ایران را تشکیل داد . آنان کامل زمین جدا شده ازآسمان یهودیت وآسمان اززمین جدا شده مسیحیت را به هم پیوند داد و این بی معنایی حاصل ازجدایی آسمان اززمین رامی‌تواند از بین ببرد واین همان رمز از خود بیگانگی انسان از خود وجهان اطراف بود در مقابل ائمه کفر جهانی که سعی در پوشاندن این ذکر ویادآوری جهانی دارند ، دربعد معرفتی وساختاری این پیام معنوی جهانی را خفه می‌کنند . تحمیل جنگ ومحاصره‌های اقتصادی ، فرهنگی وسیاسی و معرفتی، از جمله برخوردها با این پیام جهانی بود، ولی اینها همه سد این پیام نشد واین پیام درسطح جهان پخش شد ، ولی امروز به دنبال یک نوع انحراف تاریخی هستند تا عقبه این اندیشه را دچار خدشه واختلال کنند . انقطاع تاریخی ازمهمترین اهدافی است که امروزه از طریق ائمه کفر دنبال می‌شود . انقطاع ماقبل اسلام و مابعد اسلام و انقطاع اقوام ایران و انقطاع دین از فرهنگ ایرانی وانقطاع جغرافیایی(۱ )از اطراف خود در قالب ادعاهای ارضی وانقطاع جغرافیایی فرهنگی از حوزه‌های فرهنگی - تاریخی ایران ، مثل هند و... وراه مقابله با آن وصل کردن با توجه به مردم ، به دور از نخبگان اختلاف برانگیز است.
پی‌نوشت:
۱ - بزرگترین انقطاع ، حضور نظامی آمریکا در افغانستان وعراق است
سید عماد رضوی
منبع : روزنامه رسالت