پنجشنبه, ۲۸ تیر, ۱۴۰۳ / 18 July, 2024
مجله ویستا

فوتبال ایران مدیر خارجی لازم دارد!


فوتبال ایران مدیر خارجی لازم دارد!
ناکامی های پی در پی در المپیک ۲۰۰۸ چین همگان را در فکر فرو برد. ورزشکاران که تا قبل از المپیک حرف و حریف نداشتند در پکن نتوانستند از نزدیکی های سکو نیز عبور کنند. در این فکر فرو رفتیم که وقتی ورزشکار خوبی داریم و از سوی یک مربی خوب هدایت می شود، پس چرا نتیجه قابل قبولی حاصل نمی شود؟ اگر چند ورزشکار در یکی، دو رشته ناکام می شدند، می شد به نوعی از کنار مسأله عبور کرد اما وقتی ناکامی همچون ویروسی آزار دهنده تمام کاروان ایران را درنوردید، دانستیم آب از سرچشمه آلوده است. بنابراین در کوران مسابقات المپیک از استخدام مدیران خارجی سخن به میان آوردیم. البته این موضوع مسکوت ماند تا اینکه هفته چهارم لیگ برتر را به نظاره نشستیم. ۲ تیم بزرگ پایتخت چنان گرفتار رقبای خود شده و در ادامه گرفتار حاشیه ها شدند که مثل همیشه حیرت زده شدیم. با این حال همان پیشنهادی که برای سازمان ورزشی ایران داشتیم به نوعی به فوتبال نیز تعمیم دادیم. البته قبل از نوشتن این مطلب اندکی در زمینه مدیریت فوتبال در آن سوی آب ها تعمق کردیم که به شرح ذیل است:
▪ مدیر باید آشنا به امور اما خارج از گود باشد
یک مدیر باشگاه، مدیری است که آشنا به امور باشد اما خود را درگیر امور اجرایی نکند. او باید همچون مغزی متفکر که توسط مشاوران کارکشته تغذیه فکری می شود،از بالا بر کلیه امور نظارت کند. به این ترتیب نشستن یک مدیر پای میز مذاکره آن هم با بازیکن غلط است، چانه زدن برای تعیین نرخ بازیکن اشتباه است و...ظاهر شدن در نقش مدیر خرید، مدیر کمیته انضباطی، سخنگوی باشگاه و... غلط است.اما در عمل و در لیگ برتر شاهد حضور مدیرانی هستیم که برخی از آنان در نقش همه ظاهر می شوند الا نقش خود.
▪ مدیر یعنی قرص آرام بخش
یک مدیر توانمند هرگز با مدیر باشگاه رقیب، با سرمربی خود، با بازیکن و به زبانی ساده تر با زیرمجموعه خود وارد دیالوگ مستقیم نمی شود.
حال می خواهد این دیالوگ در راستای انتقاد مثبت و منفی باشد یا در راستای تشویق و تنبیه. حضور مدیر در یک باشگاه باید با حداقل سخنرانی و حداکثر نظارت توأم باشد. مدیری که هر روز به دنبال مصاحبه باشد و برای ایجاد حاشیه و جنجال بسترسازی کند، تیشه به ریشه تیم می زند. البته هستند مدیرانی که حاشیه و جنجال را در راستای رسیدن به اهداف باشگاه ایجاد می کنند اما نمونه وطنی چنین مدیرانی را سراغ نداریم. مدیرعاملی در امور باشگاهداری موفق است که اگر نمی تواند در راستای اهداف خاص باشگاه جنگ های روانی هدفداری به راه بیندازد، حداقل باید بتواند از ایجاد حاشیه جلوگیری کند و آرامش را به جو مجموعه خود تزریق نماید.
▪ مدیرعامل یعنی یک تاجر موفق
ظریفی می گفت برخی مدیران به جای اینکه به وظیفه خود یعنی تزریق پول به باشگاه بپردازند، خود به کسب درآمد از طریق واسطه گری در امر خرید بازیکن می پردازند. البته اگر مدیرعاملی آنقدر خوب باشد که در نقش یک واسطه با عملکرد شفاف در بازار نقل و انتقالات عرض اندام کند و درآمد حاصله را به کالبد باشگاه تزریق کند، در اصل یک سوپر مدیر است.
البته مدیر یک باشگاه دولتی حتی در صورت داشتن چنین هنری مطمئن باشید پول را به چرخه اقتصاد باشگاه متبوع خود انتقال نمی دهد اما به طور حتم یک مدیر باشگاه خصوصی چنین اصلی را رعایت می کند. اگر بخواهیم مدیران ۲ باشگاه اسمی ایران را از این بابت زیر ذره بین ببریم، باید گفت هیچ یک تاجر موفقی در زمینه جذب سرمایه برای باشگاه خود نیستند. علت این امر نیز کاملاً واضح است؛ هر ۲ مدیر در مجموعه ای فعالیت می کنند که زیرنظر دولت است و بودجه اش همیشه به نوعی تأمین می شود. خود فتح الله زاده و مصطفوی حقوق بگیر استقلال و پرسپولیس هستند. اینکه محمد علی آبادی هم به عنوان بالادستی این ۲ نفر مدام آنان را تحت فشار قرار می دهد تا به همراه دیگر اعضای هیأت مدیره های خود در امر درآمدزایی و یافتن منابع پولی فعالیت کنند اما زهی خیال باطل. وقتی مدیریت در این ۲ باشگاه از مدت ها قبل به صورت اتوبوسی بوده، داشتن چنین برنامه و متعاقب آن انتظاراتی غیرمنطقی یعنی تلف کردن وقت. این نوع تفکرات از ریشه ایراد دارد.
▪ فوتبال بدون دخل!
تیم های باشگاهی ایران برخلاف تیم های باشگاهی خارجی، دخلی ندارند و در عوض کلی خرج تراشی می کنند که جملگی به خاطر مدیریت غلط است. اگر دولت و سازمان ها، وزارتخانه ها و ... حمایت خود را از باشگاه های فوتبال قطع کنند، مطمئن باشید در لیگ برتر ایران پرنده هم پر نمی زند.
▪ مدیر خارجی نیاز داریم
وقتی مدیریت فعلی ۲ باشگاه استقلال و پرسپولیس با وجود چند ماه زمان قبل از شروع لیگ برتر فصل جاری نتوانستند برای تیم خود اسپانسر بگیرند. وقتی آقایان نتوانستند بعد از سپری شدن ۴ هفته از رقابت ها نیز کاری از پیش ببرند، دیگر چه مجالی باید به آنان داد تا باز هم طبق تفکرات خود کارها را کج دار و مریز پیش ببرند؟ بدون رودربایستی باید گفت فقط چاره کار در استخدام مدیران خارجی آن هم با مطالعات ویژه است چون هر کس دیگری هم جای این ۲ نفر بیاید با توجه به شرایط خاصی که پرسپولیس و استقلال دارند،نمی توانند در عمل کارایی چندان بهتری داشته باشند اما وقتی یک مدیر قوی خارجی را با مطالعه کافی استخدام کنیم، او با شناختی که از بازار تبلیغات و در کل جذب سرمایه دارد می تواند در گام اول یک اسپانسر بین المللی جذب کند. چنین اقدامی ۲ ویژگی دارد:
۱) پرسپولیس یا استقلال صاحب یک منبع درآمد خوبی می شوند
۲) دلارهای خارجی از بیرون مرزهای اقتصادی ایران به داخل تزریق می شوند.
این در حالی است که جذب اسپانسر داخلی در چرخه اقتصاد ایران به معنی در آوردن پول از این جیب و گذاشتن آن در جیب دیگر است. البته برای جلوگیری از اطناب کلام به همین یک مثال لازم اکتفا می شود و مثال های کافی در این زمینه را به فرصتی دیگر موکول می کنیم.
▪ حرکت به سوی فنا با رابطه
باکسی تعارف نداریم. پست ها در فوتبال ایران اغلب اوقات با رابطه های موجود دست به دست می شوند. وقتی انتخابات رئیس فدراسیون با حضور یک کاندیدا آن هم با حفظ پست در کمیته ملی المپیک انجام می شود، دیگر چه انتظاری از کیفیت مدیریت ها در باشگاه ها می توان داشت؟ حال که اینگونه است پس این رابطه ها را باید به سمتی سوق دهیم که فنای فوتبال را از نظر مالی در پی نداشته باشد. باید از رابطه ها در راستای منافع مالی باشگاه ها و حتی منافع افراد ذی نفع سود برد. این امر هم میسر نخواهد شد جز استخدام مدیران خارجی. قبلاً هم در ابرار ورزشی این موضوع مطرح شد و تأ کید شد که در کنار این مدیران خارجی. باید مدیران جوان و تحصیلکرده ایرانی قرار گیرند تابه صورت حرفه ای با امر باشگاهداری آشنا شوند. این را هم فراموش نکنید که سمت مدیرعاملی باشگاه یک سمت وارداتی است که به فرهنگ و ریزه کاری های آن توجه نشده. با این حساب با آوردن یک مدیر خارجی، فرهنگ مربوطه و... هم وارد این فوتبال می شود.
منبع : روزنامه ابرار ورزشی