پنجشنبه, ۱۳ دی, ۱۴۰۳ / 2 January, 2025
مجله ویستا
ارتباط فرهنگ عامه با فرهنگ عمومی
فرهنگ ( با گاف فارسی ) بر وزن فرهنج : علم و دانش ، ادب ، بزرگی ، سنجیدگی ، از : فر( پیشاوند ) + هنگ ( از ریشه Thang اوستایی به معنی كشییدن ) .
▪ فرهنگ و فرهختن : در مفهوم مطابق است با educat و edure لاتینی به معنی كشش و كشیدن و نیز به معنی آموزش . تعلیم و تربیت ( در زباها ی اروپایی ، education و eduquer در پهلوی farhang . فرهنج .
نیست فرهنگی اندرین گیتی
كه نیاموخته از شه آن فرهنگ
نام مادر كیكاووس . شاخ درختی كه در زمین خوابانیده و از جای دیگر، سر برآورده . كاریز آب .
▪ فرهنج : بروزن شطرنج به معنی علم ، فضل ، دانش ،عقل و ادب . كتابی را گویند كه مشتمل باشد برلغات فارسی . نام دوایی است و ...
فرهنگ (ف ) ( اِ ) مركب از فر» كه پیشاوند است و «هنگ» از ریشه ثنگ (Thang ) اوستایی به معنی كشیدن و فروهختن و فرهنگ . هر دو مطابق است باریشه « ادوكا » (educa ) (education ) و «ادور » edure ) ( درلاتینی كه به معنی كشیدن و نیز به معنی تعلیم و تربیت است . به معنی فرهنگ است كه علم ، دانش و ادب باشد .
فلكلر . فولكلر . فولكلور . ( ف ـ ل)( folkore ) مأخذ از فرانسه . از تركیب فلك(folk) به معنی توده و« لور »( (loreبه معنی دانش . علم به آداب و رسوم توده مردم ، افسانهها و تصنیفهای عامیانه . تودهشناسی ( فرهنگ فارسی معین)، فرهنگ عامه، مجموعه عقاید، اندیشهها ،قصهها ، آداب و رسوم ، ترانهها و هنرهای ساده و ابتدایی یك ملت .
واژه فرهنگ از دو جزء « فر » و « هنگ » تركیب شده است « فر » هم به گونه یك واژه مستقل و هم به گونه یك پیشوند ، و «هنگ » تنها به گونه یك واژه مستقل در زبان و ادب فارسی به كار رفتهاند . « فر» به عنوان یك واژه مستقل ، چند معنی دارد كه متداولترین آنها ، شكوه ، شأن و منزلت است و به عنوان پیشوند به معنای بالا و بر ، پیش و بیرون است .
«هنگ » نیز در زبان فارسی ، چند معنی دارد كه عامترین آن ، كشیدن ، فرهختن ، سنگینی و وقار است . پس معنای تحت الفظی واژه فرهنگ ، بروبالا یا بیرون كشیدن است .
● معنای فرهنگ در زبان فارسی
واژه فرهنگ از دیرباز در آثار نظم و نثر فارسی با معانی و مفاهیم گوناگون به كار رفته است. از معانی مشهور و عام آن، دانش وادب، آموزش و پرورش، هنری و معرفت، تأدیب، كتاب لغت یا واژهنامه و دائره المعارف است .
فرهنگ به معنای « كالچر » انگلیسی از مفاهیم تازهای است كه در آغاز قرن چهاردم ( ه. ش) درزبان فارسی راه بافت و به كاربرده شد.
● تعریف فرهنگ از دیدگاه مردمشناسی
در مردم شناسی دو اصطلاح « فرهنگ » و « تمدن » تقریباً به یك معنی و مفهومبه كاربرد ه میشود . ادوار تایلور مردم شناس انگلیسی ، نخستین بار د رسال ۱۸۶۵ میلادی، اصطلاح فرهنگ را در كتابش به نام پژوهشهایی در تاریخ ابتدایی نوع بشر و توسعه تمدن به كار برد و در سال ۱۸۷۱ میلادی ،آن را از دیدگاه اجتماعی و مرم شناسی در كتاب مشهور خود « فرهنگ ابتدایی » چنین تعریف و توصیف میكند :
فرهنگ یا تمدن، مجموعهٔ پیچیده ای از معرفت، عقاید، هنر، اخلاقیات، قوانین، آداب و همه قابلیتها و عادات دیگری است كه انسان، چون عضوی از جامعه آنها را میآموزد »
تعریف تایلور از فرهنگ در حدود ۱۳۰ سال پیش، تعریفی تازه و ابداعی بود. تا چند دههٔ پیش، بیشتر دانشمندان و محقّقان اجتماعی ، این تعریف را پذیرفته بودند ، به فرهنگ و مفهوم آن با دید تایلور مینگریستند. در نیم قرن اخیر ، بیش از ۳۰۰ گونه تعریف مختلف از فرهنگ و تلقینهای گوناگون از آن، دانشمندان و پژوهشگران اجتماعی را برآن داشته كه هر گاه بخواهند در باره یك جامعه یا قوم و فرهنگ آن، كتابی بنویسند قبلاً تلقی و برداشت خود را از مفهوم فرهنگ در دیباچه و آغاز كتاب بیاورند.
● تعریف كلّی فرهنگ
به طور كلّی، فرهنگ همه فعالیتها و صورتهای رفتار غیر غریزی انسان است كه از راه آموزش كسب و در « همنوایی » با « هنجارهای » پذیرفته در جامعه برای حفظ بقا ادامه نسل و نظم امور اجتماعی « انگاربندی » شده است . به عبارتی دیگر، فرهنگ ، همه « نهادها، فنون، هنرها، رسوم و سنتها ادبیات و اعتقادات یك قوم را كه در جریان آموزشی گوناگون از نسلی به نسل دیگر انتقال مییابد ، در بر میگیرد . با این تعریف ، می توان فرهنگ را « میراث اجتماعی » با پیوند ها و همبستگی های قومی در یك جامعه دانست .
نخستین بار ، آمبرویز مورتن » در سال ۱۸۸۵ میلادی ، آثارباستانی و ادبیات عامه را «folk_lore » نامید، یعنی دانش عوام، در آلمان ،هلند و كشورهای اسكاندیناو، لغت «volksund » معادل آنرا پذیرفتند . اما در كشورهای لاتینی زبان ، ابتدا مقاومت بیشتری نشان دادند و پس از كشمكشها و وضع لغات بالاخره به این نتیجه رسید كه فولكلر جامعترین لغتی است كه شامل تمام دانش عوام میشود. و مشتقات ایت لغت را وارد زبان خود كردند . در برابر « فرهنگ عمومی» رسمی و استادانه وجود دارد، به این معنی كه مواد « فولكلر درنزد ملتهایی یافت میشود كه دارای دو پرورش باشند . یكی مربوط به طبقه تحصیل كرده و دیگری مربوط طبقه عوام .
مثلاً در هند و چین ، فولكلر وجود دارد ، اما نزد قبایل وحشی استرالیا كه نوشته و كتاب نداردند ، فلكلر یافت نمیشود .
به موجب تعریف « سن تیوز » ، فولكلر به مطالعاتی زندگی توده عوام در كشورهای متمدن میپردازد :
فرهنگ عمومی ، آشنایی به پرورش معنوی اكثریت است در برابر پرورش مردمان تحصیل كرده در میان یك ملت متمدن .
ابتدا محققین «فلكلر » را فقط ادبیات عامه میدانستند ، مانند قصه ها ، افسانهها ، آرزوها ، ترانهها، مثلها، متلها، معماها و غیره
اما كم كم تمامی سنتهایی كه افواها « آموخته میشود و آنچه مردمان در زندگی خارج از دبستان فرا می گیرند ، جزو آن گردید. چندی بعد جستجو كنندگان اعتقادات و اوهام ، پیشگویی راجع به وقت ، نجوم ، تاریخ طبیعی ، طب و آنچه دانش عمومی نامیده میشد مانند گاهنامه ، سنگ شناسی ، جانور شناسی و داروهایی را كه عوام به كار میبردند به این علم افزودند . سپس اعتقادات و رسومی كه وابسته به هر یك از مراحل گوناگون زندگی مانند تولد، بچگی، جوانی، زناشویی، پیری، مراسم سوگواری، جشنهای ملی، مذهبی و عاداتی كه مربوط زندگی عمومی میشود از جمله تمام پیشینه ها و فنون توده ، جزو این علم به شمار میآید ، زیرا هر پیشهای، ترانهها، اوهام و اعتقادات مربوط به خود را دارد. مثلاً فولكلر شكار، از ماهیگیری جداست و هرشغلی ممكن است نزد محقق این فن از ویژگیهای بهرهمند باشد. همچنین، كتابهایی كه از دست عامه و مردم بیرون آمده مانند بهرام و گل اندام، خاله سوسكه، عاق والدین و غیره باید جمعآوری و مطابق تاریخ، طبقه بندی شود.
هنر و ادبیات عامه به منزله مصالح اولیه، از بهترین شاهكارهای بشر بشمار میآید. بویژه ادبیات، هنرهای زیبا، فلسفه و ادیان مستقیماً از این سرچشمه سیراب شده و هنوز هم می شوند .
این سرچشمه افكار عمومی كه نسلهای پیاپی همه اندیشههای گرانبها ، عواطف ، نتایجفكر ، ذوق و آزمایش خود را درآن ریخته اند ، گنجینه زوال ناپذیری است كه شالوده آثار معنوی و كاخ با شكوه زیبائیهای بشریت بشمار میآید .
ترانههای عامیانه ، آواز ها و افسانهها، نماینده روح هنری ملت میباشد و فقط از مردمان گمنام بیسواد بدست میآید . اینها صدای درونی هر ملتی است و در ضمن سرچشمه الهامات بشر و مادر ادبیات و هنرهای زیبا محسوب میشود. به همین مناسبت، امروزه در كشورهای متمدن، اهمیت خاصی برای فولكلر قائل میباشند. شاید ایرانی تحصیل كرده، به زندگی اجتماعی اروپائیان بیش از وطن خود آشنا باشد . دراین حال چگونه میتواند اظهار وطن دوستی كند ؟ حال آنكه از رموز زبان ،ترانهها ، قصهها ، اعتقادات ،اندوه و شادی و به طور خلاصه از زندگی مادی و معنوی هم میهنان خود آگاه نیست و نمی تواند با آنها همدردی داشته باشد و یا دردهای آنان را چاره كند .
● فرهنگ عامه ( عمومی ـ همگانی )
فرهنگ عمومی یا فولكلر » یكی از اجزای سازنده فرهنگ است . همه فرهنگهای شناخته شده در جهان ، چه در جامعههای ابتدایی و روستایی كه تكنولوژی « و ابزار كار ساده و ضعیف دارند وچه در جامعههای پیشرفته و صنعتی كه از تكنولوژی پیچیده و ابزار نیرومند برخوردارند ، واجد فرهنگ عامه میباشد و صورتهایی از آن را به كار میبرند.
فرهنگ عمومی ، جزیی از سنتهای آموخته انسان و از میراث اجتماعی جامعه اوست . بعضی ، ادبیات شفاهی را فرهنگ عامه و خود فرهنگ عامه را مقوله ادبی یا هنری فرهنگ پنداشته اند . برخی دیگر ، همه آداب و رسوم ، سنتها ، آیینها و جشنها ، ادب و هنر را در جامعه ابتدائی و روستایی و بازمانده آنها را در جامعههای پیشرفته صنعتی كه به صورت شفاهی منتقل میشود، فرهنگ عامه دانستهاند .
قسمت عمده زندگی روزانه ما از عاداتی كه به ارث بردهایم تشكیل یافته و سرچشمهٔ آنها ملی نیست ، بلكه بشری میباشد ، زیرا تظاهرات گوناگون زندگی عامّه، حاكی از عمومیت و قدمت است. این عادات هر جا كه بشر هست، خودنمایی میكند و میتوان حدس زد كه تمام آنها از ابتدای بشریت آغاز میشود و یا لااقل مربوط به دورههای بسیار باستانی است.
ابزارهای یكسان كه در مناطق گوناگون پیدا شده است نه تنها دلیل ارتباط اقوام است، بلكه مؤید این نظر میشود كه همه آنها از ابزارهای ماقبل تاریخ منشعب شده است . عادات و سوم نیز از همین قرار است .
خوش آمد گفتن به كسی كه عطسه میكند در همه سرزمینها و بین همه قبایل مرسوم میباشد . آتش كردن به وسیله سایش چوب در سرتاسر سرزمین معمول بوده است . ادبیات عامه چه از حیث موضوع قصهها و ترانهها و چه از جنبه های دیگر ، عمومیت محصول زندگی توده را میرساند . اغلب در كشورهای دور از هم كه به هیچ وجه ، وسیله ارتباط بین افراد آن وجود نداشته ، اشعار عامیانهای هست كه از حیث مضمون و آهنگ ، همانند می باشند
از مقایسه تمام قصههای ملتهای گوناگون كه در سرتاسر زاد بوم نژاد هند واروپای وهمچنین میان نژادهای سرخ و سیاه رواج دارد، چنین برمیآید كه بسیاری از آنها با جزیی تغییر در همه جا یافت می شود . چوپان اسكاتلندی ، ماهیگیری سیسیلی ، دایه ایرانی ، برزگرهندی و شتر چران عرب كه ممكن است بیسواد و نادان باشند و هرگز راجع به یكدیگر چیزی نشنیدهاند، یك وجه مشترك دارند و آن عبارت از قصههای عجیب و یا خنده آوری است كه گاهی ساختمان ظاهری آنها فرق میكند ولی موضوع آنها همه جا یكی است . مثلاً قضیه «ماه پیشانی » ایرانی با جزیی تغییر نزد فرانسویها ، آلمانیها و ایرلندیها وجود دارد و از حیث موضوع، با قصه نروژی نزدیكتر میباشد. این اختلاف كوچك در مضمون یك قصه كه از نواحی مختلف یك كشور جمعآوری شود نیز مشاهده میگردد. به همین مناسبت، چنین تصور، كردهاند كه تركیب اولیه ترانهها ، قصهها و اعتقادات بشر به زمانی می رسد كه خانوادههای گوناگون این ملل باهم میزیسته وهنوز از یكدیگر جدا نشده بودند . شالوده مذاهب اولیه و پرسشهای مردم به طور خلاصه از سه سر چشمه ، ناشی میشده است : پرستش مردگان ، پرستش طبیعت و موجودات آن .
رسوم و جشنهای موسمی كه مربوط به پیوند بین انسان و طبیعت میشود ، رابطه میان ستارگان و فصلها كه تأمل احوال ملتهای گوناگون در طبیعت بدست آمده است . از این رو عادات ، آداب و اعتقدات ما نه تنها از جانب پدر ویا كسانی كه در سرزمین همنژاد نیاكان میزیستهاند به ما رسیده بلكه از تمامی نژادهای دیگر، این عادات واعتقادات را گرفتهایم. فولكلر، دشمنی با بیگانگان را زائل میكند و همبستگی نژاد بشر را نشان می دهد . از این قرار ، اساس زندگی افراد مردم ، عمومیت دارد ، ولی مطلب مهم دیگر این است كه این اساس مشترك به زمانهای ماقبل تاریخ می رسد .
فولكلر، علم نوزادی است ولی جمعآوری مصالح آن ، بسیار لغزنده و دشوارمیباشد. زیرا این گنجیه ، فقط از محفوظات اشخاص بیسواد و عامی به دست میآید و وابسته به پشتكار و همتی است كه اهالی تحصیل كرده یك ملت از خود نشان بدهند، زیرا هر گاه در جمعآوری آن مسامحه و غفلت شود ، بیم آن میرود كه قسمت عمده فرهنگ مردمی فراموش گردد.
● تعریف و قلمرو فلكلر
با این كه حدود ۱۵۰ سال از گزینش اصلاح «فلكلر » و معرفی آن به جهان علم و ادب میگذرد ولی هنوز در طول این مدت ، تعریف « فلكلر » روشن نشده و میان دانشمندان اجتماعی و « فلكلریستها » درباره آن بحث و گفتگو و اختلاف سلیقه وجوددارد . « فلكلر » هم به بخشی از عناصر و مواد فرهنگ و هم به دانشی كه این مواد فرهنگی را بررسی و تحلیل می كند،اطلاق میشود . در این كه «فلكلر » جزیی از فرهنگ و پاره تكمیلی آن است ، میان صاحب نظران اختلافی وجود ندارد، ولی در این كه فلكلر ، كدام یك از جنبهها و مواد فرهنگی را در بر می گیرد، میان آنها اختلاف رای و عقیده وجود دارد .
فولكلریستها در تعریف فولكلر ، توافق كامل ندارند . نه تنها فولكلریستها كشورهای مختلف جهان ، تلفیقها و برداشتهای گوناگونی از فلكلر و مفاهیم آن دارند ، بلكه فلكلوریستهای یك كشور نیز نظرها و توصیههای مختلفی از فلكلر و دانش آن دارند.در كتاب « لغتنامه استاندارد فولكلر ، اسطوره شناسی و افسانه » بیست و یك تعریف از فئلكلر مضبوط است علمای اجتماعی ، بویژه مردم شناسان ، فولكلر را جزیی از فرهنگ قومی و مقوله هنری یاادبی آن و شكلی از تعابیر زیبا شناسانه در میراث اجتماعی جامعه میپندارند. این گروه ، ادبیات نوشته یا روایاتهای سنتی مانند اسطورهها ، قصه ها ، افسانهها، مثلها ، ترانهها ،افسونها ، معماها و صورتهای دیگر ادبیات شفاهی را فولگلر میدانند و آیینها ، جشنها ، مناسك و شعائر مذهبی و غیر مذهبی ، بازیهای سنتی ، هنرها، دست ساختهها و دست بافتها و معتقدات مردم را از فولكلر جدا و از اجزای دیگر فرهنگ میانگارند . « ویلیام باسكام » یكی از مردم شناسان امریكایی، قلمرو فولكولر را به « هنر شفاهی » محدود میكند .از فرهنگ ، تنها اسطورهها ، افسانهها ، و قصهها ، ضربالمثلها، چیستانها، ترانهها، تصنیفها را در همه جوامع، چه ابتدایی و چه پیشرفته و صنعتی ، فولكلر می خواند . « باسكام » هنرهای تجمسمی و نمایشی ، موسیقی ، پوشاك ، پزشكی ، رسوم و معتقدات اقوام را جزء « هنرهای شفاهی »یا فولكلر بشمار نمیآورد ، و آنها را اجزایی از فرهنگ اقوام میداند كه وظیفه مردم شناس یا مردم نگار است كه آنها را مطالعه و بررسی كن . تعبیر « باسكام » از فولكلر به هنرهای شفاهی » كاملاً با تلقی دیگران از آن به «ادبیات عامه » تطبیق میكند .بعضی دیگر، دامنه فولكلر و قلمرو و تحقیق آن را وسیعتر دانسته ، به آن «فرهنگ قومی »یا « فرهنگ عامه » كه همه عناصر و پدیدههای فرهنگ ابتدایی یاروستایی را شامل میشود، اطلاق كردهاند در این گروه از دانشمندان و صاحبنظران، همه سنتها و آداب ورسوم اقوام ابتدایی و روستایی یا بازمانده آنها را در جامعههای پیشرفته صنعتی كه شفاها منتقل میشود ، فولكلر دانسته اند.
«گریستن سن » ایران شناس دانماركی ، اصطلاح فارسی « علم انتقال عوام » را در برابر كلمه «فولكلر » انتخاب و در مقالهای زیر همین عنوان ، آن را چنین تعریف كرده است :
« از علومی كه در این قرن اخیر در فرنگستان نشو ونما یافته ، یكی هم علم اساطیر و به عبارت دیگر ، علم انتقال افسانهها در میان عوام است .این علم عبارت است از تبع عادات آیین های قدیم ، عقاید باطل ، خرافات وسواس ، و رسوم روزهای عید و همچنین تحقیق كردن حكایات ، افسانهو روایتهای افسانه آمیز قدیم ملتهای دنیا »
این موضوعات، جزئیات مهم حیات و تمدن پیشین ملتهای مختلف را كه در كتب تاریخی ، محافظت نشده است ، برای ما روشن و آشكار میسازند، زیرا كه این گونه عادتهای و مراسم خیلی پایدار بوده و قرنها بلكه هزاران سال نیز پاینده خواهند بود . بویژه وقتی كه معنی مذهبی و حكمت اصلی آن عادتها از میان رفته و فراموش شده باشد .
● زمینه اجتماعی فلكلر
چون فولكلر پدیدهای مستقل و جدا از فرهنگ و جامعه نیست لذا ماهیت آن به زمینه فرهنگی و اجتماعی آن وابسته است . زمینه فرهنگی یا اجتماعی فولكلر ممكن است كیفیت جغرافیایی ، زبانی ، قومی یا شغلی داشته باشد . فولكلر در زمینه اجتماعی یك جریان ارتباطی است كه در آن ، گویندگان نقل و شنوندگان نقل ، با واسطه نقل به یكدیگر میپیوند و یك رشته ارتباطی برقرار میكنند . این جریان ارتباطی فقط در یك گروه كوچك یا برزگ باشد بوجود میآید . این گروه اجتماعی می تواند یك خانواده ، یك دسته دوره گرد ، مجموعه كارگران یك كارخانه، یك روستا و حتی یك طایفه یا ایل باشند . هر یك از این گروهها یا واحدهای اجتماعی ، سنتها وویژگیهای دارند كه ممیز آنهاست .
● بعد زمانی فولكلر
فولكلر در زمینه بعد زمانی باید در زیر سنگ آسیای زمان ، خرد و نرم شود .و با گذشت زمان ، از طریق واسطههای انتقال شفاهی یعنی فرد و جمع ، نسل به نسل بگذارد و ادامه یابد .
تاریخ حیات فولكلر . قدمت و كهنگی عناصر آن تنها عامل برای تشخیص ماهیت آن نیست هستی كنونی فلكلر نیز ماهیت و چگونگی آن را نشان می دهد . مثلاً یك شعر مردم پسند یا یك شوخی یا یك طنز و لطیفه سیاسی و اجتماعی كه در زمانی مناسب با وضع و موقعیت خاص آن زمان وجامعه در میان گروهی اجتماعی با طرزی هنرمندانه ساخته و بكار برده میشود، فلوكلر است .مهم نیست كه از چه تاریخ ،این شعر یا شوخی بدین گونه بكارفته یاسابقه تاریخی و خصوصیت سنتی آن به چه زمانی میرسیده است.
● واسطه انتقال فولكلر
فولكلر در زمینه واسطه انتقال ، كیفیت شفاهی مییابد . اغلب دانشمندان و فولكلر شناسان جهان به عقیده دارند كه عناصر فلكلری یا صورتهای گوناگون آن باید غیر مكتوب و زبانگرد و شفاهی باشند و از شخصی یاگروهی به شخص یا گروهی دیگر ، نسل به نسل ، بیواسطه هر گونه متن نوشته به طور شفاهی تقلید و منتقل شوند...
● فولكلر در رابطه با مردم شناسی
فولكلر ، یك همبستگی دو گانه با علوم انسانی و علوم اجتماعی دارد . در میان رشتههای مختلف این علوم ، فلوكلر بیشتر با مردم شناسی فرهنگی یا مردم شناسی اجتماعی ـ كه به تحقیق نهادها ، نظامها ، فنون ،آداب و سنتها و... اقوام زنده جهان میپردازد – و به زبان شناسی اجتمعی وابسته است . وقتی میگوییم كه فلكلر، جزء و پاره ای از فرهنگ است ، پس ضرورتاً در سلك موضوعات مورد تحقیق مردمشناسی قرار میگیرد هر تحقیق مردم نگارانهای كه فلكلر یا قوم یا جامعه را دقیقامورد بررسی قرار ندهد ، توصیف و تحقیقی ناقص از فرهنگ آن قوم و جامعه ارائه خواهد داد...
● نقش فولكلر و اهمیت بررسی و گردآوری آن
فرهنگ عمومی برای تصدیق و تجویز نهادهای دینی ، اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی ومعتبر ساختن نقش و وظیفه آنها درجامعه بكار میرود. فرهنگ عمومی در انتقال معلومات ارزشها، ویژگیها و تدبیرهای آموزشی یك نسل به نسل دیگر، نقش و وظیفه مهمی به عهده دارد. فرهنگ عمومی با انتقال این معرفتها به پایداری و دوام فرهنگ و القای آداب و معیارهای اخلاقی و مشتركات جمعی به افراد جامعه كمك میكند .
● مفهوم فولكلر و قلمروآن در ایران
در حدود ۶۰ سال است كه فولكلر به مفهوم و معنای غربی آن در فرهنگ و زبان و ادب ما راه یافتهاست . از آغاز نخستین سالهای قرن چهاردهم ه . ش تنی چند از نویسندگان ، دانشمندان و پژوهشگران ایرانی با آگاهی از فرهنگ و زبان غربی و آشنایی با فرهنگ عمومی در غرب و چگونگی شیوه و روش غربیها در تحقیقات فرهنگ عامه ، این دانش جوان رابه مردم ایران شناساندند. این دانشمنان نویسندگان، هر یك به ذوق وسلیقه خود، معادلی فارسی در برابر واژه انلگلیسی «فوكلر » مانند: فرهنگ عامه ، فرهنگ عوام ، فرهنگ عامیانه ، فرهنگ مردم ، دانش عامه ، ادب عامه ، دانش مردم ، دانش تودهها وضع و معرفی كرده اند.
ظاهراً اصطلاح فرهنگ عامه ر نخستین بار ، مرحوم « رشید یاسمی» استاد دانشگاه تهران مقابل كلمه فولكلر برگزیده و بكار برد . رشید یاسمی در سخنرانی خود به تاریخ اسفند ماه ۱۳۱۴ خورشیدی، درباره مفهوم فولكلر و موضوعاتی كه این علم ، تحقیق و بررسی میكند و نیز لزوم جمعآوری «افاسنهها ، ترانهها ، عادات، آداب و اخلاق مینویسد : «طبقات عالیه و افراد تحصیل كرده غرب ، معلومات و فرهنگ طبقه روستایی و عوم را كه تا آن زمان چندان محل اعتنا نبود ، گرد كردند و از مجموع آن ، علم جدیدی پیدا شد موسوم به فولكلر یعنی فرهنگ عامه و این معنی ، ترجمه تحت الافضلی دو كلمه انگلیسی «فولك و لر » است كه از سال ۱۸۴۶ میلادی ، درست ۹۰ سال قبل (۱۳۹ سال قبل ) بنیان آن نهاده شده است . « او می گوید كه علمای همه ملتهای اروپا بویژه انگلیس و آلمان آگاه شدند كه تمدن هر قوم ، صد برابر آنچه در صفحات كتب ثبت میشود در افواه و قلوب مردمان محفوظ است كه از نسلی به نسلی ، آن را انتقال میدهند . البته آنچه در سینه مردمان ، حفظ می شود ، دستخوش خیال و وهم آنان میگردد و در طول زمان و كثزت انتقال ، صورت اصلی را تغییر میدهد و جزء افسانه و قصه محسوب میشود . اما قصه را نباید خوار شمرد . همیشه هسته و لب آن مطابق واقع است . پیرایه ها تفاوت می كند .
مولوی فرمایند :
ای برادر قصه چون پیمانه است
معنی اندروی بسان دانه است
دانه معنی بگیرد ، مرد عقل
ننگرد پیمانه را گر گشت نقل
همچنین ، از موضوع كلی مورد تحقیق فولكلر و رابطه آن با دانشهای دیگر یاد میكند و می نویسد : این علم كه وارد تحقیق احوال روحی اشخاص و دیگر صنایع آنها ، رسوم ، عقاید، ادبیات فرد و جمعیت می شود در واقع موضوعش با موضوعات چند علم دیگر تماس دارد. از آن جمله معرفه الانفس ، اقتصاد ، ادبیات ، صنایع علم ادیان ، فقه اللغه ، تاریخ ، جغرافیا و مانند آنها با این تفاوت كه مخاطب و مخاطب فولكلر نامعین و نامشخص است و در سایر علوم ، این دو چیز كاملاً معلوم است. مثلاً در ادبیات ، ما شاعر را می شناسیم و طرف خطاب او را هم می دانیم . اما اشعار عامیانه ، گوینده و مخاطب خاصی ندارد. از مردم برآمده و به عامه خطاب شده است .
زمانی كه محمد علی فروغی در سال ۱۳۱۴ ه ش . فرهنگستان ایران را بنیاد نهاد ، اعضای آن ، نظر به اهمیت فولكلر ك به كوشش چندین تن از دانشمندان و نویسندگان بویژه صادق هدایت ، اهمیت آن شناسانده شده بود، بررسی و گرد هم آوری آن را رسماً جزیی از كارهای فرهنگستان شناختند و واژه فارسی توده شناسی را در برابر فولكلر وضع وآن را علم به عادات و رسوم توده مردم و مجموع افسانه ها و تصنیفهای عوامانه تعریف وتوصیف كردند. همچنین ، اعضای آن وقت فرهنگستان در ماده ۵و ۷و اساسنامه فرهنگستان ، جمع آوری لغات و اصطلاحات پیشه وران و صنعتگران و لغات و اصطلاحات ، اشعار ، امثال ، قصص ، نوادر ، ترانه ها و آهنگهای ولایتی را تصریح كردند. محمد علی فروغی در مقالهای زیر عنوان مردم شناسی چیست ؟ ( ماهنامه آموزش و پرورش آذر ماه ۱۳۱۷ ) فولكر را تعریف می كند و مینویسد : یكی از مسائل بسیار شیرین علم نژاد شناسی، چیزی است كه توده شناسی نام گذاشتهایم و به زبانهای اروپایی، آن را فولكلر میگویند یعنی معارف عامه یا معلولاتی كه در میان عوام شایع است از داستانها، افسانهها ، خرافات ، موهوبات، مثلها، شعرها، ترانه ها و آهنگهای خوانندگان و نقش و نگارهایی كه عامه در زندگی خود معمول میدارند واین جمله، دلالت تامه براحوال، روحیه ، افق فكری و ذوق و سلیقه عامه مردم هر قوم دارد. و سرانجام معارف عالیه وخاصه نوع بشر از همین معرف عامه بیرون آمده و سیر تكاملی كرده و صورت علم، فلسفه، ادبیات، لطایف شعر، موسیقی، نقاشی، حجاری ومعماری را پذیرفته است . در جای دیگر می نویسد: شك نیست كه مهمترین علوم برای انسان، معرفت براحوال بشر است و از این رو از میان رشتههای علوم طبیعی، علمی كه به زبانهای اروپایی انتروپولوژی میگویند و ما مردمشناسی ترجمهكردهایم اهمیت خاص دارد. و یكی از شعب علوم مردمشناسی آن است كه اروپائیان، فولكلر میگویند و ما توده شناسی اصطلاح كردهایم و آن آگاهی ازمعلومات و ذوقیاتی است كه از عوام و مردمان بیعلم و سواد بروز میكند. از ترانهها، اشعار، آهنگها، لغات، داستانها، افسانهها، عقاید عامیانه و امثال آنها.
یكی دیگر از تصمیمات آغازین فرهنگستان ایران، تدوین و تصویب اساسنامه ، مؤسسه مردمشناسی ایران در سال ۱۳۱۶ ه. ش بوده و این اساسنامه، موسسه مردمشناسی با دو شعبه نژادشناسی ( اتنولوژی ) و تودهشناسی (فولكلر ) برای گردآوردن اطلاعات دقیق و اسناد حسی نسبت به اقوامی كه در كشور ایران ساكن بوده و هستند و تحقیق كیفیت زندگانی مادی و معنوی آنان از لحاظ مردمشناسی ( انتروپولوژی ) بنیاد گذاشته شد.
این مؤسسه در مهرماه همان سال ، زیر نام بنگاه مردمشناسی تأسیس شد ووظیفه گردآوری ، بررسی و نگاهداری فرهنگ عامه ایران را در سراسر نقاط كشور به عهده گرفت . در همان دهههای نخستین قرن چهاردهم، كسان دیگری مانندد : حسین كوهی كرمانی ، عباس شوقی ، علی اكبر دهخدا، امیرقلی امینی و...با همت و علاقه و پشتكار به بررسی فرهنگ و ادب توده مردمگردآوری و انتشار صورتهایی از فرهنگ عامه ایران پرداختند .
● تقسیم بندی فرهنگ عامه
اولین كسانی كه نوعی تقسیمبندی از صورتها و موضوعهای فرهنگ عامه بدست دادهاند، رشید یاسمی و صادق هدایت میباشند.
رشید یاسمی در همان سخنرانی خود كه قبلاً یادشد، پس از برشمردن منافع بررسی و گردآوری مواد فولكلری مانند : حكایات، شعر، تصنیف، سرود، ترانه، بحرطویل، لغات، امثال ، آثارقدیم ، مكانهای طبیعی، عقاید و اداب ، تحریفات در اعلام ، فرمهای سلاطین و حكام قدیم ، قباله و بنچاقهای عتیق و راهنائی روش جمعآوری آنها، نخستین بار در ایران به سال ۱۳۱۴ (ه .ش) مواد فولكلری را طبقهبندی میكند . این طبقهبندی شامل ۲ بخش است : آثار مادی و آثار معنوی.
نویسنده :احمد حسینی كازرونی
منابع ، مآخذ و اصطلاحات
۱ـ بهان قاطع ، به اهتمام دكتر معین. ص ۱۴۸۰.
۲ـ حاشیه
۳ـ لغتنامه دهخدا. ج ۳۷ صص۲۲۸و ۲۲۷
۴ـ لغتنامه دهخدا. ج ۳۷. ص ۳۴۴
۵ـ ، culure
۶ـ فرهنگ عامه . از انتشارات وزارت آموزش و پرورش . سال ۱۳۴۵۶. ص۲
۷ـ Edword B.Tg..E dwardB. Tyore
۸ـ ، culureprimitive cuture London ۱۸۷۱
۹ـ همنوایی ـ همآهنگی ـ سازگاری (، conformity)
۱۰ـ هنجار ـ اصل (،(Norm
۱۱ـ انگاره ـ الگو ـ طرح (،(pattern
۱۲ـ نهاد((institionبرجنبهای از زندگی اجتماعی دلایت میكند كه برای برآوردن نیازهای مشترك پدیدآمده و در منافع و ارزشهابرهدفها و امور اجتماعی بزرگ و معینی مانند، آموزش ازدواج ، خانواده، اقتصاد، مالكیت و دین تمركز یافته و نقش و كاركرد بسیار مهمی برای جامعه دارد.
۱۳ـ Technics
۱۴ـHeriage
۱۵Ethnic collelation_
۱۶ـ فرهنگ عامه . صص۳ و ۴
۱۷ـ Amdroise morton
۱۸ ـsaintyves
۱۹ـ نوشتههای پراكنده صادق هدایت . ص ۴۴۸.
گردآورنده : حسن قائمیان . امیر كبیر ، تهران ، ۱۳۳۴
۲۰ـ همان . صص ۴۵۰ و ۴۴۹
۲۱ فرهنگ عامه . صص ۷و ۶
۲۲ـ نوشتههای پراكنده . ص ۴۵۱
۲۳ـ ، Astandard Dictctionary of follclore Mythogy and
Moria Leavh New york ۱۹۴۹ Legent
۲۴ـ william R. Basvom
۲۵ـ verbal Art
۲۶ـFolle Literature
۲۷ـ Folk cuture
۲۸ـ Christensem> A
۲۹ـ علم اساطیر، كریستنسن، ایانشهر ، شماره۶ ، ص ۱۳۳
۳۰تا ۳۳ـ فرهنگ عامه. خلاصه برداشتی از ص ۲۳ ـ ۱۶
۳۴ ـ مجله ماهانه تعلیم و تربیت . سال ششم . شماره اول . رشید یاسمی
۳۵ـ انتروپولوژی (Anthropology) یعنی مردم شناسی ، جزو علوم اجتماعی است نه علوم طبیعی، فقط مردم شناسی جسمانیphyitical _Anthro pology كه یكی از رشتههای مردم شناسی است با علوم طبیعی ، ارتباط بسیار دارد.
۳۶ـ فرهنگ عامه . ص.۳۰ .
منبع:فصلنامه شورای فرهنگ عمومی
منابع ، مآخذ و اصطلاحات
۱ـ بهان قاطع ، به اهتمام دكتر معین. ص ۱۴۸۰.
۲ـ حاشیه
۳ـ لغتنامه دهخدا. ج ۳۷ صص۲۲۸و ۲۲۷
۴ـ لغتنامه دهخدا. ج ۳۷. ص ۳۴۴
۵ـ ، culure
۶ـ فرهنگ عامه . از انتشارات وزارت آموزش و پرورش . سال ۱۳۴۵۶. ص۲
۷ـ Edword B.Tg..E dwardB. Tyore
۸ـ ، culureprimitive cuture London ۱۸۷۱
۹ـ همنوایی ـ همآهنگی ـ سازگاری (، conformity)
۱۰ـ هنجار ـ اصل (،(Norm
۱۱ـ انگاره ـ الگو ـ طرح (،(pattern
۱۲ـ نهاد((institionبرجنبهای از زندگی اجتماعی دلایت میكند كه برای برآوردن نیازهای مشترك پدیدآمده و در منافع و ارزشهابرهدفها و امور اجتماعی بزرگ و معینی مانند، آموزش ازدواج ، خانواده، اقتصاد، مالكیت و دین تمركز یافته و نقش و كاركرد بسیار مهمی برای جامعه دارد.
۱۳ـ Technics
۱۴ـHeriage
۱۵Ethnic collelation_
۱۶ـ فرهنگ عامه . صص۳ و ۴
۱۷ـ Amdroise morton
۱۸ ـsaintyves
۱۹ـ نوشتههای پراكنده صادق هدایت . ص ۴۴۸.
گردآورنده : حسن قائمیان . امیر كبیر ، تهران ، ۱۳۳۴
۲۰ـ همان . صص ۴۵۰ و ۴۴۹
۲۱ فرهنگ عامه . صص ۷و ۶
۲۲ـ نوشتههای پراكنده . ص ۴۵۱
۲۳ـ ، Astandard Dictctionary of follclore Mythogy and
Moria Leavh New york ۱۹۴۹ Legent
۲۴ـ william R. Basvom
۲۵ـ verbal Art
۲۶ـFolle Literature
۲۷ـ Folk cuture
۲۸ـ Christensem> A
۲۹ـ علم اساطیر، كریستنسن، ایانشهر ، شماره۶ ، ص ۱۳۳
۳۰تا ۳۳ـ فرهنگ عامه. خلاصه برداشتی از ص ۲۳ ـ ۱۶
۳۴ ـ مجله ماهانه تعلیم و تربیت . سال ششم . شماره اول . رشید یاسمی
۳۵ـ انتروپولوژی (Anthropology) یعنی مردم شناسی ، جزو علوم اجتماعی است نه علوم طبیعی، فقط مردم شناسی جسمانیphyitical _Anthro pology كه یكی از رشتههای مردم شناسی است با علوم طبیعی ، ارتباط بسیار دارد.
۳۶ـ فرهنگ عامه . ص.۳۰ .
منبع:فصلنامه شورای فرهنگ عمومی
منبع : خبرگزاری فارس
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست