پنجشنبه, ۱۸ بهمن, ۱۴۰۳ / 6 February, 2025
مجله ویستا
عارف قزوینی
ابوالقاسم عارف قزوینی، فرزند ملاهادی وکیل، شاعر و تصنیفساز دورهی مشروطه که تصنیفهای او از آن زمان تاکنون بر سر زبانها جاری است در سال ۱۲۵۹ خورشیدی در قزوین متولد شد. در زادگاهش خواندن و نوشتن فارسی و صرف و نحو عربی را آموخت و نزد اساتید فن خط شکسته، نستعلیق، موسیقی و آواز را به خوبی فراگرفت. مدتی هم بهاصرار پدر به مشق روضهخوانی پرداخت و رسماً معمم و وصی وی گردید.
اما خرافهپرستی و سطحینگری دینی رایج در آن روزگار عارف را از روحانیت رویگردان کرد و او پس از مرگ پدر عمامه را از سر برداشت. عارف در هفده سالگی به تهران آمد و به دلیل صدای خوش مورد توجه شاهزادگان قاجار قرار گرفت. مظفرالدینشاه که آوازهاش را شنیده بود، دستور استخدام عارف را در دربار داد، ولی عارف به هر حیله از این شغل به قول خودش ننگین سرباز زد. عارف ابن رویه را در سراسر عمر بهخوبی ادامه داد و هیچگاه هنرش را وسیلهی ارتزاق خود قرار نداد و با قناعت و مناعت طبع گذران زندگی نمود.
عارف در ابتدای کار هنری خود از وقایع سیاسی به دور بود، ولی انقلاب مشروطه او را به شاعری انقلابی، آزادیخواه و میهنپرست تبدیل کرد. وقایع انقلاب بهگونهای شاعر جوان را تحت سیطرهی خود قرار داد که بقیهی مسایل زندگی او در درجهی دوم اهمیت قرار گرفت.
شعر عارف شاخص تبدیل ادبیات به یک وسیلهی مبارزه در راه آرمان های ملی است. عارف که در دوران ظلمانی استبداد با هر طبقهای از جامعه در تماس بود، ظلم، اجحاف و ریاکاری طبقهی حاکم و خواب غفلت را در سطوح مختلف اجتماع مشاهده کرد. بدینرو درصدد برآمد که بهوسیلهی کنسرتها و سرودهای هیجانانگیز و گاهی تلخ خود، بنیان و اساس زمامداران دوران را درهم شکند و ملت را از خواب غفلت بیدار کند.
شعر وی ساده و روان است، چنانچه بخشی از اشعارش ترجمان احساسات طبقهی عامه و آزادیخواه ملت ایران است. شاهد این مدعا خوانده شدن تصانیف و غزلیات اوست در سرتاسر ایران. کسانی که در کنسرتهای او حضور یافتهاند و شاهد هیجان و تأثر مستمعین بودهاند بهتر میتوانند پایهی تأثیر این شاعر شورانگیز و دلیر ایران را درک کنند.
عارف که رژیم پادشاهی و خانوادهی قاجار را باعث عقبماندگی و فلاکت و ویرانی ایران میدانست هنگامی که رضاخان با شعار جمهوری پای به میدان گذاشت همچون اکثریت روشنفکران آن روزگار با شور و شعف وصفناپذیری به پشتیبانی او برخاست. عارف، عشقی، ملکالشعرای بهار و بسیاری دیگر امیدوار بودند که با حکومت جمهوری مردم، راه پیشرفت اجتماعی و تحقق اهداف مشروطیت باز خواهد شد. مارش جمهوری و غزلهای عارف برخاسته از همین انگیزههای ملی وانسانی بود. اما آنگاه که عارف و دیگر روشنفکران آن زمان دریافتند که شعار جمهوری ترفند و دسیسهی زیرکانهی انگلیس و رضاخان برای به قدرت رسیدن است، راهی به جز مخالفت و ادامهی مبارزهی آزادیخواهانه نیافتند. در همین رابطه است که عارف می گوید:
مژده کشتن سردار سپه هم ای کاش
برسد زود که این زیره به کرمان نرسد
خانهای کو شود از دست اجانب آباد
ز اشک ویران کنش آن خانه که بیتالحزن است
جامهای که نشود غرقه به خون بهر وطن
بدر آن جامه که ننگ تن و کم از کفن است
عارف روز ۱۲ بهمن ۱۳۱۲ در درهی مرادبیگ همدان در تبعید رضاخانی و در تنگدستی و عسرت درگذشت.
فاطمه فرهنگ
منبع : دو هفته نامه فروغ
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست