شنبه, ۲ تیر, ۱۴۰۳ / 22 June, 2024
مجله ویستا

دولت اصولگرا و رسانه


دولت اصولگرا و رسانه
اصولگرایان پس از رسیدن به قدرت به یکی از ضعفهای چندین ساله خود در برقراری ارتباط با رسانه ها دست یافتند . اساسا در فرهنگ سنتی ایران رسانه های جدید جایگاه در خور خود را نیافته اند . شاید بخشی از این موضوع به اعوجاجات فرهنگی جامعه ایران و بخش معتنابهی از آن به اعتماد ایرانی ها به رسانه های سنتی بر می گردد.
اما اصولگرایان که با شعار تحول خواهی با تکیه بر سنتهای اصیل ایرانی اسلامی بر سر کار آمدند امروز پس از گذشت بیش از دوسال از عمر دولت نهم به شدت با این مشکل گریبانگیر شده اندو به این نتیجه رسیده‌اند که راه گریزی از شیوه‌های نوین ارتباطی برای ایجاد فهم مشترک با جامعه وجود ندارد.
در دنیای امروز نحوه ارتباط دولت‌ها با رسانه‌ها به عنوان یکی از فاکتورهای تعاملات محیطی در راستای تحقق حکمرانی خوب ) good governance(می‌تواند بر سرمایه اجتماعی بیفزاید و منابع نرمی که در حمایت از سیاست‌های کلان دولت شکل می‌گیرد را تقویت نماید.
اگرچه پذیرش تام اصول تعریف شده برنامه توسعه سازمان ملل متحد ) UNDP( از حکمرانی خوب در کشورهای مختلف دنیا مشکل است اما مطابق با قدر متیقنی از این اصول مانند مشارکت عمومی، حکمرانی قانون، شفافیت، پاسخگویی و اثربخشی رسانه‌ها نقش بسزایی در فرآیند نفوذ هدایت شده دولتها در اجتماع دارند.
یکی از ضعف‌های دولت نهم عدم برقراری ارتباط مناسب با رسانه‌های دیداری، شنیداری و بخصوص نوشتاری کشور بوده است که مقام معظم رهبری نیز در دیدار اخیر خود با رئیس جمهور و مدیران اجرایی کشور نسبت به این ضعف متذکر شدند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تاکید بر اینکه دولت نهم باید درخصوص اطلاع رسانی به مردم بیش از پیش تلاش کند، افزودند: دولت باید حتما این نقص را برطرف کند. روابط عمومی بخشهای مختلف دولت باید فعال شوند و با استفاده از رسانه ملی و روزنامه‌ها، اقدامات مختلف را با زبانی تاثیرگذار و قابل فهم به اطلاع مردم برسانند.
واقعیت این است که اگر موفقیت‌های بی‌سابقه اقتصادی، سیاسی واجتماعی دولت نهم را دولتهای گذشته به دست آورده بودند، به واسطه اطلاع رسانی و تبلیغات، به گونه‌ای افکار عمومی را متقاعد می‌کردند که تا چند دور پیاپی رئیس جمهور از جناح موردنظرشان برگزیده شود. اما دولت احمدی‌نژاد در دو سال گذشته نتوانسته به نحو مطلوب و مناسبی با رسانه‌ها ارتباط برقرار کند و به اطلاع رسانی اقدامات و فعالیت‌های خود بپردازد تا بلکه بخشی از نگرانی‌های دلسوزان جامعه برطرف گردد.
سوال اینجاست که دولت رسانه گریز است و یا اینکه رسانه‌ها از دولت می‌گریزند؟ در تحلیل اجتماعی این موضوع برخی به بی‌اعتمادی و حتی بی‌اعتقادی جریان فکری اصولگرا نسبت به روزنامه‌ها و به شکل اعم رسانه‌های مدرن استناد می‌کنند. اساسا از نظر پایگاه اجتماعی سنتی، روزنامه خوان‌ها و روزنامه‌نگاران متعلق به بخش‌های برج عاج نشین جامعه هستند و این افراد نوعی تلقی روشنفکرانه از روزنامه‌ها دارند. در حالی که رسانه‌های سنتی مانند منبر در بین این پایگاه اجتماعی از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. از سویی برخی نخبگان جریان سنتی نیز به تولیدات رسانه‌ها به عنوان نازل‌ترین کالاهای فرهنگی یک جامعه می‌نگرند و حاضر نیستند بر روی آنها سرمایه‌گذاری نمایند.
اما به نظر می‌رسد که این تفسیر تاحدودی مبالغه‌آمیز است. با پیشرفت ابعاد مختلف رسانه‌ای در جهان امروز نمی‌توان مدعی شد که بخش فراگیری از جامعه تلقی چند دهه پیش را از رسانه دارند و در یک سکون رسانه‌ای به سر می‌برند. از سویی هیچ کس نمی‌تواند منکر قدرت و توانایی‌های رسانه‌ای در فرآیند گفتمان سازی اجتماعی باشد و مدعی عدم نفوذ گسترده رسانه‌ها در میان مردم شود. رسانه‌ها از زبان مردم و به زبان مردم حرف می‌زنندو این تنها بخشی از رموز نفوذ اجتماعی آنان است.
لذا ایراد بر سر نحوه برقراری ارتباط میان دولت اصولگرا و رسانه‌هاست. رسانه در بهترین حالت محملی برای انتقال پیام‌های اجتماعی است. تولید پیام را باید در جای دیگری جستجو کرد. رسانه‌ها به دلیل روزمرگی و حجم سنگین پیام‌های روزانه تنها فرصت می‌کنند به این پیام‌ها جهت دهند. روزانه هزاران پیام در جامعه تولید می‌شود و رسانه تنها خود را موظف می‌داند که پیام‌ها را مبتنی بر امیال صاحبان رسانه انعکاس دهد.
لذا به نظر می‌رسد که دولت باید نبض تولید پیام را در دست بگیرد. برون‌دادهای خام دولت برای تبدیل شدن به یک پیام خواه ناخواه در یک فرآیند بازسازی قرار می‌گیرند و چه بهتر است که خود دولت داده‌های خام رابه شکل پیام منعکس کند. به عنوان مثال اگر آماری از تبعات زیست محیطی سهمیه‌بندی بنزین در ارگان‌های مختلف تهیه ‌شود، این آمار به صورت خام هیچ ارزش تبلیغاتی برای دولت نخواهد داشت. زمانی که داده‌های زیست محیطی تدوین شود و به شکل یک پیام از زبان سخنگوی هیئت دولت منتشر شود آنگاه می‌توان مدعی اطلاع رسانی مناسب و صحیح به مردم شد. در مقوله سهام عدالت که ظرفیت تبلیغاتی بالایی دارد و چندین وزارتخانه در دولت درگیر این امر هستند تا این اواخر بسیاری از مردم و حتی روزنامه نگاران نمی‌دانستند که سهامی که به هر فرد واگذار می‌شود به لحاظ قیمتی چه ارزشی دارد.
در دوره خاتمی مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری مبتنی بر منویات سیاسی واجتماعی دولت بخشی از وظیفه تولید پیام را عهده‌دار بود. شاید این مرکز در جریان سازی رسانه‌ای یکی از موفق‌ترین‌های دولت خاتمی بود. اما در اینکه امروز این مرکز چه نقشی در تولید پیام برای دولت احمدی‌نژاد دارد، جای سوال بسیار است. به هرحال دولت نهم باید سیاست رسانه‌ای خود را بازسازی کند زیرا رسانه‌ها تشنه پیام هستند و نمی‌توان رسانه‌ها را دولت گریز قلمداد کرد.
اما در عین حال برخی از کارشناسان معتقدند مهمترین دلیل ضعف رسانه ای در جریان اصولگرا به تلقی آنان از “رسانه” و عدم آشنایی نخبگان جریان اصولگرا با قدرت و نفوذ واقعی رسانه ها در عصر جدید برمی گردد. نگاه غالب اصولگرایان به رسانه ها، “محدود” است. به این معنی که آنان صرفا برای ارتباط با مخاطبان خاص و محدود (یعنی طیف سنتی -مذهبی ) خود به رسانه روی آورده اند و کمتر به نیازهای رسانه ای کلیت جامعه توجه می کنند. نگاه رسانه ای اصولگریان در قبال تحولات یا چالش های جامعه غالبا “توجیهی-تاییدی-تبلیغی” و نه “منتقدانه-تحلیلی” است، آگاهان امور ارتباطات می دانند که در ذات رسانه “ انتقاد” وجود دارد و رسانه هایی که فاقد این وجه باشند، چشم انداز چندان موفقی نخواهند داشت.
به هر حال به نظر می رسد اصولگرایان حداقل در ساحت نظری باید تکلیف خود را با موضوع رسانه های مدرن حل کنند تا در نوبت عمل جریان گسترده و وسیع اصولگرایان با مشکلات ارتباطی روبرو نشوند .
منبع : روزنامه رسالت