دوشنبه, ۱ مرداد, ۱۴۰۳ / 22 July, 2024
مجله ویستا

رأی به آمریکا یا حضور در رینگ؟!


رأی به آمریکا یا حضور در رینگ؟!
انقلاب اسلامی، موجی در جهان به پا کرد که صاحبنظران و تئوریسین های سلطه را نگران کرد. موج استقلال خواهی و خروج از زیر یوغ چند قدرت خاص، با پیروزی آیت ا... خمینی در ایران، شور و حرارتی دیگر گرفت و جهانیان را واداشت تا علیه حکومت های خودکامه قیام کنند. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بود که آمریکا تنها حریف خود در جهان را دنیای اسلام و منطقه ای به نام خاورمیانه دید، بنابراین باید برای این منطقه نقشه هایی می کشید. در دیگر مناطق جهان نیز استقلال خواهی واقعی – نه آن چیزی که ظاهراً وجود داشت – رو به رشد گذاشت و از همسایگی ایالات متحده گرفته تا آمریکای لاتین، آفریقا و جنوب شرق آسیا را در برگرفت. حتی اروپایی ها تلاش کردند که خود را از منت طرح مارشال – بازسازی اروپا توسط آمریکا – برهانند با این حال وابستگی اروپا به آمریکا بیش از آن است که به راحتی بتواند خود را از بند کاخ سفید رها کند.به این ترتیب تئوریسین ها برای ادامه سروری آمریکا بر جهان، باید چاره ای می اندیشیدند و آن چیزی نبود جز اعطای استقلال مردمی به کشورهای هدف. اعطای استقلال مردمی – حکومت های مردمسالار با اتکا به آرای ملت ها – اما در کشورهایی که آمریکا را دشمن می دارند، مساوی با از دست رفتن منافع آمریکا بود. بنابراین آمریکایی ها با محوریت نومحافظه کاران جمهوریخواه روشی نوین را کلید زدند تا آتش زیر خاکستر کشورهای مخالف آمریکا به آتشفشان انقلاب هایی مانند ایران تبدیل نشود.
● شیوه جدید برای حاکمیت بر جهان
دکترین خانم کاندولیزارایس برای اداره جهان تحت فرمان آمریکا، اعطای خودمختاری به ملت ها بود اما از نوع کنترل شده آن. درواقع رایس دربرابر نظرات کسانی چون فوکویاما که معتقد بودند اعطای دموکراسی به کشورهای مخالف آمریکا به ویژه کشورهای اسلامی موجب از دست رفتن آن سرزمین ها و به خطر افتادن منافع آمریکا می شود، ایستاد و طرح نوین خود را به صحنه آورد.
در این طرح افراد مطلوب آمریکا در کشورهای هدف برای ریاست جمهوری، نمایندگی مجلس یا از این دست، خود را نامزد می کنند و با حمایت های آشکار و پنهان کاخ سفید اعم از مالی و غیرمالی دست به تبلیغات گسترده زده و تلاش می کنند از طریق آرای مردمی، به مسند رئیس کشور یا نماینده مردم تکیه زنند. به این ترتیب آمریکایی ها در دنیا فریاد خواهند زد که به ملت ها، آزادی حق انتخاب داده اند و کمک کرده اند تا بر سرنوشت خویش حاکم باشند و از طرف دیگر در زیر این شعارهای زیبا، منافع خود را از کنار این دست نشانده های منتخب مردم به دست خواهند آورد.
آمریکایی ها در ایران، عراق، لبنان، فلسطین، افغانستان، پاکستان، آمریکای لاتین، سوریه، شمال آفریقا و برخی کشورهای جنوب شرق آسیا طرح خود را اجرا کردند. درباره ایران باید گفت آنها پس از انقلاب و با هدف براندازی یا کم اثر کردن جمهوری اسلامی این کار را انجام دادند.
● آنچه حاصل شد
از اجرای طرح خانم رایس و همفکرانش نتایج مختلفی به دست آمد و واکنش های متفاوتی را برانگیخت همانطور که افرادی چون فوماکویاما پیش بینی کرده بودند برگزاری انتخابات آزاد در کشورهای مخالف آمریکا به نفع ایالات متحده تمام نشد. در عراق با روی کارآمدن دولت ابراهیم جعفری و سپس نوری المالکی و به دست آمدن اکثر ۲۷۵ کرسی پارلمان برای مخالفان آمریکا و در راس آن معتقدان ولایت مرجعیت، نتیجه کاملاً عکس خواسته آمریکا شد. در لبنان اما سینیوره – عامل آمریکا و فرانسه - نخست وزیر شد و اکثریت کرسی های پارلمان به غربگراها تعلق گرفت.
در فلسطین، دولتی از دل جنبش حماس روی کارآمد و خواستار آزادی قدس از چنگال رژیم اشغالگر صهیونیستی شد. در سوریه همچنان بشار اسد رئیس جمهور است، در افغانستان، حامد کرزای که رئیس جمهور مطلوب آمریکا بود سرکار آمد هرچند لویی جرگه – پارلمان – با اکثریت مخالفان واشنگتن تشکیل شد. در پاکستان با توطئه پنهان ایالات متحده و ایجاد موج به نفع بی نظیر بوتوی ترور شده، حزب منتسب به او قدرت را در دست گرفت تا منافع آمریکا را زنده کند.
پیروزی اسلامگرایان در ترکیه با واکنش منفی آمریکا مواجه شد و خطر از دست رفتن یک متحد در شمال خاورمیانه را برای ایالات متحده گوشزد کرد، در آمریکای لاتین یکی پس از دیگری دولت های ضد آمریکایی بر سر کار آمدند. در سومالی حزب معروف به دادگاه های اسلامی، کشور را به دست گرفتند و در سودان، عمرالبشیر همچنان بر سر کار است و... و بالاخره در ایران هم محمود احمدی نژاد که قبل و پس از ریاست جمهوری به عنوان یک چهره ضدصهیونیستی از نوع ایدئولوگ و عملگرای توامان شناخته می شود، سکان هدایت کشور را به دست گرفت.
● واکنش آمریکا به انتخاب ها
آمریکایی ها درقبال کشورهایی چون ایران، فلسطین، عراق، سوریه، سودان و آمریکای لاتین و... که مردمانشان به چهره های مطلوب آمریکا رای ندادند واکنش تندی نشان دادند. در ایران با بسیج همه قدرت خود از سازمان ملل گرفته تا شورای امنیت و اتحادیه اروپا و با ابزارهایی چون تهدید به حمله نظامی، تحریم اقتصادی و هجمه فرهنگی – در قالب ناتوی فرهنگی – تلاش کرد تا مردم را از انتخابشان منصرف کند. متاسفانه برخی هم در داخل برای تامین منافع باندی، جناحی یا شخصی خود، آب به آسیاب آنها می ریزند یا اساساً مزدور بیگانه اند. این مسائل را مردم ایران به خوبی درک کرده اند.
در فلسطین – غزه – با محاصره اقتصادی و ممنوعیت ورود غذا، دارو و سوخت ناجوانمردانه ترین واکنش ها را نشان دادند تا مردم را از انتخاب حماس برای تشکیل دولت منصرف کنند، اما مردم همچنان از "اسماعیل هنیه" و دولت او حمایت می کنند.
در لبنان اگرچه دولت غربگرا بر سر کار است، اما بخشی از دولت به دست مخالفان آمریکا افتاده و قدرت خلع سلاح حزب ا... و افتادن لبنان به دامن ایالات متحده از چنگ واشنگتن و دوستان بیروتی اش درآمده است، بنابراین آمریکایی ها، صهیونیست ها، فرانسه و چند دولت عربی در تلاشی توطئه گرانه تلاش کردند حزب ا... را نابود کنند، اما هم در جنگ مستقیم و هم در توطئه داخلی اخیر شکست خوردند و حزب ا... قدرت خود را تثبیت کرد. فشارها و توطئه های آمریکا علیه آنان همچنان ادامه دارد.
در ترکیه، لائیک ها به پشتیبانی آمریکا و اتحادیه اروپا صحبت از انحلال حزب اسلام گرای اعتدال و توسعه می کنند. این مساله به معنای گرفتن قدرت از چنته دولت منتخب مردم است. چرا که با انحلال اعتدال و توسعه، این حزب نمی تواند به فعالیت قانونی خود ادامه دهد و عملاً انتخابات باید دوباره برگزار شود. فعلاً دادگاه قانون اساسی ترکیه که در قبضه لائیک ها است حکم دولت و مجلس این کشور مبنی بر آزادی حجاب در دانشگاه ها را لغو کرده است. ضمن اینکه مسائلی چون حملات پ ک ک، نپذیرفتن ترکیه در اتحادیه اروپا به بهانه مسلمان بودن مردم کشور و تحت تاثیر قرار گرفتن مناسبات اقتصادی این کشور با غرب به عنوان اهرم های فشار علیه آنکارا، مورد استفاده قرار می گیرد.
درقبال عراق، کشورهای آمریکای لاتین، آفریقا و جنوب شرق آسیا نیز که مردمانشان به افراد مطلوب آمریکا رای ندادند، فشارهای مختلفی وارد شد که در حوصله این نوشتار نمی گنجد و البته بارها به آن پرداخته ایم.
واکنش آمریکا درقبال کشورهایی چون پاکستان، هند، تایوان و کشورهای دارای حکومت خودکامه مانند کشورهای جنوب خلیج فارس، مصر، مغرب، اردن و برخی کشورهای آفریقایی اگر همراه با استقبال بوده، اما نتایج مثبتی در اوضاع آنان نداشته است. در این کشورها که اکثر مردم آنها با مشکلات اقتصادی روبه رو هستند، حداقل انتظار این بود که به یک رفاه نسبی برسند. دولت های سرکار آمده اما با انجام برخی اقدامات ظاهری مانند زیباسازی خیابان ها، احداث ساختمان های بلند، تزریق خودروهای شیک تلاش کرده اند که مردم را راضی کنند، اما وجود فساد در دستگاه های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی که منشا آن شکاف طبقاتی و دودستگی یا چند دستگی فرهنگی – تقابل هویت ملی و دینی با آنچه غرب سوغات می آورد – مردم را هرچه بیشتر به سوی فرار از الگوهای آمریکایی سوق می دهد که در آینده درباره آن خواهیم نوشت. نگرانی آمریکا از نتایج انتخابات در عراق، فلسطین، لبنان و ایران که در طول یک سال آینده صورت خواهد گرفت نیز از این است که فشارهای ناجوانمردانه آنها و عواملشان به نتیجه نرسد و همچنان اسلام گرایان بر مسند امور باشند.
● آمریکا چه می خواهد
رایس و همفکرانش معتقد بودند که با تبلیغات فراگیر، گسترده و عوام فریبانه تلاش می کنند تا افراد مطلوب خود را بر مسند تصمیم گیری، اجرا و نظارت کشورهای هدف بنشانند و اگر در کشور یا کشورهایی خلاف این مساله اتفاق افتاد آن دولت یا مجلس یا هر دو را به اصطلاح، به "گوشه رینگ" برده و آن قدر او را بزنند تا از پا درآید. به این معنی که آنقدر آن را ناکارآمد جلوه دهند تا مردم دوره بعد به آن اقبال نکنند یا حتی قبل از اینکه دوره مسئولیتش تمام شود ساقطش کنند.
این مساله را هم با ابزارهای اقتصادی، نظامی، سیاسی و فرهنگی با یک پوشش وسیع روانی در رسانه ای انجام داده و می دهند و به انتظار نتایجش نشسته اند. به انتظار آن که نام افراد مطلوب آنها از درون صندوق آرای مردمی بیرون بیاید.
از نظر آمریکا، مردم ایران، عراق، لبنان و فلسطین در صدر کشورهایی هستند که با انواع فشارها باید از انتخابشان پشیمانشان کرد. این مساله در ایران به شکل تهدید نظامی و ایجاد جو روانی – فیزیکی در بحث های اقتصادی – تورم و گرانی – خود را نشان داده و برخی عوامل داخلی هم با آن همراهی می کنند که عده ای از آنان سوابق انقلابی هم دارند، اما بنا به فرموده رهبر معظم انقلاب، روزه خود را قبل از اذان مغرب، افطار کرده و به انقلاب بی وفایی کرده اند.
مصطفی آزادی
منبع : هفته‌نامه آتیه