چهارشنبه, ۳۰ خرداد, ۱۴۰۳ / 19 June, 2024
مجله ویستا


بمب‌های عروسکی


بمب‌های عروسکی
انگار بعد از باربی، نوبت نوع جدیدی از عروسک های خارجی است که بازار ایران را قرق کنند. عروسک‌های «برتز» با قیافه های جدید وارد شده‌اند.
اسم عروسك‌های برتز را شنیده‌اید؟ ما كه قبلا نشنیده بودیم و از میان دارو دسته عروسك‌ها، فقط باربی را می‌شناختیم و همین دارا و سارای خودمان را.
اولین بار اسم برتز را در مقاله‌ای در سایت MSN دیدیم كه خبر می‌داد روانشناس‌های آمریكایی دادشان از این عروسك‌ها درآمده. این قدر این روان‌شناس‌ها شلوغ كرده بودند كه فكر كردیم این عروسك‌ها می‌توانند سوژه‌ای خوبی برای صفحه جهان مجله باشند.
می‌خواستیم مثلا بگوییم این عروسك‌ها ممكن است به زودی به ایران هم بیایند و مثل باربی‌ها بازار را قرق كنند و فلان و بهمان. ولی بعدا فهمیدیم برتزها چند سالی است كه به ایران آمده‌اند و مثل باربی بین عده‌‌ای از دختر كوچولوهای ایرانی محبوب هستند؛ دختر كوچولوهایی كه با این عروسك‌ها زندگی می‌كنند و اگر فكری نكنیم، در آینده برتز و باربی الگوی لباس و مد و قیافه‌شان می‌شوند؛ دختر كوچولوهایی كه بزرگ ‌می‌‌شوند و بعدها در خیابان‌های شهر به‌ آنها تذكر می‌دهند كه چرا با این قیافه بیرون‌ آمده‌اند. آن روز شاید كسی یادش نباشد كه قصه از یك عروسك ساده شروع شده است!
● آنها از كجا می‌آیند؟
دختر جوان از جلوی ویترین اسباب‌بازی فروشی رد می‌‌شود و برای چند لحظه چشمش روی عروسك باربی پشت ویترین ثابت می‌‌ماند. خاطره‌ای شاید نگهش داشته؛ تصویر وقت‌هایی كه دست مادر و پدرش را جلوی مغازه برای خریدن عروسك می‌كشیده.
حالا عروسك‌های دیگری مثل برتز و بی‌بی بورن و اكشن من، به ویترین اسباب‌بازی ‌فروشی‌ها اضافه شده‌اند؛ عروسك‌هایی كه دخترها و پسرهای جوان نسل‌های بعدی قرار است با آنها بزرگ شوند.
عروسك برتز از آخرین مد‌های ویترین اسباب‌بازی‌فروشی‌های ایران و بقیه جاهای دنیاست؛ عروسكی شبیه به عروسك‌های باربی كه آن‌قدر مشتری پیدا كرده كه برایش مدل اصل و مدل تقلبی زده‌اند. مدل اصل برتز، یك عروسك یازده و نیم اینچی (۲۹ سانتی‌متری) با مجموعه‌ای از لباس‌ها و وسایل متنوع است كه چینی‌‌ها، تحت لیسانس شركت آمریكایی M.g.I می‌زنند و در ایران با قیمتی بین ۲۴ تا ۱۲۰ هزار تومان می‌فروشند.
چشم بادامی‌ها، فكر قیمت بالای این عروسك‌ها را هم كرده‌اند و برتزهای تقلبی را در مدل‌ها و قیمت‌های مختلف تولید كرده‌اند؛ آنچه شاید شما هم بخواهید، برتزهای ۴ ـ ۳ هزار تومانی، برتزهای كوچك و بزرگ، برتز ۳۰ سانتی و برتز ۷۰ سانتی! البته فروشنده‌های اسباب‌بازی‌ حرفشان این است كه «نمی‌شود یك قیمت ثابت برای عروسك‌ها در نظر گرفت. عروسك‌های باربی و برتز، هر كدامشان حدود ۴۰۰ ـ ۳۰۰ مدل دارند با كلی وسیله جانبی؛ تازه اگر مدل‌های تقلبی‌شان را بگذاریم كنار».
به غیر از وسایل جانبی و مدل عروسك‌ها، سال ساخت آنها در میزان قیمتشان تأثیر دارد. فروشنده‌ای می‌گوید: «برتز ساده ۲۰۰۶ بدون هیچ وسایلی، ۱۸ ـ ۱۷ هزار تومان است ولی همان عروسك تولید شده در یك سال دیگر، ۴۰ ـ ۳۹ هزار تومان فروخته شده، در حالی كه فقط آرایش و مدل لباسش فرق می‌كرده».
در كنار باربی و برتز، مارك‌های دیگر عروسك‌های خارجی هم قیمت ثابتی ندارند. بی‌بی‌ بورن، بی‌بی آنابل و اكشن من، جزء مارك‌های متداول بازار عروسك‌فروشی‌ها هستند اما طبیعی است كه به خاطر دامنه قیمت ۴۰ تا ۱۲۰ هزار تومانی‌شان، چندان شناخته‌شده و همه‌گیر نشوند.
● وقتی عروسک ها خوب می فروشند
بازار عروسك‌ها با وجود بالا و پایین رفتن قیمت، بازاری فصلی است. بگذارید باز هم برویم سراغ فروشنده‌های اسباب‌بازی. به گفته آنها: «تابستان و عید فروش خوب است. در پاییز فروش افت می‌كند و با شروع زمستان دوباره بهتر می‌شود».
این هفته‌هایی كه در حال گذرند، هفته‌های كسادی كار اسباب‌بازی‌فروشی‌هاست. از ۱۵ فروردین تا ۱۵ خرداد كه بچه‌ها مشغول درس و امتحانند، عروسك‌ها و اسباب‌بازی‌ها پشت ویترین مغازه‌ها خاك می‌‌خورند و این وضع تا بعد از دوره امتحانات مدارس ـ كه پدرها و مادرها می‌خواهند جایزه بچه‌های دلبندشان را رو كنند ـ ادامه دارد.
وضعیت بازار سال نوی عروسك‌فروشی‌ها، فقط به مشتری‌ها بستگی ندارد. درست همزمان با شروع سال جدید، تعرفه‌های گمرك هم جدیدتر و زیادتر می‌شوند و این برای واردكننده‌ها و فروشنده‌های عروسك‌های خارجی، اصلا خوش‌یمن نیست.
آنها باید هفت‌‌خوان را برای وارد كردن اسباب‌بازی‌های خارجی بگذرانند. محمدرضا نادر، معاون امور گمركی اداره گمرك می‌گوید: «با اینكه این‌‌جور كالاها ممنوع الورود نیستند ولی شرط ورودشان ثبت كالا در وزارت بازرگانی، پرداخت ۵۵ درصد ارزان‌ترین كالا به گمرك و گرفتن مجوز از كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان است.
اما با داشتن این شرایط هم هیچ‌گونه انحصاری از طرف وزارت بازرگانی برای شركت‌های خاصی كه این‌گونه كالاها را وارد می‌كنند، تعریف نشده». طبیعی است كه با وجود چنین مقررات سفت و سختی، بازار عروسك‌هایی مثل باربی و برتز باید از سكه بیفتد.
تا حد زیادی احتمال دارد كه چنین كالایی كه بعضا از نظر مراجع قانونی، مخالف شئون ملی و فرهنگ عمومی است در بازرسی‌های معمول گمرك گرفتار شود.
● وقتی عروسک ها خوب نمی فروشند
این نباید همه ماجرا باشد؛ صاحب مغازه‌ها می‌گویند بازار باربی و برتز در ایران بازار خوبی است. آنها می‌گویند: «از تهران خرید می‌كنیم؛ از شركت‌های واردات و صادرات اسباب‌بازی. این شركت‌ها انواع و اقسام عروسك‌ها و اسباب‌بازی‌های وارداتی را در فروشگاه‌هایشان می‌چینند و ما می‌رویم خرید می‌كنیم». ولی هیچ‌‌كدامشان به هیچ عنوان حاضر نمی‌شوند شماره تلفن حتی یكی از این شركت‌های واردكننده اسباب‌بازی را لو بدهند! داستان برای آنها كاملا مافیایی است.
پای این شركت‌های مخفی واردكننده یا ارسال كارها، به سایت‌های اینترنتی و آگهی‌های روزنامه هم كشیده شده؛ یك آگهی كوتاه، با یكی دو تا شماره تلفن و یك آدرس ای‌میل.
آن طرف خط: «الو؟ شما از كجا تماس می‌گیرید؟»
«شما دقیقا چه مدل اسباب‌بازی‌ای می‌خواهید؟»
« ما فهرست اسباب‌بازی‌هایمان را برایتان میل می‌كنیم.»
« آدرس میل لطفا؟»
با ای‌میل اقلام خرید را انتخاب می‌كنی و آنها اجناس را برایت خواهند آورد، بدون اینكه ازشان آدرسی داشته باشی.
معلوم نیست این عروسك‌ها دقیقا از چه میان‌برهایی وارد می‌شوند. اعتقاد محمدرضا نادری بر این است كه «هر كالای خارجی كه وارد می‌شود، به معنی ترخیص آن از گمرك نیست و امكان دارد از مجاری غیرقانونی دیگری وارد شده باشد. در این صورت فقط وقتی كالاهایی را خارج از اماكن گمركی، به ظن قاچاق كشف كنند و به ما تحویل دهند، مسئول پیگیری مجوز گمركی و قانونی بودن آن اجناس می‌شویم».
«شاید این عروسك‌ها را بین بقیه اجناس و چمدان‌ها قایم كرده باشند. شاید جعبه‌هایشان را عوض كرده باشند.»؛ این را یكی از فروشنده‌ها درباره نحوه ارسال كارها می‌گوید. البته به قول مغازه‌دار دیگری «همه مسافرها هم می‌توانند برای بچه‌هایشان عروسك باربی و برتز بیاورند. این‌طوری قیمتش هم كمتر تمام می‌شود». هر كدام این كانال‌ها، فقط راهی است كه عروسك‌های آن‌ور آبی را به دست بچه‌ها برسانند؛ به دست دختران و پسران جوان نسل‌های بعدی.
● آمار نوزادها را داریم!
«لطفا صبر كنید... عروسك‌ها برای اینكه این‌قدر زیبا شوند به زمان نیاز دارند.»؛ این جمله در سایت برتن زمانی كه همه انتظار دیدن عروسك‌ها را می‌كشیدند، دائما رژه می‌رفت.
فكر می‌كنید این عروسك‌های زیبا، بی‌حساب و كتاب، یك‌ باره وارد بازار می‌شوند؟ یعنی كمپانی‌ها تا ته خط را ندیده‌اند؟ این‌بار می‌خواهیم از پشت پرده تولید بگوییم تا بدانید پشت‌سر الگوهای پلاستیكی بازار، ساعت‌ها فكر و ایده و مطالعه و محاسبه پنهان است.
● هر صنفی، الگوی خودش را می‌خواهد!
«دنیس كری رابینسون» كه یك آمریكایی – آفریقایی است، با این ایده كه «هركسی دوست دارد عروسكی شبیه خودش داشته باشد» از ۲۰۰۵ وارد گود رقابت شده است؛ آن‌هم با نام Dolls Like Me (عروسك‌هایی شبیه خودم)! این شركت بر تنوع مخاطبان و سلایق متنوع آنان تاكید دارد و سعی كرده برای هر صنف از مخاطبانش، گم‌شده همان گروه را پیدا كند؛ آخر باید برای هر طبقه‌ای، الگوی دلپذیر خودش را قاب‌بزنی تا بتوانی آن را قالبش كنی دیگر!
وقتی این ایده جواب داد، تصمیم به تعمیمش گرفته شد؛ كودكان علاوه بر عروسك‌هایی شبیه خودشان، دوست دارند عروسك‌هایی شبیه دوستانشان هم داشته باشند! با این ایده، این قضیه كه ظاهر آدم‌ها شبیه هم نیست به یك فرصت تبدیل شد برای فروش بیشتر؛ حالا هركس چند عروسك می‌خرد؛ یكی شبیه خودش و بقیه شبیه دوستان و اقوامش. آیا شما دوست ندارید خانواده عروسك‌هایتان كامل باشد و هیچ‌وقت جای خالی آنهایی را كه دوست دارید حس نكنید؟
● عروسك‌های دینی و قومی!
اما كار به همین‌جا ختم نمی‌شود؛ باید در میان مسلمانان كه جمعیت زیادی در دنیا دارند هم رخنه كرد! پس باید عروسك‌های محجبه و جذابی تولید شود تا اسباب‌بازی دختران مسلمان و الگوی مخفی‌شان شود؛ عروسك‌هایی كه گاه از آنها به «باربی باحجاب»(!) تعبیر شده است.
حالا وقت آن است كه تنوع محصولات این كمپانی نوپا، بین كشورها و ملیت‌ها و اقوام دیگر هم راه باز كند. آنها برای مهاجران و مردم ۵ كشور چین (با آن وسعت جمعیت)، ایالات متحده آمریكا، ایتالیا، مكزیك و كنیا، سفیران فرهنگی پلاستیكی خود را هدیه می‌فرستند؛ عروسك‌هایی كه هركدام دارای داستانی درباره كشور هدفشان هستند.
● چرا فقط بچه‌ها؟
شاید خیلی از ما، بچه‌تر كه بودیم با لالایی مادربزرگ‌هایمان به خواب می‌رفتیم. شاید قصه‌ها و لحن پدربزرگ‌هایمان، هنوز برایمان خاطرات شیرینی باشد كه دوست داشته باشیم یادآوری شوند و شاید هم دلمان بخواهد كه نغمه‌های كودكی برای‌مان زنده بمانند. حالا اگر كسی عروسكی به شما – كه دیگر آدم بزرگ شده‌اید – هدیه كند و یكباره ببینید كه انگار دوباره مادربزرگتان دارد برای‌تان لالایی و شعر می‌خواند، غرق رویا نمی‌شوید و با آن ارتباط برقرار نمی‌كنید؟
شركت تولیدی Baby Abuelita Productions (مامان‌بزرگ كوچولو) با این ایده، بزرگسالان را هم اسیر عروسك‌هایی با طرح پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها كرده است؛ عروسك‌هایی كه علاوه بر طراحان، خوانندگان و موسیقی‌دانان هم روی آنها كار كرده‌اند و شعرها و موسیقی های قدیمی كوبایی، اسپانیایی، كلمبیایی، مكزیكی، نیكاراگوئه‌ای، پورتوریكایی و بسیاری كشورها را روی آن گذاشته‌اند.
سال ۲۰۰۴ كه اولین نسل این عروسك‌ها عرضه شد، خیلی‌ها بدبین بودند كه «چه كسی حاضر است عروسك پدربزرگ یا مادربزرگ بخرد؟» اما آمار، فروش ۱۰ هزارتایی آنها را در كمتر از یك سال نشان می‌داد؛ جالب اینكه بیشترین خرید در میان بزرگسالان و حتی قدیمی‌ترها بود نه بچه‌ها (یعنی دیگر پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها هم عروسك‌باز شده‌اند). پیش‌بینی می‌شود در سال ۲۰۰۷ بیش از ۱۰۰ هزار نمونه از این عروسك‌ها فروش برود.
● آمار نوزادان و فرهنگ خانواده‌هایشان را داریم!
این جمله «براندا آندولینا» بازاریاب كمپانی تولیدكننده باربی (ماتل)، تكان‌دهنده است؛ «ما همواره با دقت، آمار نوزادان متولدشده را بررسی می‌كنیم و تركیب والدین و فرهنگ و زبان آنها را كاملا درنظر می‌گیریم».
این جمله را هم از «راینه رایس» متخصص گرایش و استقبال مردمی در انجمن صنایع اسباب‌بازی بشنوید؛ «بازار جوامع غیرانگلیسی زبان، خصوصا اسپانیایی‌زبان‌ها، یك بازار نامحسوس ولی بسیار بزرگ و انبوه است كه باید هدف گرفته شود».
این بار كمپانی باربی چند ایده جدید دارد. «كیف دورا» عروسكی است كه هر لغتی به انگلیسی گفته شود، اسپانیایی‌اش را پاسخ می‌دهد. بدین ترتیب این عروسك‌های بامزه حتی در خانواده‌های انگلیسی‌زبانی كه دوست دارند فرزندانشان زبان خارجی دیگری بیاموزند پرطرفدار شده‌اند.
اما «باربی باهوش» هم در راه است؛ عروسكی كه در اصل یك لپ‌تاپ متحرك است كه علاوه بر انواع قابلیت‌های عروسك‌های باربی قبل، بازی‌های متنوع دیگر، قابلیت‌های نرم‌افزاری بالا و امكان آموزش زبان اسپانیایی را هم دارد.
این عروسك در پاییز ۲۰۰۷ به بازار عرضه خواهد شد و این‌بار نفوذ فرهنگی و عرصه الگوسازی آن، اضافه بر ظاهر و شرایط باربی و حتی آموزش زبان، در انواع امكانات «مالتی مدیا»ی طراحی‌شده‌ای است كه در تركیب آنها بسیار فكر و پول خرج شده است.
راستی می‌دانید كه ورود به كارخانه باربی ممنوع است و هركسی اجازه ورود به آن‌را ندارد؟ حتی آنها هم كه اذن دخول به شركت «ماتل» دریافت كنند، حق ورود به بسیاری از مكان‌ها و ملاقات با بسیاری از طراحان و ایده‌پردازان را ندارند؛ فكر می‌كنید در پشت آن اتاق‌های بسته و اتاق های فكر و فرهنگ و الگوسازی، چه‌خبر است؟
● چرا بزرگش می کنی؟
این یعنی وضعیت قرمز؛ یعنی نباید چشم‌ها را بست؛ یعنی خبری شده و اتفاقی افتاده است.
انجمن روان‌شناسان آمریكا گزارش اعتراض‌آمیزی منتشر می‌كند. مسئولان سایت MSN، مقاله تندی را در معرض دید مخاطبان می‌گذارند. بازار انحصاری «باربی» به خطر افتاده است. نتیجه نظرسنجی BBC تكان‌دهنده است. دعوا بالا می‌گیرد. همه‌چیز هم زیر سر عروسك‌های «برتز» است.
رئیس كمپانی «ام جی ای» همه اتهامات را رد می‌كند و همه را به ذهن بیمار آدم‌بزرگ‌ها منتسب می‌كند نه دنیای پاك كودكان! اگر خبری نبود این همه داد و قال چرا؟ اگر تاثیرش چشمگیر و تكان‌دهنده نبود، فروش چند میلیارد دلاری سالانه و تولید بیش از ۱۴۴ میلیون از آن برای چی؟آنها را نسل جدید باربی‌ها نامیده‌اند اما برخلاف باربی‌ها، خیلی بلوند و چشم‌آبی نیستند بلكه براساس الگوهای چندفرهنگی آمریكا و جمعیت‌های غالب طراحی شده‌اند.
هركدامشان با خودشان یك جهیزیه كامل دارند؛ انواع و اقسام لوازم و وسایل جانبی. خیلی هم متنوعند. خلاصه‌كاری كرده‌اند كه هم جای پای خودشان را در بازار اسباب‌بازی و عروسك محكم كنند و هم كلی گرد و خاك راه بیندازند. آنها برای جامعه آمریكا یك مسئله شده‌اند؛ «آیا باوجود آثار و تبعات فوق‌العاده منفی این عروسك‌ها بر ذهن و روح و حتی جسم كودكان، نباید جلوی تولید آنها را سد كرد؟»
● مفید یا مخرب؟
تحقیقات «دپارتمان آموزش دوران كودكی» در دانشكده «ویلوك بوستون» حاوی این نكته است كه كودكان در بازی‌هایشان تفكر، تعامل با محیط، روابط اجتماعی و درس‌های زندگی را یاد می‌گیرند و با آن تجربیات بزرگ می‌شوند.
تاثیری كه اسباب‌بازی بر ذهن كودك می‌گذارد حتی در جهان‌بینی او هم موثر است. كودك از طریق اسباب‌بازی با دنیای خود محاوره می‌كند و الگوهایش را با خاطرات و علایقش پیوند می‌زند. دنیای كودك، دنیای بازی‌ها و اسباب‌بازی‌هایش است و با همین دنیای خودی است كه دنیای اطراف را می‌بیند و آن‌را برای خود ترجمه می‌كند.
روان‌شناسان كودك، در این پژوهش به این نكته هم رسیده‌اند كه داشتن اسباب‌بازی‌های مناسب – مانند یك عروسك معمولی – سبب ایجاد خلاقیت در كودكان می‌شود. عروسك‌ها خصوصا در دنیای دختربچه‌ها، گاهی فراتر از یك دوست عمل می‌كنند و بچه‌ها با آنها همذات‌پنداری دارند.
تاثیر یك عروسك و خاطراتش، در بسیاری از موارد به دوران كودكی محدود نمی‌شود و تا آخر عمر همراه فرد است. این تاثیر در بسیاری از موارد، نامحسوس و ناخودآگاه است».
● عروسك‌ها زمان لازم دارند!
A Passion For Fashion (اشتیاق به مد)، شعار عروسك‌های برتز (bratz) است؛ عروسك‌هایی كه سایت‌هایشان مملو از عكس‌های جذاب و طرح‌های متنوع و محصولات متعددند.
اما جالب اینجاست كه در فاصله زمانی انتظار برای دیدن عكس‌ها و قسمت‌های مختلف سایت، مرتبا این پیام نمایش داده می‌شود: «لطفا صبر كنید... عروسك‌ها برای اینكه این‌قدر زیبا بشوند، زمان لازم دارند».
برتزها رقبایی شده‌اند برای باربی و دیگر عروسك‌هایی كه برای موفقیت در رقابت باید برگ‌برنده‌ای رو می‌كردند. آنها به یك تنوع گسترده دست یافته‌اند. برای شناخت ابعاد خانواده برتز بد نیست بدانید كه اضافه بر برتزهای دخترانه و پسرانه، برتزهای نوزاد هم به بازار عرضه شده‌اند كه فقط یك پوشك كوچك به پا دارند.
اما كلاغ داستان در همین‌جا به خانه‌اش نمی‌رسد بلكه به فهرست عروسك‌های بالا باید اینها را هم اضافه كنید؛ عروسك حیوانات خانگی (petz)، تی‌شرت و لباس‌های عروسكی در سایز كودكان و... .
● صحنه جرم، ورود ممنوع
واقعا ایراد این عروسك‌های دوست‌داشتنی كه دوست كودكان و حتی بزرگسالان كشور خودمان هم شده‌اند چیست؟ مگر یك عروسك فسقلی بی‌جان، می‌تواند در دوستی نقش «خاله‌خرسه» را بازی كند و سنگی به سر ما بكوبد؟ چه اتفاقی افتاده كه داد و قال انجمن روان‌شناسان آمریكا، سایت MSN، موسسه مبارزه با تبلیغات آزاد كودكان و خیلی‌های دیگر درآمده است؟
پایه‌گذاران موسسه مبارزه با تبلیغات آزاد كودكان (CCFC) معتقدند: «این عروسك‌ها دختران را تشویق می‌كنند تا به خودشان به عنوان یك كالای جنسی كه قدرتش در پوشیدن لباس‌های تحریك‌كننده است، نگاه كنند».
یك مقاله بسیار تند و اعتراضی در سایت رسمی مایكروسافت (MSN) با عنوان ?Are bratz too sexy (آیا عروسك‌های برتز بیش از حد عریان نیستند؟) از تولید این عروسك‌ها برای كودكان ابراز نارضایتی كرده و آثار مخرب آن در آینده را گوشزد كرده است و حتی خواستار برخورد با آن شده؛ چراكه در بزرگسالان هم تاثیر مخربی دارد.
نظرسنجی BBC هم زنگ‌خطر دیگری را به صدا درآورد: «بیش از ۵۰ درصد دختران و زنان بریتانیا از ظاهر خود ناراضی‌اند و خود را به میزان كافی لاغر نمی‌دانند و در عین احساس افسردگی و سرخوردگی، حاضرند خود را به تیغ جراحی پلاستیك بسپارند».
● ای كودك، زیبا باش!
در این دوزخی كه به پا شده، آتش انجمن روان‌شناسان آمریكا از همه تندتر است. آنها در گزارششان هشدار داده‌اند كه نگاه رسانه‌های این كشور به دختران خردسال و نشان‌دادن آنها در حد یك وسیله شهوترانی، تاثیری فوق‌العاده منفی بر سلامت روانی آنها می‌گذارد و باعث بروز عارضه‌های روانی مانند اختلال در خوردن و كاهش اعتماد به نفس می‌شود.
در این گزارش آمده است: «عروسكی كه دامن كوتاه سیاه چرمی و چكمه‌های تنگ ساق‌بلند به تن دارد، لباس زیر دختربچه‌های ۷ ساله كه با واژه‌های نامناسب تزئین شده، ترغیب دختران ۶-۵ ساله به عشوه‌گری در مسابقات زیبایی كودكان، همه و همه بخشی از فرهنگ آمریكایی شده كه به زن و دختر به‌عنوان یك وسیله شهوترانی نگاه می‌كند» (باور كنید این حرف‌ها را خود روان‌شناسان آمریكایی زده‌اند).
آنها معتقدند «عروسك‌‌های برتز به كودكان خردسال می‌آموزند كه چگونه بازی كنند، لباس بپوشند، موهایشان را آرایش كنند و در شوهای لباس شركت كنند. این مسائل باعث بروز برخی مشكلات مانند افسردگی، كاهش اعتماد به نفس و بلوغ فكری زودرس در دختران جوان شده است».
دكتر آیلین زوربریكن كه رئیس تیم هدایتگر این پژوهش‌ها بوده می‌گوید: «نگرش جنسی القایی به دختران كه این عروسك‌ها و رسانه‌ها مبلغ آن هستند بر تحصیل دختران اثر منفی می‌گذارد و آن دسته از آنان كه خود را در حد یك شیء تزئینی می‌بینند، در برخی دروس مدرسه ازجمله ریاضیات یا حل مسائل فكری، موفقیت كمتری دارند».
● خونسردی آقای رئیس!
او یك ایرانی است؛ یك هموطن خودمان؛ یك فارس‌زبان كه از دههٔ۷۰ در آمریكا زندگی می‌كند! كسی كه با پایه‌گذاری شركت «ام‌جی‌ای» دنیای عروسكی را مدرنیزه كرده.
اسحاق لاریان رئیس شركت «ام جی ای» كه انگار از این اتفاق خوشحال هم شده و آن‌ را تبلیغ عروسك‌هایش قلمداد می‌كند، با خونسردی پاسخ داده «عروسك به هیچ‌وجه نمی‌تواند الگوی كودك باشد!».
ایشان در ادامه بیاناتش، تمامی انتقادها را مطالب «طنزی» دانسته كه ربطی به عروسك‌ها ندارد. او می‌گوید: «من هر روز به این عروسك‌ها كه تمام دیوار محل كار مرا پوشانده‌اند نگاه می‌كنم و چنین تصوری برایم ایجاد نمی‌شود كه آنها لباس‌هایی محرك و جنسی پوشیده‌اند. این عروسك‌ها فقط عروسك‌هایی فانتزی و خیالی هستند و این آدم‌بزرگ‌ها هستند كه همه‌چیز را جنسی می‌بینند، درحالی كه كودكان، این عروسك‌ها را فقط به خاطرزیبایی‌شان می‌خرند؛ همین!».
● باربی‌های خوش خط و خال
۱) تولد باربی:
«مت» كه با «هندلر» از ماه عسل برگشته بود در سال ۱۹۴۵، به هندلر پیشنهاد تاسیس كمپانی «ماتل» را داد. «هندلر» هم یك شركت تولید قاب عكاسی تاسیس كرد كه آرام آرام سر از تولید اسباب‌بازی درآورد.
اگر شما یك دختر دلبند به نام «باربارا» داشتید و می‌خواستید روی عروسك‌های بازاری‌تان اسمی بگذارید، چه نامی را انتخاب می‌كردید؟ سارا، دارا یا «باربی»؟ حالا فهمیدید اسم «باربی» از كجا درآمد؟ بله! از خلاصه نام «باربارا میلیسنت رابرتز». دختر «مت» و «هندلر».
۲) از وزارت جنگ تا عروسك دخترانه:
«باربی»‌های اولیه هرچند در غرب مشتری زیادی پیدا كرد، اما طراحی‌شان چنگی به دل نمی‌زد. پس «ماتل» باید سراغ طراحی می‌رفت كه در شناخت فرم بدن زنان، تخصص، استعداد و تجربه داشته باشد. بهترین گزینه، «جك رایان» طراح موشك‌های ضدهوایی اسپارو و هاوك در وزارت جنگ آمریكا بود؛ كسی كه در سال ۱۹۶۱، باربی را از تنهایی درآورد و دوست‌پسر او را طراحی كرد؛ «كن» پسری بود با لباس‌های شیك و موهای قهوه‌ای.
۳) تور باربی گسترده‌تر می‌شود
باربی بلوند اروپایی و آمریكایی، بیشتر در دل این طیف از مشتریان، خودش را جا می‌كند؛ پس شركت «ماتل» اقدام به تولید و فروش عروسك‌ با چهره ملیت‌های دیگر كرد. «كریستین»‌باربی سیاهان شد، «كی‌یرا» باربی ژاپنی‌ها و چینی‌ها و «ترزا» باربی آمریكای لاتین.
۴) باربی سیر نمی‌شود ولی لاغر می‌ماند!
اواخر قرن بیستم، «هری پاتر» خیلی گرد و خاك كرد. وقت آن بود كه باربی، آن‌را هم ببلعد! درست در همین سال ۲۰۰۰ بود كه كمپانی «ماتل» امتیاز كامل مجموعه عروسك‌ها، پازل‌ها، بازی‌های كامپیوتری، فیلم‌ها و تمامی محصولات پیرامون داستان‌های هری‌پاتر را خرید.
۲۰۰۱، اولین سالی بود كه باربی، هنرپیشه هم شد؛ در یك فیلم كامپیوتری به نام «باربی در فندق‌شكن». اما این آخرین بار نبود و پس از آن، بارها و بارها در بسیاری از فیلم‌های كامپیوتری، انیمیشن، سینمایی و غیراخلاقی، باربی ظاهر شد و پروژه خود را كامل‌تر كرد.
● یک کم دلمان بسوزد
از اینكه فین دماغش را آن‌طوری با بغض می‌كشد بالا و اصرار می‌كند، بیشتر لجم می‌گیرد. «تو رو خدا بخر دیگه... آخه چی میشه؟» محلش نمی‌دهم. با غیظ به عروسك‌های بی‌ریخت زیر دست فروشنده نگاه می‌كنم. «هر چی بخوای می‌خرم غیر از اینا» بچه طفلكی پاهایش را می‌كوبد روی زمین؛ «آخه چرا؟....خیلی بدی».
راست می‌گوید؛ من خیلی بدم چون دارم همه حرصم را از این بی‌‌قواره‌ها سر یك بچه ۵ساله خالی می‌كنم؛ بچه‌ای كه نمی‌دانم به چه دلیلی از این عروسك‌ها و قیافه‌شان خوشش آمده و دلش می‌خواهد یك دانه از آنها را داشته باشد و منی كه هیچ‌رقمه نمی‌توانم بهش بفهمانم این عروسك‌ها «چیزهای قشنگی» نیستند.
بدبختی این است كه اینها (گویا اسمشان برتز است) نه تنها خوشگل نیستند كه زشت هم هستند (صد هزار رحمت به باربی‌ها).عقلم قد نمی‌دهد كه اینها چی‌شان به موجودی می‌برد كه قرار است بچه‌ها را دلخوش یا سرگرم كنند؛ چشم‌های وغ‌شان یا هیكل قناص زنانه‌شان؟ و یا تركیب اینها كه آدم را یاد همه آن زن‌های تو فیلم‌ها می‌اندازد كه همیشه قرار بوده ازشان بدت بیاید؟ اصلا نمی‌فهمم این همه زنانگی به كجای دنیای بچه‌ها ربط دارد؛ لباس‌های تنگ و اروتیك، آرایش‌های غلیظ، موهای درست كرده،كیف وكفش سانتی‌‌مانتال، جواهرات و باقی آن چیزهای آدم‌بزرگانه دیگر.
این عروسك‌ها برای من نماد همه زشتی‌هایی است كه آدم‌ها با بزرگ‌شدنشان كم‌كم به آنها تن می‌دهند، بعد بهشان عادت می‌كنند و بعدتر معتادشان می‌شوند و قضیه آزاردهنده این است كه یك مشت كله‌خر دارند با طراحی این‌طور چیزها (همه آن بازی‌ها، كارتون‌ها و چیز‌هایی كه بین بچه‌ها و بچه‌بودن فاصله می‌اندازد) بچه‌ها را به این زودی توی كثافت و لجن دنیای آدم‌بزرگ‌ها هل می‌دهند.
حتی اگر از تكراری‌بودن این حرف رودل كنید، باز هم حقیقت محض است كه بچه‌ها به اندازهٔ همهٔ پلشتی‌های ما آدم بزرگ‌ها پاكند و معصوم (بله به این زیادی) و بچه‌های این زمانه خیلی بیشتر از اینها مظلوم. مظلوم هستند چون آرامش كه به آنها نمی‌دهیم و تربیتشان كه نمی‌كنیم هیچ، این همه هم امكان بدی و زشت بودن برایشان دست و پا می‌كنیم.
اگر به بچه‌ها انسان‌بودن (و در درجات بعد مادر یا پدر و همسر خوب‌بودن) یاد نمی‌دهیم خدا را خوش می‌آید حداقل بهشان تمرین بد نبودن بدهیم. واقعا ستم است كه این فرصت كم صاف و سالم‌بودن بچه‌ها صرف این شود كه التماس‌كنان از بزرگ‌ترها رژ لب بخواهند یا دامن كوتاه.
اینكه ببینی بچه‌ای با این برتز‌ها بازی می‌كند و می‌خواهد خودش را شكل آنها درست كند همان‌قدر بد و افسرده‌كننده است كه می‌بینی بعضی‌ها بچه‌هایشان را سرخاب سفیداب می‌مالند و می‌كنندشان شكل مدل و می‌برند عكس‌هایشان را می‌زنند روی مجلات خانواده.
بهتر است اگر پدری، مادری، خواهری... چیزی هستیم (یا هر كسی كه با بچه‌ای سر و كار دارد) كمی هم یاد بچگی خودمان بیفتیم كه خجالت می‌كشیدیم حتی لباس عروسك‌هایمان را جلوی بقیه عوض كنیم و بعد هم نگاهی به امروزمان بیندازیم.
یادمان نرود كه ما چه‌جوری بودیم و الان چه‌جوری هستیم. حالا واقعا درست است از روی یلخی‌گری و بی‌حوصلگی در مقابل خواسته‌های همه‌جوره بچه‌ها كوتاه بیاییم؟ اگر كمی هم دلمان برای بچه‌های این ننه باباهای آینده بسوزد بد نیست.
مرضیه قاضی زاده- سید بشیر حسینی
منبع : روزنامه همشهری