یکشنبه, ۳۰ اردیبهشت, ۱۴۰۳ / 19 May, 2024
مجله ویستا

پُسایدون - POSEIDON


پُسایدون - POSEIDON
سال تولید : ۲۰۰۶
کشور تولیدکننده : آمریکا
محصول : مایک فلیس، آکیوا گلدزمن، دانکن هندرسن، لورن اورلیانز و ولفگانگ پترسن
کارگردان : پترس
فیلمنامه‌نویس : مارک پروتوسه‌ویچ، برمبنای رمانی نوشتهٔ پل گالیکو
فیلمبردار : جان سیل
آهنگساز(موسیقی متن) : کلاوس بادلت
هنرپیشگان : کورت راسل، جاش لوکاس، ریچارد دریفوس، جاسیندا بارت، امی راسم، مایک ووگل، میا مائسترو، جیمی بنت، کوین دیلن، فرد رودریگس و آندره براگر
نوع فیلم : رنگی، ۹۹ دقیقه


̎جنیفر رمزی̎ (راسم)، دختر یکی از شهرداران سابق نیویورک (راسل)، و نامزدش ̎کریستیان̎ (ووگل)، مانده‌اند که چه‌طور خبر نامزدی‌شان را به اطلاع پدر ̎جنیفر̎ برسانند. زنی (بارت) که از همسرش جدا شده، به اتفاق پسرش، ̎کانر̎ (بنت) به ̎دیلن̎ (لوکاس)، قماربازی حرفه‌ای برمی‌خورند و بلافاصله با او دوست می‌شوند. ̎النا̎ (مائسترو) از ̎والنتین̎ (رودریگس) قول گرفته او را به نیویورک و به ملاقات برادر مجروحش ببرد. ̎ریچارد نلسنِ̎ آرشیتکت (دریفوس) پس از آن‌که دوستش ترکش می‌کند، آشفته و پریشان‌حال شده است. پس از آن‌که موجی سهمگین به کشتی اصابت کرده و آن را واژگون می‌کند، ناخدای کشتی (براگر) به سرنشینانی که جان سالم به در برده‌اند اطلاع می‌دهد که سالن رقص کشتی حالت یک حباب هوا را دارد و آنها می‌توانند تا موقع رسیدن کمک، در آن‌جا پناه بگیرند. ̎دیلن̎ چندان اعتمادی به این توصیه ندارد و دنبال راهی برای فرار می‌گردد. ̎کانر̎ از ̎دیلن̎ می‌خواهد که او مادرش را نیز هم‌راه خود ببرد. ̎ریچارد̎ می‌داند که کشتی به‌طور واژگون نمی‌تواند روی آب بماند. ̎رمزی̎ اصرار دارد که برای یافتن دخترش به کلوب کشتی بروند. پنج مسافر از یکی از مهمانداران کشتی کمک می‌گیرند تا راه رسیدن به کف/ بالای کشتی را به آنان نشان دهد. در کلوب کشتی، اکثر مسافران دچار برق‌گرفتگی شده و جان خود را از دست داده‌اند. تنها بازمانده‌ها ̎جنیفر̎، ̎النا̎ و ̎لاکی لری̎ (دیلن) و ̎کریستین̎ ـ که زیر چراغی گیر افتاده ـ هستند. دو گروه ماجراجو به‌سوی یک‌دیگر پیش‌روی می‌کنند و در مسیر خود باید با آتش، برق، فضاهای تنگ و بسته، قفس‌های آسانسور و بیش و پیش از هر چیز، با آب، دست و پنجه نرم کنند.
● عنوان خشک و خالی فیلم ـ بازسازی بی‌بو و خاصیتِ ماجرای پُسایدون (رانلد نیم، ۱۹۷۲) ـ دقیقاً حال و هوایِ خود فیلم را بازتاب می‌دهد: یک اثر پُرفروش تابستانی که بزن و دررو جلو می‌رود و تا بیش از زیرورو شدن دنیا، فرصتی برای شخصیت‌پردازی باقی نمی‌گذارد. به شکرانهٔ ساختار ساده‌اش، کشتی عظیم تفریحیِ پترسن درست جلو می‌رود، اگرچه هرکسی خاطرهٔ اندکی هم از نسخهٔ اصلی فیلم داشته باشد، حیران خواهد ماند که بخش اعظم پی‌رنگ آن یکی کجا گم‌وگور شده است و آن هم گفت‌وگوهائی چنان خشک و بی‌روح که صادقانه می‌شود گفت ̎هرچه کمتر، بهتر̎. پترسن قبلاً با زیردریائی (۱۹۸۱) به شهرت رسید ولی از امواج خروشان گذشته، این دو فیلم، دنیائی با هم تفاوت دارند: یکی به کندوکاو در طبیعت انسانی در شرایطی سخت و خفقان‌آور می‌پرداخت و این یکی از بازیگرانش در واقع به‌عنوان ابزار صحنه و به روش بازی‌های ویدئویی در تلاششان برای زنده ماندن استفاده کرده است. همین که بیست دقیقه‌ای از آغاز ماجراها نگذشته، فاجعه آغاز می‌شود و در واقع، جلوه‌های ویژه را به ستارهٔ فیلم تبدیل می‌کند. پس از چند صحنهٔ حیرت‌انگیز انجیل‌ی از امواج بلندی که سرنشینان کشتی را در کام خود فرو می‌برد ـ و برخی آشکارا کامپیوتری به نظر می‌رسند و همین از تأثیرشان کاسته ـ تهدید اولیهٔ این ̎امواج یاغی̎ فرو می‌خوابد و آن‌چه باقی می‌ماند، تلاش بازماندگان برای بیرون کشیدن خود از آن تابوت عظیم است. پس از چند فیلم طولانی ـ از جمله تروآ (۲۰۰۴) ـ پترسن واقعاً کاری کارستان کرده که در عرض صد دقیقه بازمانده‌ها را به سر خانه و زندگی‌شان برگردانده است.