دوشنبه, ۱ مرداد, ۱۴۰۳ / 22 July, 2024
مجله ویستا

نگاهی فلسفی به سکوت و حضور میرحسین موسوی


نگاهی فلسفی به سکوت و حضور میرحسین موسوی
میر حسین موسوی نخست وزیر دوران جنگ پس از سالها سکوت، در آستانۀ انتخابات ریاست جمهوری به حرف آمده است. شنیدن این صدا اگر آسانتر از شنیدن آن سکوت نباشد، مشکل تر نیست. درون یک سکوتِ ممتد، صداهایی را می توان شنید که گاهی از شدت اعوجاج ناگزیر از گرفتن گوش می شویم. این صداها نه مدیون وحدت درون متنی، بل متعلَّق کثرت برون متنی است. سکوت ممتد، مملو از ناگفته هایی است که وحدت درونْ متنی خود را به کثرت گوشهای برونْ متنی می سپارد و گاهی درون این کثرت غرق می شود. چندانکه بدل به یک نوستالژیای غمناک می گردد. آنچه از یک سکوت ممتد می توان شنید، دیگر نه حرفهای ناگفته، و نه فریادهای فروخورده، و نه چیزی درون متنی است، بل تنها تأویل های برونْ متنی است که نه به اندازۀ درونْ متن بل به کثرت گوشهایی است که حال به «گفت» آمده اند.
اقبال به میرحسین موسوی، اقبال برون متن فعالی است که با تأویل «متعلًّق»(بخوانید ابژۀ) خود، نخست سعی در احیاء و سپس به دنبال بسط سوبژکتیو «تک سخنی» (monadiscourse) خویش دارد. شنیدن صدای آن سکوت ممتد و یا بازخوانی این تأویلهای متکثر در ذیل نوستالژیای میرحسین، تنها از راه فهم این بسط سوبژکتیو تک سخنی امکان پذیر است.
ظهور نوعی لیبرالیسم اقتصادی خان سالارانه، پس از جنگ، (تا هشت سال)، و ظهور نوعی لیبرالیسم فرهنگی مردم سالارانه پس از آن (تا هشت سال)، و ظهور نوعی عدالت گرایی مردم سالارانۀ هیئتی پس از آن(تا کنون)، بستر تاریخی آن سکوت ممتد است.
حال می پرسیم که آیا سکوت، درون این بسترِ تاریخیِ ناهمگون می تواند وحدت درون متنی خود را حفظ نماید؟
میر حسین نخست وزیر، که در کسوت یک هنرمند، این تاریخ ناهمگون را پشت سر نهاده، دیگر بار ظاهر شده است. آیا این ظهور، ظهور یک نخست وزیر است یا یک هنرمند؟ مرا سرزنش نکنید که «این چه پرسشی است؟ معلوم است که میرحسین یک سیاستمدار هنرمند است)
اما این پرسشی بنیادین است که آنچه در فعلیت خود ظهور نموده شأن هنری است یا شأن سیاستمداری؟ آری میرحسین مانند هر انسانی می تواند هم در سیاست حضور داشته باشد و هم در عالم هنر، اما سخن از «حضور»(presence) نیست بل سخن درباب یک «ظهور» (appearance) است. میان «حضور» یک انسان در دو یا چند ساحت، و «ظهور» او در این ساحات، تفاوتی به ژرفای «حضور» و «ظهور» است.
به تخت جمشید می رویم، آنچه «ظاهر» است تنها خرابه هایی از یک بنای تاریخی است. چند تکه سنگ و دیگر هیچ. اما چرا هر بیننده ای مجذوب این بنا می شود؟ گویی چیز دیگری نیز «حضور» دارد که البته «ظهور» ندارد. آنچه هر بیننده ای را مجذوب خود می سازد، نه آن «ظهور»، بل «حضورِ» امر ناظاهری (presence of covered)است که به دید نمی اید.
اما میرحسین شکوه خود را نه از این «حضور امر ناظاهر» بل «ظهور امر ناحاضر» (appearance of nonpresence) دارد. پس باید پرسید چه چیز حاضر نیست که میرحسین آن را ظاهر کرده است؟ امر ناحاضر همان وجودِ «هرروزی» (everydayness) میرحسین است.
وجود هرروزی، حضور یک انسان در امکانهایی (possibility) است که توانمندیها و ناتواناییهای او را در تغییر شرایط نشان می دهد. وجود هرروزی وجودی است در گیر و دار حوادث و وقایعی که بر او فرود می آیند و گاه چون آوار بر سرش خراب می شود.
درباب وجود هرروزی میرحسین چه کسی می تواند سخن بگوید؟ همسرش یا فرزندانش یا کارمندانش و یا دوستانش؟ هیچ یک. وجود هرروزی میرحسین، خود را در پس یک سکوت ممتد پنهان نگاه داشته است. وجود هرروزی میر حسین دیگر وجود ندارد. وجود هرروزی میر حسین در سیاست مُرده است. پس این شکوه از کجاست؟ این پرسشی است که تنها می توان در این امر ناحاضر یا سکوت ممتد دنبال پاسخی برایش بود. اما آیا هر سکوتی بدین امتداد، باشکوه نیست؟
از شکوه یک سکوت ممتد یاد کردیم و دانستیم که هر سکوتی بدین امتداد در معرض تأویلهای برون متنی است. تاویل در لغت چیزی را به چیزی بازگرداندن است، بازگرداندن آن . (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ). بازگشت کردن از چیزی . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). برگرداندن به چیزی . (فرهنگ نظام ). مشتق از «اَوَلَ » است که در لغت به معنی رجوع است. (کشاف اصطلاحات الفنون ).
و مؤول کسی است که تأویل می کند و چیزی را به اصل خود باز می گرداند که از پیش نزد او حاضر است. این بازگشت به «اول»، عمل برون متن فعالی است که در بسط سوبژکتیو تک سخنی خویش هم ابتدای خویش را ترسیم می کند و هم آن ابتدا را به انتها می رساند. گویی قرار است «اول»، خود را در «آخر» ببیند.
اوّلِ حکایت ما میر حسین است و سکوت ممتد این اوّل، تأویل، و مؤولان، برون متن فعال آنند. اما باید بدانیم این مؤولان چگونه به این آغاز باز می گردند و چگونه خود را در این آغاز می یابند؟
میر حسین، نخست وزیری بود که همواره به اقتصاد اسلامی چونان یک واقعیت قابل تحقق می اندیشید. اقتصادی عدالت محور با محوریت تعاونی های مردمی. اندیشه های اقتصادی میرحسین هرگز مجالی برای ظهور نیافت. تا اینکه امروز رقیبانش بر همان آرمانها تکیه زده اند. اما دوستان امروز میر حسین یا همان مؤولان این سکوت ممتد، در بستری ناهمگون تصویری متفاوت از اقتصاد ساختند و بنا نهادند. مؤولان این سکوت ممتد، اقتصادی آزاد و فرهنگی متناسب با آن بنانهادند که دربرابر هرطوفانی مستحکم می ماند.(۱)
اقتصاد آزاد با فرهنگی آزاد، رویای بزرگ مؤولان این سکوت ممتد بود که با بازگشت آرمانهای عدالت خواهانه دولت نهم پریشان شد و دیگربار سخن از اقتصاد و فرهنگ دینی به میان آمد اما این بار نه از زبان میر حسین بل از زبان رقیبان سیاسی اش.
متن سکوت ممتد، همچنان در سکوت باقی خواهد ماند، چرا که از یکسو نه سخنی برای دوستان خود دارد که سودای اقتصاد و فرهنگی آزاد در سر می پرورانند، و نه پاسخی به رقیبان مدعی همان آرمانها. اما این سکوت چندان نیز عاطل و باطل نخواهد ماند. مؤولان در بستر این سکوت، خویش را می پرورانند. سکوت میرحسین بدل به امری وجودی شده است که دیگر حتی با سخنرانی و ایراد خطابه نیز شکسته نمی شود. این سکوت با هیچ اطلاعیه و سخنرانی باطل نمی شود. میرحسین اگر تا ابد نیز سخن بگوید همچنان مسکوت باقی خواهد ماند.
و اما مؤولان این سکوت، در این تأویل چیزی را به آغاز باز می گردانند که شاید در یک مفهوم پاردکسیکال قابل جمع است. «چپ آمریکایی» همان مفهومی است که به خوبی ماهیت این تأویل را آشکار می سازد. اگر جریان چپ در هرجایی از دنیا حیثیت وجودی خود را از مقابله و ضدیّت با آمریکا می یافت، در ایران با پناه به دامان آن تحقق می یابد.
این مفهوم پاردکسیکال که یادگاری از امام راحل بود می تواند ماهیت این تأویل را امروزه برای ما آشکار سازد. دوستان لیبرال آقای نخست وزیر، دست به تأویل سکوت این چپ خاموش زده اند. آیا این تأویل امکان وقوعی دارد؟ آری سکوت ممتد، این امکان را فراهم نموده است.
ایران امروز شاهد ظهور مفاهیم پارادکسیکال فراوانی است که فهم ماهیتشان نیاز به مؤولانی دارد تا نازک خیالی های نوستالوژیک را بر درد و دیده ها را به حقایقِ عریان بگشاید.
دکتر اکبر جباری
۱ـ اشاره به سخنان آقای هاشمی در باب برنامه اقتصادی پنج ساله اول است که در خطبه های نماز جمعه ایراد داشته بودند. والبته این بنای مستحکم اقتصادی نه با ظهور دولت نهم بل از درون متلاشی شد و دولت نهم به واقع در نتیجۀ این ویرانی و نفرت از آن به وجود آمد.
پژوهشگر و استاد دانشگاه
منبع : رجا نیوز