جمعه, ۱۱ اسفند, ۱۴۰۲ / 1 March, 2024
مجله ویستا

افشای تشخیص سرطان


افشای تشخیص سرطان
بیماری سرطان می تواند به گونه وصف ناپذیری، وحشت آور باشد. به همین دلیل هرگز نباید یک نفر به تنهایی این فشار را تحمل کند.
اگر یاد بگیریم احساسات خود را بجای پنهان کردن، ابراز کنیم، بهتر می توانیم با مشکلات روبرو شویم و بهتر به یکدیگر یاری برسانیم. در موضوع مورد بحث ما، معمولاً بیمار، خانواده و دوستان وی در یک زمان از تشخیص بیماری مطلع نمی شوند. بیشتر اوقات بیماران عقیده دارند که مخفی نگاه داشتن تشخیص بیماری از آنها، موجب خطا در تصمیم گیری های مهم درباره زندگی، آینده و همچنین درمان شان می شود.
از سوی دیگر، خانواده های بیماران اظهار می کنند که بیمارانی که تشخیص را از خانواده شان پنهان می کنند، نه تنها فرصت های طلایی ابراز عشق و حمایت را از آنها دریغ می کنند، بلکه آن « فشار به گونه وصف ناپذیری وحشت آور » را نیز بایستی به تنهایی تحمل کنند.
اعضای خانواده و دوستان نزدیک نیز بار هیجانی بزرگی را متحمل می شوند و لذا بایستی بتوانند آزادانه احساسات خود را با یکدیگر و با بیمار در میان بگذارند.
حتی به بچه ها نیز باید حقیقت را گفت. وقتی واقعیت را به آنها نمی گوییم ممکن است قضیه را بدتر از آنچه که هست تصور کنند. ممکن است بیمار بخواهد خودش مستقیماً حقیقت را به بچه ها بگوید و یا اینکه ترجیح دهد یک دوست نزدیک یا فرد مورد علاقه اش این کار را انجام دهد.
هنگامی که انسانی از بیماری خود و یا یکی از اطرافیانش مطلع می گردد دچار یک شوک عصبی و فشار روانی می شود. شاید احساس ترسی آمیخته با انکار نیز با وی همراه گردد. وجه تفاوت افراد مختلف، در سرعت رهایی آنها از این فشارها است. مدت زمانی که طول می کشد تا فردی خود را از این شوک خارج کند و واقعیت را بپذیرد با سایرین متفاوت است. بنابراین جدول زمانی هیجانات هر فرد را فقط خودش می داند. این زمان می تواند با توجه به شخصیت فرد، اطرافیان و میزان حمایت آنها و نیز شدت و نوع سرطان متفاوت بوده و می تواند در بهترین حالت از حتی یک روز یا در بدترین حالت تا ابد ادامه پیدا کند.
معمولا در یک زمان خاص، بیمار و خانواده یا دوستانش از مساله آگاه نمی شوند. بنابراین می توان دو حالت را از نظر تقدم زمانی آگاهی از تشخیص بیماری در نظر گرفت:
۱ - ابتدا بیمار متوجه شود.
۲ - ابتدا خانواده متوجه شود.
حالت ۱) آیا باید حقیقت را گفت؟
اکثر افراد مبتلا به سرطان بسته به موقعیتی که دارند به این نتیجه می رسند که بهترین کار آن است که تشخیص بیماری به همه گفته شود تا « فرصت حمایت و نگهداری » آنها از بیمار صلب نگردد. به نظر می رسد ابراز ترسها و امیدها در مجموع، سهل تر از پنهان کردن آن است. البته این مخصوص افرادی است که خانواده دارند.
اگر خانواده ای نباشد، بهتر است به چند تن از دوستان نزدیک واقعیت را بگوئید. بدیهی است که پیمودن این راه با یک همراه و ملازم آسان تر خواهد بود. این احتمال هست که بعضی دوستان با آگاهی از مساله از شما دور شوند. به دلایل مختلف. اهمیتی ندهید. ادامه دهید و خواهید دید که نیرو، حمایت و شفقت نهانی زیادی را در وجود به ظاهر دورترین همراهان خود کشف خواهید کرد و از انسانیت آنها شگفت زده خواهید شد.
یک بیمار سرطانی نباید بیماری خود را بصورت یک راز نزد خود نگاه دارد. با این عمل بیمار فرصت ابراز احساسات و اضطرابهایی را که در اثر این بیماری در وی پدید می آید از دست داده و خانواده و دوستان وی نیز فرصت یاری، حمایت و همراهی را پیدا نمی کنند. بطور کلی زندگی همه ما کوتاه و زودگذر است و هیچ تضمینی وجود ندارد که هر یک از ما امروز را به پایان برسانیم. ضمن اینکه تلاش در مخفی نگاه داشتن بیماری هم بی نتیجه است زیرا اطرافیان با دیدن حالات روحی و نا امیدی شما ناراحت می شوند اما نمی دانند مساله چیست. بهتر است هنگامیکه از آن فشارهای اولیه رهایی یافتید و احساس آمادگی کردید، حقیقت را بگویید.
حالت ۲) خانواده تصمیم گیر
بدون شک باید به یک بیمار سرطانی حقیقت را گفت. زمان بسیار ارزشمند است و ممکن است بیمار خواسته ها و آرزوهایی داشته باشد که بخواهد انجام دهد، از این رو وقتی حقیقت را بداند می تواند تصمیم صحیحی بگیرد.
هر یک از افراد سالم فرصتهای مهمی در زندگی دارند. در افراد مبتلا به سرطان تجلی این فرصتها واضح تر و ملموس تر است چرا که آنها احساس می کنند که زندگی کوتاهتری خواهند داشت. اگر چه این احتمال وجود دارد که یک بیمار سرطانی بیش از یک فرد سالم عمر کند اما این حق را دارد که واقعیت را بداند تا بتواند درباره مابقی عمرش تصمیم بگیرد.
درصورتیکه تشخیص از بیمار مخفی نگاه داشته شود، آنگاه حمایت روانی از سایر افراد خانواده نیز غیر ممکن می شود زیرا آنها هم نخواهند توانست در مقابل بیمار احساسات خود را بروز دهند و باستی مرتبا نقش بازی کنند. بهر حال بیمار ناگزیر است که حقیقت را بپذیرد حتی اگر برایش غیر قابل باور، سخت و شکننده باشد.
از سوی دیگر هنگامی که به فرد، نوع بیماریش را می گویید، ممکن است که خود وی سعی در پنهان داشتن آن از خانواده اش ( بمنظور عدم ناراحتی شان) داشته باشد، در حالیکه این عمل باعث تنها ماندن، به تنهایی بار غم را به دوش کشیدن و محبوس کردن افکار و احساسات در درون خود، می شود.
● نتیجه:
بیمار عزیز! بیماری خود را پنهان نکن و به انسانهایی که فکر می کنی می توانند یاری رسانت باشند بگو. قطعا می توانی پیدایشان کنی. در بین خانواده، دوستان، همکاران و حتی غریبه ها.
دوستان، اطرافیان و خانواده بیمار! بیماری را از وی پنهان نکنید. او حق دارد بداند. حق دارد به آرزوهایی که آنها را به آینده های دور موکول کرده برسد. بالاخره روزی خواهد فهمید و آن روز هرگز شما را به دلیل این کوتاهی نخواهد بخشید.
● آیا باید به بچه ها هم حقیقت را گفت؟
هدف از برملا کردن تشخیص سرطان برای بچه ها، آن است که به آنها فرصت پرسش سؤالهایشان درباره بیماری و ابراز احساساتشان پیرامون این واقعه داده شود. مسلم است که هیچ یک از ما مایل نیست فرزندانش احساس درد و ناراحتی کنند ولی دردی که آن را درک می کنند آسان تر تحمل میشود تا افکار وحشتناکی که به اشتباه در تصوراتشان راه یافته. عده ای هنوز هم در صحبتهایشان می گویند که احساس واپس خوردگی دوران کودکی خود را به عنوان فرزند یک بیمار سرطانی به یاد دارند. آنها به یاد می آورند، در آن زمان که کودکی بیش نبوده اند و یکی از افراد خانواده مبتلا به سرطان شده بود، چه ناراحتی عمیقی بر خانواده حکمفرما بوده و آنها این ناراحتی را لمس می کرده اند اما از دانستن علت آن محروم بوده اند. این افراد در اثر این عدم توجه و توهم غیر معقول بودن نیازها و توقعاتشان، دچار سردرگمی و آسیب می شوند.
برخی والدین که سعی کرده اند واقعیت را از اطفال خود پنهان کنند، بعدها افسوس می خورند که چرا در طول بیماری فرزندان را مطلع نکرده اند. علی رغم تصور موجود، بچه ها در هنگام درک یک موقعیت جدید، ظرفیت شگفت انگیزی از خود نشان می دهند. در حالی که اگر حقیقت را از آنها پنهان کنیم، تغییرات محسوس و آشکار دنیای اطرافشان به آنها می گوید که حتما چیز مهمی اتفاق افتاده. به این ترتیب واقعیت را از آنچه که هست وخیم تر و وحشتناک تر احساس می کنند.
سن اطفال و بلوغ روانی آنها دو عامل اصلی تعیین کننده میزان و نحوه افشای حقیقت به آنهاست. برای اینکه بچه ها حقیقت را بهتر درک کنند، می توان آنها را در جمع افرادی که مسبب دلخوشی و سرگرمی آنها هستند قرار داد و سپس این مساله را به آنها منتقل کرد که یک چیز غیر معمول در خانواده پیش آمده است.
شاید پدر یا مادر مبتلا به سرطان بخواهد خودش حقیقت را به فرزندش بگوید، در این حالت می تواند بگوید: « مدتی است که من مریض هستم، این طور نیست؟ اسم مریضی من سرطان است. من نمیتوانم آنقدر که دلم می خواهد با تو بمانم. این برای همه ما سخت است ولی من هنوز هم تو را واقعاً دوست دارم » .
بدون تردید موقعیت دردناکی است. بنابراین بهتر است پس از این مکالمه یکی از نزدیکان یا دوستانی که رابطه عاطفی عمیقی با فرزند دارد، بیشتر با او صحبت کرده و به او دلگرمی داده و بگوید: « مادر شما بیمار است، دکترها تقریباً مطمئن هستند که می توانند او را خوب کنند ولی بعضی وقتها معالجاتی که برای مادرت انجام می دهند موجب ناراحتی و درد او می شوند. کار خاصی نیست که انجام بدی اما مادر به حمایت و درک تو احتیاج دارد » . البته این دلگرمی و مراقبت نباید به اینجا ختم شود و تا زمانی که خانواده به وضعیت عادی باز گردد باید بصورت مستمر و بدون وقفه ادامه داشته باشد.
● تنهایی؟..............هرگز
همانطور که گفته شد، مهمترین دلیل و بایستی افشای تشخیص، چه برای بالغین و بزرگسالان و چه برای کودکان، آن است که:
تحمل بیماری سرطان برای یک تن به تنهایی، بسیار دشوار، زجر آور و رنج آور است.
هیچ انسانی نباید این بار سنگین را در تنهایی و غریبی به دوش بکشد. گاهی اوقات با وجود حمایت های اطرافیان باز هم احساس تنهایی و بی حمایتی می کنید. این طبیعی است. اگر تمام انسانهای دنیا هم از شما حمایت کنند باز هم شما فرقی با آنها خواهید داشت که آن تفاوت می تواند شما را از سایرین جدا کند. به نظر من باید به سوی حمایت بروید، نباید منتظر باشید تا دیگران آمده و محبت و عشق شان را نثار شما کنند. نترسید و عشق تان به زندگی، اطرافیان و دوستانتان را فاش و عیان بگویید (من خودم بزودی این کار را خواهم کرد) و هیچوقت چنین وانمود نکنید که از حمایت سایرین بی نیاز هستید چرا که در این صورت، صرفاً لحظات تنهایی تان بیشتر و غمبارتر می شوند. هنگامی که یکی از ما در تلاش برای مبارزه و غلبه بر سرطان است، نیاز به حمایت متقابل دارد. هیچیک از طرفین نباید از زیر بار مسئولیت هایشان به هر دلیل شانه خالی کنند.
می توانیم اضطراب، ناراحتی، نگرانی و افسردگی درونی خود را با دیگران در میان بگذاریم و نیز میتوانیم عشق، محبت و ایثار خود را نیز از راههای که به ظاهر کمی دشوار یا بی ثمر به نظر میرسند، به اطرافیانمان ابراز کنیم.
منبع : پایگاه اطلاع‌رسانی سرطان


همچنین مشاهده کنید





سایت دیپلماسی ایرانیسایت جهان صنعت نیوزسایت رویداد 24سایت برترینهاروزنامه شهروندخبرگزاری مهرسایت انرژی پرسسایت اقتصادنیوزسایت اعتماد آنلاینسایت مشرق