چهارشنبه, ۸ اسفند, ۱۴۰۳ / 26 February, 2025
مجله ویستا
سفرهای زیارتی پادشاهان صفوی

●مقدمه
در طول حكومت صفوی با توجه پادشاهان صفوی به مقابر و آرامگاههای ائمهعلیه السلام، امام زادهها و بزرگان تصوف روبهرو هستیم. در نگرش نخست، این امر به لحاظ رسمیت تشیع و جنبهی دینداری صفویان بدیهی مینماید، اما به جز ارادت و اعتقاد، شاید بتوان پیامد سی اسی و اقتصادی نیز در این عمل به ویژه در دوره عباس اول دید.
حكومت صفوی پس از رسمیت یافتن تشیع به خصوص بعد از مهاجرت و حضور عالمان دینی وترویج و توسعهی جایگاه رهبری دینی عالمان، در ساختار سیاسی خود ناخواسته در مواجهه با حفظ حدود و موقعیت نهاد سیاسی در برابر نهاد دینی قرار گرفت. در این شرایط، شاه صفوی هر چه بیش تر به شأن دینی خود تأكید كرد تا از این طریق چالش پنهان رهبری سیاسی با رهبری دینی عالمان را به سود خود پیش ببرد. در آغاز حكومت صفوی، جایگاه تصوفی فرزندان شیخ صفیالدین اردبیلی و به ویژه شاه اسماعیل، در مرتبهای بود كه بدون دغدغه، موقعیت قدرتمندی در اختیار داشت و با نگرشی تصوفی و به عنوان مؤسس حكومت شیعه مذهب صفوی و در خلأ سازمان روحانیت شیعه، از وجههی شیعی نایب امام غایبعلیه السلام بهرهمند گردید. در دوران پس از اسماعیل تا عباس اول نیز این وضع تداوم داشت. در این میان و در دورهی طهماسب، مهاجرت عالمان ع رب و پیریزی گستردهی مؤسسات مذهبی و آموزش رسمی دینی آغاز شده بود اما طبع دیندار و متواضع طهماسب در برابر عالمان دینی، به ویژه محقق كركی، نشانی از بروز تنش در رابطه نهاد سیاسی و نهاد دینی باقی نگذاشت.
اما از دورهی عباسی اول كه حكومت صفوی به ساختار سنتی كشورداری ایرانی نایل شده بود و از سوی دیگر، روحانیت شیعه به جایگاه مستحكم سازمانی، اقتصادی و هدایت اعتقادی برآمده بود، احتمال بروز چالش در مشروعیت پادشاهی وجود داشت. سیاست تمركزگرای عباس اول در كنار ك لیهی اقداماتی كه تحت عنوان «اصلاحات» از آن یاد میشود، به ناچار میبایست به وجههی دینی شاه نیز توجه كند و فراتر از باور شخصی، به آن تظاهر نماید. بر این اساس، سفرهای زیارتی - به عنوان یكی از اعمال مذهبی - در این دوره به اوج میرسد. در بررسی سفرهای زیارت ی شاهان در دورهی صفوی، مقصد مشهد و زیارت آرامگاه امام رضاعلیه السلام در اولویت قرار دارد. گذشته از محدودیت شاهان صفوی در زیارت عتبات عالیات در عراق، كه عمدتاً در قلمرو حكومت سنیمذهب عثمانی قرار داشت، باید به این نكته نیز توجه كرد كه سیاست اقتصادی این د وران و تلاش برای محدودسازی خروج پول از كشور میتوانست مدنظر باشد. شواهدی بر این امر وجود دارد كه حكومت صفوی حساسیت قابل توجهی در این مورد داشت.شاه صفوی به جز مشهد، به عتبات عالیات و زیارت آرامگاه حضرت علیعلیه السلام و امام حسینعلیه السلام در مواقعی كه ممكن بود، میرفت. علاوه بر این دو مقصد، به زیارت خانقاه و آرامگاه شیخ صفیالدین اردبیلی و همچنین شیخ شهابالدین اهری، در شمال شرق تبریز، و نی ز مقابر امام زادگان اشاره رفته است.
□□□
نخستین سفر نظامی - زیارتی را شاه اسماعیل صفوی به عتبات عالیات و مشهد مقدس داشت. محمد خان شیبانی ازبك، در سال ۹۱۳ قمری با حمله به خراسان و تصرف آنجا، حوزهی تاخت و تاز خود را تا نواحی كرمان توسعه داد. شاه اسماعیل، با اعزام نمایندگانی، از او خواست كه ب ه منطقهی خارج از قلمرو تیموریان سابق بازگردد. جالب این است كه، این درگیری سیاسی -نظامی به زودی چهرهی درگیری مذهبی به خود گرفت. فرمانروای ازبك با سبكسری به اطلاع شاه صفوی رساند كه خیال سفر حج در سر دارد و از او خواست كه زمینهساز و میزبان وفاداری برای وی، به منظور عبور از قلمرو صفوی برای این سفر زیارتی باشد. اسماعیل نیز متقابلاً اعلام كرد كه قصد زیارت مشهد مقدس و آرامگاه امام رضاعلیه السلام را دارد. به هر حال، آنچه اتفاق افتاد شكست ازبكان و به جای آوردن زیارت امام رضاعلیه السلام از سوی شاه صفوی بود ك ه در مشهد «جبهه نیاز بر آن آستان ملائكآشیان سلطان خراسان نهاده، لوازم دعا و زیارت... [به جای آورد] و سادات و مجاوران آن عتبه كعبهمرتبه را به نوازشات ارجمند مخصوص گردانید و از روح مقدس آن سلطان سریر ولایت و امامت استمداد كرد».۲
سفر نظامی - زیارتی اسماعیل به عتبات عالیات، در سال ۹۱۴ قمری و پس از تصرف منطقهی عراق عرب صورت گرفت. در این مسافرت كه با شكست باریكبیگ از امرای تركمان - كه از ناتوانی سلطان مراد عثمانی سود جسته و بر امور مسلط شده بود - همراه بود شاه اسماعیل سیدمحمد كمو نه را كه از سادات نجف بود به مرتبه عالی رساند. همو در مسجد جامع «خطبه اثنی عشر به القاب همایون» شاه اسماعیل خواند و معزز و محترم گردید:
«[شاه اسماعیل] روی نیاز و اخلاص به خاك پاك كربلا آورده به شرف زیارت مرقد منور ابیعبداللَّه الحسین و شهدای دشت كربلا مشرف شده به زیب و زینت آن روضه بهشت احترام، و انعام مجاوران توجه تام مرعی داشتند و از آنجا احرام طواف روضه جنت شاه ولایت پناه... از حل ه به نجف اشرف رفتند و به آن سعادت عظمی فایز شده، دست دریا نوال به بذل و احسان خدمهی آن آستان... گشادند و تولیت نجف اشرف با بعضی محال عراق عرب به سید محمد كمونه شفقت شده... به دارالسلام عود نموده به شرف زیارت مراقد متبركه ائمه والانژاد ابی ابراهیم موسی ا لكاظم و محمد التقی الجوادعلیه السلام مشرف گشتند و از آنجا عزم سامره نمودند؛ در آن اماكن شریفه رسم دعا و زیارت و انعام و احسان به تقدیم میرسانیدند.»۳
طهماسب صفوی (۹۸۴-۹۳۰) پادشاهی متعصب در امور مذهبی قلمداد شده است. او از سویی تقدم عالمان را در امور دینی رعایت میكرد و از سویی دیگر، در رواج هنجارها و رفتارهای متناسب با احكام شرع میكوشید. در این میان «توبههای» او معروف است. وی علیرغم حكومت طولانیا ش، به ظاهر فرصت و قصد كمتری در انجام سفرهای زیارتی داشت و در مقایسه با عباس اول، در این مورد خبرهای اندكی از او رسیده است. دو سفر زیارتی او به مشهد در سالهای ۹۳۴ و ۹۳۹ قمری به دنبال ضرورت لشكركشی به آن منطقه و نبرد با ازبكان بود.
در سال ۹۳۴ قمری عبیدخان ازبك به خراسان حمله و مردم آن دیار را دچار زحمت و سختی كرده بود. در جریان درگیری دو سپاه، طبق روایت محمد نطنزی، «تفرقی» در لشكر صفوی روی داد. در آن حالت بود كه «شاه دین پناه» با تعداد معدودی از امیران بر بالای پشتهای راند و روی توجه به جانب مشهد مقدس كرده، «جبین ضراعت و ابتهال بر خاك پای نهاده، با رقّت قلب و زبان نیاز، از كریم كارساز استیصال مخالفان و استقلال غازیان و موافقان از حضرت شاه خراسان استشفاع نموده و بعد از زمانی دیر كه آثار اجابت و شفاعت به ظهور رسید، سر از زمین بردا شته به حاضران گفت كه نوعی كنید كه سپاه پراكندهی ما مجتمع گردند كه حضرت امام رضا - علیه التحیهٔ و الثناء - سلطنت به ما داد.»۴ و پس از این پیروزی به «شرف طواف» بارگاه امام رضاعلیه السلام نایل شد و از او «استمداد همت» نمود.۵ طهماسب در سال ۹۳۹ قمری نیز، پس ا ز یك سری لشكركشی در مناطق شمال شرقی، به سمت خراسان رفت تا ازبكان را كه آن خطّه را مورد تاخت و تاز قرار داده بودند عقب براند. ظاهراً این لشكركشی با عقبنشینی و فرار ازبكان، بدون درگیری به پایان آمد و شاه فرصتی پیدا كرد كه به زیارت مشهد مقدس برود.۶
به جز آنچه آمد، خبر زیارت «امامزاده واجب التعظیم عبدالعظیم» در سال ۹۵۳ قمری ذكر شده است كه طهماسب از قزوین به قصد زیارت به ری رفت و از آنجا راهی تبریز شد.۷ در این زمان شاه صفوی درگیر سركشی برادرش القاص میرزا بود و در مسیر این حركت نظامی، زیارت ری صورت گرفت.
سنت زیارت، به ویژه زیارت مشهد مقدس، تا این زمان در میان درباریان رواج یافته بود كه به دنبال آن كمك به بارگاه و برقراری وقف مناسب صورت میگرفت. یكی از زنان دربار طهماسب در سفر به مشهد «پنجره طلا و قبههای مرصع... با دیگر اسباب و قنادیل» همراه برد و «جمیع سادات و علما و فضلای آنجا را رعایتها» كرد و تمام اوقات، به «رعایت مساوات علما و فضلا و عجزه و رعایا مصروف داشته، هیچ كسی از تاجیك و ترك و خرد و بزرگ و ادانی و اقاصی و مطیع و عاصی نبود كه از مراحم بیغایت و رعایتهای بلانهایت» محروم شود. علاوه بر این، هر ساله «مبلغهای كلی، وقف بر حضرات عالیات چهارده معصوم - صلوات اللَّه علیهم - فرمود» و مصرف آن را خاص «سادات فاطمی و اثنی عشری كه سیورغال نداشته باشند» و بیوگان قرار داد. این بانوی خیّر صفوی «جواهر و نفایس» خودش را نیز نذر حضرت صاحبالزمان(عج) و همچنین امام رضاعلیه السلام كرد.۸
طهماسب زیارت خانقاه و آرامگاه شیخ صفیالدین در اردبیل را نیز كه معمول شاهان صفوی بود، به جای آورد. این زیارت نیز پس از اردوی نظامی صورت گرفت شاه صفوی به «طواف مرقد منور سلطان الاولیاء و مشایخ كرام صفویه كه... . پادشاهان عالم معنی بودهاند» قیام میكند و ملاقاتی تازه با سادات شیخاوند كه فرزندزادگان شیخ زاهد گیلانی بودند و وظیفهی خدمت در آرامگاه بزرگان صفوی در اردبیل را داشتند صورت داد و به این ترتیب «سلسله پیر مریدی را به این خانواده رفیعه به تازه استحكام» میدهند.۹
بیشترین سفرهای زیارتی به مشهد، در زمان عباس اول صورت میگیرد و معروفترین آنها سفر سال ۱۰۱۰ قمری است كه با پای پیاده انجام میشود. نخستین سفر عباس اول به مشهد در سال ۹۹۶ - ۹۹۷ قمری یعنی در آغاز پادشاهی اوست كه علاوه بر «زیارت و طواف» مدتی «جهت تفحص حالا ت خراسان و قضای حاجت خراسانیان» در مشهد توقف كرد و اوقات خود را صرف «خدمت روضه مقدسه» نمود.۱۰ در ورود شاه صفوی به مشهد «سادات رفیع الدرجات و خدام عالیمقام... و اكابر و اشراف و عموم اهالی و اصناف» به استقبال آمدند و «به سعادت سجده و شرف پایبوس مشرف گردی دند» و «پیشكشهای لایق» تقدیم كردند و شاه نیز «نظر مرحمت بر ترضیه حال رعایا» انداخت و «عدالت پیشه فرمود».۱۱
سفر سال ۱۰۰۷ قمری به دنبال یورش ازبكان به خراسان آغاز میشود؛ چنان كه شاه صفوی كه با «جهان جهان اخلاص و عالم عالم نیازمندی برهنه پای و گشاده پیشانی» به روضهی مطهر رسیده، بعد از دعا و زیارت متوجه میشود كه آستانهی مقدسه «به غایت بیسامان» و «قنادیل طلا و نقره خالی» است.۱۲ برای سروسامان دادن به امور، یوسف خان ولد اُغلان بداغ چگنی را «به منصب خدمت امام رضاعلیه السلام... به حكومت مشهد مقدس سرافراز ساختند و نسق آستانه نموده بیوتات از شربتخانه و مطبخ و غیره تعیین نمودند و ارباب مناصب از خادمان و فراشان و تحویلداران مقرر فرمودند» و غازی سلطان تربتی را «متولی آستانه امام هشتم» و میرمحمد جعفر و ملامحمد كاظم را «مدرس» تعیین كردند.۱۳ در جریان همین سفر، اسكندر بیك منشی در توضیح «خادم باشیگری» روحاللَّه بیك از سرداران صفوی، به این نكته اشاره میكند كه این امر در «آن روضهی مقدس به ذات اقدس همایون [عباس اول] اختصاص دارد.»۱۴
در سفر سال ۱۰۰۸ كه جهت «استطلاع احوال ماوراءالنهر و اوزبكیه» صورت گرفته بود، به مدت ۶۵ روز به زیارت مشغول بودند.۱۵
نصراللَّه فلسفی در توجیه مسافرتهای زیارتی متعدد عباس اول به مشهد میآورد كه شاه عباس چون از كودكی در خراسان نشو و نما یافته و مقدمات فرمانروایی را در آنجا فراهم كرده و در شهر مشهد بر تخت سلطنت نشسته بود، خود را در پادشاهی مرهون امام هشتمعلیه السلام میپنداشت و بدان حضرت ارادت و علاقهی خاص نشان میداد.۱۶ افزون براین، در آغاز سلطنت عباس اول، به لحاظ ناتوانی حكومت، كشور دچار آشوب و تهاجم خارجی بود. از سوی غرب، عثمانی و از شرق، ازبكان مناطقی را به تصرف درآورده بودند. عباس اول، پس از استقرار، در مسائل خارجی اولویت را به درگیری با ازبكان داد كه توان نظامی كمتری نسبت به عثمانی داشتند؛ از این رو، برخی از سفرهای او به مشهد جنبهی نظامی داشت.سفر سال ۱۰۱۰ قمری صرفاً جنبهی زیارتی داشت و به دنبال نذری صورت گرفت كه پیش از این نیت شده بود. وی روز پنجشنبه پانزدهم ماه جمادی الاول از كاخ سلطنتی نقش جهان اصفهان به راه افتاد. روز اول از شهر تا مسجد طوقچی كه بیرون دروازهی شهر بود رفت. در این سفر هم راهان شاه آزاد بودند كه پیاده یا سواره حركت كنند و تنها سه نفر از همراهان تمام راه را پیاده پیمودند كه آنها نیز، در تمام راه، مسافت هر منزل را با طنابی كه پنجاه ذرع اصفهان و هشتاد ذرع شرعی بود، اندازه میگرفتند و هر فرسنگ شرعی را هزار و دویست ذرع حساب می كردند، تا معلوم شود كه از اصفهان تا مشهد چند فرسنگ شرعی است؛ و ملاجلالالدین محمد یزدی، منجم مخصوص شاه، حساب آن را نگاه میداشت. شاه عباس هر روز در حدود شش فرسنگ راه میرفت. اردوی سلطنتی، با لوازم سفر، قسمتی پیش و قسمتی از دنبال وی میرفت. فاصلهی اصفها ن تا مشهد از راه طبس، كه به حساب ملا جلال منجم، نود و نه فرسنگ وهشتاد و یك طناب و بیست و پنج ذرع شرعی بود، در مدت بیست و هشت روز طی شد و شاه عباس اول روز چهاردهم جمادیالثانی آن سال به مشهد رسید. شاه ماههای رجب و شعبان و رمضان را در آن جا به طاعت و عبا دت گذرانید. روزها به آستانهی رضوی میرفت و مانند خدام به خدمت مشغول میشد. گاه به جاروكشی میپرداخت و گاه با مقراض سرشمعها را میگرفت. در این مدت، تعمیرات اساسی انجام داد و بنابر نذری كه داشت، دری گرانبها برای آرامگاه ساخت.۱۷ این سفر از سویی موجب توجه به آبادانی مشهد و افزایش نفوذ دینی و قدرت سیاسی حكومت صفوی در خراسان شد و از سوی دیگر بر توجه و علاقهی شیعیان به زیارت مشهد افزود و، افزون بر اینها، جایگاه دینی شاه صفوی را ترفیع داد.
در سفر سال ۱۰۱۱ قمری كه از راه بیابانك (كویر) صورت گرفت، با استقبال حاكم ترشیز همراه بود. دوازده روز به زیارت و طاعت و عبادت پرداختند و رخصت رفتن به جانب آذربایجان از امام رضاعلیه السلام طلب كردند.۱۸ در این سفر دو سه روز اوقات را صرف «نسق سركار آستانه و انجاح ملتمسات سادات و خدام و ارباب وظایف» نمودند۱۹ و خود به خدمت مشغول شدند و همراه شیخ بهاءالدین محمد عاملی، ته شمعها را جمع میكردند.۲۰
در سال ۱۰۱۶ قمری كه عباس اول دوران ثبات و استقرار را پس از هرج و مرج اولیهی حكومت میگذراند، از آنجا كه «فتوحات خود را از پرتو حسن ارادت و صفای عقیدت و غلامی» آستان امام رضاعلیه السلام میدانست، تصمیم به زیارت گرفت.۲۱
شاه صفوی در این سفر مقرر كرد كه هركس همراه او باشد «مایحتاجش» در همهی منازل حاضر باشد و از «اطعمه و اشربه و جو و كاه و زاد و راحله، و هر كه را اسب میماند عوض میدادند و اسب ماندهاش میسپردند و در وقت مراجعت اسبهای مانده توانا شده به صاحبان» میسپردن د.۲۲
در میان راه، پس از عبور از دامغان شاه درهای را مناسب سكونت دید و دستور دادند «چاهجویی صاحب وقوف» را جهت حفر قنات آوردند و در بازگشت از سفر بود كه آب مناسب كشت و زرع جاری شده بود. دهكدهای برپا شد و پنجاه غلام و كنیز هندی خریدند و به هم عقد كردند و مقر ر داشتند كه در قلعه بمانند و زراعت كنند و در ایام فراغت نیز در معدن مسی كه در آن حوالی بود كار كنند و اجرت بگیرند. آنها را از مال و خراج معاف كرد و آن «محال» را وقف «زوار و مرددین» آن راه نمودند و ثوابش را نثار شاه طهماسب كردند. در آستانهی مقدسه نیز در «رعایت و مراقبت كوچك و بزرگ، از خدمه و ساكنان... از علما و فضلا كوشیدند و آن جمع را با مقامات وافر و خلعت فاخر سرافراز و ممتاز ساختند». دو دروازهی صحن آستانه را تغییر دادند و آب چشمهای در نزدیكی حرم را خریدند و به آستانه جاری كردند.۲۳
در سفر سال ۱۰۲۱ قمری شاه عباس به مدت ۹ روز در مشهد ماند و در این مدت به «دعا و زیارت و خدمات روضه مطهر» پرداختند و «مطالب و مقاصد ارباب حاجات را توسط دیوانیان به انجاح مقرون» ساختند.۲۴
در سال ۱۰۲۹ قمری نیز قصد زیارت كردند و تا حدود سمنان و دامغان هم رفتند، اما به دلیل «بعضی مصالح ملكی و تدابیر ملكداری» بازگشتند.۲۵ این سفر به خاطر نذری بود كه برای بهبودی از بیماری صورت میگرفت. ظاهراً انصراف از سفر پس از آگاهی از تحریكات عثمانی در غرب صورت گرفت و به گفتهی فلسفی نشان داد كه عباس اول علاوه بر ارادت و اعتقاد، در مسافرتهای زیارتی به جهات سیاسی نیز توجه داشت.۲۶
در دورهی عباس اول، عراق عرب و عتبات عالیات، طبق عهدنامههای صلح ایران و عثمانی، در قلمرو این كشور قرار داشت و از این رو، امكان سفر به این اماكن محدود بود.
در اخبار سال ۱۰۳۳ قمری از سفر به عتبات عالیات سخن زیادی رفته است. نوروز این سال را عباس اول در كربلا گذراند و به «شرف زیارت... مراقد منوره مطهره لب تشنگان بادیه كرب و بلا مشرف گشته» و «ضروریات مشاهد مقدسه از صندوقپوشهای دیبا و زربفت و فرشهای ملوّن زر تاری و غیر ذلك» را فراهم كرد و «جمیع خدمه روضات مقدسه و صلحا و اتقیا، بل كافه سكنه و مستحقّین آن خطه را ذكوراً و اناثاً به انعامات و تصدّقات مسرور و شادكام گردانیدند» و به «خاكبوسی» نجف نیز موفق گردیدند.۲۷
شاه عباس، علاوه بر مشهد و عتبات، یك بار نیز به زیارت شاه عبدالعظیم رفت. در سال ۹۹۷ قمری كه خبر تصرف مشهد توسط عبدالمؤمن ازبك را دریافت كرد به سبب بیماری و كسالت و ناتوانی در اقدام نظامی، دچار پریشانی و ناراحتی شد. در این زمان كه شاه در «طهران» بود به «ق صبه شریفه طیبه عبدالعظیم» آمد و چند روز در آن آستان به دعا و زیارت مشغول شد.۲۸
همان طور كه درگیریهای نظامی عباس اول با ازبكان در شمال شرق، موجب مراجعات مكرر او به خراسان و فراهم شدن فرصت زیارت آستانهی رضویه شده بود، سفرهای نظامی او به شمال غرب و درگیریهایی كه با عثمانی در این خطه داشت، موجب زیارت مقابر مشایخ صفوی در اردبیل شد. منظور این نیست كه همهی سفرهای زیارتی عباس اول صرفاً به دنبال اهداف نظامی صورت میگرفت، بلكه تعداد قابل توجهی از زیارتهای او هم زمان با فعالیت نظامی بود. اسكندر بیك منشی در این باره مینویسد:
«خاطر مبارك» شاه تا سال یك هزار قمری متوجه «دفع معاندان و استرداد بلاد خراسان بود و بدین علت امكان زیارت آرامگاه مشایخ صفوی در اردبیل را پیدا نكرده بود. علاوه بر این، حضور سپاهیان عثمانی در مناطق شمال غرب و «فترت آذربایجان»، از دیگر علل به تعویق افتادن این امر بود. به این ترتیب، در اسفند ماه سال هزار، برای اولین بار، فرصت زیارت اردبیل دست داد و شاه صفوی «سكنه آن عتبه علیه را به صلات و صدقات نوازش» كرده و از «ارواح مقدسه آن كاشفان دقایق ملكوتی استمداد همت كرد».۲۹
در سال یك هزار و پنج نیز، پس از سیر و شكار در گیلان، به زیارت «دارالارشاد اردبیل رفت.۳۰
در سال ۱۰۱۴ قمری در جریان محاصرهی قلعه گنجه به زیارت اردبیل آمد.۳۱ در این سفر بود كه عباس اول «دارالامان» بودن آستانهی شیخ صفی را بار دیگر تأكید كرد. ملا جلال منجم، واقعه را چنین گزارش میكند:
قزوینی صحاف كه در تسنن غلوّی داشت و «سخنهای ناپسندیده» میگفت، توسط قورچی صفوی دستگیر شد و به اردوی شاهی آورده میشد كه در میانهی راه «كدخدایان» حدود شماسی او را از قید رها كردند و قورچی نیز كتك خورد. این جمع نافرمان را حضور شاه صفوی آوردند. آنها عذر این گستاخی را خواستند و یادآور شدند كه اردبیل «چله خانهی قطب العارفین و قدوهٔ السالكین شاه صفی علیه الرحمه است و خانهی امان است». عباس اول نیز از جرایم آن گذشت و حتی آنها را خلعت داد و حكم شد كه:
چون از زمان پادشاه مغفور امیر تیمور، این محل دارالامان بوده، به دستور باشد و كسی را به كسی دستی نباشد، مگر كسی را كه حق شرعی پیش كسی داشته باشد. آن هم به مدارا و مواسا احقاق حق كنند.۳۲
در جریان این سفر، عباس اول به قریهی كلخواران كه مدفن سلطان جبرئیل، جد شیخ صفی، و یكی از قریههای وقف خانقاه و آرامگاه شیخ صفی بود رفت و امور آنجا را رفع و رجوع نمود. پس از آن به زیارت آرامگاه شیخ شهابالدین اهری در شمال شرق تبریز روی آوردند.۳۳ شیخ شهاب الدین (۹۸ / ۶۹۵ - ۶۲۵) از بزرگان تصوف در سدهی هفتم هجری بود كه پس از تحصیل علوم دینی در تبریز به مراتب عالیهی تصوف رسید و خرقه از دست شیخ ركن الدین سجاسی پوشید و مأمور ارشاد مردم قراجه داغ گردید و در شهر اهر سكونت گزید. فرقهی این طریقت تصوفی كه به نا م «شجرهی شهابیهی وحدتیه» خوانده میشود، در یكی از طرایق انشعابی، به واسطهی شیخ جمالالدین تبریزی به شیخ زاهد گیلانی و سپس شیخ صفیالدین اردبیلی میرسد؛ بنابراین، در سفرهای زیارتی شاهان صفوی به اردبیل، معمولاً مدفن شیخ شهابالدین اهری و هم چنین شیخ زاه د گیلانی در لاهیجان نیز زیارت میشد.
در سال ۱۰۱۶ قمری شاه عباس پس از انتظام امور شیروان و داغستان، كه معمولاً محل مناقشهی ایران و عثمانی و هم چنین با حركتهای استقلالجویانه همراه بود، به اردبیل رفت و سپس راهی اهر و مدفن شیخ شهابالدین شد. سه روز در آنجا ماند و فرمان به «نظم و نسق» آستان هی او و آوردن آب و ساختن باغ و بیوتات لازم داد. شاه صفوی از اردبیل به قزوین و سپس قم رفت و سه روز نیز به زیارت آستانهی حضرت معصومه مشغول بود.۳۴
چهارمین سفر عباس اول به اردبیل در سال ۱۰۱۸ قمری اتفاق افتاد كه از راه آذربایجان به آنجا آمد و مدت بیست و چهار روز توقف كرد و علاوه بر زیارت «قطب العارفین» شیخ صفی، به «نسق آستانه و غوررسی عجزه و مساكین» مشغول شد و سپس راهی لاهیجان و زیارت آرامگاه شیخ ز اهد گردید و «نسق آب و آش» نمود.۳۵
در سال ۱۰۲۰ قمری عباس اول زیارت هر سه مكان اردبیل، لاهیجان و اهر را به جای آورد. در جریان زیارت بقعهی صفیالدین است كه ملا جلال منجم از كرامات شاه صفوی سخن به میان میآورد، وقتی شاه مشغول بازدید از مطبخخانه بود، چون به نزدیك دیگ بزرگ عرب (دیگ عرب قزقا نی كه آن را در سال ۷۱۲، عربی از مكه آورده و وقف این مكان كرده بود) رسید درِ دیگ قریب یك وجب از دیگ برخاست و فرود آمد چنان كه همه صدای آن را در مطبخ شنیدند. این اتفاق باعث سجدهی شكر شاه صفوی شد. در ادامهی بازدید، عباس اول دست به هر قفلی میزد گشوده میش د. در این سفر، فرمان نواختن نقاره و سرنا و كرنا به شیوهی سابق داده و چینی آلات زیادی وقف چینیخانهی آنجا شد.۳۶ زیارت مزار شیخ شهابالدین اهری و سپس زیارت شیخ زاهد گیلانی برنامهی دیگر این سفر بود. در مورد اخیر، شاه صفوی «تصدق بسیار فرمودند به شرط آن كه به سنی ندهند» و فرصتی پیش آمد كه «لعن» بسیار نسبت به اهل سنت شد.۳۷
بر اساس آنچه در منابع آمده است، سه سفر سالهای ۱۰۲۲، ۱۰۲۳ و ۱۰۲۶ قمری به اردبیل و اهر پایانبخش سفرهای زیارتی عباس اول به آرامگاه چهرههای تصوفی و خاندان صفوی بود.۳۸از سفرهای زیارتی جانشینان عباس اول كمتر یاد شده است. به نظر میرسد با كاهش فعالیتهای نظامی، انگیزهی سفرهای زیارتی، به ویژه به مشهد و اردبیل كم شده باشد. از سوی دیگر، سستی و رخوتی كه در پادشاهان صفوی، به ویژه شاه سلیمان و شاه سلطان حسین دیده میشود، س رگرمیهای دربار و حرمسرا، جای تكاپوهای سیاسی و نظامی را میگیرد و میل و انگیزهی سفرهای زیارتی را كم میكند.
از شاه صفی، جانشین عباس اول، سفر سال ۱۰۴۰ قمری به عتبات یاد شده است: «متوجه زیارت عتبات عالیات گردیده از آب شط عبور نمودند و در ساحل آن مكان دلگشا نزول اجلال واقع شد.»۳۹ همو در سال ۱۰۴۵ قمری در قصبهی اهر به طواف شیخ شهاب الدین اهری رفت و سپس به زیارت شیخ صفی الدین نایل گردید.۴۰
عباس دوم، جانشین صفی در سال ۱۰۵۷ قمری به سفر مشهد آمد و از طرق در دو فرسخی آرامگاه امام رضاعلیه السلام به پای پیاده طی مكان كرد. میرزا محمد طاهر وحید در این باره میگوید:
چو سوی طرق راه لشكر فتاد
نمایان شد از شهر مشهد سواد
درخشان شده قبهی نور فام
چو اندر شب قدر، ماه تمام
به عزم زیارت شه كامجو
پیاده سوی شهر بنهاد رو
كجا حاجت اوهم و اشهب است
در آنجا كه بال ملك مركب است
پس از زیارت «عطیات كثیر البركات به خدام» دادند و «چند روزی به جهت بعض اغراضات در بلدهی طیبهی مشهد مقدس رحل اقامت انداخته، به عشرت مشغول شدند.»۴۱ روشن نیست كه منظور از «اغراض» چه مسائلی است، اما مشخص است كه توجه و اهتمام عباس اول در به جای آوردن زیارت در اماكن مذهبی، در رفتار شاه صفی و عباس دوم دیده نمیشود. در حالی كه عباس اول در مدت اقامت در مشهد به امور تعمیر و توسعهی بارگاه میكوشید و یا همچون خادمان به امور مربوطه عمل میكرد، شاه صفی در راه زیارت عتبات، كه گزارش مبسوطی از آن در دست نیست، به ساح ل دجله توجه دارد و عباس دوم نیز، «در مشهد به عشرت» میگذراند.
●●نتیجه
با توجه به آنچه آمد، اوج سفرهای زیارتی در زمان عباس اول بود. در این میان زیارت آرامگاه امام رضاعلیه السلام و سپس بقعهی شیخ صفی در اردبیل و، تا آنجا كه شرایط سیاسی اجازه میداد، سفر به عتبات عالیات مورد توجه جدی آن پادشاه بود. از اسماعیل اول جز سفری كه همراه با درگیری نظامی با ازبكان بود، موردی گزارش نشده است. طهماسب نیز، علیرغم تمایلات مذهبی شدید نتوانست همچون عباس اول سفرهای زیارتی را به جای آورد. به نظر میرسد انجام این مسافرتها از یك سو با فعالیتهای نظامی و سیاسی در شمال شرق و شمال غرب ایرا ن پیوند داشت و از سوی دیگر، به فرصت و فراغت شاهان صفوی باز میگشت كه هر دو مورد در زمان عباس اول بیشتر بود. دورهی اول حكومت صفوی - پیش از عباس اول - درگیریها و نابسامانیهای داخلی امكان و مجال زیادی برای فراغت توأم با اطمینان برای فرمانروایان صفوی فراه م نكرد. در دورهی دوم و پس از حكومت عباس اول نیز، در مقطع صفی و عباس دوم، كم و بیش این مسافرتها وجود داشت اما از دورهی شاه سلیمان، ظاهراً از میزان آن كاسته شد. داوری منابع دربارهی این دو پادشاه صفوی معرف چهرههایی ناتوان و سست است كه فارغ از شرایط اجت ماعی، سیاسی و نظامی، كمتر فعالیت مهمی در بخشهای مختلف از خود نشان دادند.
توجه عباس اول به سفرهای زیارتی، به ویژه مشهد، از یك سو سنت زیارت را در جامعهی شیعهمذهب احیا و ترویج كرد و به وسیلهی ایجاد راهها و كاروانسراها امكان مسافرت برای گروههای محدودی از مردم را كه توان و فراغت لازم را داشتند فراهم ساخت و حتی موجب گرایش بر خی چهرههای سیاسی و نظامی به گوشهنشینی و خدمت در بارگاه امام رضاعلیه السلام شد۴۲ و، از سوی دیگر، موجب توسعه و تجهیز بارگاه امام رضاعلیه السلام و به طور كلی، خراسان گردید. به جز عمران و آبادی آرامگاه كه منابع از آن سخن به میان آوردهاند، وقف اموال و دارا ییها و همچنین آثار فرهنگی، چون كتاب، افزایش یافت.۴۳ این توجهات، خراسان را از قلمروی مرزی كه ثبات و ثروت در خوری نداشت رهانید. علاوه بر موضوع وقف مذهبی كه در زمان سفرهای زیارتی بیشتر میشد، توجه به علما و سادات و همچنین مستمندان و مساكین از مواردی بود كه فرمانروایان صفوی در حین انجام سفر اهتمام زیادی به آن داشتند.
در پایان این بخش مناسب است به بازتاب اهمیت بارگاه امام رضاعلیه السلام و زیارت آن مكان در اشعار محتشم كاشانی توجه شود كه آن را برابر با سفر حج میداند:
اگر یكی مانع نباشد گویم این بیت الحرام
نیست در حرمت سرمویی كم از بیت الحرام
گر به قدر اجر بخشی دوستان را منزلت
باشد از یك تن سراسر روضه دارالسلام۴۴
□□□
آن كه سایند از برای رخصت طوق درش
سروران برخاك پای حاجبان او، جبین
آن كه بوسند از شرف تا دامن آخر زمان
پاشاهان، آستان روبان او را آستین۴۵
□□□
جان فدای مشهد پاكت كه پنداری به آن
كرده است آب و هوا از روضه خلد انتقال
هم فضایش یار با نزهت ز فرط خرمی
هم هوایش دال بر صحت زعین اعتدال۴۶
□□□
سنگ رحمت در ترازوی شفاعت چون نهی
آید از كاهی سبكتر، كوه عصیان همه
كارم آن گه راست كن شاها، كه از بار گناه
پشت طاقت خم كند شاهین میزان همه
بر قد آن مرقد پر نور خواهم جان فشاند
ای فدای مرقدت جان من و جان همه
هر كه جان خویش در راه تو میسازد نثار
تا ابد باقی به مهر توست با جانش چه كار۴۷
نویسنده:محمدعلی رنجبر
پینوشتها:
۱. استادیار دانشگاه یزد.
۲. اسكندر بیگ منشی، تاریخ عالم آرای عباسی، تصحیح دكتر رضوانی، ج ۱، ص ۵۷ - ۵۹؛ ولی قلی بن داود قلی، قصص خاقانی، ص ۴۱ -۴۲، قابل ذكر است كه فرمانروایان تیموری سنیمذهب نیز زیارت آرامگاه امام رضاعلیه السلام را به جای میآوردند. چنان كه شاهرخ تیموری در اواس ط سال ۸۲۰ از هرات عازم زیارت مشهد شد. «شرایط زیارت به جای آورده، قندیلی از سه هزار مثقال به وزن طلا كه به حسن رضا و ارادت ساخته و پرداخته بود فرمود كه در سر مرقد مطهر آن آویختند و چهارباغ و سرایی در جانب شرقی روضهی آنجانب طرح انداخته» شد. ر.ك: شرف خان بدلیسی، شرفنامه، تصحیح ولادیمیر زرنوف، ج ۲، ص ۸۱ - ۸۲.
۳. اسكندر بیگ منشی، همان، ج ۱، ص ۵۷ - ۵۹.
۴. محمود بن هدایت اللَّه نطنزی، نقاوهٔ الآثار فی ذكر الاخیار، به اهتمام احسان اشراقی، ص ۱۳.
۵. اسكندر بیگ منشی، همان، ص ۸۸ - ۸۹.
۶. قاضی احمد غفاری قزوینی، تاریخ جهانآرا، تصحیح مجتبی مینوی، ص ۲۸۷.
۷. همان، ص ۲۹۶.
۸. قاضی احمد قمی، خلاصهٔ التواریخ، ج ۱، ص ۴۳۰ - ۴۳۱.
۹. ولی قلی بن داود قلی، قصص خاقانی، ص ۷۳، محمود بن هدایت اللَّه نطنزی، همان، ص ۲۶ - ۲۷.
۱۰. اسكندر بیگ منشی، همان، ج ۲، ص ۶۲۷.
۱۱. محمود بن هدایت اللَّه نطنزی، همان، ص ۳۱۳.
۱۲. اسكندر بیگ منشی، همان، ص ۹۱۱ - ۹۱۲.
۱۳. ملا جلال الدین منجم، تاریخ عباسی یا روزنامهی ملا جلال، به كوشش سیف اللَّه وحیدنیا، ص ۱۷۱ - ۱۸۵.
۱۴. اسكندر بیگ منشی، همان، ص ۹۶۲.
۱۵. همان، ص ۹۴۹ و ملا جلال الدین منجم، همان، ص ۱۹۴. اشاره به سفر سال ۱۰۰۹ نیز شده كه از راه سنا و ابیورد صورت گرفته است. ر.ك: اسكندر بیگ منشی، همان، ص ۹۷۵، این سفر همان سفر معروف با پای پیاده نیز دانسته شده است. ر.ك: ولی قلی بن داود قلی، قصص خاقانی، ص ۱ ۸۳ - ۱۸۴.
۱۶. نصراللَّه فلسفی، زندگانی شاه عباس اول، ج ۳، ص ۸۵۹.
۱۷. ملا جلال الدین منجم، همان، ص ۲۰۶ - ۲۰۷، نصراللَّه فلسفی، همان، ص ۸۶۳ - ۸۶۴ و اسكندر بیگ منشی، همان، ص ۹۸۳ - ۹۸۴.
۱۸. ملا جلال الدین منجم، همان، ص ۲۳۸ - ۲۳۹.
۱۹. اسكندر بیگ منشی، همان، ص ۱۰۱۷.
۲۰. ملا جلال الدین منجم، همان، ص ۲۳۲.
۲۱. اسكندر بیگ منشی، همان، ص ۱۴۰۸ - ۱۴۰۹.
۲۲. ملا جلال الدین منجم، همان، ص ۳۲۶ - ۳۲۷.
۲۳. همان، ص ۳۲۸.
۲۴. اسكندر بیگ منشی، همان، ص ۱۴۰۸ - ۱۴۰۹.
۲۵. همان، ج ۳، ص ۱۵۷۸ - ۱۵۷۹.
۲۶. نصراللَّه فلسفی، همان، ص ۸۶۵.
۲۷. اسكندر بیگ منشی، همان، ج ۳، ص ۱۶۷۹، به كوتاهی به سفر سال ۱۰۱۲ نیز اشاره شده است.
۲۸. همان، ج ۲، ص ۶۴۵.
۲۹. همان، ص ۶۷۹ - ۶۹۸ و محمود بن هدایت اللَّه نطنزی، همان، ص ۳۹۷.
۳۰. همان، ج ۲، ص ۸۲۲.
۳۱. همان، ص ۱۱۵۷.
۳۲. ملا جلال الدین منجم، همان، ص ۳۰۱.
۳۳. اسكندر بیگ منشی، همان، ج ۲، ص ۱۱۵۸.
۳۴. همان، ص ۱۲۳۷ و ۱۲۴۴ - ۱۲۴۶ و ملا جلال الدین منجم، همان، ص ۳۲۶.
۳۵. ملا جلال الدین منجم، همان، ص ۳۶۷ - ۳۶۸.
۳۶. همان، ص ۴۲۳ - ۴۲۴.
۳۷. همان.
۳۸. اسكندر بیگ منشی، همان، ص ۱۳۹۹ و ۱۴۳۵ و ج ۳، ص ۱۵۲۰.
۳۹. محمد معصوم خواجگی، خلاصهٔ السیر، ص ۱۰۶.
۴۰. همان، ص ۲۳۳ - ۲۳۴.
۴۱. ولی قلی بن داود قلی، همان، ص ۳۲۵ - ۳۲۶.
۴۲. اسكندر بیگ منشی، همان، ص ۹۶۲، ۱۱۵۸.
۴۳. نصراللَّه فلسفی، همان، ص ۸۷۸ - ۸۸۱، موارد متعددی از موقوفات به آرامگاه امام رضاعلیه السلام را یادآور میشود.
۴۴. محتشم كاشانی، هفت دیوان محتشم كاشانی، تصحیح نوایی و صدری، ج ۱، ص ۲۹۷.
۴۵. همان، ص ۳۱۸.
۴۶. همان، ص ۳۲۴.
۴۷. همان، ص ۳۲۱.
منابع:
- بدلیسی، شرف خان، شرفنامه، تصحیح ولادیمیر زرنوف، ج ۲ (تهران، انتشارات اساطیر، ۱۳۷۷).
- خواجگی، محمد معصوم، خلاصهٔ السیر (تهران، انتشارات علمی، ۱۳۶۸).
- فلسفی، نصراللَّه، زندگانی شاه عباس اول، ج ۳ (تهران، انتشارات علمی، ۱۳۶۹).
- قزوینی، قاضی احمد غفاری، تاریخ جهانآرا، تصحیح مجتبی مینوی (تهران، حافظ، ۱۳۴۳).
- قمی، قاضی احمد، خلاصهٔ التواریخ، تصحیح احسان اشراقی (تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۵۹)
- كاشانی، محتشم، هفت دیوان محتشم كاشانی، تصحیح نوایی و صدری (تهران، میراث مكتوب، ۱۳۸۰ ش).
- منجم، ملا جلال الدین، تاریخ عباسی یا روزنامهی ملا جلال، به كوشش سیف اللَّه وحیدنیا، (تهران، انتشارات وحید، ۱۳۶۶).
- منشی، اسكندربیگ، تاریخ عالم آرای عباسی، تصحیح دكتر رضوانی، ج ۱ (تهران، دنیای كتاب، ۱۳۷۷).
- نطنزی، محمود بن هدایت اللَّه، نقاوهٔ الآثار فی ذكر الاخیار، به اهتمام احسان اشراقی (تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۳).
- ولی قلی بن داود قلی، قصص خاقانی، تصحیح سید حسن سادات ناصری (تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۷۱ ش).
منبع:فصلنامه تاریخ اسلام ،شماره ۱۶
پینوشتها:
۱. استادیار دانشگاه یزد.
۲. اسكندر بیگ منشی، تاریخ عالم آرای عباسی، تصحیح دكتر رضوانی، ج ۱، ص ۵۷ - ۵۹؛ ولی قلی بن داود قلی، قصص خاقانی، ص ۴۱ -۴۲، قابل ذكر است كه فرمانروایان تیموری سنیمذهب نیز زیارت آرامگاه امام رضاعلیه السلام را به جای میآوردند. چنان كه شاهرخ تیموری در اواس ط سال ۸۲۰ از هرات عازم زیارت مشهد شد. «شرایط زیارت به جای آورده، قندیلی از سه هزار مثقال به وزن طلا كه به حسن رضا و ارادت ساخته و پرداخته بود فرمود كه در سر مرقد مطهر آن آویختند و چهارباغ و سرایی در جانب شرقی روضهی آنجانب طرح انداخته» شد. ر.ك: شرف خان بدلیسی، شرفنامه، تصحیح ولادیمیر زرنوف، ج ۲، ص ۸۱ - ۸۲.
۳. اسكندر بیگ منشی، همان، ج ۱، ص ۵۷ - ۵۹.
۴. محمود بن هدایت اللَّه نطنزی، نقاوهٔ الآثار فی ذكر الاخیار، به اهتمام احسان اشراقی، ص ۱۳.
۵. اسكندر بیگ منشی، همان، ص ۸۸ - ۸۹.
۶. قاضی احمد غفاری قزوینی، تاریخ جهانآرا، تصحیح مجتبی مینوی، ص ۲۸۷.
۷. همان، ص ۲۹۶.
۸. قاضی احمد قمی، خلاصهٔ التواریخ، ج ۱، ص ۴۳۰ - ۴۳۱.
۹. ولی قلی بن داود قلی، قصص خاقانی، ص ۷۳، محمود بن هدایت اللَّه نطنزی، همان، ص ۲۶ - ۲۷.
۱۰. اسكندر بیگ منشی، همان، ج ۲، ص ۶۲۷.
۱۱. محمود بن هدایت اللَّه نطنزی، همان، ص ۳۱۳.
۱۲. اسكندر بیگ منشی، همان، ص ۹۱۱ - ۹۱۲.
۱۳. ملا جلال الدین منجم، تاریخ عباسی یا روزنامهی ملا جلال، به كوشش سیف اللَّه وحیدنیا، ص ۱۷۱ - ۱۸۵.
۱۴. اسكندر بیگ منشی، همان، ص ۹۶۲.
۱۵. همان، ص ۹۴۹ و ملا جلال الدین منجم، همان، ص ۱۹۴. اشاره به سفر سال ۱۰۰۹ نیز شده كه از راه سنا و ابیورد صورت گرفته است. ر.ك: اسكندر بیگ منشی، همان، ص ۹۷۵، این سفر همان سفر معروف با پای پیاده نیز دانسته شده است. ر.ك: ولی قلی بن داود قلی، قصص خاقانی، ص ۱ ۸۳ - ۱۸۴.
۱۶. نصراللَّه فلسفی، زندگانی شاه عباس اول، ج ۳، ص ۸۵۹.
۱۷. ملا جلال الدین منجم، همان، ص ۲۰۶ - ۲۰۷، نصراللَّه فلسفی، همان، ص ۸۶۳ - ۸۶۴ و اسكندر بیگ منشی، همان، ص ۹۸۳ - ۹۸۴.
۱۸. ملا جلال الدین منجم، همان، ص ۲۳۸ - ۲۳۹.
۱۹. اسكندر بیگ منشی، همان، ص ۱۰۱۷.
۲۰. ملا جلال الدین منجم، همان، ص ۲۳۲.
۲۱. اسكندر بیگ منشی، همان، ص ۱۴۰۸ - ۱۴۰۹.
۲۲. ملا جلال الدین منجم، همان، ص ۳۲۶ - ۳۲۷.
۲۳. همان، ص ۳۲۸.
۲۴. اسكندر بیگ منشی، همان، ص ۱۴۰۸ - ۱۴۰۹.
۲۵. همان، ج ۳، ص ۱۵۷۸ - ۱۵۷۹.
۲۶. نصراللَّه فلسفی، همان، ص ۸۶۵.
۲۷. اسكندر بیگ منشی، همان، ج ۳، ص ۱۶۷۹، به كوتاهی به سفر سال ۱۰۱۲ نیز اشاره شده است.
۲۸. همان، ج ۲، ص ۶۴۵.
۲۹. همان، ص ۶۷۹ - ۶۹۸ و محمود بن هدایت اللَّه نطنزی، همان، ص ۳۹۷.
۳۰. همان، ج ۲، ص ۸۲۲.
۳۱. همان، ص ۱۱۵۷.
۳۲. ملا جلال الدین منجم، همان، ص ۳۰۱.
۳۳. اسكندر بیگ منشی، همان، ج ۲، ص ۱۱۵۸.
۳۴. همان، ص ۱۲۳۷ و ۱۲۴۴ - ۱۲۴۶ و ملا جلال الدین منجم، همان، ص ۳۲۶.
۳۵. ملا جلال الدین منجم، همان، ص ۳۶۷ - ۳۶۸.
۳۶. همان، ص ۴۲۳ - ۴۲۴.
۳۷. همان.
۳۸. اسكندر بیگ منشی، همان، ص ۱۳۹۹ و ۱۴۳۵ و ج ۳، ص ۱۵۲۰.
۳۹. محمد معصوم خواجگی، خلاصهٔ السیر، ص ۱۰۶.
۴۰. همان، ص ۲۳۳ - ۲۳۴.
۴۱. ولی قلی بن داود قلی، همان، ص ۳۲۵ - ۳۲۶.
۴۲. اسكندر بیگ منشی، همان، ص ۹۶۲، ۱۱۵۸.
۴۳. نصراللَّه فلسفی، همان، ص ۸۷۸ - ۸۸۱، موارد متعددی از موقوفات به آرامگاه امام رضاعلیه السلام را یادآور میشود.
۴۴. محتشم كاشانی، هفت دیوان محتشم كاشانی، تصحیح نوایی و صدری، ج ۱، ص ۲۹۷.
۴۵. همان، ص ۳۱۸.
۴۶. همان، ص ۳۲۴.
۴۷. همان، ص ۳۲۱.
منابع:
- بدلیسی، شرف خان، شرفنامه، تصحیح ولادیمیر زرنوف، ج ۲ (تهران، انتشارات اساطیر، ۱۳۷۷).
- خواجگی، محمد معصوم، خلاصهٔ السیر (تهران، انتشارات علمی، ۱۳۶۸).
- فلسفی، نصراللَّه، زندگانی شاه عباس اول، ج ۳ (تهران، انتشارات علمی، ۱۳۶۹).
- قزوینی، قاضی احمد غفاری، تاریخ جهانآرا، تصحیح مجتبی مینوی (تهران، حافظ، ۱۳۴۳).
- قمی، قاضی احمد، خلاصهٔ التواریخ، تصحیح احسان اشراقی (تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۵۹)
- كاشانی، محتشم، هفت دیوان محتشم كاشانی، تصحیح نوایی و صدری (تهران، میراث مكتوب، ۱۳۸۰ ش).
- منجم، ملا جلال الدین، تاریخ عباسی یا روزنامهی ملا جلال، به كوشش سیف اللَّه وحیدنیا، (تهران، انتشارات وحید، ۱۳۶۶).
- منشی، اسكندربیگ، تاریخ عالم آرای عباسی، تصحیح دكتر رضوانی، ج ۱ (تهران، دنیای كتاب، ۱۳۷۷).
- نطنزی، محمود بن هدایت اللَّه، نقاوهٔ الآثار فی ذكر الاخیار، به اهتمام احسان اشراقی (تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۳).
- ولی قلی بن داود قلی، قصص خاقانی، تصحیح سید حسن سادات ناصری (تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۷۱ ش).
منبع:فصلنامه تاریخ اسلام ،شماره ۱۶
منبع : خبرگزاری فارس
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست