چهارشنبه, ۸ اسفند, ۱۴۰۳ / 26 February, 2025
مجله ویستا
در اردوی تیم ملی چه گذشت؟

در ورزشگاه بوكیت جلیل آسمان هم به حال ما می گریست؛ كره ای های شادمان و خوش شانس پایكوبی می كردند و تماشاگران این تیم هم در این جشن سهیم بودند اما تماشاگران ایرانی مات و مبهوت ایستاده بودند و انگار رمق نداشتند برای تیم خود كه ۱۲۰ دقیقه جنگیده بود و تیم برتر زمین بود كف بزنند.
در چنین فضایی بغض چند بازیكن تركید؛ اول آندرانیك تیموریان بود كه زیرباران دراز كشید و همان صحنه ای را مقابل ما ساخت كه پیش از این از خود او در ورزشگاه لایپزیگ دیده شده بود. آندرانیك اشك می ریخت و لابد ته دلش به بخت بد خودش لعنت می فرستاد. دومین تجربه تلخ زندگی فوتبالی آندو چه زود رقم خورد. آندرانیك روی زمین افتاده و نكته جالب اینجاست كه رحمان رضایی با صورتی خیس اشك بالای سرش می آید و می گوید: «آندو جان بلند شو! خسته نباشی، همه چیز تمام شد» و بغضش می تركد و آندو را در آغوش می گیرد و های های ...! لابد رحمان هم پیش خود فكر می كند كه چرا تقدیر اینگونه رقم خورد تا بازی آخر ملی اش، غمبار و تلخ باشد. رحمان كه خاطرات تلخ و شیرین فراوانی با پیراهن شماره ۵ تیم ملی داشت، حتماً دوست نداشت كه با شكست از تیم ملی كنار برود اما تقدیر اینگونه رقم خورده بود.
رحمان و آندو سرشان پایین است و از كنار وحید هاشمیان و رسول خطیبی رد می شوند كه رسول هم نفسش بند آمده و در حالی كه دست های وحید را زیر شانه اش ستون می بیند، هق، هق می زند و مدام می گوید: «شرمنده ام... شرمنده ام!»
رحمان و آندو دم در رختكن هستند كه جواد كاظمیان هم به جمع آنها اضافه می شود. جواد بیشتر از همه غصه می خورد و مثل ابر بهاری می بارد. البته جواد اعتراض هم دارد: «بی وجدان حق مرا خورد. باید فیكس بازی می كردم. هیچ وقت تااین حد پرانرژی وباانگیزه نبودم، حق مراخورد،حق مراخورد و ...!»
البته هستند بازیكنانی كه پس از این شكست ژست حق به جانب گرفته اند و علی رغم چهره غمگین، ته دلشان می خندند؛ چون بازی نكرده اند و با این نتیجه جدایی امیر قلعه نویی را محتمل می دانند.
آنها ورزشگاه را ترك می كنند و تا آخر شب هیچ كس از اتاقش بیرون نمی آید تا صبح كه سر میز صبحانه بازیكنان با چشم های پف كرده حاضر می شوند. قلعه نویی با دكتر نصیری و چندنفر دیگر سر یك میز نشسته و هنوز اخم هایش را باز نكرده و جواب سلام هیچ كس را هم نمی دهد؛ حتی آنها كه خوب بازی كرده اند. بعد از صبحانه، عده ای شاد و خندان به بازار می روند تا سوغات بخرند و آنهایی كه در ورزشگاه بوكیت جلیل می گریستند، ترجیح می دهند تا آخر شب در هتل بمانند و در خلوت به رؤیای از دست رفته قهرمانی فكر كنند.
جواد حسینی
منبع : روزنامه ایران ورزشی
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست