چهارشنبه, ۳۰ خرداد, ۱۴۰۳ / 19 June, 2024
مجله ویستا

شخصیتی فرهنگی و سیاسی


شخصیتی فرهنگی و سیاسی
ریاست مجلس هفتم همانند سایر مشخصات این مجلس از جهات بسیاری با ادوار دیگر مجلس شورای اسلامی فرق دارد و متفاوت است. مجلسی که از دل آینده نگری راست گرایان درآمد و شاید پیش زمینه ای شد برای آنچه در سوم تیر ۸۴ اتفاق افتاد. نشستن شخصیتی فرهنگی بر صدر مجلس هفتم، نخستین تفاوتی بود که این دوره مجلس نسبت به دیگر دوره ها داشت. دکتر غلامعلی حدادعادل یکی از اهالی فرهنگ و ادب که تا قبل از کاندیداتوری اش برای انتخابات مجلس هفتم، بیشتر چهره فرهنگی او شاخص بود در نخستین حضور جدی خود در عرصه سیاست بر کرسی ریاست مجلس نشست تا چهره ممتازی برای نمایندگی اصولگرایان باشد.
حدادعادل رئیس و یکی از اعضای فرهنگستان زبان فارسی از اساتیدی در دانشگاه بود که تا پیش از منتخب مردم تهران شدن در مجلس هفتم رابطه بسیار نزدیکی با دانش آموخته های خود داشت و سعی داشت که به رغم داشتن وجهه ای متمایز از دیگر اساتید دانشگاه نزدیکی خود را با جامعه فرهنگی حفظ کند و بدین لحاظ از خود چهره ای عمومی در جامعه نشان داده بود. او که برادرش از شهدای جنگ تحمیلی است، پس از پیروزی انقلاب همواره به عنوان یک شخصیت فرهنگی که علاقه وافری به شعر و ادبیات داشته در صحنه های مختلف اجتماعی - فرهنگی حضور داشته و گاه مسوولیت هایی را در زمینه های فرهنگی برعهده گرفته است. اما در آستانه مجلس هفتم پس از زمزمه هایی که درباره حضور او در انتخابات شنیده شد، جامعه با چهره ای دیگر از این استاد دانشگاه روبه رو شد. حدادعادل در کسوت یک سیاستمدار آن هم با برچسب جناح راست تحت عنوان اصولگرا وارد گود انتخابات شد و وجه دیگری از نمای زندگی خود را به منصه آزمایش گذاشت.
از آنجا که ریشه اصالت ما ایرانیان به فرهنگ و ادبیات برمی گردد، نگاه مردم به اشخاص فرهنگی در هر زمینه ای نگاهی متمایز با دیگر مقوله ها است. این مساله را بارها در طول تاریخ آزموده و تجربه کرده ایم. بدین سبب استقبال خوبی که از حضور حدادعادل در انتخابات مجلس شد - هر چند که متاسفانه از آن بهره برداری جناحی شد - شاید بیشتر به همان ریشه اصالت فرهنگی جامعه ما برمی گشت. حدادعادل به لحاظ داشتن چهره ای معتبر در فرهنگ و ادب نظام جمهوری اسلامی بی گمان شاه کلید ورود اصولگرایان به دوره هفتم مجلس شورای اسلامی بود. اگر کمی دقت به ترکیب نماینده اصولگرا که فراکسیون اکثریت مجلس را دراختیار دارند، داشته باشیم خواهیم دید که کمتر چهره ای - و شاید هیچ چهره ای - به اندازه غلامعلی حدادعادل در سطح عموم جامعه شناخته شده و معتبر نبوده باشد. بی شک به همین خاطر بود که اصولگرایان متوجه شدند که می باید از این چهره معتبر حداکثر استفاده را کرد و در همین راستا بود که او را بر تخت ریاست مجلس نشانده تا به نوعی این پیام را از جانب خود صادر کرده باشند هر چند که در نزد جناح مخالف اندیشه ما به عنوان تفکری محافظه کار شناخته و معرفی می شود اما ما بر صدر مجلس خود شخصیتی فرهنگی و ممتازی همچون استاد حدادعادل داریم.
اما همان طور که در طول تاریخ آزموده شده، ورود شخصیت های فرهنگی به ورطه سیاست نمی تواند در ادامه فعالیت های آنها باشد و این خطر وجود دارد که به شاخصه های فرهنگی شان خدشه وارد شود. زیرا سیاست در دنیای مدرن حزبی است و حزبی بودن یعنی جدایی از عموم مردم. شاید این مساله در مورد رئیس فعلی مجلس هم صادق باشد. او که روزگاری می توانست با توجه به پایه استادی اش در دانشگاه با تمام آحاد فکری جامعه در تماس باشد و به نوعی با آنها همنشینی و تبادلات فکری داشته باشد، اکنون فقط در اختیار اندیشه ای خاص در بین گروه های مختلف و متعدد سیاسی قرار دارد. همچنین گرفتار شدن در وادی سیاست شاید او را از فضای مطبوع فرهنگی - ادبی که شاید نصیب هر کسی نشود دور کرده است و موجب شده تا جامعه به چهره سیاسی وی خو کرده و در آینده او را به عنوان شخصیتی سیاسی در نظر داشته باشند.
نکته ای که در طی هفته ها و روز های اخیر درباره حداد عادل در محافل مختلف مطرح بوده آن است که احتمال کاندیداتوری او به عنوان نماینده اصولگرایان در انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری از هم اکنون بر سر زبان ها افتاده و موجب شده تا ادامه حیات سیاسی این شخصیت فرهنگی به نوعی مشخص شود. این مساله شاید بدین خاطر اینقدر زود از سوی اصولگرایان مطرح شده که آنها شاید متوجه متزلزل شدن موقعیت خود در سطح جامعه شده و با مطرح کردن نام غلامعلی حداد عادل به عنوان کاندیدای خود می خواهند کفه برتری حضور در صحنه را به نفع خود سنگین کنند. اما چیزی که مهم است آن است که شخصیت هایی همچون حداد عادل باید به موقعیت خود توجه داشته و با سنجش تمام زوایای موجود اقدام به اجرا کردن هر تصمیمی کنند.
علیرضا فراهانی
منبع : روزنامه اعتماد