پنجشنبه, ۲۸ تیر, ۱۴۰۳ / 18 July, 2024
مجله ویستا

دولت و توسعه فناوری ارتباطات و اطلاعات


دولت و توسعه فناوری ارتباطات و اطلاعات
رشد و توسعة ارتباطات و فناوری اطلاعات، و بررسی زمینه‌های اجتماعی و بنیان‌های فرهنگی آن به طور کلی، و بررسی و تحلیل موانع ساختاری آن به طور خاص و ارائه راهکارهایی برای بهبود شرایط و برنامه‌ریزی آینده، موضوع این مقاله را تشکیل می‌دهد.
در بخش نخست و به اجمال، بنیان فرهنگی و اجتماعی رشد و توسعة علم و فناوری، به ویژه فناوری اطلاعات توضیح داده شده است. در بخش دوم توسعه و کاربرد فناوری ارتباطات و اطلاعات در ایران به عنوان الگویی برای تحلیل موضوع مورد نظر قرار گرفته است. در این بخش ابتدا با نگاهی به سابقة موضوع اهداف و محورهای اصلی این برنامه که از سال ۱۳۸۱ آغاز شده است و نیز اقدامات و فعالیت‌های مربوط به آن، و دیگر تحولات جاری در عرصة ارتباطات و فناوری اطلاعات ایران توصیف و بررسی شده است.
در بخش سوم، شکاف نظر و عمل در برنامه‌ریزی، اقدامات و آنچه که در واقعیت می‌گذرد، با توجه به موانع چندگانة پیش روی دولت برای حرکت به سوی جامعة مبتنی بر اطلاعات و دانش مورد تحلیل قرار گرفته است.
در بخش چهارم، مشکل و مانعی به نام دیوانسالاری و گسترش فناوری ارتباطات و اطلاعات لحاظ و مورد بحث واقع شده است. دیوانسالاری و خصلت‌های آن معرفی و چرایی مانعی به نام دیوانسالاری به عنوان یک ساختار محافظه‌کار و غیرمنعطف در جلوگیری از بروز و ظهور نوآوری‌ها، تغییرات و اصلاحات دولتی مورد توجه واقع شده است.
در بخش پایانی، ضمن جمع‌بندی و مروری اجمالی بر موضوع، دو راهبرد کلان برای عبور از موانع دیوانسالاری برای نوسازی و اصلاحات دولتی و اجتماعی و به کارگیری روش‌های علمی و رویه‌های کارشناسی و خردمندانه‌تر برای اجتماعی کردن و به کارگیری الگوهای توسعه و سیستم‌ها و فناوری‌های نوین از جمله فناوری ارتباطات و اطلاعات معرفی و توصیه شده است.
● بنیان‌های رشد و توسعة فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات
پذیرش و نهادینه شدن علم و فناوری در جوامع بشری را باید در پیوند علم و تکنولوژی با زندگی و فرهنگ و دیگر نیازها و گرایش‌های معنوی بشری و یک جامعه جستجو کرد. با این رویکرد عنصر اصلی نهادینه شدن و اجتماعی شدن پدیده‌های علمی و تکنولوژیک در جوامع پیشرفتة صنعتی، بدون شک در پیوند بین الگوهای تولید و توسعة دانش و فناوری با نیازها و شرایط فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی این جوامع دانست. از این رو امروزه کمتر فناوری را می‌توان معرفی کرد که مستقل از فرآیند مدرن‌سازی و الگوهای غربی در کشورهای مختلف رشد و توسعه یافته باشد. از منظری دیگر تجربه نشان داده است که کشورهای صنعتی در تولید دانش فنی و ارائه آن و نیز ترویج و توسعة فناوری موفق بوده‌اند، و حتی توانسته‌اند جوامع خود را در راه رسیدن به توسعه مبتنی بر علم و فناوری، در شرایط سخت و پیچیدة اقتصادی و اجتماعی تحقق بخشند. به طور مثال در قرن نوزده و اوایل قرن بیستم، کشورهایی نظیر آمریکا، آلمان و انگلستان در ترویج توسعة کشاورزی مدرن و توسعة صنعتی به نحوی شایسته و موفق عمل کردند. به نظر می‌رسد این موفقیت در کشورهای مورد اشاره و کشورهای نظیر، مرهون پیوند میان الگوهای توسعه با نیازها و خاستگاه جامعه و همکاری و پشتیبانی مراکز علمی، در خلق دانش و همکاری لایه‌های مختلف اجتماعی و نهادهای جامعه در انتقال آن بوده است.
بنابراین علم و فناوری که از دهة ۱۹۸۰، بیشتر در ارتباط با یکدیگر به کار می‌روند و با هم معنای کامل‌تری می‌یابند. برای رشد، توسعه و نوآوری به محیط اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی خود، یعنی جایی که در آن خلق و اشاعه یافته‌اند وابسته است.
پایا (۱۳۸۵) در مقالة ترویج علم در جامعه: چیستی، چرایی و چگونگی می‌گوید: علم در عام‌ترین معنای خود، نوعی معرفت عمومی و تا حدّ زیادی متکی به ارزش‌های فرهنگی جامعه است. توجه به این نکته که علم در ظرف و در زمینة فرهنگ جای گرفته و مستقر است، راه را برای بسط ظرفی جهت رشد آن و دعوت از افراد برای تحقیق دربارة آن مهیّا می‌کند. در این میان فناوری‌های ارتباطات و اطلاعات به مانند اسلاف علمی و تکنولوژیک، بلکه در مقیاس وسیع‌تر و بیش از آنها با بافت اجتماعی، ریشه‌های فرهنگی و تاریخی و شرایط اقتصادی- اجتماعی پیوند و وابستگی دارد. علاوه بر این ویژگی متمایز و بارز فناوری‌های ارتباطات و اطلاعات نسبت به دیگر فناوری‌ها به ویژه فناوری‌های دورة صنعتی این است که این فناوری‌ها و ظرفیت‌های برآمده از آن الگوهای جدیدی از رفتار و ساختار اجتماعی ارائه و به عنوان یک مدل می‌تواند پیوندها و روابط انسان‌ها، ملت‌ها و ادیان را باز تعریف کند. (۱)
در چنین شرایطی، انتقال خردمندانة دانش و تکنولوژی، به کارگیری الگوهای نزدیک به شرایط اجتماعی و فرهنگی جامعه، بومی‌سازی دانش و فناوری و همچنین به کارگیری الگوهای توسعه‌ای و اتخاذ راهبردها و راهکارهایی برای کاهش و یا از بین بردن موانع ساختاری، اجتماعی، ذهنی و فرهنگی رشد و توسعة فناوری به طور عام و فناوری اطلاعات به طور خاص ضروری می‌نماید.
● توسعه و به کارگیری فناوری ارتباطات و اطلاعات در ایران؛ الگویی برای تحلیل
همزمان با رشد و گسترش شتابان فناوری ارتباطات و اطلاعات و توسعة اینترنت در جهان، و پس از نزدیک به دو دهه مطالعه، برنامه‌ریزی و اقدام در زمینة ارتباطات و فناوری‌های جدید اطلاعاتی، و تلاشهای متخصصان در عرصة مهندسی الکترونیک، مخابرات، رایانه، ایران نیز به مانند دیگر کشورها تلاش گسترده‌ای برای ایجاد موقعیت در فضای جدید جهانی آغاز کرده است. برنامه‌ریزی و تجارب کشور در پروژه‌های پیشتاز این حوزه نظیر «پروژة ایجاد و گسترش فیبرنوری»، به عنوان زیرساخت اصلی رشد و گسترش فناوری ارتباطات و اطلاعات، و «پروژة تجارت الکترونیک» به عنوان پروژه‌ای کاربردی و نرم‌افزاری در برنامة دوم توسعة اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور، به ویژه برنامة توسعة کاربری فناوری ارتباطات و اطلاعات از جمله اقدامات الگو و اساسی در کشور دربارة ارتباطات و فناوری اطلاعات به شمار می‌رود.
برنامة توسعه و کاربری فناوری ارتباطات و اطلاعات ایران (تکفا) از تیرماه سال ۱۳۸۱ در قالب قانون بودجة ۱۳۸۱ کل کشور و با تصویب آیین‌‌نامه اجرائی آن در سال ۱۳۸۲، در قالب تصویب‌نامة هیأت وزیران به سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی، دبیرخانة شورای عالی اطلاع‌رسانی و کلیة دستگاه‌های اجرائی کشور به منظور گسترشِ کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در کشور آغاز گردید. (۲)
در ماده یک تصویب نامة هیأت وزیران، هدف‌های برنامه توسعة فناوری ارتباطات و اطلاعات کشور مورد تأکید قرار گرفته است که عبارتند از:
الف) گسترش نظام‌مند فناوری ارتباطات و اطلاعات (ICT) جهت تحقق اقتصاد دانائی محور در راستای توسعة پایدار ملی
ب) توسعة منابع انسانی به عنوان اولویت راهبردی توسعه ICT در راستای ایجاد اشتغال ارزش افزا
ج) توسعة فرهنگی و تقویت محیط و فضای همه افزایی ملی
د) انجام تمهیدات زیرساختی توسعة ICT شامل شبکة دسترسی، امنیت، قوانین و مقررات، منابع و تسهیلات
▪ توسعة زمینه‌ها و فرصت‌ها جهت تحرک‌بخش خصوصی به عنوان محور کلیدی و راهبردی توسعة ICT
علاوه بر اهداف مورد اشاره، در مادة ۳ این تصویب‌نامه، محورها و برنامه‌های هفت‌گانه زیر به عنوان اولویت‌های برنامة عملیاتی فناوری ارتباطات و اطلاعات کشور اعلام می‌گردد.
الف) طرح دولت الکترونیکی (سیستم، شبکة مجازی، قانون و امنیت)
ب) طرح گسترش کاربرد فناوری ارتباطات و اطلاعات در آموزش و پرورش و توسعة مهارت دیجیتالی نیروی انسانی کشور
ج) طرح گسترش کاربرد فناوری ارتباطات و اطلاعات در آموزش عالی و بهداشت، درمان و آموزش و پزشکی
د) طرح کاربرد فناوری ارتباطات و اطلاعات در توسعة خدمات اجتماعی
ه) طرح کاربرد فناوری ارتباطات و اطلاعات در اقتصاد، بازرگانی و تجارت
و) طرح گسترش کاربرد فناوری ارتباطات و اطلاعات در قلمرو فرهنگ، و تقویت خط و زبان فارسی در محیط رایانه‌ای
ز) طرح توسعة واحدهای کوچک و متوسط SME فعال در فناوری ارتباطات و اطلاعات از طریق ایجاد مراکز رشد و پارک‌های فناوری
براساس این برنامة ملی و در قالب ۷ برنامة راهبردی که به آنها اشاره شد، ۱۱۰ پروژه کلیدی مطرح و پس از فراخوان همکاری دستگاه‌های اجرایی کشور، در سال ۱۳۸۱، ۲۵۰ پروژه، و در سالهای ۱۳۸۲ و ۱۳۸۳ تعداد این پروژه‌ها به حدود ۴۰۰ پروژه برای ۱۰۰ دستگاه اجرایی رسید.
هر چند از مجموع اعتبارهای ابلاغ شد برای تمامی پروژه‌ها، در گزارش‌های رسمی، صحبتی به میان نیامده است، اما در گزارش چکیده‌ها پروژه‌های کلیدی این طرح، در بخش مقدمه، اعتبارهای ابلاغ شده برای ۱۰۰ پروژه کلیدی براساس گزارش اعلام شده، مبلغ ۱۹۰۰ میلیارد ریال اعتبار بوده است. در همین گزارش اعلام شده است، این میزان اعتبار در مقایسه با مجموع کل اعتبارهای برنامة تکفا در ۳ سال اجرای این برنامه، جمعاً ۷۱ درصد از کل را در بر می‌گیرد.
از میان حدود ۱۰۰ پروژة کلیدی که با حمایت برنامة ملی توسعة کاربری فناوری ارتباطات و اطلاعات به اجرا درآمده است، ۳۱ پروژه به طور مستقیم به موضوع دولت الکترونیک، و ۲۵ پروژه به ایجاد و ارائه خدمات الکترونیک در زمینه‌های مختلف اقتصادی و اجتماعی پرداخته است. یعنی نیمی از پروژه‌ها به طور مستقیم در جهت کمک به ایجاد و توسعة دولت مبتنی بر فناوری‌ ارتباطات و اطلاعات اجرا شده است؛ و نیمی دیگر به طور غیرمستقیم در همین جهت طراحی و به اجرا درآمده‌اند. یادآور می‌شود و جالب اینکه در میان پروژه‌های طراحی و به اجرا درآمده فقط یک مورد، از این پروژه‌ها صرفاً ماهیت پژوهشی دارد و مابقی پروژه‌های جنبة اجرایی دارند.
● دیگر تحولات در عرصه ارتباطات و فناوری اطلاعات
ایران دارای بیش از ۲۱ میلیون و ۲۴۰ هزار تلفن ثابت و ۱۰ میلیون و ۵۰۰ هزار تلفن همراه است. ۸۶۴ شهر کشور از امکان ارتباط تلفنی برخوردار هستند. گسترش ۵۸ هزار کیلومتر فیبرنوری به عنوانی یکی از زیرساخت‌های کلیدی در شکل‌دهی و توسعة ارتباطات راه دور و فناوری‌های نوین اطلاعات، پی بستری مناسب برای تقویت شبکه مخابرای کشور به شمار می‌آیند.
تعداد رایانه که در سال ۱۹۹۴ حدود ۸۰۰ هزار رایانه بوده است، هم اکنون بالغ بر ۶ میلیون دستگاه است. ظرفیت اینترنت و شرکت های پشتیبان آن در کشور در حال گسترش است و هم اکنون بیش از ۸۶۴ شهر کشور متصل به شبکة انتقال اطلاعات هستند. ظرفیت شبکة انتقال اطلاعات از مرز ۱۰۶۰۰۰ هزار مگابایت عبور کرده است و شمار کاربران اینترنت که در سال ۱۹۹۴ از ۲۵۰ نفر فراتر نمی‌رفت، هم اکنون با رشدی شتابان رو به افزایش است، در سال ۲۰۰۳ این رقم به بیش از ۳ میلیون نفر، و در سال ۲۰۰۴ به ۵ میلیون نفر و هم اکنون (۲۰۰۶) به بیش از ۱۲ میلیون نفر رسیده است.
● ریشه‌ها و بسترهای فرهنگی و اجتماعی
رشد و گسترش زیرساخت‌های ارتباطی به ویژه ارتباطات راه دور، به ویژه پس از برنامة دوم توسعة اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، ورود و گسترش تلفن همراه و اینترنت طی دو دهة گذشته، در کنار این تحولات، استقبال نهادهای عمومی و دولتی و قشرهای مختلف جامعه به ویژه جامعه علمی، جوانان و زنان از این فناوریها و همچنین ظهور دیدگاه‌های نوین در عرصة فناوری‌های جدید اطلاعات و کاربردهای آن در سیاست‌گذاری‌های کلان و آینده‌نگر از جمله در سند چشم‌انداز کشور در افق ۲۰ ساله، زمینه‌ساز توجه همه جانبة دولت به اجرای برنامه‌هایی برای توسعة ارتباطات و فناوری اطلاعات به عنوان یک راهبرد کلیدی برای توسعه شد.
علاوه بر استقبال همگانی و اجتماعی از ارتباطات و فناوری اطلاعات، این فناوری‌ها با استقبال کم نظیر دستگاه‌های اجرایی و نهادهای عمومی مواجه و بخش خصوصی نیز با تمام توان در این عرصه نقش فعالانه‌ای ایفا کرده است.
جامعة ایرانی و یا حداقل بخش‌هایی از آن، که به هنگام ورود فناوری‌های نو مانند رادیو و تلویزیون مقاومت‌هاتی از خود نشان می‌داد. با روی کارآمدن تکنولوژی‌های جدید ارتباطی و اطلاعاتی حتی در سطح نهادهای ریشه‌دار فرهنگی و مذهبی به طور بی‌سابقه‌ای از دسترسی و بهره‌مندی از آن استقبال کرده‌اند.
● دولت و توسعة فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات: موانع پیش‌رو
در کشورهای در حال توسعه، به مانند دیگر کشورها، فناوری‌های ارتباطات و اطلاعات به طور عام و اینترنت و شبکة جهانی وب به طور خاص در حال گسترش است، اما افزایش بهره‌وری، کارآیی، اثربخشی، و سایر مزایای انقلاب فناوری اطلاعات به دلیل زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی، و همچنین نبود نگرش و مهارت‌های مورد نیاز که در مقدمه به اجمال توضیح داده شد، هنوز تحقق نیافته است. از این رو به نظر می‌رسد فناوری ارتباطات و اطلاعات در این دسته از کشورها عملاً به یک جریان اجتماعی تبدیل نشده است.
دولت نیز در کشورهای در حال توسعه به مانند دیگر بخش‌های اجتماعی، از چنین نتایجی پیروی می‌کند، یعنی مسئولیت برای پیشبرد مقاصد توسعه‌ای در حوزه علم و فناوری، در عین ناتوانی ساختاری، انسانی و نداشتن منابع و زیرساخت‌های نرم‌افزاری و اجتماعی.
این بار مسئولیت، از آنجا بر دوش دولت‌های جهان سوم سنگینی بیشتری می‌کند، که علاوه بر تلاشهایی که باید برای اصلاح و نوسازی درونی و یکپارچه‌سازی سیستم‌ها تولید و توزیع اطلاعات از طریق فناوری ارتباطات و اطلاعات به کار گیرند، می‌بایست در مقیاسی وسیع و بزرگ روندهای اجتماعی را تحت نظر داشته باشند و تسهیل کننده و تقویت کنندة زمینه‌ها و پی‌بسترهای انسانی، اجتماعی و فرهنگی برای توسعه کاربری فناوری‌های نوین اطلاعات در سطح جامعه باشند.
به عبارت دیگر، دولت در جهان سوم از یکسو می‌بایست به دنبال الکترونی کردن تصمیمات، قوانین، نقش‌ها و امور اجرایی دولت در ابعاد مدیریتی، برنامه‌ای و اجرایی باشد. از سوی دیگر که وجهی بیرونی و اجتماعی دارد، می‌‌باید به ترویج، هماهنگ‌سازی، اصلاح اهداف و فرایندها، بهبود خدمات مشاوره و تجدید ساختار در کنترل و نظارت امور اجتماعی و اقتصادی، و نهایتاً زمینه‌سازی برای افزایش دسترسی و بهره‌مندی مردم و نهادهای اجتماعی به ارتباطات و فناوری اطلاعات باشد.
موانع پیشرفت دولت و بخشهای دولتی در جامعة مبتنی بر اطلاعات و شبکه؛ به سه دسته اصلی «موانع زیرساختی و سخت‌افزاری»، «دانشی- مهارتی» و «فرهنگی و اجتماعی»، موانع مربوط به زیرساخت و پی‌بسترها: این دسته از موانع، سخت‌افزاری و زیرساختی هستند، و به پیشرفت در مهندسی مخابرات، الکترونیک، مهندسی کامپیوتر و ابزارهای مربوط به آن، و همچنین توانمندهای تخصصی و مهارت نیروهای انسانی در مدیریت، برنامه‌ریزی و اصلاح و بهبود سیستم‌ها و شبکه‌های ارتباطات و اطلاعات از جمله موارد زیرساختی، پایه و اساس به شمار می‌آید.
● موانع مربوط به دانش و مهارت‌ها:
سواد اطلاعاتی که مبتنی بر مهارت‌های مربوط به زبان و کامپیوتر است؛ هستة اصلی ورود به جامعه مبتنی بر اطلاعات است. درک عمیق و گستردة کارکنان، برنامه‌ریزان، کارشناسان و مدیران از ارزش‌ داده و اطلاعات در برنامه‌ریزی، نظارت و ارزیابی فعالیت‌ها، همچنین نداشتن مهارت‌های ضروری برای دسترسی و به کارگیری سیستم‌های اطلاعاتی، رایانه و اینترنت و دیگر ظرفیت‌های موجود بر روی شبکه‌ها، زمینه‌ساز عقب‌افتادگی یک سازمان، یک دولت و یا یک جامعه در مقایسه با دیگران است. چنین وضعیتی به آسانی یک چرخة معیوب را به وجود می‌آورد. در شرایط کنونی کارکنان، کارشناسان و مدیران، برای اطلاعات و دانش سامان‌یافته، ارزش در خوری قائل نیستند، و این به نوبة خود زمینه‌ای برای به روز نشدن و بی‌کیفیت شدن اطلاعات در یک سازمان یا نهاد اجتماعی می‌شود. این دو موضوع عامل اساسی بی‌توجهی به دانش و اطلاعات می‌شود، زیرا اطلاعات به دست آمده و موجود در سیستم‌ها، به دلیل «ارزش‌گذاری نشدن» و «کیفیت نداشتن»، در فرایند اصلاح و نوسازی سازمان‌ها اعم از دولتی، عمومی و خصوصی به کار گرفته نمی‌شود.
● موانع فرهنگی و اجتماعی:
دگرگونی اجتماعی برای افزایش کاربرد و استفاده از فناوری اطلاعات و ایفای نقش فعال در جامعة جهانی مبتنی بر اطلاعات هنگامی شکل خواهد گرفت که سیاستگذاران، تصمیم‌گیرندگان و مدیران عالی نگرش مثبت و انگیزش و درک کافی از نقش و کارکرد فناوری‌های ارتباطات و اطلاعات داشته باشند.
همچنین برای تحقق چنین هدفی، دانش، آمادگی، توانایی و مهارت کارکنان و کارشناسان بخش‌های نهادهای اداری، اجتماعی و اقتصادی، فرهنگی و آموزش ضروری است که به اجمال به بخشی از موانع مربوط به این گروه از بدنة اداری و اجرایی اشاره می‌شود.
▪ کارکنان؛ اگر نگرشی مثبت نداشته باشند و نیاز به اطلاعات و دانش را در پیشرفت جدی نگیرند، حداکثر در سطح افراد علاقمند و خنثی باقی می‌مانند، بنابراین آنها نه تنها عوامل مؤثر برای پیشبرد پروژه‌های توسعة فناوری اطلاعات نیستند. بلکه آمادگی پشتیبانی و ارائه خدمات در نظام مبتنی بر شبکه و اطلاعات را ندارند.
▪ کارشناسان؛ به دو دسته تقسیم می‌شوند:
الف) آنانی که سواد کامپیوتری و اطلاعاتی ندارند و از گسترش این فناوری و تغییرات حاصل از آن احساس خطر می‌کنند. در مقابل این جریان به طور ناخودآگاهانه می‌ایستند و به جای تقویت رویه‌های نوآورانه و فعالیت‌های کارشناسی و تصمیم‌سازی مبتنی بر اطلاعات بر روی شبکه، از روش‌های سنتی پیروی و همچنان آن رویه‌ها را تقویت می‌کند و در بلندمدت به موانع کلیدی درون سازمان برای نوآوری و اصلاح تبدیل می‌شوند.
ب) آن دسته از کارشناسی که سواد و مهارت نیمه حرفه‌ای و حرفه‌ای برای دسترسی و بهره‌مندی از رایانه و اینترنت را دارا هستند، سیستم‌های اطلاعاتی و کار با شبکه را می‌شناسند، اما دارای رویکردی هدفمند و نظامند نیستند. آن‌ها به جای ارتقای تلاش‌های گروهی و یکپارچة بیشتر، پاسخگوی دغدغه‌ها و کنجکاوی‌ها شخصی هستند تا مأموریت و دستور کار سازمان، به این ترتیب این دسته از کارشناسان به رغم داشتن برخی یا همة دانش و مهارت‌های مورد نیاز، هر گونه رویکرد یکپارچه‌سازی سازمان و برنامه‌ریزی و فعالیت مبتنی بر شبکه را تضعیف می‌کنند.
در چنین فضای فرهنگی و اجتماعی سازمانی «شکاف بین نگرش، دانش و مهارت»، زمینه‌ساز و شدت بخش «شکاف بین ساختارهای درون سازمان و شکاف میان یک سازمان با سازمان‌های مشابه» دیگر می‌شود. این همان شرایطی است که غلبه بر موانع برای پیشبرد پروژه‌های نوآورانه در عرصة فناوری‌ اطلاعات، رایانه‌ای کردن امور و شبکه‌ای و اطلاعاتی کردن تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی و مدیریت را سخت و دشوار می‌سازد.
در چنین وضعیتی به مدیران عالی توصیه می‌شود، علاوه بر شناخت دقیق محیطی که در آن زیست و مدیریت می‌کنند دو گام اساسی برای توسعه و کاربرد فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات برای اصلاح و نوسازی سازمان‌ها و افزایش نقش فعال آنها در جامعة اطلاعاتی بردارند:
▪ گام اول: خودکارسازی و ماشینی کردن اطلاعات برای بهبود فرایندهای اداری
▪ گام دوم: بهبود فرایندها و اقدام برای اصلاح نظام اداری و رویه‌ها افراد متخصص و دارای سواد و مهارت عالی و آموزش افراد برای ارتقای دانش و مهارت‌های اطلاعاتی آنان
توجه داشته باشیم این تحلیل متکی بر مهندسی مجدد در بخش‌های دولتی توسط دولت با استفاده و پشتیبانی ارتباطات و فناوری اطلاعات است.
در حالیکه در بازنگری و مهندسی مجدد نقش‌های دولت در پیشبرد جامعة مبتنی بر اطلاعات و در فضای گسترش یافتة فناوری ارتباطات و اطلاعات؛ کمک به اصلاح نگرش جامعه، ایجاد رغبت و علاقه به دسترسی و بهره‌مندی از شبکه‌های اطلاعاتی در اقتصاد، کار و تجارت، از جمله وظایف دولت به ویژه در کشورهایی نظیر ایران است. همچنین ایجاد ظرفیت، افزایش دانش، مهارت‌، و توانمندسازی افراد جامعه و حمایت و تقویت «نهادهای عمومی»، «بخش خصوصی» و «نهادهای مدنی» از راهبردهایی است که دولت می بایست در جهت تحقق آن برنامه‌ریزی و اقدامات گسترده، مؤثری را به انجام رساند.
● دولت و توسعة فناوری‌های ارتباطات و اطلاعات: از تصور تا واقعیت
همچنانکه اشاره شد، بیش از دو دهه است که راهبرد گسترش ارتباطات و فناوری اطلاعات در دستور کار دولت و نهادهای ارتباطی و تخصصی قرار گرفته است. در اثر این راهبردها و اقدامات مربوط به آن، فناوری‌های مخابراتی و الکترونیکی‌، رایانه‌ها و شبکه‌های انتقال اطلاعات؛ رشد و توسعة لازم را پیدا کرده‌اند. نزدیک به یک دهه است که مطالعه، برنامه‌ریزی و اقدامات برای افزایش کاربردهای فناوری ارتباطات و اطلاعات در عرصه‌های مختلف آموزش، پژوهش، فرهنگ، تجارت، بهداشت و درمان و مدیریت و برنامه‌ریزی با تکیه بر یافته‌ها و تجارب جهانی و ظرفیت‌های ملی با همکاری دولت، بخش خصوصی و نهادهای علمی و اجتماعی درحال پی‌گیری است.
طراحی و اجرای برنامة توسعة کاربری ارتباطات و فناوری اطلاعات (۱۳۸۱ تا ۱۳۸۴)، به عنوان طرح ملی و پیشتاز، محصول تلاشها و تجارب گذشته، توانایی‌ها و ظرفیت‌های کنونی جامعة ایران و زمینه‌ساز مطالعات و سیاستگذاری آینده‌نگر در برنامه‌ریزی و گسترش (ICT) در کشور به شمار می‌رود. تخصیص اعتبارات مناسب، حمایت همه جانبة دولت و نهادهای اجرایی از آن، و اجرای بیش از ۴۰۰ پروژه توسعه‌ای و اجرایی توسط بخش‌های دولتی، و غیردولتی، و استقبال مدیران عالی کشور از ویژگی‌ها و کارکردهای این طرح محسوب می‌شود. همچنین مشارکت‌ فعال ایران در اجلاس‌های بین‌المللی، به ویژه اجلاس های عالی ژنو و تونس دربارة جامعة اطلاعاتی (۲۰۰۳ - ۲۰۰۵) برای انتقال تجارب جهان و سازمان‌های بین‌المللی و تعامل با دیگر کشورها، نمایانگر همکاری و هماهنگی و وجود زمینه‌های مناسب برای ایفای نقش مؤثر سازمان‌های دولتی، و بخش غیردولتی برای گسترش فناوری‌های ارتباطات و اطلاعات جامعه با بهره‌گیری از تجربه‌های جهان و منطقه‌ای است.(۲)
به رغم سرمایه‌گذاری‌های نسبتاً کلان طی دو دهة گذشته، و به طور خاص برنامه‌ها و اقدامات دولت از سال ۱۳۸۱ به این سو؛ سازمان‌های دولتی و نهادهای عمومی ایران برای تصمیم‌گیری، برنامه‌ریزی، نظارت، ارزیابی و حتی اطلا‌ع‌رسانی با استفاده و به کارگیری از ظرفیت شبکه‌های انتقال اطلاعات و شبکه‌های داخلی آمادگی و مهارت لازم و کافی را کسب نکرده‌اند. به نظر می‌رسد این نتیجه‌گیری نیازمند پژوهش و مطالعات گسترده نباشد نباشد، نگاهی به روند برنامه‌ریزی و مدیریت در دستگاه‌های دولتی که همچنان از شیوه‌ها و الگوهای سنتی پیروی می‌کنند، و مراجعه به گزارش‌های رسمی دولت در سطوح مختلف نشانگرهای مناسبی برای این جمع‌بندی است.
در بخش‌های اداری و مکانیزه کردن امور اداری، مالی و پرسنلی، و به طور کلی اتوماسیون اداری، تغییرات مناسب و خوب ارزیابی می‌شود. در بخش زیرساخت، دسترسی تعداد قابل ملاحظه‌ای از شهرها و سازمان‌های اداری به اینترنت، و شبکه‌های انتقال اطلاعات، و نیز اقدامات دستگاه‌های اجرائی و نهادهای اجتماعی و دولتی کشور در ایجاد و توسعه شبکه‌های داخلی و سازمانی، و برنامه‌ها و اقدامات برای شکل دادن شبکة ملی از دستاوردهای حوزة ارتباطات و فناوری اطلاعات به حساب می‌آید. گسترش نهادها و ظرفیت‌های بخش خصوصی در این حوزه، شکل‌گیری فضای ذهنی و اجتماعی مناسب در کشور و اقدامات سازمان‌های دولتی برای توسعه فناوری ارتباطات و اطلاعات و استفاده از آن و به کارگیری، همچنین ایجاد فضای مناسب در بخش آموزش و پژوهش عالی و آموزش و پرورش از دیگر نتایج به دست آمده ناشی از برنامه‌ریزی و فعالیت‌های گسترده این حوزه محسوب می‌شود.
اما همچنانکه اشاره شد، مهمترین کارکرد فناوری ارتباطات و اطلاعات و هدف از گسترش این فناوری‌ها «اطلاعاتی شدن» و «دانش محور شدن» جامعه است. قصد از گسترش و به کارگیری این فناوری‌ها، ایجاد ظرفیت و بسترهای سخت‌افزاری و نرم‌افزاری، برای دسته‌بندی، نظام‌مند کردن، و بهره‌مندی از «اطلاعات» و «دانش متراکم»، برای تصمیم‌سازی، تصمیم‌گیری، برنامه‌ریزی، نظارت و ارزیابی در حوزه‌های مختلف است.
گام اول؛ در این مسیر این است که در هر سازمان و سیستمی اطلاعات، داده‌ها و یافته‌های حاصل از دانش و تجربه به طور مداوم ماشینی شود. در یک نظام ماشینی و شبکه‌ای شده اطلاعات موجود در سازمان می‌بایست همواره قابل دسترس باشد؛ تا بتواند در زمان مورد نیاز برای کار کارشناسی و تصمیم‌سازی و برای به کارگیری در مدیریت و تصمیم‌گیری به کار آید.
گام دوم؛ در گام دوم اطلاعات یک سازمان در یک نظام طبقه‌بندی شده و متصل به شبکه‌های اطلاع‌رسانی از طریق شبکه‌های در معرض دید و استفاده مخاطبان و مردم و رسانه‌ها قرار می‌گیرد تا از این طریق امکان بهره‌مندی از اطلاعات برای بهبود زندگی و تصمیم‌گیری مردم و مخاطبان فردی و اجتماعی فراهم می‌شود. بدینوسیله مجموعه‌ای از این اقدامات و گسترش کاربرد شبکه‌های اطلاعاتی زمینه‌ساز تصمیم‌گیری‌های خرمندانه و عالمانه و روزآمد می‌شود.
گام سوم؛ مبتنی بر تلاشهای سازمانهای مختلف (ملی و محلی- دولتی و غیردولتی)، در سطح ملی و محلی سامان‌یافته، و براساس الگوریتم معین و مراحل با استفاده از ظرفیت و کارآمدی فناوری اطلاعات و شبکه‌های جهانی، ملی و محلی دانش و اطلاعات مورد نیاز طبقه‌بندی و مورد استفاده قرار می‌گیرد. در این شرایط و با تکیه بر چنین ظرفیتی، کشور در تصمیم‌گیری‌های ملی و فراملی، مبتنی بر «دانایی، دانش و اطلاعات»، تواناتر، و زمینه‌های لازم برای ایفای نقش فعال و مؤثر جامعه، در روندها و تصمیم‌گیری‌های جهانی و منطقه‌ای فراهم می‌آید.
به نظر می‌رسد کشور در گام‌های نخستین برای عمل در جامعة اطلاعاتی و جامعة مبتنی بر شبکه، نظیر دانش و مهارت اولیه برای ورود به جامعة اطلاعاتی، با «شکاف نظر و عمل» مواجه باشد. بعضی از دلایل این امر، بدقوارگی و ناموزونی در گسترش و بهره‌مندی از فناوری ارتباطات و اطلاعات است. همچنین یکی دیگر از دلایل، ضعف و ناکارآمدی دولت و نهادهای دولتی در پیشبرد مقاصد توسعه‌ای در این ضرب آهنگ نامناسب و ناهماهنگ برنامه‌ریزی و اقدامات دولت و کشور با سرعت و تغییرات جهانی و منطقه‌ای است. با توجه به تجربة برنامة توسعة و کاربردی توسعة فناوری ارتباطات و اطلاعات (۱۳۸۱ تا ۱۳۸۴)، و تجارب سالهای اخیر وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و دبیرخانة شورای عالی اطلاع‌رسانی می‌توان به «دیوانسالاری» حاکم بر دولت و نهادهای اجرایی نسبت داد.
● دیوانسالاری و رشد و گسترش فناوری ارتباطات و اطلاعات در ایران:
گسترش بی‌رویة دولت و نظام اداری وابسته به آن در کشورهای در حال توسعه، به ویژه کشورهای متکی به درآمدهای نفتی، موجب رشد و گسترش دیوانسالاری و نظام نامتوازن اداری، با بنیان‌های غیر علمی و بی تفاوت به نقش علم، پژوهش و رویه‌های کارشناسی در طراحی و مدیریت کلان و برنامه‌های توسعه است.
نظام دیوانسالاری، در چارچوب الگوهای کم و بیش بروکراتیک و محافظه‌کار، و سیطرة مقررات، رویه‌ها و قوانین کهنة اداری، و مالی، و در غیاب افراد خبره و کارآمد که یا راه مهاجرت را برگزیده‌اند و یا به کناری به نظارت نشسته‌اند، همچنین در غیاب مطبوعات و نهادهای اجتماعی و مدنی فعال و پرانگیزه راه را بر هر نوآری و تحرک می‌بندد.
از این رو به نظر می‌رسد، رشد و توسعة علم و فناوری به ویژه در سطوح دولتی، نیازمند اصلاح در هدفها، ساختار و فرایندهای موجود، و رویه‌های تخت و سنگین حاکم بر فرایندهای تصمیم‌گیری، و الگوهای محافظه‌کار اجرایی و حاکم بر دولت و دستگاه‌های دولتی باشد. شاید به همین دلیل است که پس از دو دهه ورود فناوری‌های جدید ارتباطات و اطلاعات، و یک دهه رشد و گسترش اینترنت و برنامه‌ریزی‌های بسیار، و سلسله اقدامات متمرکز و نیمه‌متمرکز دولتی و به رغم سرمایه‌گذاری‌های نسبتاً سنگین دولت در انتقال فناوری‌های نوین ارتباطات و اطلاعات، و تغییرات مورد انتظار رخ نداده است. تاکنون تحول مورد انتظار در این عرصه رخ نداده است. در آخرین گزارشهای جهانی وضعیت ایران در مقایسه با دیگر کشورهای جهان و به ویژه منطقه نگران‌کننده است و کشور ایران که در شاخص‌های مربوط به شکاف دیجیتال در موقعیت مناسبی به سر نمی‌برد. به گونه‌ای که در رتبه‌بندی جهانی مربوط به توسعه و کاربردی فناوری‌‌های ارتباطات و اطلاعات ایران در مرتبة ۷۰ جهانی قرار گرفته است.
این درحالی است که بخش خصوصی کشور به رغم مشکلات ساختاری که بر همة بخش‌های کشور حاکم است، در حال پشت سرگذاشتن موانع پیش‌رو است، و در محدودة اختیارات و عمل، در توسعه و به کارگیری فناوری ارتباطات و اطلاعات و گسترش آن چابک‌تر از بخش دولتی نشان می‌دهد.
در این شرایط الگوی توسعة فناوری ارتباطات و اطلاعات کشور، در طول دو دهة گذشته به مانند دیگر الگوهای توسعه‌ای کشور، الگویی است برآمده از یک نظام متمرکز با جهت‌گیری تا حدودی سیاسی و در حلقه‌ای محدود از تصمیم‌گیرندگان دولتی و به دور از نظریه‌ها و رویه‌های علمی، پژوهشی و کارشناسی پشتیبان حال و در آینده باید به این پرسش پاسخ داد که این الگوی توسعه‌ای در حوزة فناوری، ارتباطات و اطلاعات در فضا و ساختاری دیوانسالار، محافظه‌کار و غیرمشارکت‌جویانه و بدون تکیه بر منابع انسانی کارآمد، تا چه حد می‌تواند به پیشرفت، اصلاح و نوسازی محیط و توانمندسازی جامعه بر محور فناوری‌های جدید اطلاعاتی منجر شود.
به زبان دیگر، موانع ساختاری حاکم بر دولت و دیوانسالاری محتاط، غیرفعال و اصولاً محافظه‌کار در برخورد با هر با تغییر و نوآوری، تا چه اندازه می‌تواند با ایجاد و توسعة فضای برآمده از گسترش فناوری ارتباطات و اطلاعات که تماماً بوی تغییر، نوآوری، دگرگونی و آزادسازی می‌دهد، و همواره بر طبل گردش آزاد اطلاعات می‌کوبد موافق و همراه باشد.
بنابراین هر چند وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، شورای عالی اطلاع‌رسانی و دیگر نهادها و سازمان‌های متولی در عرصة ارتباطات و فناوری اطلاعات در دوره‌هایی موفق می‌شوند به کمک ستادها و مراکز عالی تصمیم‌گیری، یا برحسب ضرورت‌های بین‌اللملی و نیازها و ضرورتهای داخلی الگوهایی را برای تغییر و تحول در گسترش و استفاده از فناوری‌های نوین اطلاعاتی برنامه‌هایی ارائه و اقداماتی را انجام می‌دهند. اما موانع برآمده از ساختار دولتی و دیوانسالاری موجود، در عمل چرخة برنامه‌ریزی را کند، اقدامات را مختل و اجرای علمیات برای تحقق اهداف را از مسیر منحرف یا به حداقل می‌رساند.
سیطرة قوانین و مقررات جاری و حاکم بر دولت و دستگاه‌های وابسته به آن، مدیریت محافظه‌کار، کارکنان غیرعلاقمند به نوسازی و مدیران معطوف به امور جاری و غیرآینده‌نگر، و در کنار آن دیوانسالاری حاکم بر سازمانهای دولتی، شرایطی را فراهم می‌آورند تا الگوهای توسعه و یا برنامه‌های ملی، نظیر برنامة ملی توسعة کاربری فناوری اطلاعات در چارچوب ساختار و شرایط موجود گرفتار و پروژه‌ها و برنامه‌های تعیین شده راهی برای تغییر و نوسازی نیابند.
دیوانسالاری حاکم بر نظام‌های دولتی با انعطاف‌ناپذیری، اولویت‌دادن به بخش اداری نسبت به بخش پژوهش و کارشناسی، مشروعیت بخشیدن دائمی بر رویه‌ها، فرایندها و مقررات جاری در مقایسه با دیدگاه‌ها، برنامه و فرایندهای نو؛ پروژه‌ها و الگوهای توسعه‌ای را به گونه‌ای گرفتار و با دشواری مواجه می‌سازد تا برنامه‌ریزان و ارائه‌کنندگان الگوهای جدید، خود، در کشاکش ساختار محافظه‌کار و در دیوانسالاری حاکم بر سازمان‌ها، خسته و از میدان بدر روند، و یا به دلیل تغییر دولت از میدان برنامه‌ریزی و عمل خارج شوند.
در نظام دیوانسالار حاکم بر دولت‌ها از جمله ایران؛ آنچه که بیش از هر چیزی به چشم می‌آید، نبود و عدم پذیرش رهبری و رویه‌های علمی و نیز التزام نداشتن مدیریت‌ها به کاربرد شیوه‌های علمی در تصمیم‌گیری، مدیریت، نظارت و ارزیابی است. بدیهی است این نظام در بتن و متن خود، به ویژه از محتوا و کارکرد فناوری ارتباطات و اطلاعات استقبال نمی‌کند، زیرا نظام اطلاعاتی مبتنی بر شبکه، سازوکارهای لازم را برای جمع‌آوری حفظ، تجزیه و تحلیل، و به کارگیری اطلاعات و اطلاع‌رسانی آن«برای همگان» فراهم می‌نماید. بدیهی است گسترش شبکه‌های دانش و اطلاعات، و نظام اطلاع‌رسانی که شیوه‌ای برای گسترش روش‌های علمی در مدیریت امور جامعه است، در جامعه و نهادهایی که هنوز بسیاری از اخبار و اطلاعات را محرمانه تلقی می‌کنند، چندان قابل فهم و درک نیست. با این دلایل زمان و کار بسیاری می‌خواهد که جامعه، نهادهای اجتماعی و دولت در این مسیر گام بردارند، و روش‌ها و رویه‌های عالمانه را جایگزین روشهای دیوانسالار و محافظه‌کار نمایند، و بدیهی است استمرار این روند، توسعه و پیشبرد برنامه‌های معطوف به توسعه فناوری‌های ارتباطات و اطلاعات را نیز در بر می‌گیرد.
● جمع‌بندی و راهکارهایی برای آینده
۱) برای توسعه و نوسازی و پیش بردن الگوهای توسعه‌ای و نوآورانه به ویژه فناوری ارتباطت و اطلاعات که گسترش و به کارگیری آن برای تعامل با جهان پیرامون ضرورتی انکارناپذر است. می‌بایست دولت سازوکارهای پیش‌بینی کند تا در کنار دیوانسالاری کم تحرک، لاک پشتی و محافظه‌کارانه و تا حدودی انعطاف‌ناپذیر؛ نگرش، روش و رویه‌های علمی و کارشناسی استوار و به رسمیت شناخته شوند. برای تحقق چنین مأموریتی می‌بایست در کنار مدیران و نظام‌های مدیریتی، نظرات اهل اندیشه، متخصصان و کارشناسان اهمیت یابند، و اهل نظر، از منابع، امکانات و منزلت لازم برای سرعت ‌بخشیدن به توسعه و نوسازی برخوردار شوند. یکی از راهکارهای کاهش اقتدار دیوانسالاری معیوب در بخش‌های دولتی و عمومی، و پیروی از روش‌های علمی در پیشبرد الگوهای توسعه‌ای و برنامه‌های ملی توسعه دانش و فناوری، با استفاده از ظرفیت فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات، «ایجاد و توسعة کانون‌های تفکر و نهادهای مولد اندیشه»، در حوزه‌های مختلف با همکاری دانشگاه‌ها و مراکز عملی، دستگاه‌های اجرائی و بخش غیردولتی است. کانون‌های تفکر حلقه واسط میان دولت، بخش خصوصی و مراکز علمی و و اجتماعی هستند، این مراکز و با مشروعیت و مرجعیت و عقلانی علمی که از اهل علم و تحقیق به دست می‌آورند و اعتماد و اطمینانی که دولتمردان و نهادهای عالی تصمیم‌گیری به آنها دارند، می‌توانند با عبور از رویه‌های سنگین و کند بروکراتیک، سرعت، دقت و کیفیت لازم را به تصمیم‌گیری کلان مملکتی بدهند. این نهادها علاوه بر خردمندانه‌تر کردن و سرعت بخشی به روند تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری در سطوح عالی، در کنار ساختار بروکراتیک و دیوانسالاری حاکم بر دولت و بخش‌های دولتی؛ به دلیل پیروی از چارچوب‌های و رویه‌های نوآورانه، علمی و کارشناسی، نقش برجسته‌ای در منطبق کردن تصمیمات و الگوهای مورد نظر برای توسعه و انتقال فناوری‌ها اطلاعاتی با نیازها و انتظارات جامعه و بومی‌سازی الگوها و فناوری‌ها و تصمیمات مربوط به انتقال و استفاده از آن‌ها با توجه به شرایط محیطی و اجتماعی دارند.
۲) همان‌گونه که گفته شد یکی از موانع توسعه در کشورهایی نظیر ایران از جمله در حوزة توسعة فناوری ارتباطات و اطلاعات، ناهمخوانی این فناوری‌ها و الگوهای توسعة آن، با نیازها، شرایط و خاستگاه اجتماعی و ارزش‌های فرهنگی کشورهای پذیرنده است.
مطالعه، طراحی و اجرای «الگوهای ترویج علم و فناوری» و ایجاد زمینه‌ها و ظرفیت‌های ذهنی، روانی و اجتماعی، درمیان افراد جامعه و گروه‌های اجتماعی، و در نهایت افزایش معرفت، دانش و مهارت و به طور کلی توانمندی‌های افراد جامعه برای به کارگیری و استفادة حداکثری و بهره‌ور از الگوها و فناوری‌های نو از جمله راهکارهایی است که می‌تواند در رشد و توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات و دیگر نوآوری‌ها مؤثر باشد. تعریف، طراحی و عملی کردن این الگوها، نیازمند به پژوهش و کار علمی مستمر و طولانی با همکاری مشترک مراکز علمی و پژوهشی به ویژه در حوزة علوم‌اجتماعی و علوم‌رفتاری، نهادهای دولتی و خصوصی است.
دکتر حسین ابراهیم آبادی
۱) اهداف، محورهای اصلی و اقدامات این برنامه به همراه گزارش عملکرد توسط دبیرخانة شورای عالی اطلاع‌رسانی منتشر شده است که برای آگاهی بیشتر می‌توانید مراجعه کنید به: دبیرخانة شورای عالی اطلاع‌رسانی، گزارش چکیدة پروژه‌های کلیدی برنامه توسعه و کاربری فناوری ارتباطات و اطلاعات ایران (تکفا)، آذر ماه ۱۳۸۴.
۲) برای اطلاع بیشتر به دو منبع زیر مراجعه کنید:
الف) کتاب عنصر اطلاعات (جلد اول) نوشتة‌مانوئل کستلز (۱۹۹۹)، ترجمه احمد علیقلیان و افشین خاکباز، ص ۵۹-۹۲
ب) بیانیة کلوپ رم به مناسبت اجلاس جهانی جامعة اطلاعاتی (ژنو، ۲۰۰۳) با عنوان:
Towards a New Age of Information and Knowledge for All
۳) برای اطلاع از ساختار و محتوای اجلاس‌های جهانی سران دربارة جامعة اطلاعاتی و آگاهی از مصوبات، توصیه‌ها، برنامه‌ها، به ویژه «بیانیة اصول» و «برنامة عمل» اجلاس ژنو (۲۰۰۳) که مبنای نظری و عملی شکل‌دهندة جامعة اطلاعاتی خواهد بود به منابع زیر مراجعه کنید:
الف) معتمدنژاد، کاظم (۱۳۸۲)، «اجلاس سران جهان دربارة جامعة اطلاعاتی»، انتشارات مرکز پژوهشهای ارتباطات وابسته به دانشگاه علامة طباطبائی و وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات.
ب) وب سایت IRANWSIS.IR
ج) وب سایت IRASIS.IR
۴) برای آگاهی و استفاده بیشتر از اطلاعاتی مربوط به رشد و توسعة ارتباطات و فناوری اطلاعات در ایران به منابع زیر مراجعه شود:
الف) ایران و جامعة اطلاعاتی، انتشارات مرکز پژوهشهای ارتباطات، ۱۳۸۲
ب) مهندس رشیدی (۱۳۸۵)، شاخص‌های بررسی و ارزیابی فناوری اطلاعات در ایران و دیگر کشورهای جهان، وب سایت انجمن ایرانی مطالعات جامعة اطلاعاتی، IRASIS.IR
منابع
۱. ابراهیم‌آبادی، حسین، (۱۳۸۵)، «ارزیابی ملی از اجلاس‌های عالی جهان دربارة جامعة اطلاعاتی»، سال ۱۳۸۵، سایت، ایران و جامعة اطلاعاتی.
۲. ابراهیم‌آبادی، حسین (۱۳۸۲)، «نسبت میان توسعة علمی و توسعة فرهنگی»، دائره المعارف آموزش عالی ایران.
۳. ایمانی، مصطفی، «دیوانسالاری و رشد علمی در دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی ایران»، فصلنامه فرهنگ و اندیشه، سال دوم، شماره ششم، تابستان ۱۳۸۳.
۴. پایا، علی، «دانشگاه، تفکر علمی، نوآوری، و حیطة عمومی»، انتشارات پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری سال ۱۳۸۵.
۵. تابش، یحیی، (۱۳۸۲)، «راهبردها و راهکارهای گسترش فرهنگ علمی»، دفتر برنامه‌ریزی اجتماعی و مطالعات فرهنگی وزارت علوم، گزارش پژوهشی مرکز محاسبات، دانشگاه صنعتی شریف.
۶. دبیرخانة شورای عالی اطلاع‌رسانی، «دولت الکترونیکی»، سال ۱۳۸۴.
۷. دبیرخانة شورای علی اطلاع‌رسانی، «گزارش چکیده پروژه‌های کلیدی، برنامه توسعه و کاربری فناوری ارتباطات و اطلاعات ایران (تکفا)»، سال ۱۳۸۴.
۸. کستلز، مانوئل (۱۳۸۰)، «عصر اطلاعات» (جلد اول)، ترجمة احمد علیقلیان و افشین خاکباز، انتشارات طرح نو (تارخی انتشار به زبان اصلی، ۱۹۹۹).
۹. مارتین، هایدگر، «پرسش از تکنولوژی» ترجمة شاپور اعتماد، فصلنامة ارغنون، سال اول، شمارة یک، بهار ۱۳۷۳.
۱۰. معتمدنژاد، کاظم، «اجلاس جهانی سران دربارة جامعة اطلاعاتی، ژنو ۲۰۰۳- تونس ۲۰۰۵»، انتشارات مرکز پژوهشهای ارتباطات وابسته به دانشگاه علامه طباطبائی و وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، سال ۱۳۸۲.
۱۱. ویلیام، اچ، داتن، (۱۳۸۴)، «دگرگونی اجتماعی در جامعة اطلاعاتی» ترجمة محمد توکل و ابراهیم کاظمی‌پور، تهران: انتشارات کمیسیون ملی یونسکو (تاریخ انتشار به زبان ملی، ۲۰۰۵)
۱۲. یورگن، هابرماس، «علم و تکنولوژی در مقام ایدئولوژی» ترجمة علی مرتضویان، فصلنامة ارغنون، سال اول، شمارة ۱، سال ۱۳۷۳.
۱۳. Bickford, Deborah; and Wright, David. (۲۰۰۶). Learning Spaces: Community the Hidden context for learning. University of Dayton Available electronically at educause. Edu/ Learning spaces.
۱۴. The CLUB of Rome , to worls a New Aye of Information and knowledge for All?eneva ۲۰۰۳.
۱۵. UNESCO.Medsuringand monitoring The Information and knowledge Socleties: astatistical challenye.
منبع : مرکز پژوهشهای ارتباطات