جمعه, ۲۵ خرداد, ۱۴۰۳ / 14 June, 2024
مجله ویستا

خطر پذیری معقول


خطر پذیری معقول
بی گمان عدالت سیاسی در یک جامعه شرط اساسی برقراری عدالت اجتماعی آن جامعه است و به یقین زمانی که جناب مهندس موسوی موسسه مطالعات اجتماعی را بنیان می نهادند، واقف بودند که جامعه ما از چه ناهنجاری هایی رنج می برد؟، چه حساسیت هایی دارد؟ چه جور احساساتی دارد؟ چه ایده آل هایی دارد؟ چه رنج ها و دردهایی دارد؟ چطور زندگی می کند و چطور باید با آن حرف زد؟ چگونه حرف آدم را گوش می کند و بالاخره چطور روشن می شود و به بیداری می رسد.
این کلمه بی داری در فرهنگ ما عجیب از غنا برخوردار است. بی داری یعنی عاری از دار، این کلمه مترادف است با به دور از خشونت بودن، با زبانی بهتر و انسانی تر و با صمیمیت بیشتر با جامعه برخورد کردن. یک رئیس جمهور به عنوان یک پیشرو سیاسی کسی است مثل یک کارگردان سینما، به طور مداوم تیپ جامعه خود را در متن جامعه خود طرح می کند. کسی که با شهروندان رابطه یی شاد و سرشار از لذت برقرار می کند و توانایی طی درست ترین راه را در کمترین زمان و کوتاه ترین فاصله و منطقی ترین روش دارد.
آری برادرم، اگر می خواستیم کارهای سطحی انجام دهیم؛ کارهایی که هزاران مرتبه شده و دوباره به نقطه اول برگشته ایم، دیگر نیاز نبود طی یک قرن صاحب دو انقلاب و یک نهضت ملی باشیم که در دنیا کم سابقه یا شاید بی سابقه است و شاید این امر به این جهت بوده که در زمان اندکی بعد از انقلابات. دولت ها به محافظه کاری و انحطاط کشیده شده اند. شاید در موسسه مطالعات اجتماعی مطالعه شده باشد که چرا ایرانی طی یک قرن یک چنین رویکردی داشته است؛ ایرانی آزاد، راستگو، وفادار به عهد و پیمان، کوششگر، میهن پرست، خردمند، شاد، دلیر، امیدوار، اخلاق گرا، گریزان از پستی و پلشتی و معتقد به جهانی با آسمانی آبی و صاف و زلال و زیبا و دوست داشتنی. در پی چه می گشته است که اقناع نشده؟ آیا تازه گرایی و خواستن رفرم دائمی که از اعتقادات ما ایرانیان است مسبب این امر است یا اینکه در پی تحولات اجتماعی چون به دنبال عدالت سیاسی بوده است و به آن دست نیازیده ارضا نشده است؟
گفتیم عدالت سیاسی پیش شرط دست یازیدن به عدالت اجتماعی است و اگر عدالت سیاسی را پذیرش تساوی حقوق برای همه انسان ها در برابر قانون تلقی کنیم، آیا ما طی یک قرن به آن رسیده ایم؟ آیا اگر آزادی را محو نیروهای بر فراز انسان ها تعبیر کنیم آیا ما به چنین وصفی نائل آمده ایم؟
آیا آزادی در جامعه ما ساری و جاری گشته است؟ آیا در جهان که محضر خداست و رعایت حقوق مردم از اصول ادب حضور در محضر قدسی است و خداوند تبارک و تعالی حقوق الناس را بر حقوق خود مقدم داشته است و حق تعیین سرنوشت آزادانه هر فرد را به خود او عطا فرموده است و کسب روزی آگاهانه و مختارانه از علائم مطلوبیت های جامعه خدایی است، در جامعه به منصه ظهور رسیده است؟ آیا شهروندان از حق برابر برای دخالت و شرکت در امور جامعه برخوردارند؟ اگر دموکراسی را طرد هرگونه دیکتاتوری از جامعه تلقی کنیم، آیا فرهنگ دیکتاتوری را طرد کرده ایم؟ ما حتی در جلسات داخلی خودمان اجازه صحبت به مخالف نمی دهیم چه رسد به اینکه آزادی مخالف را پاس بداریم و متاسفانه عدالت سیاسی را با عدل سیاستمدار اشتباه گرفته ایم و هنوز نتوانسته ایم یک نهاد سیاسی عادلانه به وجود آوریم.
اگر سیاست به دنبال کشف رسیدن به وضع خوب و بهتر است، در فرهنگ ما به بی پدر و مادری متهم شده است و متاسفانه عدل سیاسی که به منزله استفاده از ابزاری است که منافع و مصالح همه جامعه را تضمین کند به دغل بازی و دغل کاری تغییر ماهیت داده است.
آری برادر، بحق آقای خاتمی توسعه سیاسی را مد نظر قرار داد تا به عدل سیاسی برسد و بحق احیای اندیشه و اصلاح اندیشه را اصلی ترین کار در نظر گرفت تا از عوام فریبی و فرصت طلبی و ریاکاری جلوگیری کند و اما برادر، از شما انتظار است که برای عدالت اجتماعی، عدالت سیاسی را در نقطه توجه قرار دهید. از شما انتظار است که با مسائل برخورد مهندسی داشته باشید، یعنی منطق ریاضی را در عرصه اندیشه برای اصلاح اندیشه وارد کنید تا با شفافیت فضای اندیشه و گفتمان، عرصه برای آدم های بی مایه تنگ شود. از شما توقع می رود با زبان انگیزشی مسوولیت اخلاقی را تحریک کنید. اینکه «چگونه می رویم» را مد نظر قرار داده اید به «به کجا می رویم» ختم نمی شود. از شما حرفه یی گری انتظار است یعنی تعهد، تخصص، تعلق، تداوم، تحول و توسعه.
برادرم، موفقیت آرمان همه مردم است و جامعه با انتقاد از عملکرد دولت و رئیس دولتش درمان نمی پذیرد. آحاد جامعه باید احساس فقر و عدم موفقیت را لمس کنند تا به خودآگاهی اجتماعی برسند و از توده واری بگریزند و این حاصل نمی شود مگر با اعتماد ژرف و راسخ نه سطحی، متقابل نه یکطرفه، صادق نه کاذب، پایدار نه متزلزل و فراگیرنده نه ناقص بین رئیس جمهور و مردم و رابطه آسان و درست بین رئیس جمهور و مردم.
رابطه آسان یعنی رابطه کم هزینه و رابطه درست یعنی با خطرپذیری معقول.
حضرتعالی از صداقت بالایی برخوردارید اما اعتماد مردم و به صحنه آمدن شان زبان صریح و روشن می طلبد. با طرح نه اینم و نه آن، اعتماد مردم جلب نمی شود، مردم از رئیس جمهور اخلاق مسوولیت پذیر شهروندی می طلبند و دوست دارند رئیس جمهورشان پیش بینی پذیر باشد.
جناب موسوی، آقای خاتمی برای تحقق جامعه مدنی بسیار تلاش کرد، چرا که آغاز مدنیت، پیش بینی پذیر بودن انسان ها در تعامل اجتماعی است و قانون گریزی سبب پیش بینی ناپذیری است و مسوولیت مدنی پایبندی به حقوق ملت است و در دولت اصلاحات با همه تلاش ها، گروه ها و جمع های غیراخلاقی که از عوامل مهم تباهی جامعه اند موانع جدی به وجود آوردند و با تحریک احساس دانایی، خردمندی و بصیرت را به حاشیه راندند.
جناب موسوی، شما که اخلاق را محور قرار داده اید، مسلماً می دانید جامعه یی که شخصیت معنوی و انسانی دارد جامعه تولیدی است و جامعه یی می تواند تکنولوژی داشته باشد که به شخصیت انسانی برسد، آنگاه فقر زدوده می شود و تحقیر از بین می رود.
برای رسیدن به جامعه انسانی در کوتاه ترین، درست ترین و منطقی ترین راه، مناسب ترین روش، جهش اجتماعی از طریق انقلاب فکری است با وارد شدن در متن مردم. شما بحق فرهنگ را نشانه رفته اید که برای تبدیل یک جامعه از حالت رکود به تحرک، این فرهنگ است که با ارزش آفرینی بین من گرایی و جامعه گرایی وحدت ایجاد می کند. ما به توحید عاطفی نیاز داریم، هم به لحاظ هویت ملی و دینی و هم به لحاظ هویت فردی و اجتماعی که بتوانیم به قرن بیست و یکم برسیم و در آن زندگی کنیم.
بودن در قرن بیست و یکم به منزله زندگی کردن در آن قرن نیست. شعار جامعه مدنی برای رسیدن ایران به جامعه قرن بیست و یکم بود البته با فکر و اندیشه مدینه النبی و از شما انتظار است بر فرهنگ تعصب و دروغ و ریا بشورید که فرهنگ «چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند» از جامعه رخت بر بندد تا سیاست و عدل سیاسی جایگاه خود را پیدا کند.
آری برادر، آزادی را تا حد جمع آوری گشت ارشاد پایین نیاوریم. به حدی برسانیم که جامعه بیدار باشد عاری از هرگونه قهر فیزیکی و خشونت.
سعید فائقی
مدیر ارشد سازمان تربیت بدنی ایران در دولت اصلاحات
منبع : روزنامه اعتماد