شنبه, ۲ تیر, ۱۴۰۳ / 22 June, 2024
مجله ویستا

کژتابی ها و پیش داوری های ما


در جایی خوانده بودم: تاریخ هرگز قضاوت نمی كند بلكه سینه خود را در اختیار ما می گذارد تا آن را بشكافیم و رویداد های نهفته را بیرون بكشیم. این مائیم كه قضاوت می كنیم. این مائیم كه سبب قضاوت درست و نادرست می شویم، این مائیم كه با چشم تنگ فقط نقطه كوچكی را می بینیم و یا با دیده باز پهنه وسیع تری را می نگریم تا حقیقت چه باشد.مردم ما رویداد های تاریخی را مطابق منافع عاطفی شان به خاطر سپرده اند و تاریخ پهنه گسترده ای است برای پنهان شدن و یا پنهان كردن.
لجاج و پافشاری بر سر درستی مطلق یك مسئله تاریخی، كار یك تاریخ نویس را نه تنها مشكل می كند بلكه قابلیت رهیافت های روشمند و بخردانه را از او می گیرد. توهم ترس از جهان كهنه و برپاكردن جهان جدید شهامت تغییردادن و تغییر كردن را از ما می گیرد و در برخورد با وقایع تاریخی به جای رجوع به اسناد تاریخی به قرینه سازی های بی پایه متوسل می شویم. چه علاقه مفرط به پیش داوری و آراستن یك مبحث تاریخی متناسب به عرض و طول و چند و چون آن پیش داوری، چنان حقیقت را مثله می كند كه گفتی این ما هستیم كه درون مخدوش و بعضاً بیمار خویش را به جای واقعیت نشانده ایم و به جای تاریخ، خود شروع به سخن گفتن و نوشتن كرده ایم.چنین رفتاری همانند مبتلایان مرض صرع است كه از بلندی كوه و ژرفای آب می ترسند و به قضاوت های من عندی، پیش ساخته، ساده و قالبی بسنده می كنند.
چنان وضع ناخوشایندی بر مهمترین برهه تاریخ معاصر افغانستان كه برآمد و پیدایی نهضت مشروطه خواهی است سایه افكنده است. به استثنای چند چهره ماندگار كه كتاب های منصفانه ای از آنها به یادگار مانده است، شمار كثیری از نویسندگان ما برخورد بی رحمانه ای با مسئله داشته اند.
برخی بدون ارائه كوچك ترین سندی، مبارز مظلومی را كه به تبع وجدان بیدارش، سال ها رنج زندان و شكنجه را به جان خریده است، عامل بیگانه معرفی می كنند. بعضی بی توجه به درجه شعور عمومی، از سكوی زمان حاضر به مبارزان سال ها پیش سفارش می دهند كه چرا چنین و چنان نكردند و عده ای هم به سبب یك لغزش كوچك، بر تمام خدمات بزرگ و صفات جلیل یك شخصیت مشروطه خواه، رزمنده و در خون خفته قلم بطلان می كشند. در حالی كه شرط انصاف، جدا كردن مو از خمیر است و بررسی منصفانه هر رویدادی در ظرف زمان خودش با توجه به قانون نسبیت و علیت.
رسیدن به چنان استنتاج هایی باز هم محتاج كاوش و جست وجوی مستمر است.
باید تكاپو و تجسس را فزونی بخشید و اسناد موثق تری را جانشین مدارك مشكوك یا حدس و گمان های فردی كرد تا روی هم رفته حقیقت نابی دستیاب گردد و آن دریافت ها، نسل حاضر و نسل آینده را قطب نما و چراغ راه گردد، ورنه تحقیقات مجرد تاریخی ارزش اجتماعی نخواهند داشت.در باب تحلیل كارنامه های مشروطه خواهان اول، هنوز توافق نظر جمعی فراهم نشده است.
حتی درباره آغازگران آن نهضت كه چه كسانی در كجا و در چه تاریخی سنگ بنای آن رستاخیز اجتماعی را گذاشتند اختلاف نظر عمیقی وجود دارد. بعضاً كلی گویی صورت گرفته، بعضاً آن نهضت ملی و میهنی و خودانگیخته با شائبه های ایدئولوژیك توجیه و تفسیر شده است.
به هر رنگ در گام نخست بی آنكه اسیر گرایش های متداول قوم گرایی، فرقه پرستی و ایدئولوژی طلبی شویم باید بكوشیم به یاری اسناد و شواهد به دست آمده، نظرات محققانه بزرگان را در مورد پیشكسوت یا پس كسوت های نهضت مشروطه و اینكه فضل تقدم رهبری آن جنبش به كی می رسد كنار یكدیگر بگذاریم و استدلال های هریك را بیان كنیم تا در میزان مقایسه، درجه وثوق هر سند آشكار شود.
دكتر محمداكرم عثمان*
* از اندیشمندان افغانستان
منبع : ایران یکصد سال پس از مشروطیت