شنبه, ۲۳ تیر, ۱۴۰۳ / 13 July, 2024
مجله ویستا

زندگی ناتمام - UNFINISHED LIFE


زندگی ناتمام - UNFINISHED LIFE
سال تولید : ۲۰۰۵
کشور تولیدکننده : آلمان و آمریکا
محصول : آلن لد جونیر، لسلی هالران و کلیان لد
کارگردان : لاسه هالستروم
فیلمنامه‌نویس : مارک اسپراگ و ویرجینیا کورس اسپراگ
فیلمبردار : آلیور استپلتن و دبورا لوری
هنرپیشگان : رابرت ردفورد، مورگان فریمن، جنیفر لوپز، دیمین لوئیس، بکا گاردنر، جاش لوکاس و لیندا بوید
نوع فیلم : رنگی، ۱۰۷ دقیقه


̎آینار گیکیسن̎ (ردفورد) روزی روزگاری، مزرعه‌دار موفقی بوده که پس از مشکلاتی که با الکل پیدا کرده، زندگی‌اش در سرازیری سقوط افتاده است. حالا از آن سفرهٔ رنگین سابق، فقط دوستش ̎میچ̎ (فریمن) باقی مانده که پیش‌ترها در کار مزرعه‌داری به ̎آینار̎ کمک می‌کرده ولی پس از آن‌که خرسی مجروحش کرده، زمین‌گیر شده و حالا ̎آینار̎ از او مراقبت می‌کند. ̎آینار̎ پسری به نام ̎گریفین̎ داشته که سال‌ها پیش وقتی همسرش، ̎جین̎ (لوپز) پشت رل بوده، در تصادف اتوموبیل‌شان کشته شده است و ̎آینار̎ نیز هرگز نتوانسته ̎جین̎ را به خاطر مرگ پسرش ببخشاید. اما ̎جین̎ و ̎گریفین̎ صاحب دختر کوچکی نیز بوده‌اند که ̎آینار̎ هرگز او را ندیده تا این‌که یازده سال بعد جلوی در خانه‌اش پدیدار می‌شود. ̎جین̎ که با مرد خشنی به نام ̎گَری̎ (لوئیس) زندگی می‌کرده، از دستش فرار می‌کند و به خاطر نجات بچه‌اش هم که شده، به اتفاق دخترش، ̎گریف̎ (گاردنر)، به مزرعهٔ ̎آینار̎ پناه می‌برد. ̎آینار̎ با اکراه، ̎جین̎ و ̎گریف̎ را در خانه‌اش می‌پذیرد و در حالی‌که ̎جین̎ دنبال کار می‌گردد و سعی دارد به زندگی‌اش سر و سامانی بدهد، جائی در اختیارشان می‌گذارد. اما دردسرهای قدیمی به دو گونه راه خود را به آن شهر باز می‌کنند: ̎گَری̎ ردپای ̎جین̎ را گرفته و حالا می‌خواهد به خاطر آن‌که ̎جین̎ ترکش کرده، در پی یافتن طعمه‌ای جدید، از کوه‌ها پائین می‌آید.
● فیلم، نمونهٔ کامل سردرگمی یک کارگردان است و هیچ‌چیز در فیلم نیست که بتوان دل به آن خوش کرد. فیلم‌نامهٔ اسپراگ، آبکی و بی‌ربط‌تر از آن است که بتوان باورش کرد و کارگردانی هالستروم غیرحرفه‌ای‌تر از آن است که بتوان نادیده‌اش گرفت؛ انگار که همهٔ فیلم‌های قبلی او را آدم‌های دیگری ساخته‌اند و این یکی دست‌پخت واقعی او است. حتی حضور ردفورد و فریمن هم که سعی کرده‌اند ایرادهای فیلم را بپوشانند، کمکی به فیلم نکرده و آن دو هم یکی از معمولی‌ترین بازی‌های عمرشان را ارائه کرده‌اند. حضور لوپز هم در فیلم، لابد قرار بوده تضمینی برای فروش باشد؛ چیزی که اتفاق نیفتاد. فیلم، داستانی به شدت معمولی و پایانی کاملاً قابل پیش‌بینی دارد و مسائل زندگی در آن به سطحی‌ترین شکل ممکن بررسی شده‌اند. فیلم هالستروم، درست پس از مستند مرد خرس قهوه‌ای (ورنر هرتسوگ) به نمایش درآمد و رها شدن یک ̎خرس قهوه‌ای̎ در زندگی ناتمام باعث شد که شوخی منتقدهای سینمائی گُل کند و سال ۲۰۰۵ را به‌عنوان سال خرس در هالیوود معرفی کنند. عنوان فیلم، اشاره است به نوشتهٔ روی سنگ قبر پسر ̎آینار̎.