اما اهمیت واقعی علی الطاهر زمانی آشکار میشود که سرنوشت آن را در کنار تفاهمنامه اسلامآباد بگذاریم؛ توافقی که در نخستین بند خود توقف دائمی عملیات نظامی در همه جبههها، از جمله لبنان، و حفظ تمامیت ارضی و حاکمیت این کشور را تضمین میکرد. شواهد موجود نشان میدهد تا زمانی که این تفاهم برقرار بود، حتی عملیات اسرائیل در اطراف علی الطاهر تحت تأثیر ملاحظات سیاسی ناشی از مذاکرات تهران و واشنگتن قرار داشت؛ اما پس از کنار گذاشتهشدن تفاهمنامه، همان ارتفاع به یکی از مهمترین اهداف نظامی اسرائیل تبدیل شد. این به معنای آن نیست که تفاهم میتوانست امنیت بلندیهای علی الطاهر را برای همیشه تضمین کند، اما نشان میدهد که این توافق یک «سپر دیپلماتیک» ایجاد کرده بود؛ سپری که با فروپاشی آن، تحولات میدانی دیگر از نتایج دیپلماسی پیروی نکردند. شاید بیدلیل نبود که شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله لبنان از این یادداشت تفاهم تمام قد حمایت کرد.
اما آنچه علی الطاهر را به موضوعی فراتر از یک نقطه نظامی تبدیل میکند، زمان سقوط آن است. این ارتفاع در شرایطی به کنترل اسرائیل درآمد که تفاهم ایران و آمریکا، موسوم به تفاهم اسلامآباد، که در ۲۸ خرداد (۱۷ ژوئن ۲۰۲۶) به امضا رسیده بود، پس از نقض تمامی بندهای آن توسط آمریکا و انسداد مجدد تنگه هرمز، کاملا بیاثر شد.. در نخستین بند آن تفاهم، برخلاف تصوری که ممکن است از یک توافق صرفاً مرتبط با پرونده هستهای ایران یا تنگه هرمز وجود داشته باشد، توقف فوری و دائمی عملیات نظامی در همه جبههها، از جمله لبنان، مورد تأکید قرار گرفته بود و در همان چارچوب بر حفظ تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان نیز تأکید شده بود. بنابراین لبنان در حاشیه این توافق قرار نداشت؛ بلکه یکی از اجزای اصلی معماری آتشبس بود.
>>> بیشتر بخوانید: …








































































