اگر ادعا میشود که برکناری خانم ترابی بهدلیل «عدم همگرایی» یا ایرادهایی در رویکرد فنی ایشان بوده است، پس چرا پس از تغییر مدیریت، هیچ بازبینی یا اصلاحی در مجوزهای صادرشده در دوران ایشان صورت نگرفت؟ بهویژه درباره «مجوز پروژه سهراب» که یکی از شروط اصلی اجرای آن «حفر مورب» است، اما در گزارش فنی کارفرما بهصراحت تأکید شده است که بهدلیل وضعیت زمینشناسی، امکان حفر مورب وجود ندارد.
پرسش ما این است: اگر رویکرد فنی خانم ترابی مورد نقد بوده، چرا خروجیهای فنی او، مانند «مجوز پروژه سهراب»، پذیرفته شده و تداوم یافته است؟ اینجاست که باید از منظر «اخلاق سازمانی» پرسید: آیا سکوت مدیران فعلی در قبال این ایرادهای فنی، خود نوعی همدستی با تخلفات احتمالی نیست؟ شفافیت یعنی پاسخ به این ابهام فنی، نه توصیف مدیران به «پاکدست» یا «شایسته». دوم: مسئولیت جمعی در ۴۱۱ پروژه؛ توزیع بار ناکارآمدی
اگر رویکرد فنی خانم ترابی مورد نقد همکاران ایشان بوده است، پس چه کسی مسئولیت تعیینتکلیف ۴۱۱ پروژه فاقد مجوز را در دوران معاونت ایشان بر عهده میگیرد؟ نمیتوان مسئولیت هرچه اتفاق افتاده است را به گردن یک فرد انداخت و درعینحال، خروجیهای مدیریتی او را پذیرفت. در یک سازمان پاسخگو نمیتوان «مسئولیت جمعی» را فدای «تغییر کارگزار» کرد تا صورتمسئله پاک شود. سوم: پاکدستی در سایه بازداشتها و سکوت ساختاری
تأکید بر «پاکدستی» خانم ترابی، در دنیای واقعیت و در برابر «سکوت معنادار» درباره بازداشت برخی مدیران میانی سازمان، پرسشبرانگیز است. وقتی بخشی از مدیران میانی سازمان بهدلیل تخلفاتی که احتمالاً ترابی افشا کرده است، از … …
































































