اما این ساختمان به خود حوادثی دیده است خواندنی از آن جمله:
در تاریخ 6 خرداد سال 1329 درب دفتر احمد دهقان در طبقه بالای تماشاخانه باز شد جوانی با نام حسن جعفری کارمند فراری شرکت نفت ایران و انگلیس سریع خودش را به میز دهقان رساند تپانچه را از جیب کتش در آورد و دو تیر به سمت دهقان شلیک کرد و تا آمد فرار کند 3 نفر ریختند سرش. دهقان ساعاتی بعد در بیمارستان شماره 2 ارتش جان به جان آفرین تسلیم کرد حسن خان جعفری هم روانه بازداشتگاه شد.
اوضاع برای حسن جعفری بدجور تیره و تار است، او از برادرش جواد می خواهد تا از دکتر مظفر بقایی بخواهد تا وکالت پرونده اش را بر عهده بگیرد.
دکتر مظفر بقایی
خانه دکتر بقایی در خیابان میرزا محمود خان وزیر درش همیشه به روی اهالی سیاست و مردم کوچه بازار باز است. آن ها می آیند خواسته هایشان را به دکتر می گویند می دانند آن قدر سرنخ روابط مختلف در دستش است که دل به کاری بدهد انجام شدنش حتمی است.
نماینده دوم تهران است بعد از دکتر مصدق. زاده کرمان، تحصیل کرده فرانسه روزنامه اش با نام شاهد اغراق نیست اگر بگوییم در کنار روزنامه باختر امروز دکتر فاطمی محبوب ترین جریده پایتخت است.
اما از قضا آن روز دکتر کم حوصله تر از همیشه بود همیشه در مقابل گرما کم طاقت بود. هر چه پنکه را این ور و آن ور کرد و خودش را باد زد افاقه نکرد. قصد این کرد تا به آب انبار برود و روی تخت مخصوص خودش دمی بیاساید که صدای تق تق در ورودی ساختمان به هوا رفت.
کریم آقا نوکر وفادار دکتر در چشم به هم زدنی خودش را به در رساند و آن را نیمه باز کرد چند ثانیه بعد رو کرد به دکتر که روی تراس طبقه دوم ایستاده بود و گفت:
آقا یه اقایین می گن قضیه در مورد شرکت نفته.
دکتر سرش را به علامت رضایت تکان داد و این گونه شد که جواد جعفری برادر حسن جعفری وارد ساختمان شد. کریم آقا به عادت مالوف دکتر چای قند پهلو را آورد و نطق این برادر باز شد: …







































































