بعد از ترور رهبر شهید در ابتدای جنگ چهل روزه و بعد از انعقاد تفاهمنامه بین ایران و آمریکا، بحث انتقام مطرح شد که عکس العمل هایی را در پی داشت و بعضی شعار خونخواهی را شعاری غیر اصیل شمردند که ریشه در قرآن و سنت ندارد.
آقای سروش محلاتی از فقهای حوزه علمیه قم در بحث نیمه مبسوطی، این موضوع را مطرح کردند و با استناد به آیات فراوان قرآن و سنت پیامبر و امیرالمؤمنین، قیام برای خونخواهی را نشأت گرفته از قرآن و سنت ندانسته و قرآن را دعوت کننده به عفو و صفح نه فقط نسبت به مؤمنان که حتی نسبت به کافران و ظالمان شمرده است زیرا غایت و نخ تسبیح خلقت، نبوت، امامت،، شریعت و حکومت «هدایت» است و هدایت با عفو و صفح و گذشت تحقق می یابد نه با انتقام و … .
متأسفانه در طول تاریخ اسلام به این غایت و نخ تسبیح که در بسیاری از بزنگاه ها، روشنگر راه و وظیفه ما است، توجه کافی نشده و نمی شود.
البته خدا منتقم است و امام زمان به عنوان «ید الله» انتقام گیرنده خون امام حسین میباشد و آقای سروش هم به این تصریح کرده و اضافه فرموده که با این وجود ما به انتقام گیری دعوت نشده ایم.
در ادامه در تاریخ اسلام از دو جریان خونخواهی یاد می کند که در هیچکدام معصوم حضور ندارد.
اولین خونخواهی، خونخواهی عثمان بود که از جانب اصحاب جمل و معاویه در قبال امام علی صورت گرفت.
دومین خونخواهی، خونخواهی امام حسین است که توسط توابین، مختار، بنی عباس و .. در مقابل بنی امیه صورت گرفت و این خونخواهی ها را شائبه دار و آلوده به اغراض دنیایی و غیر خدایی شمرده و در مورد مختار سخنی از خود او نقل کرده که ادعا شده در آخر عمرش بر زبان رانده و حاکی از وجود اغراض قوی دنیایی در پس شعار لثارات از جانب مختار می باشد.
با اینکه این مطلب از فرعیات بحث آقای سروش است و اصل بحث ایشان مبتنی بر آیات قرآن و سیره رسول خدا و امیر مؤمنان است، ناقد محترمی این موضوع فرعی را اصل گرفته تا با استناد به آن. انتقامجویی و خونخواهی مختار را شرعی و قابل الگو شدن قلمداد کند.
البته لازم به ذکر است که تاریخهایی که از وقایع صدر اسلام بخصوص جریان مختار نقل شده، غالبا توسط تاریخ گویانی بوده که زبیری یا اموی بوده اند و دشمنی این دو طایفه با مختار اظهر من الشمس است و نسبت به نقلیات تاریخی در باره مختار تردیدزا میباشد ولی آقای سروش این واقعه و نقل را نه فقط آنچنان که ناقد القا میکند، مستند به تاریخ طبری بلکه از چندین کتاب تاریخی نقل میکند و کثرت نقل توسط تاریخ نویسان مختلف گرچه به حد تواتر و یقین آور بودن نمی رسد ولی اطمینان به صحت نقل ایجاد می کند و در هر حال با توجه به نقل ها و قرائن دیگر، قیام مختار با وجود دارا بودن وجوه مثبت، نمی تواند برای ما سر مشق و الگو باشد و تمجیدهای امامان از مختار هم ناظر به همان وجوه مثبت است نه تأیید قیام برای انتقام گیری.
الآن بخصوص بعد از پخش سریال مختار در جامعه، از مختار یک قدیس در ذهنها نقش بسته است ولی واقع این گونه نبوده است. این که وقتی سر عمر سعد را نزد امام می برند، امام شکر کرده و اقدام مختار را در کشتن قاتل پدرش ستوده باشد و امثال آن، دلیل بر تأیید تام و تمام قیام مختار نیست.
نظیر این تمجید، اعلام رضایت خدا از بیعت مسلمان در جریان حدیبیه با پیامبر است (فتح/ ۱۸ ) حال آن که خیلی از آنان به آن بیعت پایبند نماندند و همان زمان بیعت هم در انگیزه هایشان ایرادهایی بود.
بنا بر این حتی اگر سخن نقل شده از مختار صحیح هم نباشد، قیام مختار را به عنوان یک قیام الگو و شرعی برای خونخواهی نمی توان مطرح کرد و بدان استناد جست.
امید است فقیهان و اسلام شناسان متعهد در این بحث وارد شوند و مبانی قرآنی و سیره ای مطرح شده توسط آقای سروش را مورد مداقّه قرار دهند تا حقیقت بهتر و گسترده تر جلوه کند. نقدی بر آیت الله قائم مقامی و سروش محلاتی در خصوص مسئله انتقام
انتهای پیام



































































































































































