گذار به انرژیهای پاک فقط به نیروگاه، فناوری و سرمایه نیاز ندارد؛ پیش از آنکه در مزارع خورشیدی و شبکه برق جاری شود، باید در ذهن جامعه امکانپذیر، فهمیدنی و قابل اعتماد شود.
به عبارتی دیگر دیدن بهتنهایی کافی نیست؛ اگر مخاطب به رسانه، روایت و منبع پیام های منتشر شده در تاثیر انرژی های تجدیدپذیر درباره تامین برق پایدار و پاک اعتماد نداشته باشد، حتی جذابترین تصویر نیز ممکن است به اقناع منجر نشود.
باقر ساروخانی، جامعهشناس و پژوهشگر ارتباطات، اعتماد را ذخیرهای ناپیدا و جانمایه ارتباطات میداند؛ سرمایهای که اگر آسیب ببیند، مخاطب ممکن است نهتنها پیام را نپذیرد، بلکه معنایی متفاوت یا حتی معکوس از آن بسازد. از این منظر، مسئله رسانه فقط تولید و انتشار پیام نیست؛ مسئله اصلی، ایجاد و نگهداشت اعتمادی است که به پیام امکان اثرگذاری میدهد.
از همینجا یک پرسش اساسی شکل میگیرد: آیا رسانه میتواند در توسعه انرژیهای تجدیدپذیر نقشی فراتر از اطلاعرسانی ایفا کند؟
پاسخ، دستکم از منظر علم ارتباطات، مثبت است؛ درست است که رسانه بهتنهایی نمی تواند زمینه ساز توسعه انرژی های تجدیدپذیر در کشور شود، بلکه میتواند یکی از حلقههای مهم میان فناوری، سیاستگذاری و پذیرش اجتماعی باشد.
مارشال مکلوهان، از نظریه پردازان حوزه رسانه بیش از شش دهه پیش با گزاره مشهور «رسانه، پیام است» توجه ما را به نکتهای اساسی جلب کرد؛ تأثیر رسانه را نمیتوان فقط در محتوا جستوجو کرد که از طریق آن منتقل میشود؛ شکل و ویژگیهای رسانه نیز بر ادراک، روابط اجتماعی و نحوه مواجهه انسانها با واقعیت اثر میگذارد.
بنابراین وقتی مردم مشاهده میکنند که انرژی خورشیدی چگونه در یک کارخانه، روستا، خانه یا منطقه بیابانی به کار گرفته شده است، این فناوری نوین وارد جهان تجربه روزمره مخاطب میشود؛ به عبارتی دیگر، رسانه تنها واقعیت را منتقل نمیکند، بلکه آن را معنا میکند. …



































































































































































