انتشار تازهترین رمان بلند هاروکی موراکامی، با عنوان ژاپنی «کاحو» در سوم ژوئیۀ ۲۰۲۶ (دوازدهم تیر ۱۴۰۵) از همان روزهای نخست از یک رویداد صرفاً ادبی فراتر رفت و به نمایشی فشرده از وضعیت ترجمۀ ادبی معاصر ایران بدل شد، ناشر ژاپنی، شینچوشا، این اثر ۳۵۲ صفحهای را شانزدهمین رمان بلند موراکامی و نخستین اثر بلند او با زن بهعنوان تنها شخصیت اصلی معرفی کرده است؛ رمانی که از چهار داستان منتشرشده در مجلۀ «شینچو» شکل گرفته و سپس بازنویسی و یکپارچه شده است، استقبال بازار ژاپن هم کمنظیر نبود: در چهار روز به چاپ دوم ۵۰هزار نسخهای رسید و تیراژ تجمعی به ۳۰۰هزار نسخه نزدیک شد. اما آنچه در ایران رخ داد، بازتاب طبیعی این استقبال نبود؛ بلکه نشانهای از شتابزدگی تجاری، ابهام در منابع، وابستگی به زبان واسط و مغفول ماندن زبان مبدأ بود، خود رمان نیز چنین بیاعتناییای را برنمیتابد: کاحو، تصویرگر ۲۶ سالۀ کتاب کودک، پس از یک قرار ملاقات وارد زنجیرهای از رخدادهای غریب میشود و چهار فصل کتاب ساختاری اپیزودیک اما منسجم میسازند که ویژگیهای آشنای موراکامی را در خود حفظ کرده است؛ درهمآمیختگی روزمره و وهمی، اشیای نمادین، و فضایی که میان تنهایی معاصر و لایههای ناخودآگاه در نوسان است، ناشر ژاپنی صریحاً تأکید کرده که متن نهایی صرفاً مجموعهای از داستانهای قبلی نیست، بلکه نسخهای بازنگریشده و گسترشیافته است؛ بازنگریای که انسجام روایی و لحن یکپارچهای به اثر بخشیده است، چنین متنی، ترجمهاش بدون رجوع جدی به زبان اصلی -ژاپنی- عملاً ناقص میماند؛ و همین نکته، ماجرای نسخههای فارسی را به پرسشی بنیادین بدل میکند.
۶ ترجمۀ فارسی
بازار انگلیسیزبان هنوز حتی تاریخ انتشار ترجمۀ کامل را اعلام نکرده است؛ تنها داستان نخست در سال ۲۰۲۴ در «نیویورکر» با ترجمۀ فیلیپ گابریل منتشر شده و منابع معتبر انگلیسیزبان تا مرداد ۱۴۰۵ بر نبود برنامۀ انتشار تأکید داشتهاند، در مقابل، بازار ایران با سرعتی خیرهکننده دستکم ۶ ترجمه را در سال ۱۴۰۵ روانۀ کتابفروشیها کرد: امیربهروز قاسمیکرمانی (خیزران)، علی مجتهدزاده (وزن دنیا)، سحر بستام (دیدآور)، ژاسمن داودی (چترا)، آراز بارسقیان (میلکان) و کاظم کامروا (صندوقچه)، این همزمانیِ ششگانه، خودش سندی است بر اینکه رقابت بر سرِ «اولین بودن» جای تأمل بر «درست بودن» را گرفته است. این میزان از ترجمههای شتابزده و بدون منبع، در فضای مجازی واکنشهای بسیاری بهدنبال داشته و بسیاری از علاقهمندان موراکامی در صحت و دقت این ترجمهها، تشکیک وارد کردهاند.
صفحههایی که پرسش میسازند
نسخۀ چترا ۲۳۲ صفحه دارد، در حالی که نسخۀ ژاپنی شینچوشا ۳۵۲ صفحه است؛ اختلاف تعداد صفحات بهتنهایی هیچ دلیلی بر ترجمۀ ماشینی یا ناقص نیست؛ قطع، صفحهآرایی، فونت و ویراست، همگی میتوانند در این تفاوت سهیم باشند، اما وقتی این عدد در کنار دیگر ابهامات قرار میگیرد، از یک واقعیت فنی به نشانهای پرسشبرانگیز بدل میشود. مهمترین نقطۀ ضعف این هجوم ترجمهای، جایگاه زبان مبدأ است، در شناسنامۀ دستکم یکی از ترجمهها (وزن دنیا) آمده که کتاب از متن انگلیسی با عنوان «The Tale of KAHO» برگردانده شده؛ در حالیکه هیچ ترجمۀ رسمی و کاملی از این رمان به انگلیسی منتشر نشده است. اگر مترجم واقعاً از نسخۀ انگلیسی استفاده کرده باشد، آن نسخه ناگزیر غیررسمی و احتمالاً تولیدشده با هوش مصنوعی بوده است، یعنی در همین نقطه، زبان اصلی -ژاپنی- عملاً کنار گذاشته شده است و این برای موراکامی غفلتی گران است، نثر او بر ظرافتهای زبانی، ریتم، ابهامهای عمدی و بافت فرهنگی ژاپنی استوار است؛ ترجمۀ ادبیِ چنین نویسندهای بدون رجوع مستقیم به متن اصلی، خطر تحریف لحن و معنا را بهشدت افزایش میدهد، عبور از زبان واسط، بهویژه نسخۀ ماشینیِ آن، ترجمه را به بازتولید متنی دستدوم تبدیل میکند؛ نه پلی میان دو زبان، که کپیای از روی کپی.
خلاصهای که با متن نمیخواند
ابهام وقتی عمیقتر میشود که به صفحۀ فروش ناشر «وزن دنیا» نگاه کنیم، در معرفی کتاب آمده که موراکامی «قهرمان داستان را در مسیری پرالتهاب برای رسیدن به مادرش» قرار میدهد و از «نجات دادن دیگری» بهعنوان محور روایت سخن میگوید، این توصیف با معرفی رسمی شینچوشا همخوانی آشکاری ندارد و حتی عنصر «مادر» در خلاصۀ رسمی ژاپنی که ناشر منتشر کرده، محور داستان نیست، این مورد بهتنهایی چیزی را اثبات نمیکند؛ ممکن است خلاصۀ ناشر ایرانی اشتباه، بازاری یا برگرفته از منبعی ثانویه باشد، اما در کنار ادعای «ترجمه از انگلیسی»، به پرسشهای بیشتری دربارۀ منشأ متنهای فارسی دامن میزند و نشان میدهد که حتی در سطح معرفی اثر نیز ممکن است با متنی دستدوم یا تحریفشده روبهرو باشیم.
ترجمه با هوش مصنوعی
در این میان، آراز بارسقیان، مترجم نسخۀ میلکان، دربارۀ روش کار خود شفافتر سخن گفته است، او نسخۀ کیندل رسمی ژاپنی را تهیه کرده و پس از ترجمه با استفاده از هوش مصنوعی آن را صفحهبهصفحه با ترجمۀ غیررسمی انگلیسی -که نشانههای تولید با هوش مصنوعی دارد- مقابله کرده است؛ ویراستاری آشنا با زبان ژاپنی نیز متن را بازبینی کرده است، بارسقیان تأکید میکند که متن ژاپنی مرجع اصلی او بوده، هرچند در اطلاعات فیپا منبع انگلیسی ذکر شده است، همین رجوع نسبی به زبان مبدأ، دستکم گامی در جهت احترام به اثر اصلی است؛ گامی که در بسیاری از ترجمههای دیگر دیده نمیشود. موضع او دربارۀ هوش مصنوعی نیز پرسشبرانگیز است: ابزار بوده، نه مترجم نهایی و مدعی شده هرگز خروجی آن را مستقل ندانسته و موارد مشکوک را بارها با متن ژاپنی و ابزارهای مختلف بررسی کرده است. اما مشخص نیست وقتی که با زبان ژاونی آشنایی ندارد به چه صورت تطبیق داده است. بارسقیان همچنین ادعا کرده که آشنایی پیشینش با سبک موراکامی به او کمک کرده تا از این ابزار هوشمندانهتر استفاده کند.
آنچه در مجموع رخ داده، بیش از یک رقابت ناشرانه، نشانهای از آسیبشناسی بازار ترجمۀ ادبی ایران است: سرعت بر دقت چیره شده، زبان واسط بر زبان مبدأ، و شفافیتگریزی بر مسئولیت حرفهای، استفاده از هوش مصنوعی فینفسه مذموم نیست؛ مسئله، پنهانکاری دربارۀ منابع و روشهاست، مغفول ماندن زبان اصلی نیز نه جزئیاتی فنی، بلکه مسئلهای بنیادین است: بدون آن، ظرافتهای سبکی و فرهنگی اثر از دست میرود و ترجمه بهجای آنکه پلی میان دو زبان باشد، به بازتولید متنی دستدوم بدل میشود. در مورد موراکامی، که صدایش تا این حد به بافت زبانی ژاپنی وابسته است، این غفلت میتواند به معنای از دست رفتن بخش مهمی از خود اثر باشد، خوانندۀ فارسی امروز در برابر ۶ ترجمه ایستاده است؛ اما پرسش اصلی این نیست که کدام زودتر به دستش رسیده، بلکه این است که کدامیک به «کاحو»ی موراکامی نزدیکتر است و کدامیک فقط روایتِ روایتِ اوست.
شواهدِ انگلیسیزبان؛ بخش مهم ماجرا
اگر شتاب ۶ ترجمۀ فارسی بهتنهایی نشانهای از بحران بود، گزارشهای انگلیسیزبان آن را به سند تبدیل میکنند، وبسایت Literary Hub پیش از انتشار کتاب نوشته بود که برای ترجمۀ کامل انگلیسیِ رمان هنوز تاریخ انتشار اعلام نشده و خوانندگان انگلیسیزبان باید منتظر بمانند (Literary Hub، پیش از انتشار)، آسوشیتدپرس نیز در گزارش خود دربارۀ انتشار کتاب در ۳ ژوئیه نوشت که کتاب در آن زمان فقط به زبان ژاپنی در دسترس بود و برنامۀ ترجمه هنوز اعلام نشده بود (Associated Press، ۳ ژوئیۀ ۲۰۲۶)، واشنگتنپست هم دقیقاً همین وضعیت را گزارش کرد: رمان در حال حاضر فقط به ژاپنی منتشر شده و برنامۀ ترجمه اعلام نشده است (The Washington Post)، جستوجو در فهرستهای کتاب نیز همین تصویر را تأیید میکند: Google Books در حال حاضر رکورد کتاب ژاپنی شینچوشا را با تاریخ انتشار ۳ ژوئیۀ ۲۰۲۶ ثبت کرده، نه یک ویرایش انگلیسی (Google Books).
و نکتهای که نباید از آن گذشت: حتی اکنون، ماهها پس از انتشار ژاپنی، هنوز خبر قطعیای دربارۀ انتشار ترجمۀ انگلیسی کامل منتشر نشده و آیندۀ آن در هالهای از ابهام باقی است، معنای این مجموعه شواهد روشن است: در بازۀ زمانی انتشار ۶ ترجمۀ فارسی، هیچ متن انگلیسی رسمی و کاملی از «کاحو» وجود نداشته و ندارد، پس هر ترجمۀ فارسیای که ادعای «ترجمه از انگلیسی» میکند، ناگزیر بر متنی استوار است که رسماً وجود ندارد؛ متنی غیررسمی و بهاحتمال قوی تولیدشده با هوش مصنوعی، ترجمه از متنی که خودش بازتولیدِ ماشینیِ متنی دیگر است، نه ترجمه، که بازتولیدِ بازتولید است؛ و هرچه این زنجیره بلندتر شود، فاصله از صدای موراکامی بیشتر. حال میتوان پرسشِ پایان بخش پیشین را بیپاسخ نگذاشت، از میان ۶ نسخۀ فارسی، آیا هیچکدام به «کاحو»ی موراکامی نزدیک است؟ پاسخ قاطعانه منفی است؛ قطعاً هیچکدام، دلیلش نه قضاوت دربارۀ ذوق مترجمان، که منطقِ منابع است: زبان مبدأ در دسترسِ راستینِ هیچکدام نبوده است، پنج نسخه یا رسماً از انگلیسی ترجمه شدهاند -انگلیسیای که وجود ندارد- یا هیچ توضیح شفافی دربارۀ منبع خود ندادهاند؛ و مترجم نسخۀ میلکان اعتراف کرده که متن ژاپنی را با ترجمۀ غیررسمیِ ماشینیِ انگلیسی مقابله و از هوش مصنوعیهای مختلف استفاده کرده است و متنی است که از صافیِ یک واسطۀ غیررسمی عبور کرده است. خوانندۀ فارسی امروز در برابر ۶ ترجمه ایستاده که هیچکدام پلِ او به «کاحو یا کاهو» نیستند؛ ۶ روایتِ روایتِ روایت، آنچه این میدان را از یک رقابت ناشرانه به سندی آسیبشناختی بدل میکند، همین است: سرعت بر دقت چیره شده، زبان واسط بر زبان مبدأ، پنهانکاری بر مسئولیت حرفهای و در نهایت، اثرِ اصلی، تنها در زبانِ خودش، در انتظارِ مترجمی که جرأت کند مستقیم با آن روبهرو شود.























































































