قیمت طلا امروز




 بی قراری

 سایت روزنامه سازندگی / ۲۰ ساعت قبل

بی‌قراری برای ایران

آهنگ سرگذشت کتابی در پاس‌داشت فهیمه اکبر است
 بی‌قراری برای ایران
آهنگ سرگذشت کتابی در پاس‌داشت فهیمه اکبر است به قلم؛ محمدمهدی سرفرازشکوهی؛ پژوهش‌گر تاریخ و اندیشه

كتاب «آهنگ سرگذشت» نوشته و جمع‌آوری‌شده توسط معصومه جوادی‌نسب که توسط نشر ۲۷ منتشر شده، شرحى مفصل است بر زندگی یکی از صداهای ماندگار تاريخ معاصر ما، و یكی از فعالان دل‌سوز اجتماعی و فرهنگی جامعۀ بزرگ زنان ايرانى. این کتاب شرح حال فهیمه اكبر، دختر یکی از رجال نامدار و خانواده‌دار عصر قاجار و پهلوی مرحوم میرزا اسدالله یمین‌الممالک اسفندیاری و بعدها همسر یکی دیگر از افراد سرشناس و بزرگ گیلان، مرحوم محسن اكبر، نمایندۀ رشت در دوره‌هاى متعدد مجلس شورای ملی پیش از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و قبل از آن سركنسول ایران در برخی از کشورهای همسایه ایران است. هرچند خود زنده‌یاد فهیمه اکبر، صرف‌نظر از این انتسابات سببى و نسبی، چهره‌ای ممتاز در پژوهش‌های فولکوریک، و خدمت به فرهنگ و ادبیات بومی گیلان و ماندگار کردن اشعار شعرای گیلانی با صدای ماندگار خویش است و عمر بابرکت خود را علاوه بر تسلط بر ۵ زبان زنده دنیا (روسی، انگلیسی، فرانسوی، آلمانی و ایتالیایی) صرف خدمات اجتماعی فراوان به مردم گیلان و تمام ایران، و شناساندن فرهنگ و اصالت سرزمینی در هر منطقه‌ای که به اجبار یا اختیار مقیم آنها می‌شد، کرد. فراز و فرود روزگار و ناملایمات آن هرگز او را از مرام انسانی و فهم ناپایداری دنیا و از دست ندادن اصول اخلاق غافل نساخت، زیرا این همه، برای فهیمه اکبر یادآور همین دو بیتی بود که نام کتاب هم از آن عاریه گرفته شده است: با هر ستاره‌ای که به گردون کند طلوع/ با هر پرنده‌ای که پرد بر فراز دشت/ انسان تازه‌ای ره هستی کند شروع/ یک سرنوشت می‌کند «آهنگ سرگذشت».

بانو فهيمه اكبر، ۱۸ آذرماه ۱۲۹۶ در تهران به دنیا آمد. در هنگامۀ قحطی سنگینی که بعد از جنگ جهانی اول ایران را فرا گرفته بود. او ششمین و آخرين فرزند يكى از کارگزاران معتبر وزارت امور خارجه ایران بود که به همراه فهیمه ۴ دختر و دو پسر داشت. فهیمه كه به دنیا آمد، جولان جنگ بود و خشكسالى و قحطی، و پدرش کارگزار اصفهان و سپس حاکم کل بنادر جنوب در بوشهر. همین تلاطمات روزگار باعث شد فهیمه تا ۴ سالگی پدر را نبيند و نخستین نگاه پدرانه را در ۴ سالگی تجربه کند. فهیمه بنا به مأموریت محوله به پدر، پس از اتمام مأموریت جنوب، به همراه خانواده عازم بادکوبه (باکو) شد، زیرا پدر در زمستان ۱۳۰۳ به نمایندگی از دولت وقت ایران سرکنسول آذربایجان شوروی شد. اقامتی که تا آخر عمر دو اثر ماندگار بر فهیمه نهاد؛ یکی آشنایی با موسیقی و نواختن ساز، و دیگری نگاه بدبینانه و ناامیدانه به کمونیست، به‌عنوان تفکر و مرامی که در سرتاسر طول دوران عمر وی، یکی از سکه‌های رایج و پررونق روزگار، و سرانجام تاجی از تخت افتاده و سقوط کرده در اواخر عمر او، هم‌زمان با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی. نویسنده در همان ابتدای کتاب، فهیمه اکبر را به سه شاخصۀ دل‌بستگی و شجاعت در موسیقی، جست‌وجوگری در فرهنگ محلی، و مردم‌شناسی و کنشگری فعال اجتماعی در حوزۀ زنان، معرفی می‌نماید. در کنار این خصوصیات، چهار خصلت خویشتن‌داری، پرهیز بسیار از دیده شدن، تنگ‌نظری و حسادت اطرافیان و پیوستگی هرچند ناتمام و ناکام با حکومت پهلوی در کنار سیطرۀ دائم جریان چپ بر فضای روشن‌فکری ایران از دلایل اصلی مهجوریت و قدرنادیدن این بانوی موسیقی‌دان ایرانی، بر شمرد. در مقابل آن شعر، موسیقی و طبیعت سه همدم همیشگی فهیمه اکبر بودند که هیچ‌گاه دست از سر او بر نداشتند. دست تقدیر بعد از بازگشت خانوادۀ اسفندیاری از باکو ، دختری گیلانی را از خانوادۀ معتبر اکبر (مریم اکبر) با فهیمه همکلاس کرد که بعدها همین دختر گیلانی مسبب آشنایی و ازدواج فهیمه اسفندیاری با برادرش محسن اکبر شد.

در ایام کودکی و‌ نوجوانی، پیانونوازی و آوازخوانی فهیمه اسفندیاری بزرگانی چون ملک‌الشعرای بهار را هم تحت‌تأثیر قرار داد و کار فهیمه آن‌قدر بالا گرفت که به همراه برگزیدگان موسیقی، دانش‌آموزی در جلسۀ محمدرضا پهلوی نیز به اجرای برنامه پرداخت. دست تقدیر اما باعث ازدواج و هجرت فهیمه از تهران به رشت و بعد از مدتی دل‌بستگی و تسلط اعجاب‌برانگیز او به زبان و گویش و فرهنگ گیلکی و بومی گیلان شد، به نحوی که بعد از دهه‌ها، شعرهای محلی گیلان از جمله «گل پامچال» با صدای او شناخته و در حافظۀ جمعی ایرانیان به یادگاری ماندگار تبدیل شده است. فهیمه اکبر که در دوران قحطی جنگ جهانی اول به دنیا آمده بود، در زمانۀ اشغال ایران توسط متفقین در جنگ جهانی دوم، عروس گیلان بود و لحظات تلخ چکمه‌رانی روس‌ها بر خیابان‌های نمناک رشت در شهریور ۱۳۲۰ را با پوست و گوشت خویش لمس نمود. در همین ایام اشغال ۵ ساله بود که بیشتر ترانه‌های وطن‌پرستانۀ جهانگیر سرتیپ‌پور با صدای فهیمه اکبر به تاریخ آواز ایران هدیه شد و موجی از احساسات میهن‌پرستانه را گستراند و به تهییج درآورد. فهیمه اکبر سه فرزند داشت، یک پسر به نام فتح‌الله (به یاد پدربزرگ پدری‌اش سپه‌سالار رشتی فتح‌الله اکبر) و دو دختر که یکی را به حال و هوای روزگار، گیلان و دیگری را با عشق به مناظر، گلی نام نهادند. تشکیل بنگاه حمایت مادر و کودک، اهدای منزل و زمین و تجهیز مستمر کتابخانه و درمانگاه رشت و انزلی، و همکاری مستمر با جمعیت شیر و خورشید گیلان به همراه برگزاری نمایشگاه گیلان در تهران و چاپ دو کتاب در دو حوزۀ شناخت موسیقی بومی و آشنایی با غذاهای محلی تحت‌عناوین «اوخان» و «طباخی»، یادگارهای ماندگار بانو اکبر برای گیلان است.

فصل بعدی زندگی فهیمه اکبر، بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ رقم خورد؛ وقتی که همسرش محسن اکبر، سیاستمدار اصیل، مؤدب و آرام، پیشنهاد همراهی انگلیسی‌ها را رد کرد و مشمول تصفیه نیروهای ملی هوادار مصدق توسط محمدرضا شاه پهلوی، و انحلال مجلس دوره بیستم شورای ملی شد، به نحوی که تا پای ترور، تخریب شخصیتی و تبعیدش نیز رفتند و خانواده‌اش با محوریت فهیمه در تالابی از رنج و مشقت قرار گرفتند. اثرات این مصائب حتی در روزهای پایانی حکومت پهلوی نیز دست از سر این خانواده برنداشت. دعوت به کار محسن در دوران شریف امامی (با وجود نامۀ رسمی امتناع محسن اکبر از پذیرفتن پست که همین نامه جان و قسمتی از اموال او را بعد از انقلاب محفوظ نگه داشت) باعث خروج همیشگی خانوادۀ اکبر پس از انقلاب شد. سال‌های اقامت در آمریکا هم فعالیت‌های اجتماعی فهیمه اکبر تداوم داشت؛ برگزاری شب‌های ایران‌شناسی و فرهنگ ایران در نقاط متعدد ازجمله دانشگاه ملی کالیفرنیا و ضبط سرودهای فولکوریک گیلان که چه برای ایام اشغال شهریور ۲۰ و چه برای جنگ ۸ ساله ایران و عراق خوانده بود، از جمله این برنامه‌ها بودند.

فهیمه اکبر در ایام پایانی عمر هم هرچند سوگوار داغ همسر بود، هم‌چنان در فعالیت‌های اجتماعی حضور می‌یافت و در برنامه‌هایی چون شب شعر واشنگتن علقه و ارادت قلبی خویش را به ادب، فرهنگ، موسیقی و سایر مظاهر ایران بروز می‌داد و منتشر می‌کرد. در واقع عشق به ایران در تمام عمر فهیمه اکبر مشهود و بارز بود. سرانجام بانو فهیمه اکبر، این دل‌دادۀ ارجمند و مظلوم فرهنگ ایران، تابستان ۱۳۸۸ هنگامی که کشور در کوران یک چالش سیاسی قرار داشت، پس از طی دورانی بیماری، درگذشت و تبدیل به ستاره‌ای ماندگار در سرنوشت سترگ آسمان فرهنگ ایران شد. فهیمه اکبر را در اواخر عمر اطرافیانش با این شعر که دائماً بر لبش بود، به‌یاد می‌آورند: گر به تو افتدم نظر، چهره به چهره رو به رو / شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو. که شاید تکرار بغض‌آلود این چکامۀ ماندگار اقبال لاهوری نیز نشانۀ دل‌تنگی و بی‌قراری‌اش برای ایران، و مانایی این سرزمین اهورایی باشد.







دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ - 24 August 2026