بانک ضعیف، تجارت گرانتر
یکی از نخستین آثار ناترازی بانکها، کاهش ظرفیت اعتباردهی است. بانکی که با مشکلات ترازنامهای مواجه است، برای حفظ نقدینگی خود ناچار میشود در اعطای تسهیلات محتاطتر شود یا منابع موجود را با نرخ و شرایط سختتری در اختیار مشتریان قرار دهد. در چنین شرایطی، بنگاه تجاری که برای خرید مواد اولیه، واردات ماشینآلات یا تأمین سرمایه در گردش به اعتبار بانکی نیاز دارد، با مانع تازهای روبهرو میشود.سرمایه در گردش برای تجارت اهمیت حیاتی دارد. واردکننده ممکن است مجبور باشد پیش از دریافت کالا، وجه آن را پرداخت کند و تا زمان ترخیص و فروش کالا، سرمایهاش برای مدتی درگیر بماند. اگر بانک نتواند اعتبار لازم را تأمین کند، فعال اقتصادی باید از منابع شخصی یا بازار غیررسمی استفاده کند. این مسئله هزینه تأمین مالی را افزایش میدهد و در نهایت قیمت کالای وارداتی نیز بالا میرود.در صادرات نیز وضعیت مشابهی وجود دارد. صادرکننده برای تولید و آمادهسازی کالا، بستهبندی، حملونقل و دریافت سفارش جدید به نقدینگی نیاز دارد. اگر بانکها نتوانند سرمایه در گردش مناسب در اختیار او قرار دهند، ممکن است مجبور شود حجم صادرات خود را کاهش دهد یا از روشهای پرهزینهتر تأمین مالی استفاده کند. در نتیجه، حتی اگر کالای ایرانی از نظر قیمت و کیفیت توان رقابت در بازار خارجی داشته باشد، ضعف نظام تأمین مالی میتواند مزیت آن را از بین ببرد.نکته مهمتر آن است که تجارت خارجی نیازمند سرعت و اطمینان است. قراردادهای بینالمللی بر اساس زمانبندی دقیق انجام میشوند و تأخیر در پرداخت یا انتقال وجه میتواند موجب از دست رفتن مشتری، افزایش هزینه انبارداری، جریمه یا حتی لغو قرارداد شود. وقتی شبکه بانکی داخلی به هر دلیل نتواند خدمات مالی سریع و قابل اتکایی ارائه کند، تاجر ناچار میشود به روشهای جایگزین روی آورد؛ روشهایی که معمولاً هزینه و ریسک بیشتری دارند.در چنین شرایطی، نقش ناترازی بانکها با محدودیتهای خارجی و تحریمهای مالی نیز پیچیدهتر میشود. تجارت ایران از یک سو با محدودیتهای بینالمللی در نقلوانتقال پول مواجه است و از سوی دیگر ممکن است در داخل نیز شبکه بانکی از نظر توان و ظرفیت عملیاتی با مشکلاتی مواجه باشد. حاصل این ترکیب، افزایش فاصله میان تجارت واقعی و زیرساخت مالی مورد نیاز آن است.
انتقال مشکل بانک به تاجر و تولیدکننده
ناترازی بانکها میتواند از مسیرهای مختلف به فعال اقتصادی منتقل شود. یکی از این مسیرها افزایش هزینه تأمین مالی است. زمانی که منابع بانکی محدود باشد، رقابت برای دریافت تسهیلات افزایش پیدا میکند و بنگاههایی که دسترسی کمتری به منابع دارند، ناچار میشوند هزینه بیشتری برای تأمین نقدینگی بپردازند.مسیر دوم، طولانی شدن فرآیند دریافتتسهیلات و خدمات بانکی است. تاجر نمیتواند همیشه چندین هفته یا ماه برای تأمین مالی یک معامله منتظر بماند. تجارت به زمان وابسته است و هر تأخیر میتواند هزینهای واقعی ایجاد کند. اگر یک واردکننده نتواند در زمان مناسب ارز یا منابع لازم برای پرداخت معامله را تأمین کند، ممکن است قیمت کالا در بازار جهانی تغییر کند یا فرصت خرید از بین برود.مسیر سوم، افزایش تمایل فعالان اقتصادی به روشهای غیررسمی و غیرشفاف است. هرچه نظام رسمی مالی نتواند پاسخگوی نیاز تجارت باشد، انگیزه استفاده از واسطهها، صرافیها و روشهای پیچیدهتر انتقال پول افزایش پیدا میکند. این روشها ممکن است در برخی شرایط به تجارت کمک کنند، اما معمولاً هزینه مبادله و ریسک حقوقی و مالی آن را نیز بالا میبرند.در این میان، بنگاههای کوچک و متوسط آسیبپذیرتر هستند. شرکتهای بزرگ ممکن است به منابع مالی متنوعتر، ارتباطات بینالمللی و امکانات بیشتری برای مدیریت نقدینگی دسترسی داشته باشند، اما تاجر کوچک یا تولیدکننده متوسط معمولاً وابستگی بیشتری به تسهیلات بانکی دارد. وقتی اعتبار بانکی دشوار شود، این گروه سریعتر از چرخه تجارت خارج میشوند.نتیجه میتواند کاهش رقابت در بازار باشد. شرکتهایی که توان مالی بالاتری دارند باقی میمانند و بنگاههای کوچکتر حذف میشوند. در بلندمدت این وضعیت میتواند تمرکز بازار را افزایش دهد و حتی هزینههای بیشتری به اقتصاد تحمیل کند.ناترازی بانکها همچنین میتواند به شکل غیرمستقیم بر نرخ ارز اثر بگذارد. هنگامی که بانکها با مشکلات ترازنامهای و نقدینگی مواجه هستند، سیاستگذار پولی برای مدیریت شرایط ممکن است با دشواری بیشتری روبهرو شود. رشد نقدینگی، فشارهای تورمی و بیاعتمادی به ثبات پولی میتواند انتظارات ارزی را تغییر دهد. از آنجا که بخش قابل توجهی از تجارت ایران به ارز وابسته است، افزایش نااطمینانی ارزی نیز مستقیماً هزینه تجارت را بالا میبرد. اصلاح بانکها، پیششرط تجارت روانبرای کاهش اختلال در تجارت، اصلاح ناترازی بانکها دیگر نمیتواند صرفاً یک پروژه بانکی تلقی شود. این اصلاح بخشی از برنامه احیای تجارت و تولید کشور است. بانک سالم باید بتواند منابع را از سپردهگذار به سمت فعالیت اقتصادی مولد هدایت کند و در مقابل، از انباشته شدن داراییهای غیرمولد و مطالبات وصولنشده جلوگیری کند.یکی از ضرورتهای اساسی، شفاف شدن وضعیت واقعی بانکهاست. تا زمانی که میزان داراییهای منجمد، مطالبات مشکوکالوصول، تعهدات و شکاف واقعی منابع و مصارف بهطور دقیق مشخص نباشد، امکان اصلاح مؤثر وجود ندارد. پنهان کردن ناترازی ممکن است در کوتاهمدت از ایجاد نگرانی جلوگیری کند، اما در بلندمدت هزینه بیشتری به اقتصاد تحمیل خواهد کرد.بانکها همچنین باید از بنگاهداری غیرضروری فاصله بگیرند و منابع خود را بیشتر به سمت تأمین مالی تولید و تجارت هدایت کنند. بانک قرار نیست جای تولیدکننده یا تاجر فعالیت کند؛ وظیفه اصلی آن تأمین مالی و ارائه خدمات مالی است. هرچه منابع بیشتری در فعالیتهای غیرمولد یا داراییهای کمتحرک گرفتار شود، منابع کمتری برای تجارت و تولید باقی میماند.در کنار اصلاح بانکها، باید ابزارهای تأمین مالی تجارت نیز متنوعتر شود. اعتبار اسنادی، ضمانتنامهها، فاکتورینگ، تأمین مالی زنجیرهای و ابزارهای بازار سرمایه میتوانند بخشی از فشار موجود بر شبکه بانکی را کاهش دهند. توسعه این ابزارها البته نیازمند مقررات شفاف و اعتماد فعالان اقتصادی است.برای تجارت خارجی ایران نیز تقویت روابط بانکی با کشورهای طرف تجاری اهمیت ویژهای دارد. اگر بانکهای ایرانی بتوانند با بانکهای کشورهای منطقه و شرکای تجاری ارتباطات پایدارتر و شفافتری برقرار کنند، بخشی از هزینههای انتقال پول و ریسک تجارت کاهش خواهد یافت. توسعه پیمانهای پولی، استفاده هدفمند از ارزهای محلی و ایجاد سازوکارهای مالی دوجانبه نیز میتواند مکمل این مسیر باشد.اما هیچیک از این ابزارها نباید جایگزین اصلاح ساختاری بانکها شود. تهاتر، ارزهای محلی یا مسیرهای غیرمستقیم پرداخت ممکن است بخشی از مشکل تجارت خارجی را حل کنند، اما اگر بانک داخلی از نظر ترازنامهای سالم نباشد، این راهکارها نیز در بلندمدت با محدودیت مواجه خواهند شد. ناترازی بانکها یک مشکل پنهان اما بسیار پرهزینه برای تجارت است. هر بار که تاجر برای تأمین مالی یک معامله با مانع مواجه میشود، هر بار که تولیدکننده به دلیل کمبود سرمایه در گردش سفارش خود را کاهش میدهد و هر بار که انتقال پول یک معامله طولانی و پرهزینه میشود، بخشی از هزینه ناترازی نظام بانکی به اقتصاد واقعی منتقل شده است.اقتصاد ایران برای افزایش تجارت خارجی، توسعه صادرات و کاهش هزینه واردات مواد اولیه، به شبکه بانکی کارآمد نیاز دارد. بانکها باید از یک واسطه مالی پرهزینه و گرفتار ناترازی، به زیرساخت قابل اعتماد تجارت تبدیل شوند. تا زمانی که اصلاح ترازنامه بانکها جدی گرفته نشود، نمیتوان انتظار داشت سیاستهای تجاری بهتنهایی گرههای تجارت را باز کنند. تجارت روان از گمرک شروع نمیشود؛ از پول، اعتبار و بانکی سالم آغاز میشود.







































































































