به نوشته بلومبرگ اما این استراتژی آمریکا نیز مانند تلاشهای پیشین برای تسلیم کردن ایران با یک چالش اساسی روبهرو است. نیروهای مسلح ایران که کنترل مسیر استراتژیک هرمز را در اختیار دارند، نشان دادهاند که در برابر چنین فشارهایی نفوذناپذیرند و گزینههای بازدارنده متعددی برای پاسخگویی در دست دارند.
بخش کلیدی این کارزار جدید روز دوشنبه روشن خواهد شد. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا وعده داده است جزئیات طرحی را رونمایی کند که هدف آن تغییر شکل درگیری از تقابل نظامی در خاورمیانه به انزوای همهجانبه اقتصادی است. این کمپین میتواند کشورهای مختلفی از چین و هند گرفته تا ترکیه و امارات متحده عربی را تحت تاثیر قرار دهد.
با این حال تشدید فشارهای اقتصادی به احتمال زیاد ایران را ناگزیر خواهد کرد تا در چارچوب دفاع از خود، به اقدامات متقابل در سراسر خلیج فارس از جمله علیه زیرساختهای انرژی دست بزند. چنین واکنشی میتواند به افزایش قیمت نفت و بالا رفتن هزینههای آمریکا منجر شود و ترامپ را بار دیگر به تغییر رویکرد خود وادار کند.
نیت سوانسون، عضو ارشد شورای آتلانتیک که تا سال گذشته در وزارت خارجه و شورای امنیت ملی کاخ سفید روی پرونده ایران کار میکرد در این باره میگوید اگر این فشارها واقعا موثر بیفتد ایران در مقطعی واکنش نشان خواهد داد چرا که چاره دیگری نخواهد داشت. او معتقد است که شاید ترامپ این وضعیت را مرحله متفاوتی از جنگ ببیند اما بعید است نگاه تهران به این موضوع مشابه واشنگتن باشد.
از زمان تجاوز نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل، ایران بارها توانایی خود را برای تابآوری در برابر حملات هوایی، لایههای متعدد تحریم و محاصره نیروی دریایی آمریکا به اثبات رسانده و قدرت پاسخگویی خود را حفظ کرده است.
تهران در پاسخ به این تجاوزها و برای دفاع از حاکمیت خود، از پهپادهای تهاجمی شاهد و موشکهای بالستیک برای هدف قرار دادن پایگاههای آمریکایی و تاسیسات استراتژیک در منطقه استفاده کرده است. این اقدامات دفاعی به بسته ماندن بخش عمدهای از مسیر هرمز انجامیده، قیمت جهانی انرژی را افزایش داده و کشورهای ثروتمند حاشیه خلیج فارس را وادار کرده است تا برای یافتن یک راه برونرفت دیپلماتیک از این درگیری به واشنگتن فشار بیاورند.
تسلط ایران بر هرمز همچنین اهرم فشار قدرتمندی را در هرگونه مذاکره احتمالی با آمریکا در اختیار تهران قرار میدهد. بسنت این هفته تلویحا اشاره کرد که گذار به کارزار اقتصادی به معنای آن است که احتمالا شاهد شروع مجدد درگیریهای نظامی در مقیاس وسیع نخواهیم بود. اما تحلیلگران چندان مطمئن نیستند که حتی در صورت توقف حملات از سوی آمریکا، ایران از پاسخ به اقدامات خصمانه دست بکشد.
کریس کندی مدیر بخش اقتصاد سیاسی در بلومبرگ اکونومیکس میگوید اگر این کارزار جدید فشار اقتصادی نتیجه بدهد احتمال اینکه شاهد واکنش نظامی ایران باشیم بسیار بالا است. او تاکید میکند صرف اینکه آمریکا تصمیم گرفته عملیات نظامی تمامعیار خود را متوقف کند به این معنا نیست که ایران هم منفعل خواهد ماند.
هنوز مشخص نیست که آمریکا دقیقا چگونه میتواند فشار اقتصادی بر ایران را به شکلی معنادار افزایش دهد مگر اینکه به سراغ چین به عنوان خریدار اصلی نفت ایران برود که این اقدام نیز خطرات و پیامدهای سنگینی برای واشنگتن به همراه دارد. از سوی دیگر اعمال فشار بر نهادهای کوچکتر در کشورهایی مانند عراق، ترکیه یا امارات نیز بعید است که بتواند در اراده تهران خللی ایجاد کند.
دیوید شنکر، دیپلمات سابق آمریکایی در امور خاورمیانه در دوره اول ریاستجمهوری ترامپ مدعی است که اثرگذاری قابلتوجه این اقدامات ممکن است شش ماه زمان ببرد که این موضوع صبر دولت ترامپ را محک خواهد زد. شنکر که اکنون در موسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک فعالیت میکند تاکید دارد که این روند ممکن است برای مدتی طولانی کش پیدا کند چرا که ساختار سیاسی ایران همچنان خود را صاحب اهرم فشار و در موقعیتی برتر میبیند.
این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد















































































































