در شرایطی که مصرف روزانه بنزین افزایش یافته و شکاف میان عرضه و تقاضا به یکی از چالشهای جدی سیاستگذاری انرژی تبدیل شده، این پرسش مطرح است که آیا افزایش قیمت میتواند راهحل اصلی باشد یا تنها بخشی از یک مسیر اصلاحی بزرگتر است.
احمد جانجان، اقتصاددان، در گفتوگو با «اقتصادنیوز» به ارزیابی تصمیم دولت برای افزایش نرخ سوم بنزین، مبنای تعیین قیمت ۱۰ هزار تومانی و الزامات اصلاح نظام سوخت کشور تأکید میکند که این اقدام نباید بهعنوان یک راهحل مستقل دیده شود.
گفتگوی اقتصادنیوز با احمد جانجان اقتصاددان را بخوانید.
* ارزیابی شما از افزایش نرخ سوم بنزین به ۱۰ هزار تومان چیست؟ آیا این تصمیم می تواند در مصرف بنزین تغییری ایجاد کرده و تقاضا را مدیریت کند یا صرفاً بخشی از هزینههای ناشی از ناترازی بنزین را جبران کند؟
هدف از افزایش نرخ سوم به ۱۰ هزار تومان را نباید صرفاً به معنای گران کردن بنزین تلقی کرد. شاید هدف اصلی چنین سیاستی، اصلاح تدریجی سیگنال قیمت باشد و البته اهداف جانبی مانند مدیریت تقاضای مازاد، کاهش انگیزه مصرف یا کاهش قاچاق نیز مطرح باشد.
البته افزایش نرخ به ۱۰ هزار تومان باعث کاهش انگیزه قاچاق نمیشود و بعید میدانم که تأثیر قابلتوجهی هم بر کاهش مصرف داشته باشد. بنابراین اگر این نرخ صرفاً برای جبران ناترازی در نظر گرفته شده باشد، سیاست کاملی نیست.
ما در حوزه بنزین با یک مسئله کاملاً دوطرفه مواجه هستیم؛ از یک طرف محدودیت عرضه وجود دارد و از طرف دیگر تقاضایی بیشتر از ظرفیت پایدار عرضه شکل گرفته است.
وقتی قیمت یک کالای کمیاب برای مدت طولانی پایین نگه داشته شود، قیمت دیگر نمیتواند سیگنال کمیابی را به مصرفکننده منتقل کند. بنابراین نرخ سوم صرفاً میتواند ابزاری برای ایجاد فضایی باشد که در آن بخشی از تقاضا مدیریت شود. …

























































































































