نباید در تحلیل افکار عمومی، فضای رسانهای را با صدای جامعه یکی گرفت
فعال سیاسی اصلاحطلب با تأکید بر تفاوت میان بازتاب رسانهای و میزان حمایت اجتماعی افزود: باید میان سه مفهوم میزان دیدهشدن، شنیدهشدن و حمایت اجتماعی تفکیک قائل شویم. این سه لزوماً با یکدیگر برابر نیستند. ممکن است فرد یا جریانی بسیار دیده و شنیده شود، اما در جامعه از حمایت چندانی برخوردار نباشد؛ در مقابل، گروههایی وجود دارند که از سرمایه اجتماعی قابلتوجهی برخوردارند اما به دلایل مختلف، حضور رسانهای محدودی دارند. بنابراین نباید «صدای بلند» را با «عمق نفوذ اجتماعی» اشتباه گرفت. از خطاهای مهم در تحلیل افکار عمومی همین است که گاهی فضای رسانهای را بهجای جامعه مینشانیم.
سکوت سیاسی همیشه یک انتخاب کمهزینه نیست
سخنگوی پیشین وزارت کشور درباره تأثیر سکوت و کاهش حضور رسانهای برخی جریانها بر برجستهشدن دیگر دیدگاهها، تصریح کرد: در فضای رسانهای، خلأ معمولاً خنثی باقی نمیماند. وقتی یک جریان، گروه یا مجموعهای از نیروهای اجتماعی کمتر سخن میگویند، دیگران فضای بیشتری برای تعریف مسئله، تعیین دستور کار و حتی نمایندگی افکار عمومی پیدا میکنند.
خانجانی با اشاره به پیامدهای سکوت سیاسی و ضرورت حضور رسانهای مؤثر و مسئولانه جریانهای مختلف، افزود: سکوت سیاسی همیشه یک انتخاب کمهزینه نیست. گاهی سکوت موجب آرامش و کاهش تنش میشود اما در مواردی نیز باعث میشود روایتهای دیگر، حتی اگر با واقعیت اجتماعی فاصله داشته باشند، به روایت غالب تبدیل شوند. حضور رسانهای هم بهمعنای افزایش دائمی بیان نظرات یا تعداد آنها نیست. آنچه اهمیت دارد حضور مؤثر، مسئولانه و اقناعکننده است. جامعه بیش از آنکه به صداهای بلند نیاز داشته باشد، به صداهای معتبر و قابل اعتماد نیاز دارد.
جریان سیاسی اگر موضعش را توضیح ندهد، سرمایه اجتماعی خود را از دست میدهد
عضو حزب کارگزاران سازندگی با اشاره به دلایل پرهیز برخی جریانها و نیروهای سیاسی از بیان صریح مواضع، تصریح کرد: این مسئله دلایل متفاوتی دارد. بخشی ناشی از محاسبه هزینه و فایده سیاسی است. وقتی یک جریان احساس کند بیان صریح یک موضع ممکن است برایش هزینه امنیتی، سیاسی، اجتماعی یا حتی تشکیلاتی ایجاد کند، طبیعی است به احتیاط روی بیاورد. اما مسئله زمانی جدی میشود که احتیاط سیاسی به ابهام دائمی و فقدان موضع روشن تبدیل شود. جریان سیاسی اگر نتواند درباره مسائل مهم جامعه موضع خود را توضیح دهد، به تدریج سرمایه اعتماد خود را از دست میدهد.
هزینه دادن برای جریان سیاسی، بخشی از سیاست است
فعال سیاسی اصلاحطلب درباره ضرورت پذیرش هزینههای موضعگیری و مسئولیت اجتماعی نیروهای سیاسی افزود: سیاستورزی مسئولانه یعنی هم واقعیت محدودیتها را دیدن و هم مسئولیت اجتماعی سخن گفتن را پذیرفتن. قرار نیست هر سیاستمداری درباره هر موضوعی با یک ادبیات واحد و با حداکثر صراحت سخن بگوید، اما جامعه از نیروهای سیاسی انتظار دارد در مسائل اساسی، قابل فهم، قابلپیشبینی و صادقانه عمل کنند. هزینه دادن برای جریان سیاسی بخشی از سیاست است؛ همانگونه که بیهزینه ماندن دائمی نیز ممکن است هزینه بسیار بزرگتری در آینده ایجاد کند.
غلبه صداهای رادیکال میتواند شکافهای اجتماعی را عمیقتر کند
سخنگوی پیشین وزارت کشور درباره برجستهشدن صداهای رادیکال در فضای رسانهای و سیاسی کشور گفت: این مسئله فقط به ساختار رسمی رسانهای محدود نمیشود. منطق شبکههای اجتماعی و رسانههای جدید نیز به برجستهشدن صداهای تند، قطبی و هیجانی کمک میکند. سخن معتدل معمولاً پیچیدهتر است، نیازمند توضیح و استدلال است و کمتر قابلیت تبدیل شدن به یک شعار کوتاه را دارد؛ در حالی که موضع رادیکال، دوگانهساز و احساسی بسیار سریعتر منتشر میشود.
وی با اشاره به پیامدهای غلبه صداهای رادیکال در فضای رسانهای افزود: اگر فضای رسانهای نتواند میان «تنوع دیدگاه» و «قطبیسازی» تفاوت ایجاد کند، به تدریج صداهای میانه و عقلانی عقب رانده میشوند. این خطر برای جامعه ایران جدی است؛ زیرا در شرایطی که سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی آسیب دیده است، غلبه صداهای رادیکال میتواند شکافهای اجتماعی را عمیقتر کند. راهحل هم حذف صداهای مخالف نیست؛ اتفاقاً باید امکان حضور برابرتر و مسئولانهتر صداهای مختلف را فراهم کرد تا جامعه بتواند میان آنها انتخاب و داوری کند.
عضو حزب کارگزاران سازندگی درباره تفاوت میان میزان حمایت واقعی مردم از یک جریان سیاسی و میزان دسترسی آن جریان به تریبونهای رسانهای اظهار کرد: این دو اساساً دو شاخص متفاوت هستند. دسترسی به تریبون نشاندهنده «قدرت رسانهای» است، در حالی که رأی، مشارکت، اعتماد عمومی، حضور اجتماعی و میزان همراهی مردم نشاندهنده «پایگاه اجتماعی» است.
میزان حضور جریانهای سیاسی در رسانه بهمعنای جایگاه واقعیشان در جامعه نیست
خانجانی با اشاره به تفاوت میان قدرت رسانهای و پایگاه اجتماعی جریانهای سیاسی افزود: ممکن است جریانی از تریبونهای متعدد برخوردار باشد اما در انتخابات یا در افکار عمومی از وزن چندانی برخوردار نباشد. بعکس، ممکن است جریانی به دلیل محدودیتهای رسانهای کمتر دیده شود ولی در جامعه نفوذ و سرمایه اجتماعی بیشتری داشته باشد. در تحلیل سیاسی نباید از روی میزان حضور یک جریان در تلویزیون، رسانهها یا شبکههای اجتماعی، درباره جایگاه واقعی آن جریان در جامعه قضاوت کرد. رسانه، شاخص سنجش جامعه نیست؛ رسانه یکی از عوامل شکلدهنده به ادراک جامعه است.
جامعهای که سخن میگوید هنوز در حال مطالبهگری است
فعال سیاسی اصلاحطلب درباره دلایل سکوت جریانهای سیاسی و اجتماعی و پیامدهای آن اظهار کرد: سکوت سیاسی میتواند از رضایت، احتیاط، ناامیدی، محدودیت، کاهش قدرت اثرگذاری یا حتی انتظار برای تغییر شرایط ناشی شود. نباید سکوت را الزاماً به معنای رضایت تعبیر کرد. در جامعهای که بخشهایی از نیروهای سیاسی و اجتماعی احساس کنند سخن گفتن اثر چندانی ندارد، ممکن است بهجای اعتراض فعال، به کنارهگیری و سکوت روی بیاورند. این وضعیت از منظر حکمرانی حتی میتواند نگرانکنندهتر از اعتراض باشد؛ زیرا جامعهای که سخن میگوید هنوز در حال مطالبهگری است، اما جامعهای که احساس کند سخنش شنیده نمیشود ممکن است به تدریج از مشارکت فاصله بگیرد.
وی با اشاره به ضرورت پرهیز از تعبیر سکوت بهعنوان نشانه رضایت عمومی ادامه داد: بنابراین مسئولان و نهادهای سیاسی نباید صرفاً با استناد به نبود اعتراض یا کاهش صدای منتقدان، نتیجه بگیرند رضایت عمومی افزایش یافته است. گاهی سکوت، نشانه رضایت نیست؛ نشانه کاهش امید به اثرگذاری است.
خانجانی با اشاره به تفاوت میان دیدهشدن رسانهای و میزان نفوذ و حمایت اجتماعی از یک جریان سیاسی گفت: دیدهشدن میتواند مقدمه نفوذ اجتماعی باشد، اما نفوذ اجتماعی زمانی شکل میگیرد که یک جریان بتواند میان سخن خود و تجربه واقعی مردم ارتباط برقرار و اعتماد و همراهی ایجاد کند. ممکن است یک جریان سیاسی در فضای رسانهای بسیار پرسروصدا باشد اما نتواند در زندگی واقعی مردم، در انتخابات، در نهادهای مدنی یا در افکار عمومی پایگاه پایداری ایجاد کند.
باید از سیاست تریبونمحور به سمت سیاست اعتمادمحور حرکت کنیم
عضو حزب کارگزاران سازندگی با تأکید بر ضرورت حرکت از سیاست تریبونمحور به سمت سیاست اعتمادمحور ادامه داد: مسئله اصلی این نیست چه کسی بیشتر حرف میزند؛ مسئله این است چه کسی حرفش برای مردم معتبرتر است و چه کسی میتواند میان جامعه و ساختار قدرت رابطه اعتمادآمیز ایجاد کند. سرمایه سیاسی پایدار نه از تعداد تریبونها، بلکه از اعتماد عمومی، کارآمدی، صداقت و توانایی نمایندگی واقعی مطالبات جامعه بهدست میآید.
به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید



































































































































































