فعالان اقتصادی سه مشکل را بهعنوان نامساعدترین مؤلفهها معرفی کردهاند؛ غیرقابل پیشبینی بودن و تغییر قیمت مواد اولیه و محصولات، دشواری تأمین مالی از بانکها و بیثباتی سیاستها، قوانین و مقررات.
برای یک کارخانه، افزایش هزینه مواد اولیه بهتنهایی لزوماً بحران نیست؛ مسئله از جایی شروع میشود که تولیدکننده نداند ماه آینده مواد اولیه را با چه قیمتی خواهد خرید. برای یک بنگاه نیز کمبود نقدینگی صرفاً یک مشکل مالی نیست؛ وقتی دسترسی به تسهیلات نامطمئن باشد، توسعه خط تولید یا حتی تامین سرمایه در گردش روزمره دشوار میشود. تغییر مکرر مقررات نیز همین اثر را دارد و سرمایهگذار را نسبت به تصمیمهای بلندمدت محتاط میکند.
شدت این نااطمینانی را میتوان در یک عدد دیگر دید: ظرفیت واقعی فعالیت بنگاههای مورد بررسی فقط ۳۵ درصد بوده است؛ یعنی بخش بزرگی از توان بالقوه تولید و خدمات کشور عملاً استفاده نمیشود. این نسبت تنها حدود یک درصد بهتر از زمستان ۱۴۰۴ بوده و فاصله زیادی با ظرفیت مطلوب دارد. وضعیت کشاورزی و خدمات بدتر از صنعت است!
مشکل محیط کسبوکار البته در تمام اقتصاد یکسان نیست. در میان سه بخش اصلی، کشاورزی با شاخص ۶.۲۳ نامساعدترین وضعیت را داشته و پس از آن خدمات با ۶.۲۱ قرار گرفته است. صنعت با ۶.۱۳ بهترین وضعیت نسبی را ثبت کرده است. …



































































































































































