احمد زیدآبادی در واکنش به سخنان جبلی دقیقاً همین پرسش را مطرح کرده و نوشت: «آن کدام هویت ایرانی-اسلامی است که صدا و سیما بر مدار آن ایستادگی کرده است؟» پرسش او در واقع متوجه شکاف میان ادعای «ملی بودن» رسانه و تصویری است که منتقدان از ترکیب صداهای حاضر در آن ارائه میکنند.
صدای ملی
یا صدای یک جریان؟
بحث درباره تکصدایی در صداوسیما، البته موضوع تازهای نیست. در سالهای مختلف، حتی رؤسای دولت نیز از نحوه عملکرد رسانه ملی انتقاد کردهاند، اما آنچه این روزها به این بحث اهمیت بیشتری داده، همزمانی انتقادات رئیسجمهور فعلی و رئیسجمهور پیشین با اظهارات تازه رئیس صداوسیماست.
مسعود پزشکیان در ماههای اخیر چند بار نسبت به عملکرد صداوسیما موضع گرفته است. در یکی از انتقادات خود، نسبت به رویکرد رسانه ملی در شرایط جنگی و آنچه ایجاد اختلاف میان مسئولان میدانست هشدار داد. او همچنین در مواردی نسبت به نحوه بازتاب سخنان و مواضع دولت در رسانه ملی اعتراض کرده است.
این انتقادها از یک جهت قابل توجه است، اینکه دولت چهاردهم با وجود آنکه بخشی از ساختار رسمی کشور است، خود را در مواردی بیرون از دایره روایت غالب صداوسیما احساس کرده است. این مسئله وقتی جدیتر میشود که بدانیم اختلاف میان دولت و رسانه ملی صرفاً به پزشکیان محدود نیست. حسن روحانی نیز در سخنان اخیر خود انتقاد تندی از عملکرد صداوسیما مطرح کرده و خواستار آن شده که این رسانه واقعاً به صدای ملی تبدیل شود. روحانی حتی گفته است که رئیسجمهور نیز تمایلی به تماشای صداوسیما ندارد.
بنابراین مسئله صرفاً اختلاف شخصی میان یک رئیس دولت و رئیس صداوسیما نیست، بلکه بحثی ساختاری درباره این است که چرا «رسانه ملی» تنها آینه بخشی از جامعه است؟
یک صدا، جای صداهای
دیگر را گرفته است …



































































































































































