در واقع، از همان روز اول که ارنان کورتس و «کانکیستادورها» به قاره آمریکا سفر کردند، جنایت غرب علیه مردم بومی آمریکا آغاز شد. بسیاری گمان دارند که مردم بومی آمریکا مردمی «وحشی»، «خشن» و «بیتمدن» بودند اما این مساله درست نیست. داستان مواجهه اسپانیاییها با مردم سرخپوست و تعجب آنان از دیدن تفنگ و اسب اسپانیاییها و پرستش آنها به عنوان «ایزد» بیش از حد اغراق شده است. حتی روایات ذکر شده در کتاب مشهور «درخت پرتقال» اثر کارلوس فوئنتس نیز تاحدی اغراق شده هستند. آنچه واقعیت مسلم است این است که حداقل سه تمدن «آزتک»، «مایا» و «اینکا» در قاره آمریکا زندگی میکردند؛ سه تمدنی که درسهای بسیار به سفیدپوستان مهاجم آموختند اما این درسآموزهها زمینه را برای قلع و قمع آنان توسط سفیدپوستان فراهم کرد.
جنایت علیه سرخپوستها با ورود ارنان کورتس و سربازان اسپانیاییاش آغاز شد. بعد از اسپانیاییها، نوبت به فرانسویها رسید و بعد از مدتی نیز انگلیسیها شروع به قتل عام سرخپوستها و اشغال اراضی آنان کردند. اما این تازه آغاز ماجرای اشغالگری و جنایت بود. سفیدپوستان انگلیسی که غالبا فقیر، شرور و حتی فراری بودند، برای ساخت «بهشت» راهی آمریکا شدند. آنها زمینهای پهناور آمریکا را به اشغال درآوردند، شروع به پرورش گله گاومیش کردند و آرام آرام با هم متحد شده و کشور «ایالات متحده» را ایجاد کردند. بعد از مدتی این کشور تازه تاسیس شروع به افزایش اراضی خود کرد و نتیجه این اتفاق، کشتار سرخپوستان بومی، اشغال زمینهای آنان و قتل عام آنان بود. …































































