اینجاست که ممکن است چیزی را با کمبود اعتماد به نفس اشتباه بگیریم. گاهی مسئله این نیست که خودمان را کم ارزش می دانیم؛ مسئله این است که بیش از حد خودمان را از نگاه دیگران بررسی می کنیم.
مشکل اینجاست که مغز همیشه بی طرف نیست.
وقتی نگران قضاوت شدن هستیم، ممکن است نشانه های مبهم را هم به شکل منفی تفسیر کنیم.
کسی ساکت است و ذهن می گوید از حرف من خوشش نیامد.
کسی جواب کوتاهی می دهد و ذهن می گوید حتما ناراحت شد.
چند نفر می خندند و ذهن برای لحظه ای فکر می کند شاید درباره من می خندند.
این همان جایی است که اضطراب اجتماعی می تواند وارد ماجرا شود.
و هرچه بیشتر تلاش کنیم مطمئن شویم هیچ اشتباهی نمی کنیم، ممکن است توجه بیشتری هم به خودمان پیدا کنیم.
صدایم خوب بود؟
زیادی حرف زدم؟
چهره ام عجیب نبود؟
چرا آن جمله را گفتم؟
پس شاید همیشه لازم نباشد از خودت بپرسی چطور اعتماد به نفسم را بیشتر کنم؟
گاهی سوال مفیدتر این است: چرا اینقدر دارم خودم را از نگاه دیگران بررسی می کنم؟
شاید لازم نباشد هر سکوتی را تفسیر کنی.
هر نگاه را معنا کنی.
هر اشتباه را دوباره مرور کنی.
و هر جمله ای را بعد از گفتنش محاکمه کنی.
تو قرار نیست در هر جمعی، نسخه بی نقصی از خودت ارائه بدهی.
صبح بخیر به تو که شاید مشکل اصلی این نیست که خودت را قبول نداری؛ شاید ذهنت بیش از اندازه مشغول این است که دیگران تو را چگونه می بینند. پایان خبر / رکنا / کدخبر 1251486
اخبار وبگردی را در اینجا بخوانید: … …



































































































































































