آرمان امروز- حمید باقری زواره- کارشناس مسائل اجتماعی: در ادبیات کلاسیک امنیت ملی، همواره تمرکز بر حفظ مرزهای جغرافیایی و تمامیت ارضی بوده است؛ اما در پیچیدگیهای جامعه مدرن، مفهومی بسیار حساستر و حیاتیتر وجود دارد که میتواند ستونهای یک ملت را در لرزه اندازد: «تمامیت ذهنی». آنچه امروز در لایههای زیرین جامعه در حال رخ دادن است، نه یک بحران صرفاً معیشتی یا اقتصادی، بلکه یک بحران عمیق ادراکی است. بحرانی که در آن، شکاف میان آنچه دولت میگوید و آنچه مردم در زندگی روزمره خود تجربه میکنند، در حال فرسایش تدریجی «تابآوری ذهنی» است؛ سرمایهای نامرئی که اگر از دست برود، دیگر با هیچ سیاست اقتصادی یا حمایتی، قابل جبران نخواهد بود. این وضعیت که در نشست اخیر «مفاهیم و شاخصهای تابآوری اجتماعی» مورد بحث قرار گرفت، از یک پدیده خطرناک به نام «ناآرامی ادراکی» نشأت میگیرد. ناآرامی ادراکی زمانی پدید میآید که «روایت رسمی» با «تجربه زیسته» مردم در تضاد باشد. زمانی که روایتهای رسمی از کاهش تورم یا بهبود رفاه سخن میگویند، اما فرد در بازار، در سبد خرید خانواده و در هزینههای روزمره خود، با واقعیتی کاملاً متفاوت روبرو است، ذهن دچار آشفتگی و تشوش میشود. این تضاد، نه تنها اعتماد را از بین میبرد، بلکه منجر به نوعی «جاکَندگی ذهنی» میشود که در آن، فرد دیگر توانایی تشخیص حقیقت از دروغ را از دست میدهد.
علی ربیعی، دستیار اجتماعی رئیس جمهور با بیان اینکه تاب آوری ادراکی؛ سرمایه نامرئی جامعه که در بحرانها خود را آشکار میکند، معتقد است که نه جامعه و نه دولت، درک درستی از تابآوری ادراکی و ذهنی ندارند و در این زمینه دچار بحران عدم درک هستیم.وی با اشاره به حوزه تابآوری و سه سطح تابآوریِ معیشتی، اجتماعی و ادراکی – ذهنی، گفت: تاب آوری ادراکی و ذهنی موضوعی است که یک اصل مشترک دارد، طبقه اجتماعی نمیشناسد و همه افراد جامعه به نوعی با آن درگیر هستند. وی با تشریح تابآوری معیشتی اظهار کرد: در زمینه تابآوری معیشتی، افرادی از جامعه درگیر آن هستند که بحران بقا و بحران معیشتی دارند و برای آنها اتخاذ سیاستهایی لازم است که متولی آن وزارت رفاه هستند. اما تابآوری اجتماعی در میان طبقات اجتماعی و گروههای مختلفی وجود دارد که در ردههای سنی مشخص، زندگی روزمره و احساس آزادی، رفاه و سهولت حرکت اجتماعی میخواهند. دستیار اجتماعی رئیسجمهور با اشاره به تجربه جامعه و دولت در حوزه تابآوری معیشتی گفت: در حوزه معیشت، هم جامعه و هم دولت نوعی خودآموزی را درک کرده است؛ دولت تجاربی داشته و اقداماتی مانند پرداخت یارانه و… را انجام داده است. جامعه نیز بر اثر تحریمها یاد گرفته است که چگونه خود را ترمیم کند. برای مثال، در شرایط جنگی اخیر، ۸۰-۹۰ درصد هتلها خالی بودند اما ۱۰ میلیون فرد به سفر رفتند؛ آنها یاد گرفتهاند به خانوادهها، آشنایان و روستاها بروند؛ مجردها به خانههای مادری برگشتند و صندوقهای خانوادگی و خرد محلی ایجاد شد. ربیعی با تأکید بر اینکه جایی که نه جامعه و نه دولت، درک درستی از آن ندارند در تابآوری ادراکی و ذهنی است، گفت: در این زمینه دچار بحران عدم درک هستیم. وی با تاکید بر اینکه تاب آوری ادراکی نوعی سرمایه نامرئی جامعه است که در بحرانها خود را آشکار میکند، گفت: تابآوری ادراکی دارای شاخصهای سنجش است و به میزان افزایش یا کاهش آن، مشخص میشود که جامعه تا چه اندازه به سمت سازگاری و بازسازی اجتماعی حرکت میکند و کاهش آن تا چه اندازه در مسیر فروپاشی روانی است؟
این گفته ها در حالی مطرح می شود که ریشههای این شکاف، در تاریخ سیاسی و اقتصادی طولانی کشور ریشه دارد. سالهاست که جامعه با آثار تحریمها و بیسامانیهای سیاسی دستوپنجه نرم میکند، اما در بسیاری از دورهها، اجازه داده نشده است که درباره آثار واقعی و منفی این مسائل به صراحت صحبت شود؛ با این تصور که بیان واقعیتهای منفی، جامعه را ضعیف میکند. اما نتیجه این سکوت، امروز به شکل تلنبار شدهای از شکافهای ادراکی خود را نشان داده است. در این میان، روایتهای رسمی با دو دشمن خطرناک روبرو هستند: نخست، دشمنی که هدفش مستقیم براندازی و متزلزل کردن جامعه است؛ و دوم، بسیار ظریفتر و ویرانگرتر، یعنی «روایت سیاستزده». این روایتهای سیاسی تلاش میکنند با ایجاد «اغتشاش ذهنی»، جامعه را در وضعیتی از عدم اطمینان و ناآرامی روانی نگه دارند. این آسیبپذیری ذهنی، با تشدید عواملی نظیر «کوچ مرجعیت رسانه» و «اشباع اطلاعاتی» دوچندان شده است. انتقال مرجعیت از رسانههای اصلی به فضای مجازی و قطبی شدن افکار عمومی، همراه با ازدحام اطلاعات غیرشفاف و غیرمسئولانه، توانایی تحلیل و تشخیص را در شهروند کاهش داده است. در واقع، وقتی ذهن میان انبوهی از اطلاعات متناقض گرفتار میشود، تابآوری او فرسوده شده و به جای واکنشهای سازنده، به سمت درماندگی جمعی حرکت میکند. با این حال، تابآوری ادراکی صرفاً یک مفهوم انتزاعی برای توصیف بحران نیست؛ بلکه ابزاری برای بازسازی قدرت جامعه است. تابآوری ادراکی به معنای تبدیل «ترس به آگاهی»، تبدیل «ابهام به فهم» و تبدیل «احساس قدرت به عاملیت جمعی» است. اگر جامعه بتواند آینده را لمس کند و احساس کند که قدرت عمل دارد، یعنی از مرحله فروپاشی عبور کرده و به مرحله سازگاری رسیده است. اما برای رسیدن به این نقطه، باید از پنج ستون اصلی عبور کرد: اول، گذشتن از روایتهای سیاستزده و بازگشت به روایتهای حقیقتمحور؛ دوم، خلق «معنا» برای مقاومت تا جامعه بداند برای چه چیزی ایستادگی میکند؛ سوم، ارتقای «سواد ادراکی» برای تشخیص دستکاریهای روانی؛ چهارم، تبدیل مردم از نقش «قربانی» به نقش «بازیگر اصلی» در صحنه بحران؛ و پنجم، تقویت شبکههای انسانی به عنوان منابع حمایت روانی.
در نهایت، برای اینکه تابآوری ذهنی به تابآوری عملی در صحنه عمل تبدیل شود، تنها یک راه وجود دارد: «صداقت». تا زمانی که روایت رسمی با تجربه زیسته مردم همراستا نشود، شکاف عمیقتر و ذهن جامعه مشوشتر خواهد ماند. برای ارتقای تابآوری ملی، باید شکاف میان آنچه هست و آنچه گفته میشود را از بین برد؛ زیرا تنها در صورت برخورد صادقانه با واقعیت است که میتوان جامعه را از وضعیت جاکَندگی ذهنی نجات داد و آن را به سوی بازسازی اجتماعی هدایت کرد.














































































































































![[مینا حیدری] نسخه آسفالت برای مشکلات!](/news/u/2026-08-19/ettelaat-m66rd.jpg)


















