برای دوخت لباس رزمندگان نیاز به چیت داشتیم و من به کارخانه چیتسازی رفتم که یک مقدار پارچه ارزانتر بگیریم. با توجه به نیازهایی که اعلام کردیم، اولین بار یک...
این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
جوان آنلاین: آخرین روز شهریور سال،۱۳۵۹ در حالی دشمن بعثی جنگی هشت ساله را به کشورمان تحمیل کرد که جوانههای انقلاب اسلامی ایران به تازگی جوانه زده بود. جنگ تحمیلی، اما نه فقط رخنهای در اراده پولادین زنان و مردان این سرزمین ایجاد نکرد، بلکه خودش عاملی برای وحدت و انسجام ملی شد. دوران هشت ساله دفاعمقدس انگار میدانی برای سبقت گرفتن زنان و مردان این مرز و بوم برای فداکاری و میهنپرستی بود و شیرزنان ایرانی در این بزنگاه تاریخی هم همچون همیشه خوش درخشیدند و سرافرازانه ایستادگی کردند. جمیله محمدخانی، یکی از بانوانی که در دوران دفاعمقدس مسئولیت ستاد پشتیبانی ناحیه مالک اشتر تهران را بر عهده داشته و علاوه بر افتخار رزمندگی و جانبازی همسر شهید است. این بانوی رزمنده هر آنچه در چنته داشته برای انقلاب و ایران گذاشته و هنوز هم پای کار میهن است. برای خواندن روایتهایی از زندگی این بانوی رزمنده با ما همراه شوید.
خانم محمدخانی چند ساله بودید که انقلاب شد و آیا فعالیتهای شما به بعد از انقلاب و جنگ محدود میشود یا در مبارزات علیه رژیم ستمشاهی هم حضور داشتید؟
انقلاب که شد، من تقریباً ۲۶ سالم بود. در فعالیتهای دوران قبل از انقلاب هم شرکت داشتم. من آموزشگاه خیاطی داشتم. قبل از انقلاب مدتی خیاطی رایگان انجام میدادم. مسجد بغل خانهمان آن زمان هنوز ساخته نشده بود، من در همان خرابه مسجد کارهای خیریه و مردمی را شروع کردم. کلاسهای خیاطی در آموزشگاه خودم در خانه برگزار میکردم و کارآموز داشتم.
چه شد که وارد سپاه شدید؟
بعد از اینکه سپاه تشکیل شد، خیلی علاقهمند شدم که با سپاه همکاری داشته باشم. یک روز از من سؤال کردند و گفتند ما میخواهیم یکسری قرآن داشته باشیم که ماه رمضان اینجا کلاس قرآن داشته باشیم. شما میتوانی به ما کمک کنی؟ من یادم است آن موقع ۱۰ تا - اگر اشتباه نکنم ۱۵ تا - قرآن تهیه کردم و به آنجا بردم و از آنجا به بعد فعالیت من با بچههای سپاه تنگاتنگ شد.
یعنی از همان شروع کار سپاه با آنها همکاری داشتید؟ …