قیمت طلا امروز




 آمبولانس بیمارستان

 سایت برترینها / ۲ روز قبل / ۱۴۰۵/۰۵/۲۶

قتل بی‌رحمانه یاسین توسط پدر، خواب را از یک روستا گرفت

اهالی روستا هنوز باور نکرده‌اند پدر یاسین شبانه او را در خواب کشته است. صدای جیغ‌های مادرش را همه با جزئیات به خاطر دارند. آمبولانس دیر کرده بود و چاره‌ای جز این نبود که سر خونین را در پارچه‌ای بپیچند و خودشان با ماشین پراید همسایه، راهی بیمارستان شوند.
 قتل بی‌رحمانه یاسین توسط پدر، خواب را از یک روستا گرفت
برترین‌ها: پنج صبح، روستا هنوز در خواب بود که صدای جیغ‌های مکرر، سکوت را شکست. جوان ۲۱‌ساله‌ای به نام «یاسین» زیر ضربه‌های پدر با کلنگ در خواب جان باخت؛ پدری که به گفته نزدیکان و اهالی، مدت‌ها پیش از این جنایت بارها در جمع گفته بود: «پسرم را می‌کشم و می‌دانم قانون با من کاری ندارد». بیش از ۲۵ روز از داغ این خانواده می‌گذرد و پدر در انتظار حکم قاضی در زندان مرکزی خرم‌‌آباد به سر می‌برد. بحث این روزهای اهالی روستای «زیبا‌ محمد» خرم‌آباد درباره قتل این پدر است. اهالی بارها شاهد اعمال خشونت‌های بسیار از سوی این مرد، نسبت به همسر و فرزندانش بوده‌اند. آنها می‌گویند دقایقی پس از قتل هم خانواده‌اش را کتک می‌زده و مانع از گریه و عزاداری آنها شده است. ماجرایی تکراری، شبیه به قتل رومینا اشرفی و بسیاری از پرونده‌های دیگر که پدر و جد پدری با آگاهی بر میزان مجازات، دست به فرزندکشی زدند، فقط با این تفاوت که قربانی حالا پسری ۲۱‌ساله است؛ جوانی که همه روستا می‌دانستند‌ روزی به دست پدرش کشته خواهد شد. طبق ماده ۶۱۲ قانون مجازات اسلامی نهایت مجازات برای پدری که مرتکب قتل فرزند باشد را ۱۰ سال زندان در نظر می‌گیرد. هرچند‌ برای بسیاری، احکام کمتر از این هم داده شده است، همچون پرونده قتل «فاطمه سلطانی» که سال قبل توسط ضربات متعدد چاقو از سوی پدر جان باخت و قاتل فقط به هشت سال زندان محکوم شد. بررسی‌ها نشان می‌دهد از سال ۱۴۰۴ تا مرداد ۱۴۰۵ پنچ فرزندکشی توسط پدر اتفاق افتاده است.

در ادامه روایت اهالی یک روستا در خرم‌آباد از قتل یاسین ۲۱‌ساله به‌دست پدرش که به قلم نسترن فرخه در روزنامه شرق منتشر شده را می‌خوانید: با صدای ضربه‌های کلنگ بیدار شدیم

اهالی روستا هنوز باور نکرده‌اند پدر یاسین شبانه او را در خواب کشته است. صدای جیغ‌های مادرش را همه با جزئیات به خاطر دارند. آمبولانس دیر کرده بود و چاره‌ای جز این نبود که سر خونین را در پارچه‌ای بپیچند و خودشان با ماشین پراید همسایه، راهی بیمارستان شوند. مادر به صورت خود می‌کوبیده و همان نیمه‌شب همه روستا به خانه آنها می‌روند: «حالا هر فرزندی که اختلافی با پدرش دارد ترس به جانش افتاده»؛ این را پیرزنی می‌گوید که شاهد خشونت‌های همیشگی خانواده یاسین بوده است. تجربه رنجی که «عصمت» کشیده، با همه فرق دارد. با گویش لری پشت هر جمله چند بار فریاد می‌زند: «روله، روله». عصمت مادر یاسین است؛ مادری که آن شب با صدای ضربه‌های کلنگ از خواب بیدار می‌شود و رد خون روی دیوارهای سفید خانه او را به بالین پسرش می‌رساند. از پشت خط تلفن هنگام روایت آنچه گذشته، همچنان با صدای بلند گریه می‌کند: «کاری کنید آزاد نشود، پسرم بی‌گناه بود. آن شب من در حیاط نان می‌پختم، پدرش بدخلق بود ولی یاسین پیشانی‌اش را بوسید. چند ساعت بعد پدرش دعوا راه انداخت. وقتی آشتی کردند، برای اینکه یاسین بخوابد به او قرص خواب داد و حتی گفت دوستش دارد. ساعت پنج و 20 دقیقه صبح با صدای سه ضربه من و بقیه بچه‌ها بیدار شدیم. تمام دیوارهایی که یاسین با دست خودش سفید کرده بود، خونی شده بود. من تا به یاسین برسم بلندبلند صدایش می‌زدم تا جواب دهد، ولی پدرش داد می‌زد دیگر کشتمش. سر بچه‌ام را در بغل گرفتم ولی دستم به داخل سرش رفت. من داد می‌زدم یاسین، مادر. ولی پسرم دیگر نمی‌شنید، با کلنگ به سر پسرم زده بود. وقتی بالای سرش رسیدم صدای خرخر می‌داد. من بلند می‌گفتم یاسین... ولی جز این جوابی به من نمی‌داد». صدای این مادر بلند می‌شود و چند مرتبه نام پسرش را تکرار می‌کند، کمی که آرام‌تر می‌شود دوباره ادامه می‌دهد: «همه می‌دانند پدرش همیشه می‌گفت یاسین را می‌کشم، حتی چند روز قبل چاقوی تیزی با خودش به خانه آورده بود که همه ما ترسیدیم و من یواشکی چاقو را برداشتم. این مرد نباید آزاد شود، چون شر است و آدم‌های دورش هم همین هستند. پسر نازنینم را همه دوست داشتند». او می‌گوید آن شب یاسین را به بیمارستان شهدای عشایر بردند ولی دیگر تمام کرده بود. باورش نمی‌شد پسرش کشته شده باشد: «روز و شب ندارم، هر لحظه به پسرم فکر می‌کنم. مهربان بود، تمام دیوارهای خانه را رنگ زده بود، به من و خواهر و برادرهایش می‌رسید. پسرم را کشت و نباید آزاد شود». گفته بود پسرم را می‌کشم

یکی از بستگان نزدیک یاسین در این روایت از تهدیدهای پیش از قتل پدر این جوان ۲۱ساله در ۱۸ تیرماه روستای زیبا محمد می‌گوید و به دلیل فشارهای روانی وارده بر خانواده تمایلی به عنوان‌کردن نامش در این گزارش ندارد. او صحبت‌هایش را این‌طور شروع می‌کند: «حدود یک سال و نیم قبل، اختلافات بین یاسین و پدرش شدت گرفته بود. پدر یاسین تعدادی گوسفند دارد که گاهی خودش و گاهی پسرش آنها را برای چرا به منطقه‌ای در اندیمشک می‌بردند. با این حال بر سر زمینی که ارث پدری خانواده بود، با خانواده عموی خود درگیری داشتند. از طرفی، پدر یاسین اعتیاد داشت و تمام دارایی‌اش را خرج مواد می‌کرد و همین موضوع یکی از دلایل اصلی درگیری پدر و پسر بود. صفرعلی یعنی پدر یاسین هرکجا می‌نشست می‌گفت باید این بچه را بکشم. حتی بعضی از اقوام پدری هم می‌گفتند اگر این جوان را بکشی قانون هم کاری با تو ندارد. اگر نکشی، فردا پس‌فردا کسی نمی‌تواند جلویش را بگیرد. حتی می‌گفتند فلانی پسر خودش را کشته و دولت با او کاری نداشته است. راستش اصلا باور نمی‌کردیم این حرف‌ها را روزی عملی کند. همه می‌گفتند معتاد است و یک حرفی می‌زند. اما چند بار مستقیم به ما گفته بود آخرش من یاسین را می‌کشم و بعد گریه می‌کنید و می‌گویید چرا او را کشتم. همان کاری را هم که گفته بود، انجام داد». در بین گفت‌وگوها، از ارتباط نزدیکش با یاسین می‌گوید که جزئیات بسیاری از اختلاف با پدر را برایش تعریف می‌کرد: «یاسین خیلی با من درددل می‌کرد. یک سال قبل که 20 سال داشت، یک روز برایم گفت هر وقت می‌خوابم و چشم‌هایم را باز می‌کنم، می‌بینم پدرم بالای سرم ایستاده و توی چشم‌هایم نگاه می‌کند. از این ماجرا همه ما می‌ترسیدیم ولی کسی فکرش را نمی‌کرد که این اتفاق بیفتد. به یاسین می‌گفتیم: وقتی می‌خوابی، در را قفل کن که اگر پدرت فکر بدی به سرش زد، نتواند وارد شود. بعد از آن همیشه هنگام خواب در اتاق را قفل می‌کرد. ولی پدرش هم مدام دعوا راه می‌انداخت که چرا در را قفل می‌کند و می‌رود در آن اتاق تنها می‌خوابد و پیش ما نمی‌آید». طبق گفته‌های این منبع نزدیک، روز قبل حادثه یکی از اقوام به این خانواده اطلاع می‌دهد پدرتان به خانه برادرش رفته و همان‌جا اعلام کرده فردا پسرم را با کلنگ خواهم کشت: «هرچند بین یاسین و خانواده پدری از قبل اختلاف وجود داشت. حدود یک سال قبل، ۱۴ نفر به یاسین حمله کردند و بینی او را شکستند. من هم شاهد ماجرا بودم که بی‌هوا آمدند و درگیر شدند. آن آشنایی که به ما گفت پدر یاسین روز قبل قتل در خانه برادرش اعلام کرده بوده با کلنگ قصد کشتن پسرش را دارد این را هم گفته بود که وقتی پدر یاسین این خبر را داد، پسرعموی یاسین گفته بود یک بار در زمستان آمدی و گفتی بکشیدش و ما بینی‌اش را شکستیم. دوباره آمده‌ای ما را گرفتار کنی؟». پنج صبح در خواب کشته شد

او از روز حادثه می‌گوید که بین پدر و پسر درگیری شکل گرفت: «من آنجا بودم که یاسین برای تکمیل سفیدکاری دیوار حیاط خانه وسیله گرفته بود. اصلا یکی از دلایل دعوا همین بود که پدرش می‌گفت پول من را خرج خانه می‌کنی. غروب همان روز همه در حیاط بودند، ولی پدر یاسین با عصبانیت یک گوشه نشسته بود. چند دقیقه بعد من خداحافظی کردم و رفتم و چند ساعت بعد یعنی پنج صبح ۱۸ تیر، یاسین در خواب کشته شد. خواهر و برادرهای کوچکش که در خانه بودند می‌گویند بعد از غروب و شروع درگیری، یاسین وسط خانه گریه می‌کند و به پدرش می‌گوید از دست تو خوابم نمی‌رود و هر شب با ترس می‌خوابم، چرا با من این‌قدر بدرفتاری می‌کنی. از ترس خشونت‌های پدرش که مدام مادر و خواهر و برادرهایش را کتک می‌زد، برای کار به شهر دیگری نمی‌رفت تا کنار خانواده باشد، چون در دعوا همیشه پدرش به مادرش می‌گفت یاسین دیوار دفاعی تو شده، اول یاسین را می‌کشم و بعد هم تو را خواهم کشت. همیشه از این می‌ترسید پدرش، مادرش را بکشد. حتی همان شب که یاسین را کشت، مادر یاسین را در حال گریه و شیون به باد کتک گرفت که چرا گریه می‌کند. همان شب انگشت پای این زن را هم شکست». ‌طبق گفته‌های همین منبع، بعد از درگیری در غروب ۱۷ تیر، یاسین دچار بی‌خوابی و اضطراب شده بود که پدر با روی خوش چند قرص به او می‌دهد تا راحت‌تر بخوابد: «قلبم آتش می‌گیرد از یادآوری آن روز، پدر یاسین قرص را که به او می‌دهد به زبان خودمان می‌گوید: پسرم دوستت دارم. آن شب یاسین در پذیرایی خوابش برده بود. ساعت پنج صبح همه خانه با صدای ضربه از خواب بیدار می‌شوند ولی درها قفل بود. خواهر کوچکش به سمت در بالکن کنار پذیرایی می‌رود و پدر را می‌بیند که با لباس خونی به سمتش می‌آید. پدر یاسین در خانه می‌گفت، کشتمش و کسی هم برایش گریه نکند». حتی وقتی مادر «یاسین»، سر پسرش را در بغل می‌گیرد، او را کتک می‌زند که گریه نکن. آن‌قدر سروصدا بود که همه روستا متوجه شدند: «اول من فکر کردم یک بی‌هوشی ساده است و یاسین در بیمارستان به هوش می‌آید، ولی وقتی کلنگ خونی را دیدم متوجه شدم ماجرا جدی‌تر از این حرف‌هاست. کلنگ پایین پله‌ها افتاده بود و طرف نوک‌تیزش کامل خونی بود. یاسین را به بیمارستان بردیم، اما گفتند با همان ضربه اول کار تمام شده بود. طبق چیزی که بعدا از پزشکی قانونی فهمیدیم، یاسین در خواب بود و اصلا بیدار نشده بود. گفته شد ضربه‌ها به سرش وارد شده است؛ دو ضربه در قسمت پشت و کنار گوش چپ و یک ضربه نیز در قسمت جلوی سر خورده. ضربه آخر با قسمت پهن کلنگ وارد شده بود و شانه چپش هم کبود بوده. خواهر کوچک یاسین دیده بود که روی شلوار پدرش چیزی شبیه مغز چسبیده بوده که در بازجویی گفته بود وقتی کلنگ اول را زده، کلنگ بیرون نیامده و زانو را کنار گردن گذاشته و کلنگ را کشیده که بخشی از مغز بیرون آمده است. تمام بخش‌های این ماجرا درد دارد. صفرعلی یعنی پدر یاسین اصلا پدر و همسر خوبی نبود، مدام در حال کتک‌کاری و دعوا در خانه بود. خیرش به دخترهای بزرگش که ازدواج کردند هم نرسید. تمام روزهای قبل از قتل می‌گفت، پرسیدم که اگر پسرم را بکشم قانون با من کاری ندارد و دقیقا همین کار را انجام داد. وقتی پلیس او را می‌برد هم همچنان همان حرف‌ها را می‌زد. حتی الان هم گاهی به یکی از دوستانش از زندان تماس می‌گیرد و می‌گوید: بعضی از اقوام گفتند یاسین را بکشم و اگر بیرون بیایم آنها را هم خواهم کشت».

هیاهوی قتل در روستا

این روزهای روستا، در هر جمع و محفلی بحث تنها ماجرای قتلی است که همه احتمال آن را می‌دادند. پدری که همسایه‌ها با بدنامی از او یاد می‌کنند و تمام روزهای سال شاهد ضرب و شتم همسر و فرزندان توسط مرد خانه بوده‌اند. یکی از اهالی که زن جوانی است، سال‌های بسیاری است که با این خانواده رفت‌وآمد دارد و آن نیمه‌شب همراه دیگر همسایگان به خانه یاسین و خانواده‌اش می‌آید: «یاسین پسر سربه‌زیری بود. کمک‌حال خانواده بود، اما پدر بدی داشت. همیشه زن و بچه‌هایش را اذیت می‌کرد و کتک می‌زد. آن‌قدر اذیت می‌کرد که همسرش چند بار قهر کرده و رفته بود. همه روستا شنیده بودند که هرجا نشسته گفته پسرم را می‌کشم». زن میانسالی که از دیگر همسایه‌های خانواده یاسین است آن نیمه‌شب را کامل به یاد دارد: «با صدای جیغ از خانه‌شان همه اهالی بیرون آمدند. کسی باور نمی‌کرد چه اتفاقی افتاده. روستا شلوغ شده بود. آمبولانس دیر کرد و اهالی یاسین را در پراید جا دادند تا به بیمارستان برسانند، پسر بلندقدی بود و در ماشین جا نمی‌شد. مادرش دیوانه شده و حیف آن پسر به این خوبی، با درآمدش کل خانه‌شان را بازسازی کرده بود و هوای مادرش را داشت».  قوانینی که خانه را ناامن می‌کند

خلأهای قانونی باعث سوءاستفاده از قوانین می‌شود. شیما قوشه، وکیل پایه یک دادگستری، درباره این خلأهای قانونی در پرونده‌های فرزندکشی توسط پدر یا جد پدری پیشنهاد می‌کند که دست‌کم مجازات این موارد تغییر کند. چراکه در مواردی که به هر دلیل قصاص انجام نمی‌شود، چه قتل توسط پدر یا جد پدری صورت گرفته باشد، چه خانواده ولی‌دم رضایت داده باشند، برای همه به صورت یکسان مجازات سه تا ۱۰ سال حبس پیش‌بینی شده است. اما قتلی که توسط پدر یا جد پدری انجام می‌شود باید با سختگیری بیشتری مواجه باشد: «چرا؟ چون ما معتقدیم خانه باید امن باشد، اما این خانه‌ها امن نیستند. وقتی چنین جرایمی توسط نزدیک‌ترین فردی که باید مایه امنیت و پناه کودک باشد، انجام می‌شود، بسیار بیشتر از قتل توسط یک غریبه نظم عمومی جامعه را به هم می‌زند و باعث کاهش اعتماد به نهاد خانواده می‌شود. همچنین میزان پایین مجازات، هشدار و بازدارندگی لازم را برای پدر یا جد پدری ایجاد نمی‌کند تا از بروز عصبانیت و پرخاشگری علیه فرزند خود جلوگیری کند. بنابراین به نظرم، جرایمی که توسط این افراد نزدیک انجام می‌شود، باید با سختگیری بیشتری نسبت به قتل توسط افراد غریبه مواجه شود؛ چراکه رابطه عاطفی میان پدر یا جد پدری و کودک وجود دارد و کودک به این فرد اعتماد می‌کند». قوشه ادامه می‌دهد: «این پیشنهادی است که در حال حاضر می‌توان برای تغییر این قوانین، دست‌کم به نفع فرزندان خانواده‌ها، مطرح کرد. با توجه به آمارهایی که منتشر می‌شود، دیگر تفاوت چندانی ندارد که فرزند زیر ۱۸ سال و کودک محسوب شود یا بالای ۱۸ سال باشد؛ سوءاستفاده از این قانون روزبه‌روز بیشتر نمود پیدا می‌کند یا دست‌کم بیشتر در اخبار مطرح می‌شود و این مسئله جایگاهی را که خانواده باید داشته باشد، از آن می‌گیرد».







چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۵ - 19 August 2026
خراسان جنوبی؛ از بحران تا ورشکستگی منابع آبی
خبرگزاری ایرنا

خراسان جنوبی؛ از بحران تا ورشکستگی منابع آبی

بیرجند - ایرنا - خراسان جنوبی پس از ۲۶ سال خشکسالی پیاپی، اضافه‌برداشت چهار میلیارد و ۲۰۰ میلیون مترمکعبی از منابع زیرزمینی و بروز فرونشست در ۱۷ محدوده مطالعاتی، از مرحله بحران آب عبور کرده و به مرحله ورشکستگی آبی رسیده است؛ وضعیتی که کارشناسان از آن به عنوان «خط قرمز» منابع آبی یاد می‌کنند.
دستمزدهای پایین، ساعات کاری طولانی و کمبود امنیت شغلی/ از تاثیر تورم بر زندگی کارگری تا نیاز به نیروی کار تخصصی
سایت اقتصادآنلاین

دستمزدهای پایین، ساعات کاری طولانی و کمبود امنیت شغلی/ از تاثیر تورم بر زندگی کارگری تا نیاز به نیروی کار تخصصی

اصفهان - دستمزدهای پایین، ساعات کاری طولانی و کمبود امنیت شغلی سه توصیف ساده از زندگی کارگرانی است که این روزها تورم بر زندگی آنها بیش از گذشته سایه انداخته است.
کرمانی‌ها تا کی قرار است داغدار عزیزانشان شوند؟/ جاده‌ای که ۶ استاندار پشت سر گذاشت و تکمیل نشد
خبرگزاری ایسنا

کرمانی‌ها تا کی قرار است داغدار عزیزانشان شوند؟/ جاده‌ای که ۶ استاندار پشت سر گذاشت و تکمیل نشد

خبر واژگونی اتوبوس کرمان - مشهد در شب عید فطر و داغدار شدن چندین خانواده، تلخ و تاسف برانگیز است اما این اولین و آخرین حادثه از این دست نبوده و نیست.
«فرش ایرانی» یک گام تا سقوط/ از کمبود نیروی کار ماهر و کپی‌برداری تا اهمیت برندینگ و صادرات
سایت اقتصادآنلاین

«فرش ایرانی» یک گام تا سقوط/ از کمبود نیروی کار ماهر و کپی‌برداری تا اهمیت برندینگ و صادرات

اصفهان- فرش ایرانی به ویژه در استان اصفهان در اوج زیبایی و هنر با مشکلات مختلفی دست و پنجه نرم می کند که می‌تواند این هنر اصیل را از عرش به فرش سوق دهد.
اینفوگرافیک/ پدیده فرونشست در کدام استان‌ ها بحرانی تر است؟ - تجارت‌نیوز
سایت تجارت نیوز

اینفوگرافیک/ پدیده فرونشست در کدام استان‌ ها بحرانی تر است؟ - تجارت‌نیوز

پدیده فرونشست، در ایران به بحرانی تبدیل شده است که مسئولان به هشدار در مورد آن بسنده می‌کنند.
غمنامه هیرکانی
روزنامه آرمان امروز

غمنامه هیرکانی

آرمان امروز : کارشناسان و مدیران منابع طبیعی در مازندران مراکز انباشت چوب را مسلخی برای جنگل‌های هیرکانی برشمردند و خواستار تجدید نظر در فرایند اعطای مجوز به این واحدها شدند چرا که این مراکز زمینه ای برای نابودی جنگل در شهرهای مختلف مازندران را فراهم می کند. به گزارش ایرنا، با توجه به افزایش [ ]
دار مشکلات بر گردن فرش دستبافت/ عرضه گسترده فرش‌های بی کیفیت افغان در بازار گلستان
سایت اقتصادآنلاین

دار مشکلات بر گردن فرش دستبافت/ عرضه گسترده فرش‌های بی کیفیت افغان در بازار گلستان

در سال‌های اخیر سختگیرانه‌تر شدن شرایط تحریم بر علیه ایران بسیاری از صنایع بزرگ و کوچک از جمله صنعت فرش دستبافت را دستخوش تحول کرده است.
روایتی از افزایش آمار خشونت و قتل در فارس/ نقش رفاه عمومی در کاهش خشونت
خبرگزاری ایلنا

روایتی از افزایش آمار خشونت و قتل در فارس/ نقش رفاه عمومی در کاهش خشونت

گزارش فوریت هاى مرکز پلیس فارس در بازه زمانی مهر و آبان نشان می دهد که آمار خشونت و قتل به دلایل مختلف در استان فارس روند افزایشی داشته است.
         
غول خفته گاوخونی بیدار شد/ ۱۴ استان درگیر خواهند شد
خبرگزاری مهر

غول خفته گاوخونی بیدار شد/ ۱۴ استان درگیر خواهند شد

اصفهان- بیدار شدن غول خفته گاوخونی یعنی فاجعه‌ اقتصادی و اجتماعی، یعنی کانون‌های ریزگردی که امروز چشم و ریه دیار زنده رود را پر کرده و فردا بی‌شک ۱۴ استان از جمله پایتخت را درگیر خواهد کرد.
صف جاماندگان سهام عدالت طولانی| جاماندگان منتظر و سهامداران ناراضی
سایت تحلیل بازار

صف جاماندگان سهام عدالت طولانی| جاماندگان منتظر و سهامداران ناراضی

ساری- سال ها از اجرای سهام عدالت می گذرد و نه تنها کام دارندگانش شیرین نشد بلکه رویای جاماندگان هم رنگ نگرفت.
سرمایه اجتماعی کشور از بین رفته است/ بیش از ۸۰ درصد مردم شیوه حاکم بر نحوه اداره کشور را قبول ندارند
خبرگزاری ایلنا

سرمایه اجتماعی کشور از بین رفته است/ بیش از ۸۰ درصد مردم شیوه حاکم بر نحوه اداره کشور را قبول ندارند

فعال سیاسی اصلاح طلب در قزوین گفت: درد بزرگی است که در جمهوری اسلامی که با 98 درصد تایید شده است اما در انتخابات برگزار شده طی سالهای اخیر، بیش از ۶۰ درصد مردم شرکت نکنند؛ البته کسانی که شیوه حکمرانی جامعه را قبول ندارند بیشتر از این تعداد است زیرا کسانی که رای سفید داده یا به افراد دیگری غیر از گفتمان …
ورود ۶۰ درصد فاضلاب شهری دزفول به رودخانه «دز»
روزنامه آرمان

ورود ۶۰ درصد فاضلاب شهری دزفول به رودخانه «دز»

آرمان امروز : رئیس اداره حفاظت محیط زیست دزفول گفت: ۶۰ درصد از فاضلاب شهری دزفول همچنان به صورت خام وارد رودخانه دز می‌شود که این موضوع علاوه بر خطرات بهداشتی فراوان، موجب نگرانی دوستداران محیط زیست شده است. مسعود نوری‌پور در جلسه کارگروه حفاظت کیفی رودخانه دز که در دزفول برگزار شد، اظهار کرد: [ ]
مردان متکدی برای کسب درآمد بیشتر لباس زنانه بر تن می‌کنند
خبرگزاری ایلنا

مردان متکدی برای کسب درآمد بیشتر لباس زنانه بر تن می‌کنند

یک کارشناس جمع آوری متکدیان گفت: گاهی ما به دنبال دستگیری متکدی خانم هستیم و وقتی او را دستگیر می کنیم متوجه می شویم که او یک مرد است و برای اینکه شناخته نشود و به قولی بهتر دل مردم را به دست آورد خودش را با لباس زنانه و چادر می پوشاند.