سعیدپور گفته که روزهای جنگ را روی پشتبام گذرانده و میخواسته «تهران را در آغوش بگیرد» و از آن در برابر آسیب محافظت کند. عکس را همین زیر گذاشتیم، عکسی که در نگاه اول کاملا غیرواقعی، کمی سانتیمانتال و بینهایت عجیب به نظر میرسد.
معین دهاز در اینباره نوشته: عکس بسیار مبتذل از "جنگ" ویرایششده و چیدهشده. نه از نظر فنی مهم است. نه وجه "استنادی" معتبری دارد. هیچ حس درد و وحشتی منتقل نمیکند. عکاسیِ جنگ، آن هم اینطور آشکارا ساختگی، بزکشده، سانتیمانتال و نازنازی و غیرمستند، شرمآور است. عکاس و مدلهایش (و نه شهروندان و عابران عادی) صبر کردهاند تا در جایی از تهران انفجاری رخ دهد و سپس، انفجار را به عنوان تزیین و اکسسوری در پسِ صحنه گذاشتند. این نوع بهرهبرداری از جنگ، غیرانسانی و تهوعآور است. نگاه غیرانسانی عکاس به جنگ و قربانیانش را لو میدهد. عکاسی جنگ، یک پروژهی برنامهریزیشدنی و کارگردانیپذیر نیست! بماند که راستش درباره "اصالت و سلامت" این عکس تردیدهایی دارم. کاوه گلستان هم عکاس جنگ بود. در جنگ عراق، حین کار کشته شد. عکاسیِ جنگ شوخی و دلقکبازی نیست.
آدم اول: واقعا دنیا هر روز بدتر از دیروز! دم دستیترین چیدمانی که به ذهن هر علف هرزی با موضوع جنگ میرسه همینه. یعنی اینقدر سطحی، دستمالی شده و فاقد ایده و خلاقیته که باورنکردنیه کسی این رو چیدمان کرده و عکس گرفته. … …




















































































































