حملات نظامی به مراسم عروسی، مدرسه میناب و تجمعات غیرنظامی نشانه غرقشدن استراتژیهای امریکا و خشم برخاسته از شکست است
طرحهای سلبی به جای سد نفوذ، بستر ریاکاری و حذف نخبگان را فراهم میسازد
مهدی بیک اوغلی| تداوم رفتارهای خشونتبار و هدف قرار گرفتن تجمعات و زیرساختهای غیرنظامی از جمله فاجعه مدرسه میناب و جنایت اخیر حمله به مراسم عروسی در کوهستک سیریک و...، فراتر از نقض قواعد و کنوانسیونهای بینالمللی، نشانهای عریان از تغییر فاز فشارهای نظامی و امنیتی به حساب میآید. تحلیلی واقعبینانه از رفتارهای ایالات متحده نشان میدهد که دست یازی به این الگوهای خشن، بازتاب استیصال و ناتوانی در مهار راهبردی ایران در منطقه است. اما پرسش محوری این است که ایران در تقاطع این خصومت فزاینده خارجی و انباشت مطالبات و ابرچالشهای اقتصادی داخلی، چه تدبیری باید بیندیشد؟ چگونه میتوان در شرایط تورمهای سنگین و افت قدرت خرید جامعه، انسجام اجتماعی را بازآفرینی کرد و با رویکردهای غیرسازنده و سلبی که مانع گفتوگوی حاکمیت و ملت میشوند، به مقابله برخاست؟ «اعتماد» در گفتوگویی مفصل و بیپرده با سعید لیلاز، اقتصاددان و تحلیلگر مسائل راهبردی، ابعاد گوناگون این رویکرد تهاجمی واشنگتن، بنبستهای محاسباتی غرب، خطاهای ارتباطی صدا و سیما و دستگاههای نظارتی و همچنین پیامدهای تداوم تصمیمگیریهای پرهزینه در داخل کشور را به بحث و بررسی گذاشته است.
تحولات میدانی و الگوهای نظامی از ابتدای جنگ در 9اسفند1404 تا به امروز حاکی از هدف قرار گرفتن مکرر اماکن و اجتماعات کاملا غیرنظامی است؛ پس از فاجعه تلخ مدرسه در میناب، اخیرا شاهد ثبت جنایت حمله به یک مجلس عروسی در منطقه کوهستک سیریک بودیم. این دست اقدامات جدا از ترورهای هدفمند فرماندهان و شخصیتهای ایرانی است. در نگاه تاریخی، بمباران کاروانها و مجالس شادی، رفتاری است که حتی در تاریکترین مقاطع منازعات گذشته مانند جنایات نازیها در جنگ جهانی دوم نیز بهصورت رسمی رد میشد. شما این رویکرد عملیاتی را چطور تحلیل و صورتبندی میکنید؟ …



































































































































































