با توجه به سیاستها و فرمانهای اخیر رهبر انقلاب، میتوان از یک راهبرد دوپایه سخن گفت؛ نخست، امنیت منطقهای و بینالمللی که در مقابل آن، پاسخهای پرشدت و بازدارنده در برابر تجاوز خارجی از سوی فرمانده کل قوا امر به ابلاغ شده است و دوم، امنیت ملی- داخلی و شکوفایی مشارکتهای مردم در قالب بسیجهای مردمی، ساختارهای محلهای، شبکهای و تمدنی برای تقویت امنیت و تابآوری داخلی که از سوی معظمله هدفگذاری و ابلاغ شده است. این دو پایه از یکدیگر جدا نیستند. قدرت دفاعی کشور زمانی به یک قدرت راهبردی تبدیل میشود که پشتوانه آن، جامعهای امیدوار، مشارکتجو و سازمانیافته باشد.
از همین منظر، سخنان اخیر سردار طائب درباره آینده بسیج، واجد یک اهمیت راهبردی است. اگر قدرت اجتماعی از «تکثر نیروها» ساخته میشود، بسیج آینده نیز نباید خود را صرفا یک تشکل با اعضای مشخص و قالبهای محدود تعریف کند. جوانان و پیشکسوتان، مسجدیان و استادان دانشگاه، کارآفرینان و جهادگران، هنرمند و کاسب، پزشک و معلم و فعالان فضای مجازی، همگی میتوانند بخشی از امکانات امنیت ملی و امنیت داخلی برای عبور از بحرانها باشند.
بسیج قرار نیست مردم را برای بزرگترشدن خودش جمع کند؛ بسیج باید خودش را برای حل مسائل مردم بزرگ کند.
این خبر و اعلام این تغییر در زاویهبندی نگاه، بسیار مهم است. حرکت میتواند از مسجد آغاز شود اما در مسجد متوقف نمیشود؛ به محله، مدرسه، دانشگاه، بازار، محیط کار و فضای مجازی امتداد پیدا میکند. امروز ما به بسیجها و اقشار انضمامی و شبکهای نیازمندیم. در چنین تلقیای، معیار موفقیت بسیج دیگر صرفا تعداد کارتهای عضویت نیست، بلکه میزان امیدی است که در جامعه ایجاد کرده و به تعداد انسانهایی است که برای حل مسائل واقعی کشور به میدان میآورد. این وضعیت، وضعیتی سازمانی نیست.
به گمان من، این همان نقطهای است که میتوان از ورود بسیج به مرحله انضمامیتر و تمدنی سخن گفت؛ … …


































































































































































