متأسفانه، چنین ابتکاراتی از سوی کاخ سفید برای احیای طرح صلح متوقفشده غزه، در میان انتقادات فزاینده مبنی بر شکست «هیئت صلح»، بعید است نتیجهبخش باشد. نتانیاهو از اصرار خود مبنی بر اینکه حماس باید قبل از انجام هرگونه تعهدی از سوی اسرائیل، خلع سلاح شود، عقبنشینی نخواهد کرد. او در مورد لبنان نیز همین موضع را دارد؛ موضعی که از سوی طرفهای درگیر در مذاکرات، تا حد زیادی مانعتراشی تلقی میشود.
هدف نهایی نخستوزیر اسرائیل، به تأخیر انداختن مذاکرات آینده و بهویژه به نتیجه رسیدن هرگونه توافق است. دلیل این امر آن است که او از تلاش متمرکز برای پایان دادن به جنگهای اسرائیل، هیچ بهره سیاسی نمیبرد.
تا زمانی که نتانیاهو بتواند اسرائیل را درگیر هر جنگی نگه دارد (خواه با ایران، فلسطینیها، حزبالله یا سوریه)، میتواند خود را بهعنوان «آقای امنیت» جا بزند؛ تنها کسی که قادر است بهطور مؤثر با تهدید امنیتی چندجانبه مقابله کند. حفظ این تصویر پیش از انتخابات ماه اکتبر، بهویژه اهمیت دارد.
نظرسنجیها نشان داد که ۴۵ درصد اسرائیلیها با توافق صلح برای غزه مخالفند، ۳۷ درصد خواهان بازگشت به جنگ در باریکه هستند، در حالی که ۱۷ درصد خواهان حفظ وضعیت موجود میباشند. دو سوم اسرائیلیها خواهان تداوم اشغال بخشهایی از جنوب لبنان برای حفظ «کمربند امنیتی» هستند. نزدیک به نیمی از اسرائیلیها خواهان اقدام نظامی بزرگ علیه ایران هستند. بسیاری از این رأیدهندگان حامی جنگ، بخشی از حامیان بالقوه نتانیاهو به شمار میآیند.
آیا برای آنها مهم است که نخستوزیر تقریباً در تمامی برنامهها و تلاشهایش برای شکست دادن دشمنان اسرائیل بهطرز فاجعهباری شکست خورده است؟ چندان خیر. او همچنان تنها کسی دیده میشود که تجربه و سرسختی کافی برای رویارویی با جهانی بهطور گسترده متخاصم را دارد.
بسیاری از اسرائیلیها معتقدند که جهان بهطور کلی نابودی اسرائیل را هدف قرار داده است. هر کسی که بهطور خودکار «در کنار اسرائیل» نایستد، دشمن اسرائیل است. برای حامیان او، نتانیاهو تنها سیاستمدار اسرائیلی است که این وضعیت را بهدرستی تشخیص میدهد. آنها او را تنها کسی میدانند که قادر است سره را از ناسره جدا کرده و اتحادهای دفاعی مناسب و مؤثری برای اسرائیل ایجاد کند.
همچنین، نتانیاهو به داشتن دانش گسترده از سیاست آمریکا مشهور است. بسیاری از اسرائیلیها معتقدند که او هر آنچه را که ترامپ میتوانست بدهد گرفته، اما در عین حال به افکار عمومی اسرائیل اجازه داده است تا ببینند که حتی به رئیسجمهور آمریکا نیز نمیتوان اعتماد کرد.
این واقعیت که اسرائیل عموماً بازنده تلقی میشود که ایالات متحده را بهعنوان یک شریک مهم از دست داده است، از بسیاری جهات برای وجهه نتانیاهو بیاهمیت است. اکنون، همانطور که رد طرح صلح از سوی او نشان میدهد، او تنها کسی است که میتواند به آمریکا «نه» بگوید.
تضعیف هرگونه پیشرفت برای پایان دادن به هر یک از درگیریها برای نتانیاهو مهم است، همچنین به این دلیل که به او اجازه میدهد روند محاکمه کیفری خود را شکل دهد. برای مثال، او میتواند درخواست تنفس برای «جلسات مهم سیاسی» کند. تیم حقوقی او میتواند ادعا کند که به دلیل یک سفر کاری برنامهریزیشده باید جلسه را متوقف کند، همانطور که او میتواند ادعای معاینات پزشکی و سایر وقفههای مشابه را داشته باشد. جنگ ناهنجاریها و بینظمیها را پرورش میدهد. چه کسی جز نخستوزیر مسئول رسیدگی مناسب به چنین وقفههایی است؟
در حالی که نتانیاهو به فشار برای جنگ دائمی ادامه میدهد، به نظر نمیرسد که چندان نگران اقتصاد اسرائیل باشد. در واقع، درگیری برای کسبوکارها، بهویژه شرکتهای دفاعی سودمند بوده است. بورس اوراق بهادار اسرائیل شاهد رکوردهای بیسابقهای است، در حالی که ارزش شِکِل افزایش یافته است. رشد پیشبینیشده برای سال ۲۰۲۷، ۵.۶ درصد است.
اما گزارشی که در ژوئن توسط سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) منتشر شد، پیشبینی کرد که هرگونه بازگشت به فعالیت نظامی شدید، «هزینههای مالی سنگینی» را بر اقتصاد اسرائیل تحمیل خواهد کرد؛ زیرا کسبوکارها مجبور به تعطیلی میشوند و نیروهای ذخیره بسیج میگردند.
اما هشدارهای سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) نمیتواند نخستوزیری را که بقای سیاسی خود را به جنگ گره زده است، منصرف کند. بازدیدهای ویژه فرستادگان کاخ سفید نیز ظاهراً نمیتواند تأثیری بگذارد.



























































































![[سیدمحمدکاظم سجادپور] انتخابات میاندورهای آمریکا و جنگ](/news/u/2026-08-17/ettelaat-hkoqz.jpg)







































































