شعارها همه عاری از عمل و خط و نشان ها در رقابتی شدید پر رنگ تر.
اما آنسوتر از این قلیل مساحت ناچیز زمین، زمان شاهد واقعیتهای تلخ جنابتهایی است که با اشاره همین مدعیان حقوق بشر از اندک مجال زیستن محروم و فریاد دادخواهی شان تا پشت دیوارهای سازمان ملل و سد غرور و خودخواهی ددمنشانی که متوهم جهان اول بودن،
آتشبارهای جنگی شان پروایی از جنایت جنگی ندارد و گداخته های آتش جنگشان بی رحمانه کودکان زنان و مردان بی گناه غزه را به کام می گیرد.
گرگهای بر سریر قدرت نشسته و پنجه های تیزشان که خون ملتها از آن می چکد، برق دندان های تیزشان، بی شرمانه مهر محکومیت بر سرنوشت قربانیان جنگ می زنند و همچنان بر طبل جنگ می کوبند.
مرزها آن سوتر اما بوی مرگ از چادرهای آوارگان بر می خیزد و گرسنگی بر پیکر نحیف کودکان شلاق می زند غزه خالی از آواز چلچله ها اما پر از غرش موشکها سوخته در آنش شرارت و جنگ هر روز مرگ را در میان مردم بی پناه تقسیم می کند.
تاریخ بیزار از آنچه می بیند، کتاب زمان را ورق می زند و شرمسار از آنچه برصفحه می نگارد.
ماشین های لوکس. بادیگاردهای کهنه کار و نمایندگان کشورهایی که می آیند تا در فرصت سالانه، از تریبون سازمان ملل فریادی باشند در رثای ملتهای مظلومشان یا عربده ای بر رذالت ابلیس صفتانه شان...
معترضین جنگ ایستاده در خیابانهای منتهی به مقر سازمان ملل، پرچم هایشان نماد مظلومیت بشریت و بغض نهفته در فریادشان، دادخواهی کودکان معصومی که سهم شان از جهان کودکی آوارگی است و حسرت آغوش گرم مادر … …



































































































































































